X
تبلیغات
تحقیق و پژوهش در همه زمینه ها

سهراب سپهری

سهراب سپهری

تولد

۱۵ مهر، ۱۳۰۷

/ ۷ اکتبر، ۱۹۲۸
کاشان، ایران

مرگ

۱ اردیبهشت، ۱۳۵۹ (۵۱ سال)

/ ۲۱ آوریل، ۱۹۸۰
تهران، ایران

مدفن

امامزاده سلطان‌علی، مشهد اردهال

زمینه فعالیت

شاعر، نقاش

ملیت

ایرانی

محل زندگی

کاشان، تهران

نهاد مرتبط

دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران

پیشه

مدرّس هنرستان هنرهای زیبا


سهراب سپهری ( ۱۵ مهر ۱۳۰۷ در کاشان - ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ در تهران) شاعر و نقاش ایرانی بود. او از مهم‌ترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است. وی پس از ابتلا به بیماری سرطان خون در بیمارستان پارس تهران درگذشت.

زندگی‌نامه

دورهٔ‌ ابتدایی را در دبستان خیام کاشان (۱۳۱۹) و متوسّطه را در دبیرستان پهلوی کاشان (خرداد ۱۳۲۲) گذراند و پس از فارغ‌التحصیلی در دورهٔ‌ دوسالهٔ‌ دانش‌سرای مقدماتی پسران به استخدام ادارهٔ‌ فرهنگ کاشان درآمد. در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دورهٔ دبیرستان خود را دریافت کرد. سپس به تهران آمد و در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد که پس از ۸ ماه استعفا داد. سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعهٔ شعر نیمایی خود را به نام مرگ رنگ منتشر کرد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به دریافت نشان درجهٔ اول علمی نایل آمد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعهٔ اشعار خود را با عنوان «زندگی خواب‌ها» منتشر کرد. آنگاه به تأسیس کارگاه نقاشی همت گماشت. در آذر ۱۳۳۳ در ادارهٔ کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه‌ها شروع به کار کرد و در هنرستان‌های هنرهای زیبا نیز به تدریس می‌پرداخت. در مهر ۱۳۳۴ ترجمهٔ اشعار ژاپنی از وی در مجلهٔ «سخن» به چاپ رسید. در مرداد ۱۳۳۶ از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت. ضمنا در مدرسهٔ هنرهای زیبای پاریس در رشتهٔ لیتوگرافی نام نویسی کرد. وی همچنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه‌ها به معرض نمایش گذاشت. حضور در نمایشگاه‌های نقاشی همچنان تا پایان عمر وی ادامه داشت. سهراب سپهری مدتی در ادارهٔ کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری در سال ۱۳۳۷ مشغول به کار شد. از مهر ۱۳۴۰ نیز شروع به تدریس در هنرکدهٔ هنرهای تزئینی تهران نمود. در اسفند همین سال بود که از کلیهٔ مشاغل دولتی به کلی کناره‌گیری کرد.

من کاشی ام . اما در قم متولد شده ام . شناسنامه ام درست نیست . مادرم می داند که من روز چهاردهم مهر (6 اکتبر ) به دنیا آمده ام . درست سر ساعت 12 . مادرم صدای اذان را می شنیده است . در قم زیاد نمانده ایم . به گلپایگان و خوانسار رفته ایم . بعد به سرزمین پدری . من کودکی رنگینی داشته ام . دوران خردسالی من در محاصره ترس و شیفتگی بود . میان جهش های پاک و قصه های ترسناک نوسان داشت . با عمو ها و اجداد پدری در یک خانه زندگی می کردیم . و خانه بزرگ بود باغ بود . و همه جور درخت داشت ... . برای یاد گرفتن ، وسعت خوبی بود . زمین را بیل می زدیم . هرس می کردیم . در این خانه پدر ها و عمو ها خشت می زدند . بنایی می کردند . به ریخته گری و لحیم کاری می پرداختند . چرخ خیاطی و دوچرخه تعمیر می کردند . تار می ساختند . به کفاشی دست میزدند . در عکاسی ذوق خود می آزمودند . قاب منبت درست می کردند . نجاری و خراطی یش می گرفتند . کلاه می دوختند . با صدف دکمه و گوشواره می ساختند .
کوچک بودم که پدرم بیمار شد . و تا پایان زندگی بیمار ماند . پدرم تلگرافچی بود . در طراحی دست داشت . خوش خط بود . تار می نواخت . او مرا به نقاشی عادت داد . الفبای تگراف (مورس) را به من آموخت . در چنان خانه ای خیلی چیز ها می توان یاد گرفت . 
من قالی بافی را یاد گرفتم و چند قالیچه وچک از روی نقشه های خودم بافتم . چه عشقی به بنایی داشتم . دیوار را خوب می چیدم . طاق ضربی را درست می زدم . آرزو داشتم معمار شوم . حیف دنبال معماری نرفتم . 
در خانه آرام نداشتم . از هر چه درخت بود بالا می رفتم . از پشت بام می پریدم پایین . من شر بودم . مادر پیش بینی می کرد که من لاغز خواهم ماند . من هم ماندم . ما بچه های یک خانه نقشه های شیطانی می کشیدیم . 
روز دهم مه 1940 موتور سیکلت عمویم را دزدیدم و مدتی سواری کردیم . دزدی میوه را خیلی زود یاد گرفتم . از دیوار باغ مردم بالا می رفتیم و انجیر و انار می دزدیدیم . چه کیفی داشت . شب ها در دشت صفی آباد به سینه می خزیدیم تا به جالیز خیار و خربزه نزدیک شویم . تاریکی و اضطراب را میان مشت های خوب می فشردیم . تمرین خوبی بود . هنوز دستم نزدیک میوه دچار اضطرابی آشنا می شود .
خانه ما همسایه صحرا بود . تمام رویاهایم به بیابان راه داشت و پدر و عموهایم شکارچی بودند . همراه آنها به شکار می رفتیم  
بزرگ که شدم ، عموی کوچک تیراندازی را با من یاد داد . اولین پرنده ای که زدم یک سبزه قبا بود . هرگز شکار خشنودم نکرد . اما شکار بود که مرا پیش از سپیده دم به صحرا می کشید . و هوای صبح را به میان کر هایم می نشاند . در شکار بود که ارگانیسم طبیعت را بی پرده دیدم . به پوست درخت دست کشیدم . در آب روان دست و رو شستم . در باد روان شدم . چه شوری برای تماشا داشتم . 
اگر یک روز طلوع و غروب آفتاب را نمی دیدم گناهکار بودم . هوای تاریک و روشن مرا اهل مراقبه بار آورد .تماشای مجهول را به من آموخت . من سالها نماز خوانده ام .
بزرگتر ها می خواندند . من هم می خواندم . در دبستان ما را برای نماز به مسجد می بردند . 
روزی در مسجد بسته بود . بقال سر گذر گفت : «نماز را روی پشت بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیک تر باشید » 
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم بی آنکه خدایی داشته باشم . 
تابستان ها به کوهپایه می رفتیم . با اسب و قاطر و الاغ سفر می کردیم . در یک سفر راه میان کاشان و قریه برزک را با پالکی پیمودیم . در گوشه باغ ما یک طویله بود . چارپا نگه می داشتیم . پدر بزرگ من یک مادیان سپید داشت . تند و سرکش بود ومرا می ترساند . 
 من از خیلی چیز ها می ترسیدم : از مادیان سپید پدر بزرگ ، از مدیر مدرسه ، از نزدیک شدن وقت نماز ، از قیافه عبوس شنبه . چقدر از شنبه ها بیزار بودم . خوشبختی من از صبح پنجشنبه آغاز می شد . عصر پنجشنبه تکه ای از بهشت بود . شب که می شد در دور ترین خواب هایم طعم صبح جمعه را می چشیدم.
در دبستان از شاگردان خوب بودم . اما مدرسه را دوست نداشتم . خودم را به دل درد می زدم تا به مدرسه نروم . بادبادک را بیش از کتاب مدرسه دوست داشتم . صدای زنجره را به اندرز آقای معلم ترجیح می دادم . وقتی در کلاس اول دبستان بودم . یادم هست یک روز داشتم نقاشی می کشیدم ، معلم ترکه انار را برداشت و مرا زد ، و گفت : « همه درسهایت خوب است . تنها عیب تو این است که قاشی می کنی ». این نخستین پاداشی بود که برای نقاشی گرفتم . با این همه ، دیوار های کچی و کاهگلی خانه را سیاه کرده بودم . 
دهساله بودم که اولین شعرم را نوشتم . هنوز یک بیت آن را بیاد دارم :
ز جمعه تا سه شنبه خفته نالان نکردم هیچ یادی از دبستان 
اما تا هجده سالگی شعری ننوشتم . این را بگویم که من تا هجده سالگی کودک بودم . من دیر بزرگ شدم . دبستان را که تمام کردم . تابستان را در کارخانه ریسندگی کاشان کار گرفتم . یکی دو ماه کارگر کارخانه شدم . نمی دانم ، تابستان چه سالی ملخ به روستای ما هجوم آورد . زیانها رساند . من مامور مبارزه با ملخ در یکی از آبادیها شدم .
راستش را بخواهید حتی برای کشتن یک ملخ هم نقشه نکشیدم . وقتی میان مزارع راه می رفتم ، سعی می کردم پا روی ملخ ها نگذارم . اگر محصول را می خوردند پیدا بود که گرسنه اند . منطق من ساده و هموار بود . روز ها در آبادی زیر یک درخت دراز می کشیدم و پرواز ملخ ها را در هوا دنبال می کردم . اداره کشاورزی مزد contemplation مرا می پرداخت . 
در دبیرستان ، نقاشی کار جدی تری شد . زنگ نقاشی نقطه روشنی در تاریکی هفته بود . میان همشاگردی های من چند نفری خوب بودند . نقاشی می کردند . شعر می گفتند . و خط را خوش می نوشتند . در شهر من شاعران نقاش و نقاشان شاعر بسیار بوده اند . با همشاگردی ها به دشتها می رفتیم . و ستایش هر انعکاس را تمرین می کردیم . سالهای دبیرستان پر از اتفاقات طلایی بود . 
من هنوز غریزی بودم . و نقاشی من کار غریزه بود . شهر من زنگ نداشت . قلم مو نداشت . در شهر من موزه نبود . گالری نبود . استاد نبود . منتقد نبود . کتاب نبود . باسمه نبود . فیلم نبود . اما خویشاوندی انسان و محیط بود . تجانش دست و دیوار کاهگلی بود. 
فضا بود . طراوت تجربه بود . می شد پای برهنه راه رفت . و زبری زمین را تجربه کرد . 
می شد انار دزدید و moral تازه ای را طرح ریخت . می شد با خشت دیوار خو گرفت . 
معماری شهر من آدم را قبول داشت . دیوار کوچه همراه آدم راه می رفت . و خانه همراه آدم شکسته و فرتوت می شد . همدردی organic داشت . شهر من الفبا را از یاد برده بود ، اما حرف می زد . جولانگاه قریحه بود . نه جای قدم زدن تکنیک .
در چنین شهری ما به آگاهی نمی رسیدیم . اهل سنجش نمی شدیم . شکل نمی دادیم . در حساسیت خود شناور بودیم . دل می باختیم . شیفته می شدیم . و آنچه می اندوختیم پیروزی تجربه بود . 
سه سال دبیرستان سر آمد . آمدم تهران . و رفتم دانشسرای مقدماتی . به شهر بزرگی آمده بودم . اما امکان رشد چندان نبود . در دانشسرا نان سیاه می خوردیم . ورزش می کردیم . و آهسته از حوادث سیاسی حرف می زدیم . با چقدر خامی . من سالم بودم . 
ورزش من خوب بود . در بازی فوتبال بیشتر wing forward بودم . از نقاشی چیزی نیاموختم . کمی با رنگ و پرسپکتیو آشنا شدم . محیط شبانه روزی ما جای جدال بود و درسهای خشک ، و انضباط بی رونق . و ما جوان بودیم ، و خام ، و عاصی . چند نفری دور هم گرد آمده بودیم ، با نقشه های شیطانی . چه آشوبی به پا می کردیم . اگر از سهم زغال سنگ ما می کاستند ، شبانه قفل انبار را می شکستیم . و میز های تحیریر را از ذغال می انباشتیم . یا تخته قفسه ها را به آتش بخاری می سپردیم . شبهای تعطیل که از شبانه روزی در می آمدیم ، اگر دیر بر می گشتیم ، و در بسته بود ، از دیوار داخل می شدیم . 
دانشسرا تمام شد و من به کاشان بر گشم . د.ران دگر گونی ها آغاز شد . خانه قدیمی از دست رفته بود . اجداد پدری در گذشته بودند . عمو ها در خانه های جدا می زیستند . 
خانواده من هم در خیابانی که به ایستگاه راه آهن می رفت ، روزگار می گذراندند. سال 1945 بود فراغت در کف بود . فرصت تامل به دست آمده بود . زمینه برای تکان های دلپذیر فراهم آمده می شد . 
در خانه ، آرامش دلخواه بود . چیزی به تنهایی من تحمیل نمی شد . می نشستم و رنگ می ساییدم . با رنگ های روغنی کار می کردم . حضور اشیاء بر اراده من چیره بود . تفاهم چشم و درخت مرا گیج می کرد . در تماشا تاب شکل دادن نبود . تماشا خاص بود . تنهایی من عاشقانه بود . نقاشی عبادت من بود . من شوریده بودم . و شوریدگی ام تکنیک نداشت . 
روی بام کاهگلی می نشستم . و آمیختگی غروب را با sensuality بامهای گنبدی شهر تماشا می کردم . بسادگی مجذوب می شدم . و در این شیفتگی ها خشونت خط نبود . برق فلز نبود . درام اندامهای انشان نبود . نقاشی من فساد میوه را از خود می راند . ثقل سنگ را می گرفت . شاخه نقاشی من دستخوش آفت نبود . آدم نقاشی من عطسه نمی کرد . راستی چه دیر به ارزش نقصان پی بردم . و اعتبار فساد را در یافتم . 
زندگی من آرام می گذشت . اتفاقی نمی افتاد . دگر گونی های من پنهانی بود . و در آفتابی می شد . با دویستان قدیم - یاران دبیرستانی - به شکار می رفتیم . آنقدر زود از خواب پا می شدیم که س=یده دم را در آبادیهای دور تجربه می کردیم . ما فرزندان وسعت ها بودیم . سطوح بزرگ را می ستودیم . در نفس فصل روان می شدیم . 
شنزار ها فروتنی می آموختند . جایی که افق بود نمی شد فروتن نبود . زیر آفتاب سوزان می رفتیم .
و حرمت خاک از کفش های ما جدایی نداشت . 
اواخر دسامبر 1946 بود . و من در اداره فرهنگ کار گرفتم. 
آشنایی من با جوان شاعری که در آن اداره کار می کرد ، رنگ تازه ای به زندگیم زد . شعر های مشفق کاشانی را خوانده بودم . خودش را ندیده بودم . مشفق دست مرا گرفت . و مرا به راه نوشتم کشید .
الفبای شاعری را او به من آموخت . غزل می ساختم ، و او سستی و لغزش کار راباز می گفت . خطای وزن را نشان می داد . اشارات او هوای مرا داشت . هر شب می نوشتم .
انجمن ادبی درست کردیم . و شاعران شهر را گرد آوردیم . غزل بود که می شاختیم . 
اما آنچه می گفتیم شعر نبود . دو دفتر از این گفته ها را سوزاندم . 
من فن شاعری می آموختم . اما هوای شاعرانه ای که به من می خورد ، نشئه ای عجیب داشت . مرا به حضور تجربه های گمشده می برد . 
خیالاتیم می کرد ، با زندگی گیر و دار خوشی داشتم . و قدم های عاشقانه بر می داشتم . کمتر کتاب می خواندم . بیشتر نگاه می کردم . میان خطوط تنهایی در جذبه فرو می رفتم . 
خانه ما به خلوت یک خیابان مشرف بود . از ایوان صحرا پیدا بود ، و برج و باروهای قدیمی . شب ها کاروان شتر از کنار خانه ما می گذشت . در جاده ای که به اصفهان می رفت ، دور می شد . و سحر گاه با بار هیمه به شهر باز می گشت . صدای شتر زیر دندان همه خواب هایم بود . طعم تجرد می داد . به پریشانی می کشاند . غمگین می کرد و روزگار مستی مقیاس بود . و من عاشق بودم . 
اسباب نقاشی را به ترک دوچرخه می بستم ، و روانه دشت می شدم . می نشستم ، و نبض آفتاب را روی کوه های دور می گرفتم . به ستایش nuance عادت می کردم . تعادل را می آموختم . 
تابستان 1948 رسید . با خانواده به قمصر رفتم . و هوا خوش بود . کار من نقاشی بود . و کوه پیمایی . آنجا بود که با منوچهر شیبانی بر خوردم . و این برخورد مرا دگرگون کرد . 
شنبه دهم ژوئیه بود . که برادرم در دفتر خاطرات خود نوشت :« چون به خانه رسیدیم ، من و برادرم کار های خود را کرده به خانه یک نقاش که فقط به اسم او را می شناختیم روان شدیم . پس از پرسیدن بسیار زنگ در خانه ای را به صدا در آوردیم . کلفتی در را باز کرد . اسم ما را پرسید . چیزی نگذشت که خود نقاش آمد و ما را به درون برد . تا غروب آفتاب در خانه آن به سر بردیم . صحبت ما فقط از نقاشی بود » .
آنروز شیبانی در ایوان خانه چیز ها گفت . از هنر حرف ها زد . وان گوک را نشان داد و من در گیجی دلپذیری بودم . هر چه می شنیدم تازه بود . و هر چه می دیدم غرابت داشت . شب که به خانه برگشتیم ، من آدمی دیگر بودم . طعم یک استحاله را تا انتهای خواب در دهان داشتم .  
فردای آنروز نقاشی من چیز دیگر شد . نقاشی من خوب نبود . خوبتر هم نشد . در مسیری دیگر افتاد . از آن پس شیبانی را بیشتر روز ها می دیدم . با هم به دشت می رفتیم .
نقاشی می کردیم . حرف می زدیم . شیبانی شعر هایش را می خواند . از نیما می گفت . به زبان تازه شعر اشاره می کرد . و در این گشت و گذار ها بود که conception هنری من دگرگون می شد . همان شال به دانشکده هنر های زیبای تهران رفتم . دوران تحولات هنری محیط ما بود . انجمن خروس جنگی بیداد می کرد و نو با کهنه می جنگید . و میان این شور و ستیز ها کار من ذره ذره شکل می گرفت

درگذشت

آرامگاه سهراب سپهری

سهراب سپهری در غروب ۱ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ در بیمارستان پارس تهران به علت ابتلا به بیماری سرطان خون درگذشت. صحن امامزاده سلطان‌علی روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان میزبان ابدی سهراب گردید.

سفرهای خارج از کشور

نمایشگاه‌های نقاشی

از جمله نمایشگاه‌های نقاشی که سهراب سپهری در آن‌ها حضور داشت، یا نمایشگاه انفرادی وی بودند، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

آثار ادبی

سهراب در آغاز کار شاعری تحت تأثیر شعرهای نیما بود و این تأثیر در «مرگ رنگ» به خوبی مشهود است. بعدها سبک او دستخوش تغییراتی می‌شود و شعرش با دیگر شاعران هم دورهٔ خویش متمایز می‌گردد. از جمله مجموعه شعرهای دیگر سهراب سپهری می‌توان به این عنوان‌ها اشاره نمود:

      منابع: vahabsiami@ blogfa.com

 



تاريخ : پنجشنبه ششم آبان 1389 | 14:2 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]
 

آب درمانی

 

آب درمانی درگذشته توسط ایرا نیان باستان یونانیها و مصری ها با توجه به خواص بی نضیر آب مور استفاده قرار می گرفته است.
شاید آسان ترین و راحت ترین وسیله ای که ورزشکاران ومردم برای رفع خستگی .کسالت و بدست آوردن آرامش و راحتی از آن استفاده میکنند آب باشد.
گرفتن دوش آب گرم پس از ورزش و مسابقه .یا پس از انجام کارهای سنگین روزانه تقریبا یک امر طبیعی و عاذی است که تمام بازیکنان و افراد آگاهانه یا بدون اگاهی از ان استفاده می کنند.
آب درمانی یک روش عامه پسند است و به خلاف اکثر روشهای دیگر رفع خستگی عضلانی با رضایت و خوشنودی ورزشکاران توام می شود

در این روش ورزشکار یا شخص آسیب دیده میتواند کارهی متفاوتی در آب انجام دهد انواع حرکات شامل راه رفتن های متفاوت و بسیار گوناگون برای انواع امراض و رفع این بیماریها و نسیت به درجه و نوع بیماریهای متفاوت و گوناگون استفاده از برنامه های مختلف برای تسکین و بهبود درد توسط مربیان دوره دیده و کار آزموده و با تجربه که در انتها چند نمونه از این برناه ا را با هم مرور میکنیم و شما هم میتوانید از آن استفاده کنید البته با تایید و زیر نظر  مربی

اکنون اب درمانی در بسیاری از استخر ه در حال گسترش هست و ایران نیز به طور طبیعی دارای مراکز درماننی آبی بسیاره در دل کوها و جنگل ها می باشد که در انتها نیز به شما معرفی خواهم کرد

 

با تمام مزایا در مورد آب درمانی باید گفت :با شناخت و آگاهی از تاثیرات فیزیولوژیکی و درمانی آب به آسانی و راحتی میتوان از آن استفاده کرد.هیدرو تراپی آب درمانی به شکل امروزی آن را شاید بتوان مدیون دکتر جان فلویر انگلیسی دانست.شاید استفاده از آب در موارد درمانی و رفع خستگی در ورزشکاران و به دست آوردن آرامش جسمی و روحی قدمتی معادل قدمت زندگی بشر داشته باشد.
مزایا و خصوصیات استفاده از آب درمانی برای تسکین دردها و آفرینش آرامش یعنی در موارد درمانی و رفع خستگی در ورزشکاران و به دست آوردن آرامش جسمانی و روحی متعدد است.
در دسترس بودن آن برای همه .ارزان بودن نسبت به روشهای دیگر .اندازه گیری درجه حرارت اب به آسانی .سبک شدن وزن بدن در آب و عامه پسند بودن آن برای همه از جمله مزایای اب درمانی است

مزایای آب درمانی

آب درمانی چگونه باعث رفع خستگی ورزشکاران می شود؟ برای شناخت و آگاهی از چگونگی عمل و علل رفع خستگی ورزشکاران، متعاقب استفاده از هیدروتراپی باید تاثیرات فیزیولوژیکی آب درمانی را نیز بررسی کرد. به طور کلی، در هنگام قرار گرفتن در آب، تغییرات زیر در بافت ها و اندام های بدن رخ می دهد.
- افزایش درجه حرارت بدن: بر حسب میزان و مقدار گرمای آب، درجه حرارت بدن هم تغییر می کند. در اغلب موارد که درجه حرارت آب استخر بین 34 تا 37 درجه سانتیگراد باشد، دمای بافت ها و عضلات ورزشکار نیز مقداری افزایش می یابد

افزایش سوخت و ساز بافت ها: در اثر افزایش حرارت بافت های مختلف بدن، میزان سوخت وساز یا متابولیسم عمومی بافت ها نیز زیاد می شود.
- اتساع عروق: بالا بودن حرارت آب منجر به بالا رفتن حرارت بدن و متعاقب آن، متسع شدن عروق و مویرگ ها می شود. در ضمن، اتساع عروقی می تواند ناشی از افزایش سوخت و ساز سلول ها باشد که نیاز به اکسیژن اضافی و دفع بیشتر مواد حاصل از سوخت و ساز دارند.
- افزایش جریان خون: افزایش درجه حرارت بدن موجب زیادتر شدن سوخت و ساز سلول ها می شود که برای جبران کردن این امر، بدن به افزایش جریان خون بافت ها روی می آورد. بنابر این، میزان جریان خون نیز متعاقب قرار گرفتن در آب گرم افزایش می یابد.
- افزایش میزان فعالیت قلب: به دنبال اتساع عروق خونی و زیاد شدن میزان جریان خون، میزان خون وارده به قلب نیز زیادتر می شود و طبق قانون فرانگ استارلینگ (هرچه خون وارده به قلب زیادتر شود، خون خارج شده از آن نیز زیادتر می شود) میزان برون ده قلبی نیز افزایش می یابد و فعالیت قلبی هم بیشتر می شود.
به دنبال ایجاد تاثیرات فیزیولوژیکی فوق در بافت ها و اندام های بدن، یک سلسله تاثیرات درمانی در فرد مشاهده می شود، از جمله در اثر افزایش جریان خون و بهبود وضع تغذیه در اندام ها و دفع سریع مواد زاید، گرفتگی و اسپاسم عضلات فرد، بر اثر وقوع تغییرات مذکور، این درد و ناراحتی ورزشکار از بین می رود. به طور خلاصه می توان گفت که تاثیرات درمانی آب به واسطه اثری است که آب روی پوست بدن دارد. در آب درمانی، پوست بدن به عنوان یک عضو مهم و اساسی است، زیرا بر اثر برخورد جریان آب، گیرنده های عصبی پوست تحریک می شوند. تحریکات ایجاد شده از طریق اعصاب، بر سیستم عصبی مرکزی تاثیر می گذارند و این تاثیرات سیستم عصبی مرکزی است که باعث به وجود آمدن اثرات درمانی آب می شود. استفاده از آب درمانی روی جریان خون، سوخت و ساز بدن، سیستم عصبی، ترکیب خون و میزان ترشح غدد نیز تاثیر می گذارد و در نهایت، تجمع این تاثیرات روی روان فرد منعکس می شود
 درمان با آب در بیماریهای انسان بسیار ساده وطبیعی است.
 روش درمان زیاد دشوار نیست.
 کاملا بی ضرر است وآثار بدی بر جا نمی گذارد.
 آثار مسمومیت به همراه ندارد و نیازی به داروهای سمی نیست.
 ارزانترین وسیله است و درهمه جا براحتی بدست می آید.
 هضم را بهبود می بخشدویبوست را که منشاء بروز اغلب بیماریهاست برطرف می کند.
 خواب طبیعی را برقرار می سازد ومغز وبدن را تقویت می بخشد.
 بی درد است ودرد را بسهولت تسکین می دهد.
 درمان آن اساسی وریشه ای است.

موارد کاربرد آب درمانی
 کاهش درد و گرفتگی عضلانی

 ریلاکسیشن 

حفظ و افزایش دامنه حرکتی اندام ها
 بازآموزی فعالیت عضلات فلج
 تقویت عضلات
 پیشرفت دادن حرکات جهت راه رفتن
 افزایش گردش خون و بهبود تغذیه بافت ها
جلوگیری از تحلیل رفتن عضلات

رفع محدودیت حرکتی و یا پیشگیری از آن

جلوگیری از پوکی استخوان

پیشگیری از ایجاد انحراف در ستون فقرات

ایجاد روحیه نشاط و شادابی

پیشگیری از رسوب سنگ در کلیه ها و مجاری ادرار

کارکرد بهتر کلیه ها

افزایش حجم تنفسی و کارکرد بهتر ریه ها

کاهش اسپاسم

کاهش درد

افزایش حرکت روده ها و جلوگیری از یبوست

تقویت عضلات

ایجاد روحیه اعتماد به نفس و ایجاد روحیه قدرتمندی برای انجام کارهای روزه مره بخصوص در افراد نخاعی

ارتقاء بهداشت پوست و مو و جلوگیری از ایجاد زخم فشاری

در آرتروز مفاصل ران و زانو، اسپوندیلیت انکیلوزان، کمر درد و آسیبهای بافت عضلانی، فلج اندام ها و ... با استفاده از آب درمانی درد بیمار کاهش یافته و حرکت مفاصل وی راحت تر انجام شده و دامنه حرکات مفاصل افزایش می یابد. در آب درمانی اثرات گرما تر و طولانی تر بوده، خستگی کمتر و حرکات نرم تر صورت می گیرد. تعداد عضلات فعال و مفاصل متحرک نیز بیشتر هستند.
قبل از شروع درمان، باید درجه حرارت بدن بیمار و وضعیت اندام ها و بدن او از نظر وجود تورم، زخم باز، رنگ پوست مورد بررسی قرار گرفته و نحوه درمان به او شرح داده شود

از دیگر فواید غیر مستقیم حرکت در آب برای کسانی که مشکل حرکتی دارند و یا دچار ضایعه نخاعی هستند و یا قطع عضو هستند (بخصوص در افرادی که صدمه نخاع دیده اند ) عدم تغییر -کل در ستون فقرات می باشد. در افراد دچار ضایعه نخاع به علت عدم استفاده بیش از حد از ویلچر و نشستن دراز مدت در آن، انحنایی بصورت جانبی در ستون فقرات ایجاد می شود ( اسکلیوز ) که این معضل با حرکت درمانی در آب و شنا حل می شود. زیرا در آب ستون فقرات به حالت کشیده در می آید و حرکت دستها در آب به تقویت عضلات ناحیه پشت کمک کرده و از ایجاد اسکلیوز جلوگیری می نماید.

-این ورزش با ایجاد افزایش گردش خون در ناحیه کلیه ها و مثانه از رسوب مواد معدنی به شکل سنگ در کلیه ها و مجاری ادرار جلوگیری نموده و تخلیه بهتر مثانه را سبب می شود.

-حرکت در آب ، حجم تنفسی ریه را بالا برده ، از تجمع ترشحات و خلط در ریه و ایجاد عفونت در آن جلوگیری کرده و با تنفس بهتر، سلامت بیشتر ریه ها را تضمین می نماید . لازم به تذکر است که آب به دلیل برخی خواص فیزیکی نظیر چسبندگی ، شناوری ، فشار و غلظت (ویسکوزیته ) اثرات بسیار مفیدی در انجام حرکات ورزشی دارد و از این خواص در دستگاههای هیدروتراپی استفاده می شود. در هیدروتراپی عمومی معمولا" از استخر یا وان های پروانه ای شکل استفاده می گردد. در حالی که در هیدروتراپی موضعی از وانهای کوچک و یا وان گردابی استفاده می شود. برخی از دستگاههای آب درمانی به گونه ای طراحی شده اند که می توانند آب را با فشار زیاد به اندامها بپاشند و یا حالت گردابی در آب ایجاد نمایند . در این حال علاوه بر استفاده از اثرات حرارتی آب ، از اثرات میکانیکی آن نیز بهره برد. حالت گردابی آب همچون ماساژ عمل می کند و از طریق تحریک اعصاب حسی سبب تسکین دردهای موضعی و بهبود گردش خون می شود . در آب درمانی دمای آب ،مدت استفاده از آب و تعداد جلسات درمانی ، متناسب با شدت بیماری و شرایط جسمی و روانی بیمار تنظیم می شود. پس از صحبت در باره آب درمانی به شیوه مدرن بهتر است به درمان بوسیله آب های معدنی نیز اشاره شود. استفاده از آب های معدنی طرفداران زیادی در سراسر جهان پیدا کرده است. در ایران نیز به دلیل وجود چشمه های فراوان آب گرم بسیاری از بیماران از این گونه حمامها برای درمان دردهای خود استفاده می کنند.

منابع:

 



تاريخ : چهارشنبه پنجم آبان 1389 | 20:36 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

چكيده

همه ي حكيمان الهي، معاد را حق مي‌دانند، با اين‌حال درباره چگونگي آن ديدگاه‌هاي متفاوتي دارند. به باور صدرالمتألهين، كساني كه معتقدند وقتي بدن نابود گردد ديگر بازگشت آن ناممكن خواهد شد و اين نفس است كه در قيامت حاضر خواهد گشت، از چگونگي عالم آخرت غافل‌اند؛ به واقع، اينان آيات صريح قرآني را كه به روشني بر جسماني بودن معاد دلالت دارند تأويل كرده‌اند! صدرالمتألّهين در اثبات جسماني بودن معاد گفته است: اگر كسي با داشتن سلامت نفس به مقدّمات اثبات معاد جسماني بنگرد، يقيناً به اين نتيجه خواهد رسيد كه همين بدن به عين آن در قيامت محشور خواهد شد. همچنين، شيخ اشراق بر وقوع معاد جسماني با قالب مثالي تأكيد دارد. ساير حكما از جمله ابن‌سينا نيز معاد جسماني را بنابر خبر پيامبراكرم«ص» به اثبات رسانده‌اند؛ ضمن اينكه محقق طوسي آن را ضرورت دين شمرده است، و در نهايت به اين نتيجه دست خواهيم يافت كه معاد جسماني خواهد بود؛ يعني انسان با بدن مادي و عنصري محشور مي‌شود، گرچه درآنجا تغييراتي در نظام بدن رخ خواهد داد.
كليد واژه‌ها: معاد روحاني، معاد جسماني، چگونگي معاد جسماني، قالب مثالي، بدن عنصري، بدن اخروي.

مقدمه

اعتقاد به معاد و زنده شدن هر فرد در عالم آخرت یکی از اصلی‌ترین اعتقادات در همه ادیان آسمانی است و انبیای الهی تاکید فراوانی بر این اصل داشته‌اند و برای تثبیت این عقیده در دلهای مردم رنجهای بسیاری برده‌اند.

در قرآن کریم هم اعتقاد به معاد و عدل هم سنگ اعتقاد به خدای یگانه دانسته شده و در بیش از بیست آیه کلمات الله و الیوم الاخر با هم بکار رفته است در این بحث قصد داریم تا از احتجاجاتی که قرآن کریم با منکرین معاد جسمانی دارد و پاسخهایی که به آنان می‌دهد سخن بگوییم و از این طریق معاد و برانگیخته شدن جسمانی انسانها را ثابت نماییم.

شبهه اعاده معدوم

قرآن کریم در برابر کسانی که می‌گفتند: «چگونه ممکن است انسان بعد از متلاشی شدن بدنش مجددا زنده شود؟» پاسخی می‌دهد که مفادش این است : قوام هویت شما به روحتان است نه به اندامهای بدنتان که در زمین پراکنده می‌شوند.

از این گفتگو می‌توان استنباط کرد که منشا‌ انکار کافران همان شبهه محال بودن اعاده معدوم است یعنی آنان می‌پنداشتند که انسان همین بدن مادی است که با مرگ متلاشی و نابود می‌گردد و اگر مجددا زنده شود انسان دیگری خواهد بود زیرا برگرداندن موجودی که معدوم شده محال است.

پاسخ شبهه

پاسخ این شبهه از بیان قرآن کریم روشن می‌شود و آن این که هویت شخصی هر انسانی بستگی به روح او دارد و معاد «اعاده معدوم» نیست بلکه بازگشت روح موجود است.

شبهه عدم قابلیت بدن برای حیات مجدد

این شبهه ناظر به امکان وقوعی معاد است یعنی هرچند بازگشت روح به بدن محال عقلی نیست ولی وقوع آن مشروط به قابلیت بدن است و ما می‌بینیم که پدید آمدن حیات منوط به اسباب و شرایط خاصی است که می‌بایست تدریجا فراهم شود. مثلا نطفه‌ای در رحم قرار گیرد و شرایط مناسبی برای رشد آن وجود داشته باشد تا کم‌کم جنین کاملی شود و به صورت انسان در آید ولی بدن که متلاشی شد دیگر قابلیت و استعداد حیات را ندارد.

پاسخ شبهه

پاسخ این شبهه آن است که این نظام مشهود در عالم دنیا ، تنها نظام ممکن نیست و اسبابل و عللی که در این جهان بر اساس تجربه شناخته می‌شوند اسباب و علل انحصاری نیستند و شاهدش این است که در همین جهان پدیده‌های حیاتی خارق‌العاده‌ای مانند زنده شدن بعضی از حیوانات و انسان‌ها رخ داده است.

شبهه قدرت فاعل

شبهه دیگر این است که از کجا که خدا قدرت بر زنده کردن مردگان داشته باشد؟! این شبهه واهی از طرف کسانی مطرح شده که قدرت نامتناهی الهی را نشناخته‌اند.

پاسخ شبهه

پاسخ این است که قدرت الهی حد و مرزی ندارد و به هر چیز ممکن الوقوعی تعلق می‌گیرد. چنانکه این جهان کران ناپیدا را با آن همه عظمت خیره کننده ، آفریده است. خداوند در قرآن می‌فرماید : «اَولم یروا انّ الله الذی خلق السموات و الارض و لم یغی بخلقهنّ بقادِرٍ علی اَن یحیی المَوتی بَلی اِنّه علی کلِّ شیءٍ قدیرُ ؛ مگر ندیدید خدایی که آسمان‌ها و زمین را آفریده و در آفرینش آنها در نمانده است، می‌تواند مردگان را زنده کند؟ چرا ، او بر هر چیزی تواناست» (احقاف  33))

افزون بر این ، آفرینش مجدد ، سختر از آفرینش نخستین نیست و نیاز به قدرت بیشتری ندارد بلکه می‌توان گفت از آن هم آسانتر است، زیرا چیزی بیش از باز گشت روح موجود نیست. همانطور که قرآن کریم در آیه 51 سوره اسراء هم به همین موضوع اشاره می‌کند : «فسیقولونَ مَن یعیدُناقل الذی فَطرَکم اوّل مره فَسَینغضون الیکُ روُسَهم ؛ خواهند گفت چه کسی ما را باز می‌گرداند؟ بگو همان کسی که شما را نخستین بار آفرید. پس سرهایشان را نزد تو تکان خواهند داد

شبهه علم فاعل

شبهه دیگر این است که اگر خدا انسانها را زنده کند و به پاداش اعمالشان برساند باید از سویی بدن‌های بی‌شمار را از یکدیگر تشخیص بدهد تا هر روحی را به بدن خودش بازگرداند و از سوی دیگر همه کارهای خوب و بد را به یاد داشته باشد تا پاداش و کیفر در خوری به هر یک از آنها بدهد. چگونه می‌توان همه رفتارهای انسانها را در طول هزاران بلکه میلیونها سال ثبت و ضبط کرد و به آنها رسیدگی کرد؟

پاسخ شبهه

این شبهه هم از طرف کسانی مطرح شده که علم نامتناهی الهی را نشناخته بودند و آن را به علوم ناقص و محدود خودشان قیاس می‌کردند.
پاسخ آن این است که علم الهی حد و مرزی ندارد و بر همه چیز احاطه دارد و هیچگاه خدای متعال چیزی را فراموش نمی‌کند. قرآن کریم از قول فرعون نقل می‌کند که به حضرت موسی علیه‌السلام گفت : «فَما بالُ القرون الاولی» (طه _ 51)
اگر خدا همه ما را زنده و به اعمالمان رسیدگی می‌کند پس وضع آن همه انسان‌های پیشین که مرده و نابود شده‌اند چه می‌شود؟ حضرت موسی فرمود: «عِلمُها عند ربّی لا یضِلُّ رَبّی و لا ینسی» علم همه آنها نزد پروردگارم در کتابی محفوظ است و پروردگار من گمراه نمی‌شود و چیزی را فراموش نمی‌کند.
در آیه‌ای جواب دو شبهه اخیر به این صورت بیان شده است : «قُل یحییها الذی اَنشأها اَوّلَ مرّه و هو بکلِّ خلقٍ علیم ؛ بگو مردگان را همان کسی زنده می کند که نخستین بار ایشان را پدید آورد و او به هر آفریده ای داناست(( سوره یس ))

معاد جسمانی و روحانی

قرآن، با بیان این‎كه واقعیت روح و جان انسان‎ها امری غیر مادی است، و توسط فرشته مأمور از جانب خدا به طور كامل دریافت می‎گردد، و پس از مرگ تن هم‎چنان به حیات خود ادامه می‎دهد، نادرستی پندار آنان را آشكار می‎سازد.
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ.
گمان مبرید، افرادی كه در راه خدا كشته شده‎اند مردگانند، بلكه آنان زندگانی هستند كه از رزق پروردگارشان برخوردار می‎باشند.
شكی نیست كه حیات و بهره‎مندی از نعمت‎های الهی مربوط به جسم آنان نیست. بنابراین، حیات و رزق مذكور در آیه شریفه فوق، مربوط به روح و جان شهیدان است. و همان‎گونه كه مفسران گفته‎اند،‌حیات و بقای روحی پس از مرگ اختصاص به شهیدان ندارد، و ذكر آنان به خاطر احترام ویژه‎ای است كه قرآن برای شهیدان قایل است.
رضوان الله برترین پاداش اخروی
از آیات قرآن به دست می‎آید كه در سرای آخرت علاوه بر پاداش‎ها و كیفرهای بدنی و حسی، پاداش‎ها و كیفرهای غیرحسی نیز برای صالحان و تبهكاران وجود دارد كه تحقق آنها متوقف بر وجود بدن و قوای بدنی نیست. قرآن كریم پس از یادآوری پاداش‎ها و لذت‎های حسی بهشت برای مؤمنان، از رضایت و خشنودی خداوند به عنوان بزرگترین پاداش اخروی یاد كرده و چنین می‎فرماید:
وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ مَساكِنَ طَیِّبَهً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ.
ـ نیز در آیه دیگر از «رضوان الله» به عنوان یكی از پاداش‎های اخروی پرهیزكاران یاد كرده و فرموده است:
لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ أَزْواجٌ مُطَهَّرَهٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ.
مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر آیه‌ نخست كلامی دارد كه حاصل آن چنین است:
ممكن است وجه این‎كه كلمه «رضوان» به صورت نكره آورده شده است، اشاره به عظمت رضای الهی باشد كه فوق تصور انسان است. و نیز ممكن است مقصود از آن بیان برتری رضای خداوند از سایر نعمت‎های بهشتی باشد. گواه بر این مطالب، جمله ـ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ـ است كه رستگاری را منحصر در «رِضوان الله» می‎داند؛ زیرا پاداش‎های بهشتی نیز در پرتو رضایت خداوند، ‌نعمت محسوب می‎شوند، و گرنه لذت بدون محبت و رضای خداوند، نعمت نخواهد بود
به گفته مولوی:
از خدا غیر خدا را خواستن ظن افزونی است، كلی كاستن
زندگی بی‎دوست جان فرسودن است مرگ حاضر، غایب از حق بودن است
حسرت جانكاه
اگر رضا و خشنودی محبوب، گواراترین نعمت اُخروی است؛ آتش حسرت نیز سوزنده‎تر و كشنده‎تر از آتش دوزخ می‎باشد. قرآن كریم یادآور می‎شود كه روز قیامت اعمال گمراهان به آنان ارائه می‎شود و مایه حسرت آنان می‎گردد. چنان كه می‎فرماید:
كَذلِكَ یُرِیهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَیْهِمْ وَ ما هُمْ بِخارِجِینَ مِنَ النَّارِ.
ـ از امام باقر ـ علیه السلام ـ روایت شده كه فرموده‎اند: از جمله عوامل حسرت در قیامت این است كه فردی مال و ثروتی را می‎اندوزد و در راه خدا به كار نمی‎برد، ولی وارثان او آن مال را در راه خدا مصرف می‎كنند و شایسته پاداش می‎گردند.
شاید به همین جهت است كه قرآن روز قیامت را «یوم الحسره» (روز حسرت) نامیده و فرموده است:
وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَهِ إِذْ قُضِیَ الْأَمْرُ.


ب. قرآن و معاد جسمانی
در این بخش به نقل و بررسی نمونه‎هایی از آیات قرآن پیرامون معاد جسمانی می‎پردازیم:
1 -  ابراهیم ـ علیه السلام ـ و چگونگی احیای مردگان
قرآن كریم یادآور می‎شود كه ابراهیم خلیل ـ علیه السلام ـ از خداوند درخواست كرد تا چگونگی احیای مردگان را به او نشان دهد. خداوند درخواست او را پذیرفت و دستور داد تا چهار پرنده را ذبح و بدنهای آنها را ذره ذره كند،‌ آن‎گاه آنها را به هم درآمیزد، و سپس آنها را به چند قسمت تقسیم كرده و بر بالای چند كوه بگذارد، سپس هر یك از آن پرندگان را با نام او بخواند، و بنگرد كه چگونه اجزای پراكنده از نقاط مختلف گرد آمده، و آن پرنده شكل نخست خود را بازیافته و زنده می‎گردد، چنان كه می‎فرماید:
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِّ أَرِنِی كَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتى؟ قالَ: أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ؟ قالَ: بَلى وَ لكِنْ لِیَطْمَئِنّ قَلْبِی قالَ: فَخُذْ أَرْبَعَهً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَكَ سَعْیاً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَكِیمٌ.

آیه یاد شده، به روشنی بر معاد جسمانی و زنده شدن بدن‎های مردگان دلالت دارد، زیرا ابراهیم از خداوند درخواست می‎كند تا چگونگی احیاء مردگان را در قیامت به او نشان دهد، و از پاسخ خداوند و دستوری كه به ابراهیم داده شد، معلوم می‎شود كه سؤال او مربوط به حشر و بعث بدن‎های متلاشی شده و پراكنده در زمین بوده است، و هرگاه پرسش او فقط ناظر به معاد روحانی و حشر ارواح بود، نیازی به انجام آن برنامه ویژه نبود، و اصولاً‌ مسئله معاد روحانی قابل مشاهده حسی نمی‎باشد.
2 -  سرگذشت عزیر: قرآن، از پیامبری یاد می‎كند كه به شهری ویران گذشت كه سكنه آن همگی هلاك شده بودند، با دیدن آن منظره مسئله معاد و احیاء مردگان در ذهن او راه یافت و با شگفتی با خود گفت: خداوند چگونه انی مردگان را زنده می‎كند (این سخن از روی تردید نبود، بلكه او به احیاء مردگان و توانایی خداوند بر آن یقین داشت. لیكن بزرگی و شگفت‎آور بودن آن وی را به آن اندیشه فرو برد و گویا می‎خواست به گونه‎ای آن را مشاهده نماید، بدین جهت) خداوند او را به مدت صد سال می‎میراند آن‎گاه او را زنده كرد و این در حالی بود كه مركب او نیز مرده و استخوان‎های آن، پوسیده و از هم متلاشی شده بود ولی خوراكی و نوشیدنی كه همراه داشت هم‎چنان سالم باقی مانده بود. آن‎گاه خداوند با زنده كردن مركب او، ‌چگونگی احیاء مردگان را به او نشان داد. چنان‎كه می‎فرماید:
أوْ كَالَّذِی مَرَّ عَلی قَرْیَهٍ وَ هِیَ خاوِیَهٌ عَلی عُرُوشِهَا، قالَ: أنَّی یُحْیِی هذِهِ اللهُ بَعْدُ مَوْتِها؟ فَامَاتَهُ اللهُ مِائَهَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ كَمْ لَبِثْتَ؟ قالَ: لَبِثْتُ یَوْماً أوْ بَعْضَ یَومٍ.
قالَ: بَلْ لَبِثْتَ مِائَهَ عامٍ فَانْظُرْ إِلی طَعَامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْ یَتَسنَّهُ وَ انْظُر إِلی حِمارِكَ وَ لِنَجْعَلَكَ آیَهً لِلنّاسِ وَ انْظُرْ إِلی الْعِظَامِ كَیْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوها لَحْمَاً فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قالَ: أعْلَمُ أنَ اللهَ عَلی كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.
شیوه استدلال به آیه مزبور بر معاد جسمانی از آن‎چه در رابطه با ارائه كیفیت احیاء مردگان برای ابراهیم ـ علیه السلام ـ بیان گردید روشن است.
3- تشبیه احیاء مردگان به احیاء زمین: قرآن برای اثبات این‎كه معاد و احیاء مردگان كاری ناممكن نبوده و خداوند بر انجام آن توانا است احیاء زمین كه در همین دنیا به طور مكرر رخ می‎دهد را یادآوری می‎كند چنان‎كه می‎فرماید:

وَ مِنْ آیاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خاشِعَهً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَیْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ إِنَّ الَّذِی أَحْیاها لَُمحْیِ الْمَوْتى إِنَّهُ عَلى كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ.
از نشانه‎های تدبیر الهی این است كه تو زمین را خشك و تهی از گیاه می‎بینی، پس آن‎گاه كه آب بر آن نازل نماییم حركت و جنبش كرده و بالا می‎آید، به درستی كه آن كس كه زمین را احیاء نمود، احیاء كننده مردگان می‎باشد، حقاً كه او بر هر كاری توانا است.
و نیز می‎فرماید: «فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَیْفَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ ذلِكَ لَُمحْیِ الْمَوْتى وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ.
به نشانه‎های رحمت خدا بنگر كه چگونه زمین را پس از مرگ آن زنده می‎كند، او احیاء كننده مردگان می‎باشد و او به هر چیزی توانا است.
و نیز می‎فرماید: «وَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ كَذلِكَ تُخْرَجُونَ.
زمین را پس از مردن زنده می‎كند، و شما نیز این‎گونه از زمین خارج می‎شوید.
بدیهی است آن چه محكوم مرگ می‎شود و حیات او متوقف می‎گردد روح انسان نیست، بلكه بدن او می‎باشد، بنابراین تشبیه احیاء مردگان به احیاء بدنها است، به ویژه این‎كه كلمه «تخرجون» در آیه اخیر گویای این مطلب است كه انسان‎ها بسان گیاهان كه از دل خاك بیرون می‎آیند، از زمین خارج می‎شوند، و آن‎چه در درون زمین جای می‎گیرد بدنها است نه ارواح و جانها.
4 -  همانندی زنده شدن پس از مرگ با زنده شدن نخست: برخی از آیات قرآن، بیانگر این مطلب می‎باشند كه چگونگی زنده شدن مردگان همانند زندگی یافتن نخست آنان است، یعنی همان‎گونه كه در آغاز از زمین پدید آمده‎اند، بار دیگر نیز از زمین بیرون می‎آیند.
چنان كه می‎فرماید:
مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِیها نُعِیدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَهً أُخْرى.

 

. آل عمران/ 169.
توبه/ 72. محقق طوسی(ره) علاوه بر آیه مذكور، به دو آیه دیگر نیز به معاد روحانی استدلال كرده است. یكی آیه «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْیُنٍ جَزاءً بِما كانُوا یَعْمَلُونَ» (سجده آیه 17)؛ و دیگری آیه «لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِیادَهٌ» (یونس آیه 26) تلخیص المحصل،ص 393.
. آل عمران/ 15.
.المیزان، ج 9، ص 339.
 . بقره/ 167.
.مجمع البیان، ج 1، ص 251.
 . مریم/ 40.
 . یعنی، می‎خواهم چیزی را كه از طریق برهان عقلی می‎دانم و به آن معتقدم، مشاهده حسی نمایم، یا این‎كه مطمئن شوم كه مرا به مقام خلقت (خلیل اللهی بودن) برگزیده‎ای، زیرا از طرف خداوند به آن مقام مژده داده شده بود و علامت آن اجابت درخواست او در مورد احیای مردگان قرار داده شده بود. ر.ك: به مجمع البیان، ج 1، ص 372.
 . بقره/ 260.
 . جهت آگاهی بیشتر درباره تفسیر آیه فوق به مجمع البیان، ج 1، ص 370 و المیزان، ج 2، ص 365ـ362 رجوع نمایید. بقره/ 295.
. فصلت/ 39.
 . روم/ 50.
. روم/ 19.
.  طه/ 55.

 

جسمانی و روحانی

از بحث‎های مهمِ مسئله معاد، بحث درباره چگونگی معاد از نظر جسمانی و روحانی بودن آن است. در این زمینه از سوی فیلسوفان و متكلمان اسلامی، سه نظریه مطرح گردیده است:
1 - فقط معادی جسمانی: در قیامت جز بدن و لذایذ و آلام بدنی و حسی تحقق ندارد.
2 - فقط معاد روحانی: در قیامت جز روح و لذایذ و آلام روحی و عقلی تحقق ندارد.
3 - اعتقاد به هر دو معاد: در قیامت هم روح محشور می‎شود و هم بدن، و علاوه بر لذایذ و آلام حسی، آلام و لذایذ روحی و عقلی نیز تحقق دارد.
از آنچه گفته شد، روشن می‎شود كه اعتقاد به هر دو نوع معاد جسمانی و روحانی مبتنی بر امور زیر است:
الف. حقیقت انسان را بدن مادی اوتشكیل نمی‎دهد، بلكه حقیقت انسان عبارت است از نفس و روح او ـ كه مجرد از ماده می‎باشد، ـ و با مرگ بدن به حیات خود ادامه می‎دهد.
ب. در سرای آخرت بدن‎های مردگان صورت‎های پیشین خود را بازیافته، و نفس و روح آدمیان كه با مرگ، از بدن قطع علاقه كرده بود، به بدن‎ها تعلق گرفته و در نتیجه بدن‎های مرده زنده می‎شوند.
ج. پاداش‎ها و كیفرهای اخروی منحصر در آلام و لذایذ حسی و بدنی نبوده، یك رشته لذایذ و آلام كلی و عقلانی نیز تحقق می‎یابد.
بنابراین، كسانی كه حقیقت انسان را در همان جنبه مادی و بدن او خلاصه كرده و روح را نیز امری مادی دانسته‎اند، معاد را منحصر در معاد جسمانی می‎دانند. اكثریت متكلمان و محدثان طرفدار این قول بوده‎اند، چنان‎كه صدرالمتألهین(ره) گفته است:
اكثر متكلمان و عموم فقیهان و محدثان قایل به معاد جسمانی می‎باشند؛ زیرا آن روح را جسمی می‎دانند كه مانند آب در گل، و آتش در ذغال، و روغن در درخت زیتون، ساری و نافذ در بدن می‎باشد.»
برعكس، آنان كه روح را واقعیتی مجرد از ماده می‎دانند كه پس از مرگِ بدن هم‎چنان به حیات خود ادامه می‎دهد، ولی به تعلق دوباره آن به بدن معتقد نیستند، فقط به معاد روحانی قایل شده‎اند، ‌چنان كه اكثریت فلاسفه بر این عقیده بوده‎اند. صدرالمتألهین(ره) در این‎باره گفته است:
«اكثر فلاسفه و پیروان طریقه مشّاء، فقط قایل به معاد روحانی می‎باشند؛ زیرا به نظر آنان ماده و صورت بدن پس ازمرگ نابود شده، و دیگر اعاده نخواهد شد. و از طرفی، نفس جوهری است باقی و فناناپذیر كه پس از مرگِ بدن، علاقه او از عالم طبیعت قطع گردیده و به عالم مجردات می‎پیوندد.»
ولی آنان كه در عین اعتقاد به تجرد نفس از ماده و بقای آن پس از مرگ، اعاده بدن را به صورت پیشین و تعلق نفوس را به آنها پذیرفته‎اند، و بر این عقیده‎اند كه در سرای دیگر علاوه بر لذایذ و آلام حسی و بدنی، آلام و لذایذ روحی و عقلی نیز وجود دارد، به هر دو معاد جسمانی و روحانی معتقد می‎باشند. صدرالمتألهین(ره) در این‎باره گفته است:
بزرگان، حكیمان و عارفان و گروهی از متكلمان ـ مانند غزالی، كعبی، حلیمی، راغب اصفهانی، قاضی ابویزید دبوسی ـ و بسیاری از دانشمندان و اساتید امامیه اثنا عشریه ـ مانند شیخ مفید، شیخ طوسی، سید مرتضی، علامه مجلسی و دیگران ـ قایل به معاد جسمانی و روحانی می‎باشند؛ زیرا آنان نفس را مجرد از ماده می‎دانند كه بار دیگر تعلق به بدن پیدا می‎كند
عقل و معاد روحانی
براهین چهارگانه‎ای كه بر لزوم قیامت و معاد اقامه گردید،‌ معاد روحانی را نیز اثبات می‎كنند؛ زیرا تحقق چنین معادی هم مقتضای حكمت، رحمت و عدل الهی است، و هم مورد وعده و خبر الهی است.
این‎كه معاد روحانی مورد وعده و خبر الهی است در آینده بیان خواهد شد، اما این‎كه معاد روحانی مقتضای عدل، حكمت و رحمت خداوند است، بیان آن این است كه: چون عده‎ای از انسانها در مراتب عالی از كمال علمی و عملی قرار دارند، تا آن‎جا كه لذایذ و آلام حسی و بدنی در نظر آنان ارزش چندانی ندارد و جز به رضای دوست و لقای محبوب نمی‎اندیشند، بدون شك شایستگی پاداشی متناسب با كمالات خود را دارند. در این‎صورت، اكتفا نمودن به پاداش‎های حسی و بدنی (معاد جسمانی) موجب بطلان این شایستگی و تضییع حق آنان است. و این با رحمت و حكمت و عدل الهی منافات دارد.
حكیم سبزواری(ره) برهان یاد شده را این‎گونه تقریر كرده است:
إنَّ الْخَلْقَ طَبَقاتٌ، فَالمُجَازاتْ مُتَفَاوِتَهٌ فَلِكُلً مَنْها مَحْبُوبٌ و مَرْغُوبٌ و جَزَاءٌ یَلِیقُ بِحَالِهَا، وَ لِلَّذائِذِ الْحِسیَّهِ وَ المَبْتَهَجاتِ الصُّوریَّهِ لِلكلِ فِی الْعِلْمِ وَ الْعَمَلِ كَالظِّلِ غَیْرُ المُلتفِتِ إلَیْهِ بِالذّاتِ
تفاوت انسان‎ها از نظر مراتب كمال كه در حقیقت به تفاوت مراتب عبودیت و بندگی در برابر خداوند باز می‎گردد، در منابع دینی نیز تصریح شده است. قرآن از افرادی به عنوان «مُخلصون» یاد كرده و یادآور می‎شود كه آنان به هیچ وجه تحت تأثیر اغوای شیطان قرار نگرفته و هیچ‎گونه لغزش و خطایی در عقیده آنان راه نداردو حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ را از جمله مخلصان می‎داندآن‎گاه مقامات ویژه آنان را در قیامت بیان می‎كند.
نیز از گروهی از انسانها در قیامت به عنوان «اصحاب اَعراف» یاد كرده و برای آنان اوصاف و مقامات ویژه‎ای را بیان می‎نماید.
هم‎چنین صاحبان «نفس مطمئنه» را به بهشتی ویژه بشارت می‎دهد و می‎فرماید:
یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ اِرْجِعِی إِلى رَبِّكِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی. در هرحال، آنان كه خدا را فقط به انگیزه محبت او پرستش كرده‎اند، نه به سودای بهشت یا خوف از دوزخ، بدون شك شایستگی پاداشی فراتر از بهشتِ دیگران را دارند.
عقل و معاد جسمانی
براهین عقلی كه بر اثبات لزوم معاد و جهان آخرت اقامه گردید، دو گونه‎اند:
1 . برخی از آنها عقلی صرف می‎باشند، یعنی، هر دو مقدمه آنها عقلی است، مانند برهان‎های اول تا سوم 2. برخی از آن‎ها عقلی محض نبوده و یكی از مقدمات آنها نقلی و شرعی است، مانند برهان‎های چهارم و پنجم كه صغرای آن (موعود بودن قیامت) نقلی است، هر چند كبرای آن (لزوم وفا نمودن به وعده) از بدیهیات عقل می‎باشد.
با توجه به مطلب یاد شده، یادآور می‎شویم كه از براهین قسم اول(عقلی محض) معاد جسمانی به دست نمی‎آید، لیكن از براهین قسم دوم می‎توان معاد جسمانی را نیز اثبات كرد؛ زیرا بخشی از پاداش‎های اخروی جزئی و حسی است و تحقق آن‎ها متوقف بر معاد جسمانی می‎باشد.
محقق لاهیجی(ره) در این‎باره چنین گفته است:
باید دانست كه آن چه گفتیم در وجوب معاد دلالت كند بر وجوب معاد جسمانی، بنابر آن‎كه ثواب و عقاب موعود، ثواب و عقاب جسمانی است، و ایصال ثواب و عقاب جسمانی لامحاله موقوف است به اعاده بدن، به سبب آن‎كه بی‎واسطه بدن، قبول ذلت و الم جسمانی نتوان كرد.
از آن‎جا كه این برهان عقلی محض نبوده و مبتنی بر یك اصل نقلی و مستفاد از وحی می‎باشد، كسانی چون ابن سینا گفته‎اند: «اثبات معاد جسمانی جز از طریق وحی و شریعت قابل اثبات نیست؛ ولی از آن‎جا كه اصل شریعت به دلیل عقلی اثبات شده است، اثبات معاد جسمانی بر پایه وحی و شریعت، صحیح و استوار بوده و هیچ‎گونه مناقشه عقلی ندارد.
معاد جسمانی و روحانی از دیدگاه قرآن
از مطالعه آیات قرآن به روشنی به دست می‎آید كه معاد هم جسمانی است و هم روحانی، یعنی علاوه بر این‎كه ارواح در قیامت محشور خواهند شد، بدن‎ها نیز بار دیگر صورت و شكل پیشین خود را بازیافته و مورد تعلق ارواح قرار می‎گیرند، و نیز پاداش‎ها و كیفرها منحصر در لذایذ و آلام حسی و بدنی نبوده، بلكه یك رشته لذایذ غیر حسی و غیر بدنی نیز تحقق دارد: اینك نمونه‎هایی از آیات قرآنی را در دو زمینه معاد روحانی و معاد جسمانی، یادآور می‎شویم:
الف. قرآن و معاد روحانی
در این رابطه دو دسته از آیات قابل بررسی است:
1 - آیات مربوط به بقای نفس پس از مرگ.
2 - آیات مربوط به آلام و لذایذ غیر بدنی.
آیاتی كه بر بقای نفس پس از بدن دلالت دارند، بسیارند. برخی از آن‎هارا یادآور می‎شویم:
1 . اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها.
خداوند جانها را به هنگام مرگ به طور كامل می‎گیرد.
مقصود از كلمه «اَنْفُس» در این آیه شریفه همان ارواح است كه به بدن‎ها تعلق داشته و مدبر آنها می‎باشند. بنابراین، از این آیه استفاده می‎شود كه اولاً: نفس واقعیتی مستقل از بدن دارد. ثانیاً: با مرگ بدن و متوقف شدن حیات جسمانی انسان، نفس او هم‎چنان باقی می‎باشد. و چون حیات انسان در گروِ نفس او است بنابراین، حیات اُخروی او بدون نفس و روح او نخواهد بود.
2 .قُلْ یَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِی وُكِّلَ بِكُمْ.
ـ بگو فرشته مرگ، كه گرفتن جان‎های شما به او واگذار شده است، جان‎های شما را به طور كامل می‎گیرد.
این آیه شریفه پاسخ كسانی است كه واقعیت انسان را همین كالبد حسی او می‎پنداشتند، و با توجه به اینكه بدن پس از مرگ متلاشی شده و ذرات آن در سطح زمین پراكنده و ناپدید می‎گردند، معاد را امری باور نكردنی می‎انگاشتند.
قرآن كریم سخن آنان را این‎گونه بازگو نموده است:
وَ قالُوا أَ إِذا ضَلَلْنا فِی الْأَرْضِ أَ إِنَّا لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ
آیا هنگامی كه ما در بین زمین پراكنده و ناپدید شدیم، زندگی جدیدی خواهیم داشت.

از بحث‎های مهمِ مسئله معاد، بحث درباره چگونگی معاد از نظر جسمانی و روحانی بودن آن است. در این زمینه از سوی فیلسوفان و متكلمان اسلامی، سه نظریه مطرح گردیده است:
1 - فقط معادی جسمانی: در قیامت جز بدن و لذایذ و آلام بدنی و حسی تحقق ندارد.
2 - فقط معاد روحانی: در قیامت جز روح و لذایذ و آلام روحی و عقلی تحقق ندارد.
3 - اعتقاد به هر دو معاد: در قیامت هم روح محشور می‎شود و هم بدن، و علاوه بر لذایذ و آلام حسی، آلام و لذایذ روحی و عقلی نیز تحقق دارد.
از آنچه گفته شد، روشن می‎شود كه اعتقاد به هر دو نوع معاد جسمانی و روحانی مبتنی بر امور زیر است:
الف. حقیقت انسان را بدن مادی اوتشكیل نمی‎دهد، بلكه حقیقت انسان عبارت است از نفس و روح او ـ كه مجرد از ماده می‎باشد، ـ و با مرگ بدن به حیات خود ادامه می‎دهد.
ب. در سرای آخرت بدن‎های مردگان صورت‎های پیشین خود را بازیافته، و نفس و روح آدمیان كه با مرگ، از بدن قطع علاقه كرده بود، به بدن‎ها تعلق گرفته و در نتیجه بدن‎های مرده زنده می‎شوند.
ج. پاداش‎ها و كیفرهای اخروی منحصر در آلام و لذایذ حسی و بدنی نبوده، یك رشته لذایذ و آلام كلی و عقلانی نیز تحقق می‎یابد.
بنابراین، كسانی كه حقیقت انسان را در همان جنبه مادی و بدن او خلاصه كرده و روح را نیز امری مادی دانسته‎اند، معاد را منحصر در معاد جسمانی می‎دانند. اكثریت متكلمان و محدثان طرفدار این قول بوده‎اند، چنان‎كه صدرالمتألهین(ره) گفته است:
اكثر متكلمان و عموم فقیهان و محدثان قایل به معاد جسمانی می‎باشند؛ زیرا آن روح را جسمی می‎دانند كه مانند آب در گل، و آتش در ذغال، و روغن در درخت زیتون، ساری و نافذ در بدن می‎باشد.
برعكس، آنان كه روح را واقعیتی مجرد از ماده می‎دانند كه پس از مرگِ بدن هم‎چنان به حیات خود ادامه می‎دهد، ولی به تعلق دوباره آن به بدن معتقد نیستند، فقط به معاد روحانی قایل شده‎اند، ‌چنان كه اكثریت فلاسفه بر این عقیده بوده‎اند. صدرالمتألهین(ره) در این‎باره گفته است:
اكثر فلاسفه و پیروان طریقه مشّاء، فقط قایل به معاد روحانی می‎باشند؛ زیرا به نظر آنان ماده و صورت بدن پس ازمرگ نابود شده، و دیگر اعاده نخواهد شد. و از طرفی، نفس جوهری است باقی و فناناپذیر كه پس از مرگِ بدن، علاقه او از عالم طبیعت قطع گردیده و به عالم مجردات می‎پیوندد.
ولی آنان كه در عین اعتقاد به تجرد نفس از ماده و بقای آن پس از مرگ، اعاده بدن را به صورت پیشین و تعلق نفوس را به آنها پذیرفته‎اند، و بر این عقیده‎اند كه در سرای دیگر علاوه بر لذایذ و آلام حسی و بدنی، آلام و لذایذ روحی و عقلی نیز وجود دارد، به هر دو معاد جسمانی و روحانی معتقد می‎باشند. صدرالمتألهین(ره) در این‎باره گفته است:
بزرگان، حكیمان و عارفان و گروهی از متكلمان ـ مانند غزالی، كعبی، حلیمی، راغب اصفهانی، قاضی ابویزید دبوسی ـ و بسیاری از دانشمندان و اساتید امامیه اثنا عشریه ـ مانند شیخ مفید، شیخ طوسی، سید مرتضی، علامه مجلسی و دیگران ـ قایل به معاد جسمانی و روحانی می‎باشند؛ زیرا آنان نفس را مجرد از ماده می‎دانند كه بار دیگر تعلق به بدن پیدا می‎كند.
عقل و معاد روحانی
براهین چهارگانه‎ای كه بر لزوم قیامت و معاد اقامه گردید،‌ معاد روحانی را نیز اثبات می‎كنند؛ زیرا تحقق چنین معادی هم مقتضای حكمت، رحمت و عدل الهی است، و هم مورد وعده و خبر الهی است.
این‎كه معاد روحانی مورد وعده و خبر الهی است در آینده بیان خواهد شد، اما این‎كه معاد روحانی مقتضای عدل، حكمت و رحمت خداوند است، بیان آن این است كه: چون عده‎ای از انسانها در مراتب عالی از كمال علمی و عملی قرار دارند، تا آن‎جا كه لذایذ و آلام حسی و بدنی در نظر آنان ارزش چندانی ندارد و جز به رضای دوست و لقای محبوب نمی‎اندیشند، بدون شك شایستگی پاداشی متناسب با كمالات خود را دارند. در این‎صورت، اكتفا نمودن به پاداش‎های حسی و بدنی (معاد جسمانی) موجب بطلان این شایستگی و تضییع حق آنان است. و این با رحمت و حكمت و عدل الهی منافات دارد.
حكیم سبزواری(ره) برهان یاد شده را این‎گونه تقریر كرده است:
إنَّ الْخَلْقَ طَبَقاتٌ، فَالمُجَازاتْ مُتَفَاوِتَهٌ فَلِكُلً مَنْها مَحْبُوبٌ و مَرْغُوبٌ و جَزَاءٌ یَلِیقُ بِحَالِهَا، وَ لِلَّذائِذِ الْحِسیَّهِ وَ المَبْتَهَجاتِ الصُّوریَّهِ لِلكلِ فِی الْعِلْمِ وَ الْعَمَلِ كَالظِّلِ غَیْرُ المُلتفِتِ إلَیْهِ بِالذّاتِ.
تفاوت انسان‎ها از نظر مراتب كمال كه در حقیقت به تفاوت مراتب عبودیت و بندگی در برابر خداوند باز می‎گردد، در منابع دینی نیز تصریح شده است. قرآن از افرادی به عنوان «مُخلصون» یاد كرده و یادآور می‎شود كه آنان به هیچ وجه تحت تأثیر اغوای شیطان قرار نگرفته و هیچ‎گونه لغزش و خطایی در عقیده آنان راه ندارد و حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ را از جمله مخلصان می‎داند آن‎گاه مقامات ویژه آنان را در قیامت بیان می‎كند.
نیز از گروهی از انسانها در قیامت به عنوان «اصحاب اَعراف» یاد كرده و برای آنان اوصاف و مقامات ویژه‎ای را بیان می‎نماید.
هم‎چنین صاحبان «نفس مطمئنه» را به بهشتی ویژه بشارت می‎دهد و می‎فرماید:
یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ اِرْجِعِی إِلى رَبِّكِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی. در هرحال، آنان كه خدا را فقط به انگیزه محبت او پرستش كرده‎اند، نه به سودای بهشت یا خوف از دوزخ، بدون شك شایستگی پاداشی فراتر از بهشتِ دیگران را دارند.
عقل و معاد جسمانی
براهین عقلی كه بر اثبات لزوم معاد و جهان آخرت اقامه گردید، دو گونه‎اند:
1. برخی از آنها عقلی صرف می‎باشند، یعنی، هر دو مقدمه آنها عقلی است، مانند برهان‎های اول تا سوم 2. برخی از آن‎ها عقلی محض نبوده و یكی از مقدمات آنها نقلی و شرعی است، مانند برهان‎های چهارم و پنجم كه صغرای آن (موعود بودن قیامت) نقلی است، هر چند كبرای آن (لزوم وفا نمودن به وعده) از بدیهیات عقل می‎باشد.
با توجه به مطلب یاد شده، یادآور می‎شویم كه از براهین قسم اول(عقلی محض) معاد جسمانی به دست نمی‎آید، لیكن از براهین قسم دوم می‎توان معاد جسمانی را نیز اثبات كرد؛ زیرا بخشی از پاداش‎های اخروی جزئی و حسی است و تحقق آن‎ها متوقف بر معاد جسمانی می‎باشد.
محقق لاهیجی(ره) در این‎باره چنین گفته است:
باید دانست كه آن چه گفتیم در وجوب معاد دلالت كند بر وجوب معاد جسمانی، بنابر آن‎كه ثواب و عقاب موعود، ثواب و عقاب جسمانی است، و ایصال ثواب و عقاب جسمانی لامحاله موقوف است به اعاده بدن، به سبب آن‎كه بی‎واسطه بدن، قبول ذلت و الم جسمانی نتوان كرد
از آن‎جا كه این برهان عقلی محض نبوده و مبتنی بر یك اصل نقلی و مستفاد از وحی می‎باشد، كسانی چون ابن سینا گفته‎اند: «اثبات معاد جسمانی جز از طریق وحی و شریعت قابل اثبات نیست؛ ولی از آن‎جا كه اصل شریعت به دلیل عقلی اثبات شده است، اثبات معاد جسمانی بر پایه وحی و شریعت، صحیح و استوار بوده و هیچ‎گونه مناقشه عقلی ندارد.
معاد جسمانی و روحانی از دیدگاه قرآن
از مطالعه آیات قرآن به روشنی به دست می‎آید كه معاد هم جسمانی است و هم روحانی، یعنی علاوه بر این‎كه ارواح در قیامت محشور خواهند شد، بدن‎ها نیز بار دیگر صورت و شكل پیشین خود را بازیافته و مورد تعلق ارواح قرار می‎گیرند، و نیز پاداش‎ها و كیفرها منحصر در لذایذ و آلام حسی و بدنی نبوده، بلكه یك رشته لذایذ غیر حسی و غیر بدنی نیز تحقق دارد: اینك نمونه‎هایی از آیات قرآنی را در دو زمینه معاد روحانی و معاد جسمانی، یادآور می‎شویم:
الف. قرآن و معاد روحانی
در این رابطه دو دسته از آیات قابل بررسی است:
1 -  آیات مربوط به بقای نفس پس از مرگ.
2 - آیات مربوط به آلام و لذایذ غیر بدنی.
آیاتی كه بر بقای نفس پس از بدن دلالت دارند، بسیارند. برخی از آن‎هارا یادآور می‎شویم:
1 . اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها.
خداوند جانها را به هنگام مرگ به طور كامل می‎گیرد.
مقصود از كلمه «اَنْفُس» در این آیه شریفه همان ارواح است كه به بدن‎ها تعلق داشته و مدبر آنها می‎باشند. بنابراین، از این آیه استفاده می‎شود كه اولاً: نفس واقعیتی مستقل از بدن دارد. ثانیاً: با مرگ بدن و متوقف شدن حیات جسمانی انسان، نفس او هم‎چنان باقی می‎باشد. و چون حیات انسان در گروِ نفس او است بنابراین، حیات اُخروی او بدون نفس و روح او نخواهد بود.
2 . قُلْ یَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِی وُكِّلَ بِكُمْ
ـ بگو فرشته مرگ، كه گرفتن جان‎های شما به او واگذار شده است، جان‎های شما را به طور كامل می‎گیرد.
این آیه شریفه پاسخ كسانی است كه واقعیت انسان را همین كالبد حسی او می‎پنداشتند، و با توجه به اینكه بدن پس از مرگ متلاشی شده و ذرات آن در سطح زمین پراكنده و ناپدید می‎گردند، معاد را امری باور نكردنی می‎انگاشتند.
قرآن كریم سخن آنان را این‎گونه بازگو نموده است:
وَ قالُوا أَ إِذا ضَلَلْنا فِی الْأَرْضِ أَ إِنَّا لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ.
آیا هنگامی كه ما در بین زمین پراكنده و ناپدید شدیم، زندگی جدیدی خواهیم داشت.

نتيجه‌گيري

گفته شد كه چهار ديدگاه درباره چگونگي وقوع معاد وجود دارد. ديدگاه مشهور حكيمان الهي همان است كه آنان به معاد جسماني مثالي اعتقاد دارند؛ اما پاره‌اي از عبارت‌هاي همين گروه از حكيمان به ويژه صدرالحكما (ملّاصدرا بيانگر اعتقادشان به معاد جسماني عنصري است.
با نگاهي گذرا به آيات قرآن و روايات معصومان عليهم السلام، معاد جسماني را عنصري مي‌يابيم. از اين‌رو، چون حكيمان الهي بر آن بوده‌اند تا ديدگاه خود را با گفتار پروردگار و اولياي او همخوان سازند، معتقد به معاد جسماني عنصري شده‌اند؛ هرچند برخي مانند ابن‌سيناـ در عين پذيرش ـ از اثبات عقلي آن اظهار ناتواني كرده‌اند. با اين‌حال، از گفتارهاي صدرالمتألّهين، چنين برداشت مي‌شود كه اين نوع از معاد جسماني مشكل فلسفي نيز ندارد. البته يادآوري اين نكته ضروري است كه بدن انسان در آخرت با بدن دنيوي تفاوت‌هايي خواهد داشت، اما اين تفاوت‌ها بدان معنا نيست كه ما آن بدن را از نوع قالب مثالي بدانيم. در اين مجال، بخشي از آيات قرآن، كه از آن عنصري بودن معاد جسماني برداشت مي‌شود، ذكر خواهد شد:
وَ ضَرَبَ لَنَا مَثَلاً وَنَسِيٍَْ خَلقَهُ قَالَ مَن يُحيِيٍْ العِظَامَ وَهِيٍَْ رَمِيمٌ قُل يُحيِيهَا الَّذِيٍْ أَنشَأهَا أوَّلَ مَرَّهًٍْ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلقٍ عَلِيم»؛ براي ما مثلي زد و حال‌آنكه آفرينش خود را فراموش كرده بود؛ چنين گفت: اين استخوان‌هاي پوسيده را چه كسي زنده خواهد كرد؟! بگو: همان‌كسي كه آنها را آفريده است همو آنها را بازمي‌گرداند و او به تمام آفرينش آگاه است.
دلالت اين آيه‌ها بر عنصري بودن معاد جسماني بسيار روشن است. صدرالمتألّهين در تفسير اين آيات شريفه گفته است: كسي كه قدرت بر اختراع و خلقت ابتدايي چيزي داشته باشد، بر بازگرداندن آن نيز تواناست؛ بلكه در اين كار، قدرت او بيشتر هم خواهد بود
وي در جاي ديگري چنين آورده است: «نفس در قيامت به بدني هم‌سنخ همين بدن دنيوي باز مي‌گردد؛ نصوصي از قرآن و روايات معصومان عليهم السلام بر آن دلالت دارند، كه هيچ‌گونه توجيه و تأويل را برنمي‌تابند، مانند: آيه شريفه «قَالَ مَن يُحيِيٍْ العِظَامَ...» و آيه شريفه «فَإذَا هُم مِنَ الأجدَاثِ إِلَي رَبِّهِم يَنسِلُونَ»؛ «ناگهان آنان از قبرهايشان شتابان به سوي پروردگارشان مي‌روند» و آيات شريفه «أيَحسَبُ الإنسَانُ أَلَّن نَجمَعَ عِظَامَهُ بَلَي قَادِرِينَ عَلَي أَن نُسَوِّيٍَْ بَنَانَهُ»(67) «آيا انسان مي‌پندارد كه هرگز استخوان‌هاي او را جمع نخواهيم كرد؟! آري قادريم كه (حتي خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتب كنيم.» بازگشت نفس به اين بدن امري است ممكن، پس بايد بدان باور داشت، چه اينكه اين امر از ضروريات دين شمرده مي‌شود و انكار آن كفر روشن است»
از مجموع آياتي كه بر جسماني ـ روحاني بودن معاد دلالت دارند، و در هشت دسته قرار مي‌گيرند، برخي به گونه‌اي روشن از معاد جسماني عنصري حكايت دارند؛ مانند آياتي كه از بازگرداندن حيات به بدن‌هاي پوسيده و متلاشي سخن به ميان آورده‌اند، همچنين آياتي كه از نشر و خروج مردگان سخن گفته‌اند. كوتاه سخن اينكه تمامي آياتي كه شبهات منكران معاد را نقل و نقد مي‌كنند، دلالت بر معاد جسماني عنصري دارند، زيرا هرگز شبهه ي آن منكران ناظر به قالب مثال نبوده است و قرآن نيز هرگز در پاسخ‌گويي به آنان، قالب مثالي را مطرح ننموده است، بلكه با بيان مطالب گوناگوني بر عنصري بودن بدن در قيامت تأكيد ورزيده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع:
- آملي، محمّدتقي، دررالفوائد، قم، اسماعيليان، 1374.
- ابراهيمي ديناني، غلامحسين، معاد از ديدگاه حكيم زنوزي، تهران، حكمت، 1368.
- ابن‌سينا، الشفاء الإلهيات، قم، مكتبهًْ آيهًْ‌الله العظمي المرعشي النجفي، 1404.
- انواري، جعفر، رسالهًْ المعاد الجسماني علي ضوء النقل والدليل العقلاني، پايان‌نامه دكتري، علوم قرآني، قم، مركز مديريت حوزه علميه، 1387.
- ايجي، عضدالدين، شرح‌المواقف، قم، شريف رضي، 1325ق.
- تفتازاني، سعدالدين، شرح‌المقاصد، قم، شريف رضي، 1409.
- حسيني تهراني، محمّدحسين، معادشناسي، تهران، حكمت، 1360.
- حكيمي، محمدرضا، معاد جسماني در حكمت متعاليه، قم، دليل ما، 1381.
- خوئي، سيدابوالقاسم، مصباح‌الأصول، نجف، مطبعهًْ‌النجف،1386ق.
- رباني، حسين، معاد از ديدگاه قرآن، حديث، فلسفه، بي‌جا، مؤلف، 1373.
- رخشاد، محمّدحسين، در محضر علّامه طباطبائي، قم، نهاوندي، 1380.
- سبحاني، جعفر، الألهيات، قم، مؤسسة امام‌صادق، 1417.
ـ ـــــ، «مقام علمي و فرهنگي علّامه طباطبائي»، كيهان فرهنگي8 (پاييز1386)، 5-7.
ـ ـــــ، منشور جاويد، قم، مؤسسه سيدالشهداء، 1369.
- سبزواري، ملّاهادي، اسرارالحكم، تهران، كتابفروشي اسلاميه، 1362.
ـ ـــــ، حاشيه اسفار، قم، مصطفوي، 1379ق.
ـ ـــــ، شرح‌المنظومه، قم، دارالعلم، 1366.
- سهروردي، شهاب‌الدين (شيخ اشراق)، اعتقادالحكما، تهران، اساطير، 1383.
ـ ـــــ، شرح حكمهًْ‌الإشراق، قم، بيدار، بي‌تا.
ـ ـــــ، مجموعه مصنّفات شيخ اشراق، تهران، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 1373.
ـ ـــــ، هياكل‌النور، مصر، المكتبهًْ التجاريهًْ الكبريَْ، 1377ق.
- شفائي، محسن، معاد، بي‌جا، بي‌نا، بي‌تا.
- طباطبائي، سيد محمّدحسين، الميزان، قم، جامعه مدرسين، بي‌تا.
ـ ـــــ، رسائل توحيديه، قم، بنياد فرهنگي- علمي علّامه طباطبائي، 1365.
ـ ـــــ، مجموعه مقالات، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1371.
- طوسي، نصيرالدين، تجريدالإعتقاد، قم، اسلامي، بي‌تا.
- غزالي، محمّدبن محمّد، تهافت الفلاسفه، بيروت، دارالكتب العلميه، 1421.
- فيّاض لاهيجي، عبدالرزاق، سرمايه ايمان، تهران، الزهرا، 1364.
ـ ـــــ، گوهر مراد، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1372.
- مجلسي، محمّدباقر، بحارالأنوار، تهران، دارالكتب الإسلاميه، بي‌تا.
- مطهّري، مرتضي، مجموعه آثار، قم، صدرا، 1379، ج4 (معاد)
- ملّاصدرا(صدرالدين محمّدبن ابراهيم شيرازي)، اسرارالآيات، بي‌جا، حبيب، 1420.
ـ ـــــ، الحكمهًْ المتعاليهًْ في‌الإسفار العقليهًْ الأربعهًْ، قم، مصطفوي، 1379ق.
ـ ـــــ، المبدأ و المعاد، تهران، بنياد حكمت اسلامي صدرا، 1381.
ـ ـــــ، تفسيرالقرآن الكريم، بيروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1419.
ـ ـــــ، شرح اصول كافي، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، 1366.
ـ ـــــ، شرح البدايهًْ الاثيريه، اصفهان، مهدوي، بي‌تا.
ـ ـــــ، مجموعه رسائل فلسفي اجوبهًْ‌المسائل الكاشانيهًْ، تهران، حكمت، 1375.
ـ ـــــ، مفاتيح‌الغيب، بيروت، مؤسسه التاريخ العربي، 1419.

 

 



تاريخ : چهارشنبه پنجم آبان 1389 | 20:34 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

فهرست

 عنوان                                                                                                               صفحه

  تعریف مالاریا                                                                                             2

 علائم بیماری مالاریا                                                                                      3

 راههای انتقال بیماری مالاریا                                                                            3

تشخيص بيماري مالاريا                                                                                      4

درمان بيماري مالاريا                                                                                                      4

راه هاي پيشگيري از بيماري مالاريا                                                                                    4

حساسیت و مقاومت به بیماری مالاریا                                                                                5

اطلس جهانی مالاریا                                                                                                     7

مالاریا و مقاومت دارویی                                                                                               8

برنامه‌های کنترل مالاریا                                                                                                 9

مالاریا و استفاده مجدد از د.د.ت                                                                                     10

مالاریا و فروانی میزان شیوع                                                                                          11

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مالاريا

تعريف مالاريا :

مالاريا يك بيماري انگلي است.عامل اين بيماري ، انگلهاي تك سلولي ازجنس پلاسموديوم ميباشد كه گونه هاي متعددي را شامل ميشود. در ايران سه گونه پلاسموديوم به نامهاي ويواكس، فالسيپاروم و مالاريه وجود دارند.پلاسموديوم ويواكس شايعترين و پلاسموديوم فالسيپاروم شديدترين و خطرناكترين نوع اين انگل مي باشد.

انگل مالاريا توسط پشه‌اي به نام آنوفل به انسان منتقل مي‌شود كه آن نيزشامل چندين گونه مي‌باشد.

شيوع مالاريا :

هر سال در جهان 300 تا 500 ميليون نفر به مالاريا مبتلا مي شوند و 1 تا 2 ميليون نفر در اثر اين بيماري فوت مي كنند.

در ايران سالانه حدود 15 تا 20 هزار نفر به مالاريا مبتلا مي شوند؛ بيشترين موارد مالاريا در ايران مربوط به استان سيستان و بلوچستان ، هرمزگان و قسمت گرمسيري كرمان مي باشد.

علايم بيماري مالاريا:

شايعترين علايم شامل تب، احساس سرما، لرز و تعريق مي باشد.علايم غير اختصاصي ديگر نيز شامل ضعف، سردرد،تهوع،استفراغ، كسالت و ....مي تواند وجود داشته باشد.

مهمترين علامت تب مي باشد

راههاي انتقال:

شايعترين و معمولي ترين روش انتقال مالاريا از طريق گزش پشه هاي آنوفل ماده است.

وقتي پشه مذكور شخصي را نيش مي زند ، خون او را مي مكد.اگر شخص گزيده شده مالاريا داشته باشد تعدادي از انگلهاي داخل خون بيمار به داخل بدن پشه مكيده خواهد شد.انگلهاي مالاريا در بدن پشه تكثير و رشد مي كند وبعد از 7 تا 21 روز كه بستگي به دما و رطوبت محيط دارد براي انتقال به فرد ديگر آماده هستند؛ حال اگر شخص سالمي را نيش بزند، انگل هاي مالاريا وارد بدن شخص سالم مي شوند واين شخص بيمار خواهد شد.

چرخه زندگي پشه مالاريا:

*پشه مالاريا در آبهاي راكد تخم مي گذارد

*پس از يك تا سه روز تخم باز شده ولارو از آن خارج مي شود

*پس از هفت تا هشت روز لاروها به صورت پوپ در مي آيند

*يك تا دو روز بعد پوپ تبديل به پشه مالاريا مي شود

وبالاخره پشه هاي ماده مالاريا براي ادامه زندگي و رشد تخم هاي خود از خون انسان تغذيه مي كنند؛ پس از خوردن خون روي ديوار اتاق ها وساير اماكن سرپوشيده استراحت مي كند. پس از رسيدن تخم ها كه 2 تا 3 روز طول مي كشد در آب هاي راكد (شامل حوض، بركه، منبع آب، قايق هايي كه در آن آب ذخيره كرده اند،آب رها شده در كوچه ها و ...) تخم ريزي مي كند واين چرخه در طول عمر پشه چندين نوبت تكرار مي گردد.

تشخيص بيماري مالاريا:

راه تشخيص قطعي مالاريا آزمايش خون مي باشد. در خون فرد بيمارانگل هاي مالاريا ديده مي شود.هر فرد تب دارمي تواند براي انجام آزمايش مالاريا به خانه هاي بهداشت و يا مراكز بهداشتي درماني (درمانگاه) مراجعه نمايد.

آزمايش مالاريا رايگان انجام مي شود

درمان بيماري مالاريا:

بيماري مالاريا قابل در مان است كه بايد زير نظر پزشك توسط بهورز يا مأمور مالاريا انجام شود.دوره درمان را بايد كامل نمود تا ازبازگشت بيماري جلوگيري به عمل آيد.

در صورت عدم درمان به موقع وصحيح بيماري ،علاوه بر انتقال بيماري به ديگران، مي تواند در بعضي از موارد منجر به مرگ بيمار شود.

راه هاي پيشگيري از بيماري مالاريا:

*بيماريابي : آزمايش خون افراد تب دار ودرمان افرادي كه در آزمايش خون آن ها انگل مالاريا ديده شده است از انتشار بيشتر بيماري جلوگيري مي كند.

*جلوگيري از گزش توسط پشه هاي ناقل مالاريا؛ از طريق خوابيدن زير پشه بند معمولي يا پشه بند آغشته به سم، نصب توري به در و پنجره هاي منازل، به كار بردن تله نوري و الكتريكي ، استفاده از مواد دور كننده

*جلوگيري از تكثير پشه هاي مالاريا از قبيل زهكشي آبهاي راكد، پركردن گودالها، پوشاندن كامل منابع آب و ساير وسايل نگهداري آب، استفاده از ماهي هاي لارو خوار، كاربرد مواد لاروكش مثل گازوييل و ....

*از بين بردن پشه هاي بالغ به وسيله سمپاشي سطوح داخلي اماكن انساني و حيواني و محل استراحت پشه ها

با خشكاندن و جاري ساختن آب هاي راكد وپوشاندن كامل وسايل نگهداري آب محل هاي تخم ريزي پشه هاي مالاريا را از بين ببريم

حساسیت و مقاومت به بیماری مالاریا

حساسيت و مقاومت حساسيت به اين بيماري غير از استثناهاي ژنتيکي، همه جايي است. بزرگسالان که در مناطق بسيار بومي زندگي کرده و همه ساله در معرض گزش نيش پشه آنوفل آلوده قرار دارند تحمل يا مقاومت در مقابل ابتلا به شکل باليني بيماري پيدا مي کنند.مالاريا در ايرانجايگاه ايران به لحاظ ميزان موارد مالاريا در 22کشور منطقه مديترانه شرقي سازمان جهاني بهداشت، نه تنها در وضعيت بحراني نيست، بلکه ضمن داشتن وضعيتي مناسب، اين اميدواري وجود دارد که با همکاري سازمان جهاني بهداشت طي يک دوره کوتاه چند ساله مالاريا در ايران حذف شود. مالارياي ايران برخلاف مالارياي آفريقا و کشورهاي ديگر، تابع شرايط اقليمي است که اين وضعيت ممکن است به اين نگراني دامن بزند که با افزايش بارندگي در مناطق پرخطر، احتمال شيوع بيشتر نيز وجود دارد. به اين ترتيب در مناطقي از ايران همچون سيستان و بلوچستان، کرمان و هرمزگان موارد ابتلاي به اين بيماري در حال افزايش است و با توجه به اين که زاد و ولد پشه مالاريا در آب صورت مي گيرد، پيش بيني مي شود با توجه به افزايش ميزان بارندگي در اين مناطق، مالاريا در مناطق يادشده شايع تر شود. البته مالارياي رايج در ايران از نوع خوش خيم يعني از نوع پلاسموديوم ويواکس است که عامل مرگ و مير نيست. نوع مرگبار مالاريا، فالسيپاروم است که تنها 7 درصد موارد مالارياي در کل کشور را تشکيل مي دهد. گفتني است در بسياري از کشورهاي دنيا که مالاريا در آنها شيوع دارد ميزان موارد ابتلاي به نوع خطرناک فالسيپاروم 90درصد و ميزان شيوع نوع کم خطرتر مالاريا يعني ويواکس 10درصد است به همين دليل مرگ و مير بر اثر مالاريا در ايران يا وجود ندارد يا اين که در حدود يک يا دو مورد در سال است. جالب است بدانيد در تقسيم بندي سازمان جهاني بهداشت در منطقه مديترانه شرقي 5 کشور افغانستان، پاکستان، سودان، سومالي و يمن به عنوان پرخطرترين مناطق انتقال مالاريا شناخته شده اند.مقاومت دوباره انگل مالاريا اخيرا دانشمندان در سراسر جهان شواهدي پيدا کرده اند که نشان مي دهد پشه مالاريا نسبت به قوي ترين داروي مقابله با اين بيماري مقاوم شده است. گويا روند مقاومت از کامبوج شروع شده و اگر فورا جلوي آن گرفته نشود مي تواند به يک فاجعه جهاني تبديل شود.شرکت هايي هستند که اقدام به توليد داروهاي قلابي و فروش بدون کنترل آن مي کنند و توانسته اند تاثير داروها را در مقابله با مالاريا کاهش دهندگفته مي شود تا به حال حدود 2 تا 3 روز طول مي کشيد تا داروي آرتمسينين (Artemesenin) که پيشرفته ترين دارو براي مقابله با مهلک ترين نوع مالارياست، انگل مالاريا را از خون بدن انسان بيرون کند; اما آزمايش هاي اخير نشان داده است اکنون پاکسازي خون 5 تا 6 روز طول مي کشد.تحقيقات دانشمندان نشان مي دهد انگلي که باعث شيوع اين بيماري مي شود، بتدريج نسبت به اين دارو مقاومت پيدا مي کند. به علاوه نگراني از اين نظر وجود دارد که نسل هاي قبلي داروهاي مالاريا نيز به همين شکل، تاثير خود را از دست دادند.انگل هايي که نمي ميرندالبته هنوز مشخص نيست چه عواملي منجربه مقاومت در برابر مالاريا شده است. برخي معتقدند ضعف سيستم بهداشتي و استفاده صحيح نکردن از داروي ضد مالاريا از عوامل موثر باشند.از سوي ديگر شرکت هايي هستند که اقدام به توليد داروهاي قلابي و فروش بدون کنترل آن مي کنند و به اين ترتيب توانسته اند تاثير داروها را در مقابله با بيماري مالاريا کاهش دهند. داروهاي قلابي داراي مقدار کمي از داروي اصلي هستند و به همين دليل تشخيص آن در آزمايش هاي رايج تعيين استاندارد پزشکي ممکن نيست. اما از وقتي که اين داروها به بازار راه يافته اند باعث افزايش مقاومت بيماري مالاريا شده اند. از اين رو دانشمندان و سازمان بهداشت جهاني معتقدند يکي از راه هاي مبارزه با مالاريا، جلوگيري از توليد اين داروهاست.به هر حال به نظر مي رسد مقاومت دارويي در مالاريا به توانايي سويه انگل در زنده ماندن و تکثير در حضور غلظت هاي مختلف بر مي گردد که تا پيش از مقاومت به طور معمول انواع انگل هاي آن نوع را به طور کامل از بين برده يا از تکثيرشان جلوگيري مي کرده است. در کل مي توان گفت 2 عامل اصلي باعث مقاومت انگل مي شوند يکي سازگاري پلاسموديم در برابر واکسن وديگري استفاده از داروهاي ضد مالاريا در پيشگيري.پيشگيري و کنترل بهتر از درمانايجاد مقاومت دارويي در انگل مالاريا اتفاق تازه اي در دنيا محسوب نمي شود و در مقاطع زماني مختلف در کشورهاي گوناگون ديده شده است.در چنين شرايطي شايد موثرترين کاري که مي شود در کشورهايي که بيشتر اين بيماري شيوع دارد، انجام داد اجراي برنامه هاي کنترل و پيشگيري از مالاريا است که بيشتر بر افزايش آگاهي مردم از راه هاي انتقال بيماري و ترغيب آنها به اجراي برنامه هاي بهداشتي است.به بيان ديگر، ايجاد آگاهي و هوشياري در جامعه براي مراقبت از بيماري، تشخيص سريع و درمان آن، پيشگيري چند جانبه با بکاربردن پشه بندهاي آغشته به حشره کش، اصلاح و بهسازي محيط براي کنترل حشرات و ايمن تر کردن حاملگي ها چرا که کودکان و زنان باردار بيشتر در معرض خطر بيماري هستند. تمرکز تحقيقات بر توليد داروهاي جديد، واکسن و حشره کش ها و کمک و پشتيباني فعاليت هاي اپيدميولوژيک و عملياتي نيز اقدامات هماهنگ شده براي تقويت خدمات بهداشتي موجود و سياست ها و تهيه و تدارک حمايت هاي فني مي توانند از مهم ترين اقدامات ضروري تلقي شوند

برنامه‌های کنترل مالاریا ایران ؛ و مقاومت دارویی و راه های مقابله با آن

مالاریای ایران بر خلاف مالاریای آفریقا و کشورهای دیگر،تابع شرایط اقلیمی است که همین وضعیت ناپایدار ممکن است در ایجاد این نگرانی موثر باشد به این صورت که باافزایش بارندگی در مناطق پرخطر،احتمال شیوع بیشتر نیز وجود دارد.

در مناطقی از ایران همچون سیستان و بلوچستان، کرمان و هرمزگان موارد ابتلای به این بیماری در حال افزایش است و با توجه به اینکه زاد و ولد پشه مالاریا در آب صورت می‌گیرد، پیش بینی می‌شود با توجه به افزایش میزان بارندگی در این مناطق ، مالاریا در مناطق یاد شده شایع‌تر شود.

مدیر برنامه کنترل مالاریای کشور در این خصوص گفت که با انجام اقدامات موثر برای کنترل بیماری می‌توان این نگرانی را رفع کرد تا در همین سالهای پرباران بتوان با افزایش موارد مالاریا مبارزه کرد.

دکتر “احمد رئیسی” در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار علمی ایرناافزود:
جدیدترین آمارهای امسال نشان می‌دهد میزان موارد مالاریای کشور نسبت به سال گذشته حدود ‪ ۳۰درصد کاهش یافته که عمده این کاهش در مناطق پر خطر مالاریای کشور یعنی سیستان و بلوچستان، هرمزگان و کرمان بوده است.

مالاریای رایج در ایران از نوع خوش‌خیم یعنی‌از نوع “پلاسمودیوم ویواکس” است که عامل مرگ و میر نیست. نوع مرگبار مالاریا، “فالسیپاروم” است که تنها هفت درصد موارد مالاریای در کل کشور را تشکیل می‌دهد.

به گفته مدیر کنترل مالاریای کشور در بدترین شرایط که مربوط به استان سیستان و بلوچستان است فقط ‪ ۱۰درصد موارد مالاریای آن از نوع فالسیپاروم گزارش شده است.

دکتر رئیسی گفت در بسیاری از کشورهای دنیا که مالاریا در آنها شیوع دارد میزان موارد ابتلای به نوع خطرناک فالسیپاروم ‪ ۹۰درصد و میزان شیوع نوع کم خطرتر مالاریا یعنی ویواکس ‪ ۱۰درصد است به همین دلیل مرگ و میر بر اثر مالاریا در ایران یا وجود ندارد و یا اینکه در حدود یک یا دو مورد در سال است.
* اطلس جهانی مالاریا


چندی پیش خبرگزاری رویترز خبر داد ، محققان با مشخص کردن مناطقی که اغلب اوقات تحت تاثیر بیماری مالاریا قرار می‌گیرند ، سرگرم تهیه نقشه جغرافیایی جهانی مالاریا برای مبارزه با این بیماری کشنده هستند.

هدف این نقشه مشخص کردن مکان پشه‌های حامل انگل مالاریا و تعیین مناطقی است که این پشه‌ها احتمالا مردم را آلوده می‌کنند. با این اطلاعات می‌توان بهترین راهکارهای کنترل و درمانی را محقق کرد.

مدیر برنامه کنترل مالاریا در خصوص جایگاه ایران در این نقشه گفت مناطق جنوب و جنوب شرق ایران (هرمزگان، کرمان و سیستان و بلوچستان) در این نقشه جای می‌گیرد.

دکتر رئیسی اضافه کرد: جایگاه ایران به لحاظ میزان موارد مالاریا در ‪ ۲۲کشور منطقه مدیترانه شرقی سازمان جهانی بهداشت، نه تنها در وضعیت بحرانی نیست بلکه ضمن دارا بودن وضعیتی مناسب، این امیدواری وجود دارد که با همکاری سازمان جهانی بهداشت طی پنج سال آینده مالاریا در ایران حذف شود.

وی گفت در تقسیم‌بندی سازمان جهانی بهداشت در منطقه مدیترانه شرقی پنج کشور افغانستان، پاکستان، سودان، سومالی و یمن به عنوان پرخطرترین مناطق انتقال مالاریا شناخته شده‌اند.

وی افزود گروهی دیگر کشورهایی هستند که به رغم اینکه در برخی از آن مناطق امکان انتقال محلی مالاریا وجود دارند ولی با انجام برنامه‌های کنترلی که صورت می‌گیرد مالاریا تهدیدی علیه نظام سلامت آنها محسوب نمی‌شود.

دکتر رئیسی گفت که سه کشور ایران، عربستان و عراق در این گروه قرار دارند که در این بین، دو کشور ایران و عربستان با کمک سازمان جهانی بهداشت برنامه حذف مالاریا را در دستور کار خود دارند به این صورت که با یک برنامه پنج تا هفت ساله به کمک کارشناسان سازمان جهانی بهداشت مالاریا را حذف کنند.

وی یادآور شد “حذف مالاریا” تعبیر علمی جدیدی است که با تفکر ریشه‌کنی مالاریا متفاوت است در ریشه کنی مالاریا یعنی اینکه هیچ موردی از مالاریا بدون عملیات کنترلی وجود نداشته باشد در حالیکه در برنامه حذف مالاریا انتقال محلی مالاریا کنترل می‌شود تا شرایطی فراهم شود که میزان انتقال محلی مالاریا به این حد برسد که سالیانه ‪ ۵۰۰تا‪ ۷۰۰مورد بیشتر نباشد.

رسیدن به چنین هدفی با وجود دو همسایه شرقی پاکستان و افغانستان که به عنوان پرخطرترین کشورهای انتقال مالاریا شناخته شده‌اند هدفی سخت و دشوار است.

براساس تخمین سازمان جهانی بهداشت در افغانستان سالانه حدود سه میلیون و در پاکستان حدود یک میلیون مورد مالاریا گزارش می‌شود.

دکتر رئیسی می‌افزاید این در حالیست که در بدترین شرایط ایران یعنی در سال ‪ ۸۴میزان موارد ابتلای مالاریا به ‪ ۲۰هزار مورد هم نرسید و امسال نیز تا ‪ ۲۰آذرماه موارد مالاریای کشور محدود به عدد ‪ ۱۳هزار بوده است که نسبت به سال گذشته حدود ‪ ۳۰درصد کاهش یافته است.

وی گفت سهم اتباع بیگانه در موارد ابتلای به مالاریا در ایران همیشه قابل توجه است به اینصورت که در سال ‪ ۱۳۷۰بیش از نیمی از مبتلایان به مالاریا افغانی و پاکستانی بودند که این میزان در سال ‪ ۱۳۸۴به ‪ ۲۵درصد کاهش یافت اما این گروه همچنان یک چهارم موارد ابتلا به مالاریا را تشکیل می‌دهند.
* مالاریا و مقاومت دارویی
مدیر کنترل مالاریا با اشاره به مقاومت دارویی مالاریا گفت مقاومت دارویی مالاریا در همه جای دنیا به خصوص آفریقا، آسیای جنوب شرقی، بخشی از جنوب آسیا بخشی از آمریکا جنوبی و بخشی از آسیا که ایران (منطقه جنوب شرقی ) هم جزو آنها است وجود دارد.

وی گفت به همین دلیل کمیته علمی درمان و انگل شناسی مالاریای کشور از سال گذشته رژیم درمانی مالاریای کشور را با مشارکت و هدایت علمی سازمان جهانی بهداشت به خط جدید دارویی که جوابگوی مقاومت دارویی این انگل باشد را عوض کرده است.

امروز خط اول درمان در مراجعه اول بیماران، با رژیم درمانی دو سه سال قبل متفاوت است که این تغییر در شیوه درمان برای مقابله با مقاومت دارویی مالاریای نوع فالسیپاروم اعمال شده است.

شکست درمان یا مقاومت دارویی در مالاریای نوع فالسیپاروم است و هفت تا ‪ ۱۰درصد همه موراد مالاریا از نوع فالسیپاروم است.

دکتر رئیسی گفت از طریق نشست‌های مشاوره‌ای با کارشناسان سازمان جهانی بهداشت و کمیته ملی مشورتی درمان و انگل شناسی مالاریا پیش بینی‌های لازم اعمال شده است.

مدیر گروه انگل شناسی انستیتو پاستور ایران گفت تحقیقات اخیر محققان ایرانی نشان می‌دهد که انگل مالاریا نسبت به داروی درمان مالاریا مقاوم شده است که با استفاده از تکنیک‌های جدید مولکولی، این مقاومت دارویی را می‌توان بررسی کرد و رژیم درمانی مناسب را به کار گرفت.

در ادامه این گزارش دکتر “مهدی آسمار” نیز در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار علمی ایرنا در خصوص مقاومت دارویی مالاریا گفت در یک طرح تحقیقاتی با همکاری انستیتو پاستورایران که بصورت بین‌المللی و با همکاری سازمان بهداشت جهانی انجام شد، میزان مقاومت دارویی مالاریا مورد بررسی قرار گرفت.

وی افزود نتیجه این طرح نشان داد که انگل مالاریااز نوع فالسیپاروم آن نسبت به داروی درمان مالاریا شدیدا مقاومت نشان می‌دهد.

بنا به توصیه دکتر آسمار در شرایط فعلی با ارایه آگاهی و آموزش‌های لازم به مردم به خصوص مناطقی که بیشتر در معرض تهدید این بیماری قرار دارند از جمله بصورت آموزش در خصوص مبارزه فیزیکی با پشه‌آنوفل و نصب توری بر روی در و پنجره‌ها می‌توان از افزایش شیوع مالاریا جلوگیری کرد.

به گفته دکتر آسمار هر چند در شرایط فعلی تعداد محدودی از افراد مبتلا هستند و می‌توان گفت این بیماری از بیماری‌های خفیف به شمار می‌رود و موارد ابتلا به آن زیر ‪ ۱۰درصد است اما باید بررسی دارویی این بیماری در اولویت تحقیقاتی مراکز علمی کشور قرار گیرد.
* برنامه‌های کنترل مالاریا
مدیر کنترل مالاریای کشور تصریح کرد که در بخش عملیات کنترلی مالاریا در کشور برخی از عملیات کنترلی ویژه سه استان جنوب شرقی کشور یعنی سیستان وبلوچستان، هرمزگان و کرمان از جمله عملیات مبارزه با “لارو” صورت می‌گیرد.

در برنامه جامع کنترل مالاریای کشور یا برنامه استراتژیک کنترل مالاریا کشور به چهار منطقه تقسیم شده که عملیات کنترل بیماری باید متناسب با هر کدام از مناطق تدوین شود.

دکتر رئیسی اضافه کرد: این مناطق در شهرستانهای جنوب و جنوب شرقی کشور و درسیستان وبلوچستان هرمزگان و کرمان واقع شده‌اند و برخی شهرستانهای استان بوشهر مثل کنگان به لحاظ منطقه نفتی عسلویه از لحاظ شیوع مالاریا از اهمیت زیادی برخوردارند.

در این مناطق تعداد زیادی کارگر خارجی از کشورهای پرخطر و تعداد زیادی کارگر ایرانی از مناطق پاک یعنی مناطقی که مالاریا ندارند، برای کار به این مناطق مهاجرت کرده‌اند که امکان ابتلای آنان به مالاریا بالاست.

دکتر رئیسی یادآور شد برنامه کنترلی در منطقه نفتی عسلویه شامل کنترل افراد سالم و نیز کارگران خارجی است که ممکن است آلوده به مالاریا باشند و در صورت عدم محافظت، بیماری آنها به کارگران ایران منتقل شود.
* پشه‌بند آغشته به حشره‌کش
در علم مالاریالوژی امروز و علم کنترل مالاریا، استفاده از بعضی ابزار جدید که مردم بیشتر به عنوان وسایل محافظت شخصی با آنها آشنایی دارند از قبیل پشه‌بند آغشته به حشره کش جایگاه ویژه‌ای دارد.

دکتر رئیسی در این خصوص می‌گوید که این وسایل به عنوان وسیله شخصی محافظت در مقابل مالاریا، نمی‌تواند جوابگوی کنترل عمومی مالاریا باشد.

وی افزود بر اساس آخرین تعابیر علمی سازمان جهانی بهداشت در صورتیکه پوشش استفاده از پشه‌بند در مناطق دارای مشکل مالاریا به ‪ ۸۰درصد برسد می‌توان از پشه‌بند به خصوص از نوع پشه‌بند آغشته به حشره‌کش به عنوان ابزار کنترل مالاریا استفاده کرد و در غیر اینصورت فقط وسیله‌ای شخصی برای مقابله بااین بیماری محسوب می‌شود و نقشی در کنترل عمومی مالاریا در کل کشورندارد.

مدیر کنترل مالاریای کشور اضافه کرد: اگر پوشش استفاده از پشه‌بند به بالای ‪ ۸۰درصد جمعیت در معرض خطر برسد، پشه بند نقش محافظتی موثری در کنترل مالاریا دارد.

دکتر رئیسی اظهار داشت بر اساس تحقیقاتی که توسط اعضای هیات علمی مرکز مدیریت کنترل بیماری‌های وزارت بهداشت در بخش‌های آموزشی و پژوهشی انجام شده استفاده از پشه بندهای آغشته به حشره‌کش نه تنها در کنترل مالاریا بلکه در کنترل سایر بیماریهای ناشی از ناقلان ، مثل “سالک” ابزار کنترلی مناسب و موثری به حساب می‌آید.
* مالاریا و استفاده مجدد از د.د.ت.

سی سال پس از کنار گذاردن مصرف د.د.ت. و سایر حشره‌کش‌ها در فضاهای بسته به منظور مهار مالاریا، سازمان جهانی بهداشت چندی پیش این حشره‌کش را ابزار مهمی در مبارزه با این بیماری اعلام کرد.

تا اوایل دهه ‪ ۱۹۸۰سازمان بهداشت جهانی این روش را برای کنترل مالاریا ترویج می‌کرد، اما پس از آن با مطرح شدن نگرانیهای زیست محیطی و بهداشتی، این سازمان تبلیغ این شیوه را متوقف کرد و به جای آن توجه خود را به دیگر روشهای پیشگیری معطوف کرد.

این حشره‌کش جزو سموم “پاپس” ‪ POPSاست،این سموم،گروهی از حشره کش ها هستند که برای محیط زیست صدمات و ضایعات غیر قابل برگشتی را دارند و سالهاست که با استفاده از تمهیدات و معاهدات بین‌المللی استفاده از این حشره‌کش‌ها به خصوص در بخش کشاورزی صد در صد ممنوع شده است.

در بخش بهداشت عمومی نیز صرفا در جاهایی که ابزاری دیگر برای کنترل بیماری نیست با رعایت همه جوانب علمی ، مجاز شده است.

دکتر رئیسی در این خصوص گفت به رغم ارزان بودن حشره‌کش د.د.ت در ایران امکان استفاده از آن وجود ندارد.

وی افزود در ایران از آنجا که‌پشه ناقل مالاریا نسبت به این حشره‌کش مقاومت صد در صد پیدا کرده است عملا امکان استفاده از حشره‌کش د.د.ت وجود ندارد.

به گفته وی هم اکنون در ایران از پیشرفته‌ترین گروه حشره کش‌ها استفاده می‌شود که بسیاری از کشورهای فقیر امکان استفاده از آن را ندارند.

برخی بر این اعتقادند که در پشت استفاده مجدد از د.د.ت مسایل سیاسی، اقتصادی و صنعتی نهفته است و به دلیل اعمال نفوذهایی که عمدتا از طرف کمپانی‌ها و گروه‌های با نفوذ انجام می‌شود سازمان جهانی بهداشت به انتشار توصیه‌هایی مبنی بر استفاده مجدد از حشره کش د.د.ت راغب شده است.
* مالاریا و فروانی میزان شیوع


سالانه حدود ‪ ۲۰۰میلیون نفر به مالاریا مبتلا می‌شوند و حدود یک میلیون نفر که اغلب آنان کودکان هستند بر اثر همین بیماری جان خود را از دست می‌دهند.

مدیر گروه انگل شناسی انستیتو پاستور ایران می‌گوید از بین ‪ ۲۱نوع پشه آنوفل که در ایران وجود دارند هشت نوع آنها توانایی انتقال مالاریا را دارند.

عامل مالاریا انگل تک یاخته “پلاسمودیوم” است و به دو صورت “پلاسمودیوم- ویواکس” و “پلاسمودیوم فالسیپاروم” شیوع دارد که وسعت انتشار پلاسمودیوم ویواکس بیشتر است .

جدی‌ترین شکل این بیماری توسط انگل “پلاسمودیوم فالسیپاروم” ایجاد می‌شود. زمانی که این انگل به جریان خون انسان راه یابد به کبد می‌رود و در آنجا تکثیر می‌شود.

سپس اشکال جدید این انگل در خون منتشر می‌شوند و به گلبول‌های قرمز خون حمله می‌کنند و در نهایت آنها را از بین می‌برند.

انگل مالاریا یک میزبان اصلی بی‌مهره دارد که پشه آنوفل است و به عنوان میزبان اصلی تلقی می‌شود و یک میزبان مهره دار دارد که انسان است بنابراین بیماری مالاریا یک چرخه طبیعی را بین انسان و پشه طی می‌کند.

دکتر آسمار گفت : پشه‌های آنوفل گونه‌های زیادی دارند که طبق مطالعات اخیر حدود هشت گونه از آنها توانایی انتقال بیماری را دارند و بقیه توانایی انتقال را ندارند.

وی گفت : عامل بیماری مالاریا در بدن پشه تکامل جنسی خود را طی می‌کند یعنی گامتهای انگل مالاریا در دستگاه گوارش پشه به وجود می‌آید و در اثر ترکیب گامتهای نر و ماده، سلول تخم ایجاد می‌شود.

انگل بیماری مالاریا در بزاق پشه استقرار می‌یابد و هر گاه پشه آلوده شخص را بگزد بزاق سرشار از انگل پشه وارد بدن انسان می‌شود و بعد از دوره کمون، این تک یاخته ایجاد علایم خونی می‌کند به اینصورت که با انجام آزمایش خون ابتلا به بیماری مشخص می‌شود.

تب و لرز، کم خونی، رنگ پریدگی در چهره ، کاهش وزن ، تعریق شدید و ایجاد تورم در کبد و طحال از جمله نشانه‌های فرد مبتلا به مالاریا است.

رییس بخش انگل شناسی انستیتو پاستور ایران افزود فرد مبتلا به مالاریا دچار تب و لرز ادواری می‌شود یعنی ممکن است به صورت هر ‪ ۴۸ساعت یک بار و یا هر ‪ ۷۲ساعت یک بار دچار تب و لرز شود.

معمولا در نوع پلاسمودیوم ویواکس ، بیمار هر ‪ ۴۸ساعت یک بار تب و لرز می‌کند که در این زمان با مراجعه فرد به آزمایشگاه می‌توان به وجود این بیماری پی برد به این معنی که در زمان غیر از تب و لرز نمی‌توان پی برد که شخصی به مالاریا مبتلا است یا خیر.

دکتر آسمار می‌گوید امروزه می‌توان با استفاده از تکنیک‌های تشخیصی مولکولی این بیماری را به راحتی شناسایی کرد.

وی گفت مالاریا یک بیماری نسبتا قدیمی است که در سالیان گذشته در اکثر استانهای کشور شایع بوده و امروزه به صورت کنترل شده درآمده است.

وی افزود این بیماری در مناطق جنوبی کشور انتشار دارد و به صورت بومی شده آن مناطق درآمده است.استانهای سیستان وبلوچستان، کرمان و هرمزگان کانون‌های این بیماری هستند که سالانه مردم بومی این مناطق را گرفتار می‌کند و بر زندگی مردم تاثیر می‌گذارد ضمن اینکه از لحاظ اقتصادی و بهداشتی نیز ضرر و زیان فراوانی بر کشور وارد می‌آورد.

به گزارش سازمان بهداشت جهانی، بیش از ‪ ۵۰۰میلیون تن در جهان به مالاریا مبتلا هستند که هر ساله بیش از یک میلیون تن از آنان جان می‌سپارند.

دست کم ‪ ۸۶درصد مرگ‌ها در جنوب صحرای آفریقا ناشی از مالاریا است. هر روز سه هزار کودک و نوزاد در سراسر جهان در اثر ابتلا به این بیماری جان خود را از دست می‌دهند.

مرگ سالیانه ده هزار زن باردار نیز از مالاریا ناشی می‌شود. مالاریا فقرا را بیشتر تهدید می‌کند به طوری که ‪ ۶۰درصد موارد ابتلا به مالاریا در بین ‪ ۲۰درصد از فقیرترین مردمان جهان بروز می‌کند.

 

منبع:

www.google.com



تاريخ : چهارشنبه پنجم آبان 1389 | 20:32 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]



در سال 1885 کارل بنز برای نخستین بار از لنت های چوبی و دیسک ها و تسمه هایی برای توقف اتومبیل خود استفاده کرد. کارل بنز این ایده را دقیقا از روی قطارها کپی کرده بود،چند سال بعد ترمزهای دایملر که برای مهار خودرو از کابل فولادی بهره میجست استفاده شد،این سیستم به این روش عمل میکرد که کابل فولادی به دور یک صفحه فلزی در قسمت درونی پیچیده شده بود و در زمانی که این کابل کشیده میشد پس از مدتی وسیله نقلیه متوقف میشد. در سال 1895 فردریک لانکستر انگلیسی،نوعی ترمز کلاچ مانند را برای متوقف کردن اتومبیل به کاربرد ساختار این ترمز به این شکل بود که یک کلاچ مخروطی شکل که دارای یک صفحه سایشی در عقب بود،وظیفه برقراری ارتباط بین موتوروگیربکس را برعهده داشت، ذر زمانی که این کلاچ به طرف عقب کشیده میشد ارتباط موتور و جعبه دنده با هم قطع می شد و هنگامی که بیشتر به سمت عقب کشیده میشد از طریق صفحه سایشی خود با دیسک، اتومبیل را به حالت ایست کامل در می آورد و میتوان گفت که ترمزگیری درآن خودروها از طریق دستگاه انتقال قدرت صورت می گرفت و این شروعی برای ترمز های دیسکی بود.به کارگیری سیستمهای انتقال قدرت ترمز به شیوه هیدرولیکی ابتدا در دوچرخه ها کاربرد داشت ولی درسال 1897، دونفربه نامهای Bayley,Briggنخستین سیستم هیدرولیکی را برای وسیله نقلیه چهار چرخ ساخته و مورد بهره برداری قرار دادند،در این سیستم فعالیت ترمزها با استفاده از نیروی فنر وعقب نشینی آنها به طریق هیدرولیک انجام میگرفت، در سال 1897 هربرت فورد فعالیت های خود را بیشتر بر روی مواد تشکیل دهنده آن چیزی که ما امروزآن را لنتهای ترمز مینامیم قرار داد. هربرت فورد در سال 1908 نخستین نمونه ای از لنت ترمزهای مقاوم که از"ازبست"ساخته شده بود آماده فروش به خریداران کرد. این گونه لنت ها تا سال 1921 مورد بهینه سازی قرار گرفتند و در این سال با استفاده از فناوری ریخته گری قیمتی ارزان تر از گذشته داشتند؛ شاید ساخت لنت های ترمز از"ازبست" یک تحولی در آن سالها به حساب می آمد؛ چرا که تا پیش از این تنها از فلز در مقابل فلز استفاده می شد.

ترمزهای دیسکی الکترومغناطیسی

تاریخ تولید ترمزهای دیسکی به سال 1896 بر میگردد. دراین سال شرکتی با ساخت دیسک های الکترو مغناطیسی مجهز به یک صفحه فرسایش نخستین گام را در این جهت برداشت طرز کار این سیستم به این ترتیب بود که لنت های ترمز با نیروی الکترومغناطیسی به طرف صفحه یا دیسک گردان فشرده و فشار لازم را برای توقف اتومبیل به دیسک ترمز وارد میکرد. دو سال بعد،این سیستم توسط مخترع" ژیروسکوپ"مورد بهینه سازی قرار گرفت ، در این سیستم لنت های صد در صد آهن ربایی برای متوقف کردن خودرو، به طور مستقیم با دیسک ترمز تماس پیدا میکردند. بهینه سازی ترمزهای دیسکی تقریبا در همان جا متوقف شد. تا شروع صده جدید همچنان سیستم ترمزهای تسمه ای بیرونی مورد استفاده خودروسازان قرار میگرفت.
طرز کار این سیستم که در مدل های نخستین Amedeebolle مورد مصرف قرار گرفت، به این ترتیب بود که هنگام ترمز گیری یک تسمه فلزی که به دور یک غلتک پیچیده شده، کشیده میشد وغلتک یا چرخ را به حال توقف وا میداشت و به این دلیل که این تسمه ها از هر دو طرف کشیده می شد،مشکل توقف و پس زدن اتومبیل در سر بالایی ها را نیز به دنبال نداشت.

ترمز کاسه ای

در سال 1901"می باخ" موفق به ساخت نوعی ترمز کاسه ای مجهز به لنت های داخلی شد، این ترمزها در سال 1903 بر روی مرسدس هایی که دارای 40 اسب بخار قدرت بودند نصب شد در همین سال کمپانی مرسدس نصب ترمز بر روی چرخ های جلو را نیز به عنوان آپشنال به خریداران خود ارائه کرد.
ساخت ترمزهای کاسه ای به شیوه متداول امروزی به سال 1902 بر میگردد. چرا که در این سال لوییز رنو موفق به ساخت سیستم ترمز کاسه ای تقریبا به شیوه امروزی آن شد. در این روش استفاده از این دو لنت نیم دایره ای و یک کاسه ترمز متداول بود؛ لنت ها به کاسه فشرده میشد و خودرو ترمز میکرد. درحدود سال 1920 کم کم نصب ترمز بر روی چرخ جلو رواج یافت تا چند سال پس از آن،اتومبیل هایی که دارای سیستم ترمز بر روی هر چهار چرخ بودند برای هشدار به خودروهای پشت سری که در عقب حرکت میکردند،یک مثلث قرمز رنگ را در پشت خودروی خود قرار می دادند .این به آن معنی بود که چون خودرودارای سیستم ترمز قوی تری شده بود خودروهای پشتی، باید فاصله خود را با آن حفظ کنند.
یکی از مشکلات بزرگ در سیستم ترمز قدیمی بلوکه کردن یا قفل کردن چرخ عقب بود ولی کمپانی رولزرویس با کمک سیستم تقویت کننده مکانیکی موفق به ساخت بهترین و فعالترین سیستم ترمز کاسه ای روز شد؛ و ازمشکلات این سیستم این بود که همواره یکی از لنت ها به صورت فعال ترمزگیری میکرد و لنت دیگر همیشه آزاد و شل بود، در همین زمان دو مهندس موفق به ساخت سیستمی شدند که در آن پس از ترمز گیری، لنت فعال کمی در کاسه چرخ به چرخش در می آمد و با وارد کردن فشار به لنت آزاد این نیم دایره ای را نیز وادار به فعالیت و ترمز گیری میکرد.

ترمز های هیدرولیکی

سیستمهای ترمز هر چه کاملتر می شدند؛ راه دور و درازتری در پیش روداشتند.
فکر ساختن ترمزهای هیدرولیکی با فشارروغن نیزعده ای را به فکر واداشت. درسال 1908"ویت" سیستم ترمزی را طراحی و ساخته بود که تقریبا مشابه ترمزهای امروزی با استفاده ازنیروی فشار روغن وکارگیری سیلندر و پیستون؛ عمل ترمزگیری را انجام میداد. در سال 1922 کمپانی استرالیایی واکسهال نمونه ای از ترمز را که با فشار هوا کار میکرد؛ بر روی یکی ازاتومبیل های آزمایشی خود امتحان کرد ولی این نوع ترمزها برای اتومبیلهای کوچک چندان مورد توجه قرار نگرفت و بعدها بیشتر برای کامیون ها و کلا خودروهای سنگین مورد استفاده قرار گرفت. بسیاری از کمپانی ها از جمله ولکس واگن(فا.و) همچنان تا دهه 50 از ترمزهای مکانیکی برای متوقف کردن خودروها استفاده میکردند و بعضی دیگر نظیر روور و رولزرویس از ترمزهیدرومکانیکی برای چرخ های جلو و به کارگیری سیستم مکانیکی برای چرخ های عقب بهره میجستند. نخستین خودروسازی که استفاده از سیستم ترمزهای هیدرولیکی را به صورت استاندارد برای هر چهار چرخ به کاربرد شرکت کرایسلر آمریکا بود.

بوستر ترمز

بدون شک ساخت ترمزهای هیدرولیکی گام موثری در زمینه بهینه سازی ترمز محسوب می شود ولی این ترمزها هنوز نقصی را شامل میشدند و افرادی نیز درفکر ساخت ترمزهای بهتر وتقویت کننده ترمزهای هیدرولیکی بودند. در سال 1923 نخستین بوستر ترمز جهت تقویت ترمز ساخته شد.استفاده ازاین تقویت کننده یا بوستر دررابطه با ترمزها کاملا ضروری به نظر می رسید ولی در ابتدا به کارگیری بوستر ترمز به صورت استاندارد در اتومبیل ها وجود نداشت.

ترمزهای دیسکی

در سال 1949 شرکت کرایسلر دست به ساخت نوعی ترمزهای دیسکی زد، طرز کار این سیستم به این صورت بود که تمامی قسمت های ترمز که درون یک سیستم کاسه ای بسته قرار داشتند در هنگام ترمز گیری، دو دیسک ترمز که دارای پوشش های سایشی بودند از یکدیگر دور شده و به طرف کاسه ترمز
تماس پیدا میکردند.در سال 1956 شرکت سیتروئن مدل DS19خود را با سیستم ترمزهای دیسکی و با تقویت کننده هیدرولیکی وارد بازارکرد.

سيستم ترمز دو يا چند كاناله

سیستم ترمزهای هیدرولیکی هم اکنون عام ترین سیستم ترمز مورد استفاده هستند،ولی این سیستم به صورت تک کاناله دارای عیب بزرگی بود به این ترتیب که اگر به هر دلیلی شکستگی یا ترک جزئی در یکی از لوله های ترمز ها به وجود می آمد بر اثر نشت روغن از سیستم، ترمز از انجام کار ساقط می شد. و به همین منظور برای ازمیان برداشتن این عیب خودروسازان یا شرکت های تولید کننده مجبور به تقسیم کردن نیروی ترمز به دو بخش یکی برای چرخ های جلو و دیگری برای چرخ های عقبی تقسیم شدند.
البته این سیستم هم عیب بزرگی پیش رو داشت زیرا اگر بر اثر ایجاد شکستگی در لوله ها ، ترمزهای جلو بلوکه میشدند و محور عقب خودرو به شدت اسپین می شد.
در این زمان بود که شرکت ساب ترمز های هیدرولیکی ضربدری را ابداع کرد و در روش جدیدتر هر چرخ
توسط کانالی مجزا تغذیه میشود.

سیستم ABS "Anti Block System

هم اکنون در بیشتر کشورهای اروپایی از سیستم چند کاناله ضد بلوکه ABSاستفاده می شود.طرز کارترمزهای ABS نیز به بیان ساده بدین صورت است که یک دستگاه الکترونیکی هنگام ترمز گیری با کنترل فشار و قطع و وصل کردن این فشار هیدرولیکی در جذری از ثانیه ،ارتباط لنت با دیسک بر قرار و قطع میکند و تکرار این عمل از بلوکه شدن چرخ ها جلوگیری میکند.(قفل کردن چرخها سبب تحمیل شدن نیروی زیادی به چرخ ها و در نتیجه موجب منحرف شدن خودرو از مسیر می شود.(

سیستم ترمز ABS بهترین راه برای ایمن ساختن ترمز وسایل نقلیه موتوری با سیستمهای ترمز هیدرولیکی است. این سیستم حاصل عملکرد دقیق مهندسین و کارشناسان فنی و تکنولوژی شرکت ماشین و ابزار استاندارد کره جنوبی به نام KSMT می باشد
قبل از اینکه در مورد این سیستم، توضیحات بیشتری دهیم، خوب است مختصری در رابطه با ترمز خودرو و سیستمهای ایمنی ترمز مطالبی را حضور شما عرض نماییم.
به طور کلی بیشتر خودروهای داخلی به دلیل سیاست گذاریهای خودروسازان داخلی و ارزانترشدن قیمت آن در بازار از امکانات این خودروها می کاهند. یکی از این موارد نیز که می توان از لزومات اصلی در خودرو تلقی کرد سیستم امنیت ترمز یا همان ABS می باشد.
به طور مثال، خودرو پراید را در نظر بگیریم. این خودرو فاقد سیتم ABS می باشد لذا در سرعت حدود 100 الی 120 کیلومتر در ساعت چنانچه ترمز انجام شود از محل ترمز، خودرو حدود 15 الی 20 متر جلوتر متوقف می گردد که شما می توانید با آزمایشی ساده خط ترمز بجای مانده بر روی آسفالت را اندازه گیری و صحت این موضوع را تایید نمایید. حال این موضوع در برف وباران به دلیل قفل شدن چرخ بیشتر خواهد شد و آمار تلفات و تصادفات به همین دلیل افزایش می یابد چرا که اصلی ترین بخش که ایمن سازی خودرو برای حفظ سرنشینان می باشد، رعایت نشده است.
بیشتر خودروهای مدرن امروزی دارای سیستم ABS می باشند، بطوریکه حتی بسیاری از کشورهای دنیا، استفاده از خودروهای بدون این سیستم را ممنوع نموده اند.
در ایران نیز با توجه به آمار بسیار بالای تصادف به دلیل عدم ایمنی ترمز، این نوع سیستم در سال اخیر توسط طرح ارسالی دولت به مجلس پیشنهاد و در حال تصویب می باشد .
بررسی فنی سیستم ترمز ABS
زمانیکه شما ترمز می نمایید بافشار دادن بر روی پدال ترمز، روغن ترمز را به پشت لنت ترمز بر روی دیسک ،پمپ نموده و فشار حاصل از آن موجب می شود که لنت و دیسک به هم چسبیده شوند و چرخهای خودرو متوقف شوند.اما بدلیل سرعت و حرکت چرخها لنت بر روی دیسک کشیده می شود، در این حالت با وجودترمز کردن شما خودرو تا مسافتی به حرکت خود ادامه می دهد.
برای اینکه قدرت ترمز شما در این حالت بیشتر شودراهی را به شما پیشنهاد میکنیم.
شما می توانید در فاصله های زمانی کوتاه از ترمز اول، پای خود را از روی پدال ترمز برداشته و مجدداً ترمز کنید. به طور ساده تر اینکه بجای اینکه پدال ترمز را از ابتدا تا انتهای متوقف شدن کامل خودرو پایین نگه دارید، چندین مرحله در این فاصلة زمانی ترمز نمایید. این عمل باعث می شودکه در هر بار ترمز کردن ،قدرت ترمز از بار قبل قوی تر شود، علاوه بر اینکه از سرخوردن خودرو نیز جلوگیری می نماید.در این حالت فاصله یا خط ترمز شما کوتاه تر خواهد شد، اما به دلیل استرس و فشار واردشده و دست پاچگی رانندة خودرو در سرعتهای بالا، تمرکز راننده بر این عمل کاهش می یابد.
سیستم ترمز ABS این عمل را در خودرو تسهیل می نماید به طوریکه با فشاردادن پدال ترمز دستگاه ABS بطور اتوماتیک ومنظم و خودکار روغن را به پشت ترمز پمپ کرده و این عمل را تا زمانیکه شما پدال ترمز را نگه داشته اید تکرار می شود.

مزایای استفاده از سیستم ABS
1 - نصب سریع و آسان بر روی کلیة خودروها اعم از سواری ها و وانت
2 - توقف سریع با کاهش فواصل خط ترمز
3 - بهبود کنترل فرمان
4 - سهولت کار با پدال ترمز
5 - عمر بیشتر مدار ترمز با فرسودگی و پارگی کمتر
6 - کاهش تصادفات و جراحات و شکایات

سیستم ESP "Electronic Stability Program

بدون شک سیستم پایداری الکترونیکی ESPباعث ایجاد پیشرفت چشمگیری در ایمنی خودرو شده است.
سیستم ESPبا استفاده از حسگرهایی که در سیستم ضد بلوکه ترمز قرار دارد بلافاصله تمایل خودرو را به سر خوردن یا منحرف شدن را تشخیص داده و با استفاده از اعمال نیروی ترمز به چرخ های خاص باعث ایجاد پایداری در خودرومیشود.

ترمز سنسورترونیک

مرسدس F400مجهز به سیستم فشار بالا به عنوان ترمز سنسوریک است. در این سیستم با فشردن پدال ترمز، سیگنال های الکتریکی به میکرو کامپیوتراتومبیل فرستاده می شود تا پس از تحلیل شرایط رانندگی، میزان فشار مورد نیاز هر چرخ تعیین می شود.

بهبود در عملکرد

استفاده از دیسک های سرامیکی نیز با خنک کردن آنها قابلیت ترمزگیری را افزایش میدهد به گونه ای که این دیسک ها دمای 1400 تا 1600 در جه سانتیگراد را تحمل میکنند. که هم اکنون به خاطر قیمت بالا به کندی درحال گسترش است

زنگ خطر برای خودروساز داخلی

با تفاسیر بالا و پیشرفت تکنولوژی در جای جای جهان بد ندیدم آخرین بخش از این مطلبو به انتقاد از خودروسازان داخلی اختصاص بدیم. در فضای رقابتی اروپا، داشتن ترمز با سیستمهای ABS,ESPلازم و واجب به نظر میرسد خودروهایی که دراین کشورها استفاده میشوند اگر دارای سیستم ABSباشند ولی از ESP بی بهره باشند مورد انتقاد شدید مطبوعات وعدم رغبت مصرف کننده به خرید آن مواجه میشوند حتی اگر آن خودرو اقتصادی باشد و درراستای ارزان سازی ازسیستم مذکوراستفاده نشده باشد حال آنکه در کشور ما(ایران) هنوز بیش از 50 درصد خودروها حتی قابلیت نصب سیستمی به عنوان ABSرا دارا نمیباشند سیستم ESP هم تنها در شمار محدودی از خودروهای تولید داخل مورد استفاده قرار میگیرند!!!
به طور قطع همین کوتاهی و سو استفاده خودرو ساز از فروش بالا(آگاهی مردم) در صد بالایی از تصادفهای منجر به مرگ و میر را دارا میباشد

 

سيستم ترمز
در ترمزهاي هيدروليك استاندارد، پدال ترمز به پيستوني متصل است كه در سيلندر اصلي قرار دارد. سيلندر اصلي، به سيلندرهاي روي هر يك از چرخ‌ها متصل است، به طوري كه وقتي پدال ترمز فشرده مي‌شود، پيستون‌ها را به سمت بيرون فشار داده و كفشك‌هاي ترمز به طور متقابل به درام ترمز فشرده مي‌شوند.
HEVها، اغلب از سيستم ترمز استاندارد استفاده نمي‌كنند بلكه از نوعي سيستم ترمز به نام ترمز بازيافتي بهره مي‌برند. ترمز بازيافتي، نوعي فرايند جذب مجدد انرژي است كه معمولاً در زمان ترمزگيري عادي، آزاد مي‌شود. ذخيره اين انرژي به صورت الكتريكي صورت مي‌پذيرد.
اين انرژي، در باطري يا چرخ طيار و يا در ذخيره‌كننده‌هاي با ظرفيت بالا، ذخيره مي‌شود. اين مقدار انرژي باعث كاهش انرژي لازم براي حركت خودروي هيبريد شده و بايد از منبع توليدكننده دريافت شود كه در نتيجه، بازده افزايش مي‌يابد.
انرژي جنبشي برگشتي، مي‌تواند انرژي تلف شده توسط ديگر مقاومت‌هاي خودرو، نظير نيروي پسا هوا را جبران كند. علاوه‌بر آن، از قابليت توقف سريعتر و اخذ بيشتر انرژي برخوردار است.
ترمزهاي بازيافتي شامل 3 جزء مختلف هستند كه عبارتند از:
1. دستگاه ذخيره كننده انرژي، براي نگهداري انرژي برگردانده شده در زمان ترمزگيري تا وقتي كه براي حركت دوباره مورد استفاده قرار گيرد
2. واسطه انتقال دهنده قدرت، براي انتقال انرژي چر‌خ‌ها به دستگاه ذخيره كننده
3. كنترل كننده شدت ترمز
مثلاً، سيستم ترمز هوندا، مجموعه‌اي است كه در آن، يك موتور الكتريكي DC بدون جاروبك، به طور مستقيم توسط شفت به موتور بنزيني متصل است. ميل لنگ، توسط مجموعه‌اي از چرخدنده‌ها، به شفت حركت متصل است، شفت حركت نيز از طريق شفت‌هاي مياني و اتصالات سرعت ثابت، به چرخ‌ها متصل است، زماني كه خودرو حركت مي‌كند و ترمزها فشرده مي‌شوند، ترمزهاي بازيافتي درگير مي‌شوند. اين حالت تا زماني ادامه مي‌يابد كه ميانگين كاهش سرعت مورد نظر در حدود 0.1g تا 0.2g باشد.
در زماني كه به كاهش سرعت بيشتري نياز باشد، علاوه‌بر ترمزهاي بازيافتي، ترمزهاي ديسكي نيز نيروي ترمز اضافي را اعمال مي‌كنند. اين كار توسط موتور الكتريكي كه در حالت معكوس به صورت ژنراتور عمل مي‌كند، صورت مي‌گيرد. هنگامي كه پدال ترمز فشرده مي‌شود، كلاچ‌ درگير شده و حركت چرخشي چرخ‌ها از طريق سيستم انتقال قدرت به ميل‌لنگ متصل مي‌شود. بنابراين، حركت چرخشي چرخ‌ها به طور مستقيم به موتور الكتريكي انتقال مي‌يابد كه اكنون به عنوان يك ژنراتور عمل كرده و در نتيجه، شروع به توليد الكتريسيته‌اي مي‌كند كه در باطري‌ها ذخيره مي‌شود. اين الكتريسيته، فرايند مقاومتي را در برابر چرخش ايجاد مي‌كند

بهينه‌سازی ترمز خودروی سواری هدف جهت استفاده در خودروی CNG

بهينه سازی سيستم ترمز يک خودروی سواری(خودرو هدف) پس از نصب تجهيزات و مخازنCNG  انجام شده است. با نصب کپسولهای گاز جهت گاز سوز کردن خودرو، وزن خودرو افزايش می­يابد که سهم عمده اين تغيير وزن نيز بر روی اکسل عقب است. در اين پژوهش، ابتدا مدل ديناميکی خودروهای هدف و CNG(شامل مدل سيستم ترمز) در نرم­افزار MATLAB/Simulink مدل شده است. از اين مدل برای ورودی پدال مشخص، متغيرهای  سرعت،  شتاب،  طول خط ترمز،  فشار خط و تمامی متغيرهای ديگرمربوط به سيستم ترمز قابل استخراج است و در نهايت از مقايسه نتايج حاصل از مدل ديناميکی خودرو و استاندارد ECE ،  يک شير فشار شکن( شير تناسبی(proportional valve)) بهينه برای سيستم فوق انتخاب گرديده است. بهينه‌سازی سيستم مذکور به معنای کاهش طول خط ترمز، جلوگيری از قفل شدن چرخهای عقب، قبل از چرخهای جلو و ... است.

تعاریف ترمز خودرو

اصطکا ک

: اصطکاک عبارت است از مقاومت در مقابل حرکت دو جسم که با هم تماس دارند یا مقاومتی را که هنگام حرکت دو جسم که با یکدیگر در تماس هستند بروز می کند اصطکاک گویند


تعریف ترمز

 : ترمز وظیفه دارد با تولید نیروی اصطکاکی مناسب انرژی جنبشی چرخ متحرکی را که تحت تاثیر نیروی موتور می باشد را گرفته و به انرژی حرارتی تبدیل کند و سپس انرژی حرارتی را
در فضا پخش نماید که این عمل اتومبیل از حالت حرکت به حالت سکون و یا از سرعت آن کاسته می شود در ترمز های اولیه که برای اتومبیل ایجاد گردیده بود و با اصطکاک بین چرخ و لقمه لاستیکی ترمز که اهرم دستی بوسیله راننده کشیده و با اصطکاک موجود باعث متوقف شدن اتومبیل می شود .
مفهوم هیدرولیک

: مفهوم هیدرولیک عبارت است از خواص مایعات که طبق قانون پاسکال مایعات غیر قابل تراکم می باشند و همیشه حالت تراکم ناپذیر خود را حفظ می نماید و به همین خاطر زمانی که به یک ظرف مایع فشاری وارد شود فشار روی مایع حجم آن را تقلیل نخواهد داد و حجم آن حتی اگر فشار به میزان زیادی هم اضافه شود در نهایت ثابت خواهد ماند اما بر خلاف مایعات گازها قابل تراکم می باشند پس بطور کلی از خاصیت غیر قابل تراکم بودن مایعات استفاده کرد و دستگاه های هیدرولیکی از قبیل ترمز و کمک فنرها و فرمانهای هیدرولیکی و جکها را درست کرده اند .
روغن ترمز :

مایعی که در سیستم ترمز هیدرولیکی به کار می رود و به روغن ترمز معروف می باشد باید دارای مشخصات و کیفیت خاصی باشد .

1 - نقطه جوش بالا تقریبا 200 تا 250 درجه سانتیگراد را دارا باشد

2 - نقطه انجماد پایین تقریبا 60 تا 65 درجه سانتیگراد

3 - خاصیت روغنکاری حتی در فشارهای زیاد را داشته باشد

4 - بر قطعات فلزی و لاستیکی سیستم ترمز بی اثر باشد
5 - از لحاظ شیمیائی ثابت و فاسد نشدنی باشد
6 - ویسکوزیته آن در درجه حرارتهای مختلف تغییر نکند
7 - هنگام گرم شدن حداقل انبساط را داشته باشد
در ضمن یاد آوری می شود که همیشه از روغن ترمز معرفی شده از سوی کارخانه استفاده شود جز این اگر از روغن دیگری استفاده شود امکان بسیاری برای خرابی و از بین رفتن قطعات خصوصا لوازم لاستیکی می رود

سیستم ترمز از مجموعه قطعات زیر تشکیل شده است توضیح کامل هر یک از قطعات در بخش فنی سایت می باشد.


1 - پدال ترمز


2 - سیلندر اصلی که شامل میله فشاری و تشتکی های عقب و جلو و فنر برگردان پیستون و سوپاپ کنترل فشار و مجاری روی سیلندر می باشد

3 - لوله های فشار قوی انتقال روغن

4 - سوپاپهای کنترل هیدرولیکی

5 - سیلندر ترمز چرخها شامل پیستون و تشتکی و فنر و پیچ هوا گیری

6 - لنت ها

7 - کاسه چرخ در ترمزهای کاسه ای

8 - دیسک در ترمزهای دیسکی

9 - بوستر یا افزاینده قدرت

10 - ترمز دستی



طرز کار ساده و مقدماتی ترمز :

 زمانی که راننده به وسیله پای خود روی پدال ترمز فشار می آورد و این فشار باعث جلو رفتن پیستون پمپ اصلی ترمز شده و پیستون روغن ترمز موجود در سیلندر ترمز که جلوی پیستون قرار دارد را تحت فشار قرار داده و هم زمان با حرکت خود در داخل سیلندر آنرا با فشار زیاد از طریق لوله های فولادی رابط که در مقابل فشارهای جانبی بسیار مقاوم می باشد را به سمت سیلندر چرخها رانده و به این وسیله باعث جابجائی پیستونهای داخل سیلندر چرخ شده و پیستونها فشار خود را به کفشکهای ترمز منتقل کرده و کفشکها را به کاسه چرخ می چسباند واضح است که این عمل باعث به وجود امدن اصطکاک بین کاسه و کفشکها شده و آنها را از حرکت باز ویا حرکت آن را کند می کند.

 

 



تاريخ : چهارشنبه پنجم آبان 1389 | 20:30 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

انقلاب اسلامى ایران بى‏شک پدیده‏اى نوظهور در قرن حاضرمى‏باشد.انقلابى غایت‏گرا،آرمانگرا،اسلامگراوعالمگیر و جهان‏شمول وبى‏نظیردر جهان اسلام که به رهبری امام خمینی(ره) هدایت گردید و تحولى شگرف در عرصه روابط بین‏الملل و در معادلات سیاسى دولتهاى جهان پدید آورد. این رهبر تاریخ ساز انقلابى را بنیان نهاد که بسان تیغى دو لبه همزمان علیه کمونیسم و کاپیتالیسم به کار گرفته شد. ایشان با هدف مقابله با سلطه ابرقدرتهاى شرق و غرب، ملل اسلامى را به رویکردى مجدد به ارزشهاى اسلامى فرا خواندند و با قائل شدن رابطه‏اى مستقیم میان انقلاب و ایدئولوژى، انقلاب را شرطى لازم و ضرورى براى تحقق آرمانهاى الهى و وسیله‏اى براى نیل به مقاصد مکتبى و ایصال جامعه بشرى به تعالى انسانى تلقى کردند، که در این راه در پیاده کردن نظریه خویش اهتمام نمودند. در این رهگذر، ایشان علاوه بر اهتمام به حاکمیت آرمانها و ارزشهاى مذهبى، از هیچ کوششى براى تحقق جنبه‏هاى آزادیخواهانه و استقلال طلبانه نهضت فروگذار ننمودند و بدین ترتیب انقلاب به عنوان وسیله‏اى براى تحقق جمهوری اسلامی مطمح نظر ایشان قرار گرفت.

انقلاب سال ۱۳۵۷ هجری خورشیدی در ایران،(مشهور به انقلاب اسلامی) که با مشارکت اکثریت مردم ، احزاب، روشنفکران و دانشجویان ایران انجام پذیرفت، نظام پادشاهی ایران را سرنگون، و زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی، به رهبری روحانی شیعه، روح‌الله خمینی در ایران را فراهم کرد. تفکرات و شخصیت‌های اسلامی، در این انقلاب حضور برجسته‌ای داشتند و خمینی آن را انقلاب اسلامی خواند. این انقلاب، با نام انقلاب بهمن ۵۷ نیز شناخته می‌شود.

رویدادهای مهمی، به عنوان نقطه عطف یا سرآغاز اعتراضات همه‌گیر در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ محسوب می‌شوند از جمله برهم‌زدن جلسات شعرخوانی آرام با مضمون سیاسی به سازماندهی کانون نویسندگان در انجمن فرهنگی ایران و آلمان و در دانشگاه آریامهر در آبان ماه سال ۱۳۵۶ توسط پلیس حکومتی که بروز تظاهرات و خشونت‌های بسیار در دانشگاه‌های تهران را به همراه داشت و همچنین چاپ مقاله‌ای در روزنامه اطلاعات در دی ماه همان سال که در نظر قشر مذهبی مقاله‌ای توهین‌آمیز به خمینی و روحانیون منتقد حکومت محسوب می‌شد و موجب ناآرامیهای خشونت آمیزی در شهر قم گشت . هرچند که به باور خود جمهوری اسلامی قیام پانزده خرداد نقطهٔ اغازی برای شروع انقلاب می باشد.

رکود اقتصادی، وقوع اعتصابات گسترده‌ای را از خرداد ماه سال ۱۳۵۷ به بعد در سطح کشور به دنبال داشت که موجب پیوستن طبقه کارگر به تظاهرات شد و دامنه اعتراض‌ها را از ده‌ها هزار نفر به صدها هزار و حتی میلیونها تن افزایش داد. کشته‌شدن تعداد بسیاری از معترضان (از جمله در واقعه جمعه سیاه در شهریورماه) توسط نیروهای حکومتی تنها بر دامنه اعتراضات و ناآرامیها افزود و با خروج شاه از کشور و عدم موفقیت دولت شاپور بختیار، سرانجام با اعلام بیطرفی ارتش در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ انقلاب به پیروزی رسید.

در رفراندوم فروردین ماه ۱۳۵۸، زمانی که ایرانیان با اکثریتی قاطع (٪۹۸٫۲) در قالب یک همه‌پرسی ملی، نظام مشروطه سلطنتی را نفی و با نوع حکومت جمهوری اسلامی (به عنوان نظام حکومتی آینده) موافقت کردند، پادشاهی ایران، رسماً به جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد و سپس حکومتی دینی برپایهٔ تفسیر خاصی از شیعه به نام ولی فقیه جایگزین نظام پیشین گردید.

 



تاريخ : چهارشنبه پنجم آبان 1389 | 20:29 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]



با توجه به بزرگی که پیش روی ماست خواندن این نامه مشهور حتی برای چندمین ار خالی از لطف نیست
نامه امام علی (ع) به مالک اشتر (عهدنامه مالک)
وقتی حضرت امیرالمومنین علی (ع) ، مالک اشتر نخعی از یاران خود را به امارت مصر منصوب نمود، به او فرمانی در قالب یک نامه نوشت. این نامه بی تردید از مهمترین اسناد سیاسی حقوق اسلامی و خصوصا شعبه شیعی آن است.
این نامه به روشنی نشان می دهد رویکرد مترقی امام علی (ع) به مساله حکومت را در عصر جاهلیت عرب و در دوران حکومت های الیگارشی. در این نامه که به نوعی به قانون اساسی اسلامی ایشان می ماند ویژگی های حکومت اسلامی، حاکم اسلامی، حقوق شهروندان، رابطه دولت با شهروند و … بیان شده است. توصیه به علاقه مندان، خصوصا دانشجویان و دوستداران مباحث حقوق، آنرا با دقت کامل مطالعه کنند. این ترجمه از ترجمه نهج البلاغه انجام شده توسط دکتر آیتی     می باشد.
توضیح سید رضی (قدس سره) مولف نهج البلاغه: این فرمان را برای مالک اشتر نخعی نوشت، هنگامی که او را امارت مصر و توابع آن داد.در آن‌هنگام که کار بر محمد بن ابی بکر آشفته شده بود.این فرمان از پرمحتواترین فرمانهاست و از دیگرنامه‌های او محاسن بیشتری در بردارد.
متن نامه
به نام خداوند بخشاینده مهربان ‌این فرمانی است از بنده خدا، علی امیر المؤمنین، به مالک بن حارث اشترنخعی در پیمانی که با او می‌نهد، هنگامی که او را فرمانروایی مصر داد تا خراج آنجا را گرد آورد و با دشمنانش پیکار کند و کار مردمش را به صلاح آورد و شهرهایش را آباد سازد.
او را به ترس از خدا و برگزیدن طاعت او بر دیگر کارها و پیروی از هر چه درکتاب خود بدان فرمان داده، از واجبات و سنتهایی که کس به سعادت نرسد مگر به پیروی از آنها، و به شقاوت نیفتد، مگر به انکار آنها و ضایع گذاشتن آنها. و باید که خدای سبحان را یاری نماید به دل و دست و زبان خود، که خدای جل اسمه، یاری‌کردن هر کس را که یاریش کند و عزیز داشتن هر کس را که عزیزش دارد بر عهده گرفته‌است. و او را فرمان می‌دهد که زمام نفس خویش در برابر شهوتها به دست گیرد و ازسرکشی هایش باز دارد، زیرا نفس همواره به بدی فرمان دهد، مگر آنکه خداوند رحمت آورد.
ای مالک، بدان که تو را به بلادی فرستاده‌ام که پیش از تو دولتها دیده، برخی دادگر و برخی ستمگر. و مردم در کارهای تو به همان چشم می‌نگرند که تو درکارهای والیان پیش از خود می‌نگری و درباره تو همان گویند که تو درباره آنها می‌گویی و نیکوکاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جاری ساخته، توان شناخت.
باید بهترین اندوخته‌ها در نزد تو، اندوخته کار نیک باشد. پس زمام هواهای نفس خویش فروگیر و بر نفس خود، در آنچه برای او روا نیست، بخل بورز که بخل ورزیدن بر نفس، انصاف دادن است در آنچه دوست دارد یا ناخوش می‌شمارد.مهربانی به رعیت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ایشان را شعار دل خود ساز. چونان حیوانی درنده مباش که خوردنشان را غنیمت‌شماری، زیراآنان دو گروهند یا همکیشان تو هستند یا همانندان تو در آفرینش.
از آنها خطاها سر خواهد زد و علتهایی عارضشان خواهد شد و به عمد یا خطا، لغزشهایی کنند، پس، از عفو و بخشایش خویش نصیبشان ده، همانگونه که دوست داری که خداوند نیز از عفو و بخشایش خود تو را نصیب دهد. زیرا تو برتر از آنها هستی و آنکه تو را بر آن سرزمین ولایت داده، برتر از توست و خداوند برتر از کسی است که تو را ولایت داده است. ساختن کارشان را از تو خواسته و تو را به آنها آزموده است.
ای مالک، خود را برای جنگ با خدا بسیج مکن که تو را در برابر خشم او توانی‌نیست و از عفو و بخشایش او هرگز بی‌نیاز نخواهی بود.هرگاه کسی را بخشودی، ازکرده خود پشیمان مشو و هرگاه کسی را عقوبت نمودی، از کرده خود شادمان مباش.
هرگز به خشمی، که از آنت امکان رهایی هست، مشتاب و مگوی که مرا بر شما امیرساخته‌اند و باید فرمان من اطاعت‌شود. زیرا، چنین پنداری سبب فساد دل و سستی دین و نزدیک شدن دگرگونیها در نعمتهاست. هرگاه، از سلطه و قدرتی که در آن هستی در تو نخوتی یا غروری پدید آمد به عظمت ملک خداوند بنگر که برتر از توست و بر کارهایی تواناست که تو را بر آنها توانایی نیست. این نگریستن سرکشی تو را تسکین می‌دهد و تندی و سرافرازی را فرو می‌کاهد و خردی را که از تو گریخته‌است به تو باز می‌گرداند.

بپرهیز از اینکه خود را در عظمت با خدا برابر داری یا در کبریا و جبروت، خود را به او همانند سازی که خدا هر جباری را خوار کند و هر خودکامه‌ای را پست و بیمقدار سازد. هر چه خدا بر تو فریضه کرده است، ادا کن و درباره خواص خویشاوندانت و از افراد رعیت، هر کس را که دوستش می‌داری، انصاف را رعایت‌نمای که اگر نه چنین کنی، ستم کرده‌ای و هر که بر بندگان خدا ستم کند، افزون بر بندگان، خدا نیز خصم او بود. و خدا با هر که خصومت کند، حجتش را نادرست سازد و همواره با او در جنگ باشد تا از این کار باز ایستد و توبه کند. هیچ چیز چون ستمکاری، نعمت‌خدا را دگرگون نکند و خشم خدا را برنینگیزد، زیرا خدا دعای ستمدیدگان را می‌شنود و در کمین ستمکاران است.
باید که محبوبترین کارها در نزد تو، کارهایی باشد که با میانه‌روی سازگارتر بود و با عدالت دم سازتر و خشنودی رعیت را در پی داشته باشد زیرا خشم توده‌های مردم، خشنودی نزدیکان را زیر پای بسپرد و حال آنکه، خشم نزدیکان اگر توده‌های مردم از تو خشنود باشند، ناچیز گردد.
خواص و نزدیکان کسانی هستند که به هنگام فراخی و آسایش بر دوش والی باری گران‌اند و چون حادثه‌ای پیش آید کمتر از هر کس به یاریش برخیزند و خوش ندارند که به انصاف درباره آنان قضاوت شود. اینان همه چیز را به اصرار از والی می‌طلبند و اگر عطایی یابند، کمتر از همه سپاس می‌گویند و اگر به آنان ندهند، دیرتر از دیگران پوزش می‌پذیرند. در برابر سختیهای روزگار، شکیباییشان بس اندک است. اما ستون دین و انبوهی مسلمانان و ساز و برگ در برابر دشمنان، عامه مردم هستند، پس، باید توجه تو به آنان بیشتر و میل تو به ایشان افزونتر باشد.
و باید که دورترین افراد رعیت از تو و دشمنترین آنان در نزد تو، کسی باشد که بیش از دیگران عیبجوی مردم است. زیرا در مردم عیبهایی است و والی از هر کس دیگر به پوشیدن آنها سزاوارتر است. از عیبهای مردم آنچه از نظرت پنهان است، مخواه که آشکار شود، زیرا آنچه بر عهده توست، پاکیزه ساختن چیزهایی است که بر تو آشکار است و خداست که بر آنچه از نظرت پوشیده است، داوری کند. تا توانی‌عیبهای دیگران را بپوشان، تا خداوند عیبهای تو را که خواهی از رعیت مستور بماند، بپوشاند. و از مردم گره هر کینه‌ای را بگشای و از دل بیرون کن و رشته هر عداوت را بگسل و خود را از آنچه از تو پوشیده داشته‌اند، به تغافل زن و گفته سخن‌چین را تصدیق مکن. زیرا سخن چین، خیانتکار است، هر چند، خود را چون نیکخواهان وانماید.
با بخیلان رای مزن که تو را از جود و بخشش باز دارند و نه با حریصان، زیراحرص و طمع را در چشم تو می‌آرایند که بخل و ترس و آزمندی، خصلتهایی‌گوناگون هستند که سوء ظن به خدا همه را دربر دارد.بدترین وزیران تو، وزیری است‌که وزیر بدکاران پیش از تو بوده است و شریک گناهان ایشان.مبادا که اینان همراز وهمدم تو شوند، زیرا یاور گناهکاران و مددکار ستم پیشگان بوده‌اند.در حالی که، تومی‌توانی بهترین جانشین را برایشان بیابی از کسانی که در رای و اندیشه و کاردانی‌همانند ایشان باشند ولی بار گناهی چون بار گناه آنان بر دوش ندارند، از کسانی که‌ستمگری را در ستمش و بزهکاری را در بزهش یاری نکرده باشند.رنج اینان بر توکمتر است و یاریشان بهتر و مهربانیشان بیشتر و دوستیشان با غیر تو کمتر است.
اینان را در خلوت و جلوت به دوستی برگزین.و باید که برگزیده‌ترین وزیران توکسانی باشند که سخن حق بر زبان آرند، هر چند، حق تلخ باشد و در کارهایی‌که خداوند بر دوستانش نمی‌پسندد کمتر تو را یاری کنند، هر چند، که این سخنان‌و کارها تو را ناخوش آید.به پرهیزگاران و راست گویان بپیوند، سپس، از آنان‌بخواه که تو را فراوان نستایند و به باطلی که مرتکب آن نشده‌ای، شادمانت‌ندارند، زیرا ستایش آمیخته به تملق، سبب خودپسندی شود و آدمی را به سرکشی‌وادارد.
و نباید که نیکوکار و بدکار در نزد تو برابر باشند، زیرا این کار سبب شود که‌نیکوکاران را به نیکوکاری رغبتی نماند، ولی بدکاران را به بدکاری رغبت‌بیفزاید.باهر یک چنان رفتار کن که او خود را بدان ملزم ساخته است.و بدان، بهترین چیزی که‌حسن ظن والی را نسبت‌به رعیتش سبب می‌شود، نیکی کردن والی است در حق رعیت و کاستن است از بار رنج آنان و به اکراه وادار نکردنشان به انجام دادن کارهایی‌که بدان ملزم نیستند.و تو باید در این باره چنان باشی که حسن ظن رعیت‌برای توفراهم آید.زیرا حسن ظن آنان، رنج‌بسیاری را از تو دور می‌سازد.به حسن ظن تو، کسی سزاوارتر است که در حق او بیشتر احسان کرده باشی و به بدگمانی، آن‌سزاوارتر که در حق او بدی کرده باشی.
سنت نیکویی را که بزرگان این امت‌به آن عمل کرده‌اند و رعیت‌بر آن سنت‌به‌نظام آمده و حالش نیکو شده است، مشکن و سنتی میاور که به سنتهای نیکوی‌گذشته زیان رساند، آنگاه پاداش نیک بهره کسانی شود که آن سنتهای نیکو نهاده‌اند وگناه بر تو ماند که آنها را شکسته‌ای.تا کار کشورت به سامان آید و نظامهای نیکویی، که پیش از تو مردم برپای داشته بودند برقرار بماند، با دانشمندان و حکیمان، فراوان، گفتگو کن در تثبیت آنچه امور بلاد تو را به صلاح می‌آورد و آن نظم و آیین که مردم‌پیش از تو بر پای داشته‌اند.

بدان، که رعیت را صنفهایی است که کارشان جز به یکدیگر اصلاح نشود و ازیکدیگر بی‌نیاز نباشند.صنفی از ایشان لشکرهای خدای‌اند و صنفی، دبیران خاص‌یا عام و صنفی قاضیان عدالت گسترند و صنفی، کارگزاران‌اند که باید در کار خودانصاف و مدارا را به کار دارند و صنفی جزیه دهندگان و خراجگزارانند، چه ذمی وچه مسلمان و صنفی بازرگانان‌اند و صنعتگران و صنفی فرودین که حاجتمندان ومستمندان باشند.هر یک را خداوند سهمی معین کرده و میزان آن را در کتاب خود وسنت پیامبرش(صلی الله علیه و آله)بیان فرموده و دستوری داده که در نزد مانگهداری می‌شود.
اما لشکرها، به فرمان خدا دژهای استوار رعیت‌اند و زینت والیان.دین به آنهاعزت یابد و راهها به آنها امن گردد و کار رعیت جز به آنها استقامت نپذیرد.و کارلشکر سامان نیابد، جز به خراجی که خداوند برای ایشان مقرر داشته تا در جهاد بادشمنانشان نیرو گیرند و به آن در به سامان آوردن کارهای خویش اعتماد کنند و نیازهایشان را برآورد.این دو صنف، برپای نمانند مگر به صنف سوم که قاضیان وکارگزاران و دبیران‌اند، اینان عقدها و معاهده‌ها را می‌بندند و منافع حکومت را گردمی‌آورند و در هر کار، چه خصوصی و چه عمومی، به آنها متکی توان بود. و اینها که‌برشمردم، استوار نمانند مگر به بازرگانان و صنعتگران که گردهم می‌آیند و تا سودی‌حاصل کنند، بازارها را برپای می‌دارند و به کارهایی که دیگران در انجام دادن آنهاناتوان‌اند امور رعیت را سامان می‌دهند.آنگاه، صنف فرودین، یعنی نیازمندان ومسکینان‌اند و سزاوار است که والی آنان را به بخشش خود بنوازد و یاریشان کند.درنزد خداوند، برای هر یک از این اصناف، گشایشی است.و هر یک را بر والی حقی‌است، آن قدر که حال او نیکو دارد و کارش را به صلاح آورد.و والی از عهده آنچه‌خدا بر او مقرر داشته، بر نیاید مگر، به کوشش و یاری خواستن از خدای و ملزم‌ساختن خویش به اجرای حق و شکیبایی ورزیدن در کارها، خواه بر او دشوار آید یاآسان نماید.
آنگاه از لشکریان خود آن را که در نظرت نیکخواه‌ترین آنها به خدا و پیامبر اوو امام توست، به کار برگمار.اینان باید پاکدامن‌ترین و شکیباترین افراد سپاه باشند، دیر خشمناک شوند و چون از آنها پوزش خواهند، آرامش یابند.به ناتوانان، مهربان‌و بر زورمندان، سختگیر باشند. درشتیشان به ستم بر نینگیرد و نرمیشان برجای‌ننشاند.آنگاه به مردم صاحب حسب و خوشنام بپیوند، از خاندانهای صالح که‌سابقه‌ای نیکو دارند و نیز پیوند خود با سلحشوران و دلیران و سخاوتمندان‌و جوانمردان استوار نمای، زیرا اینان مجموعه‌های کرم‌اند و شاخه‌های احسان وخوبی.آنگاه به کارهایشان آنچنان بپرداز که پدر و مادر به کار فرزند خویش‌می‌پردازند.اگر کاری کرده‌ای که سبب نیرومندی آنها شده است، نباید در نظرت بزرگ‌آید و نیز نباید لطف و احسان تو در حق آنان هر چند خرد باشد، در نظرت اندک‌جلوه کند.زیرا لطف و احسان تو سبب می‌شود که نصیحت‌خود از تو دریغ ندارند وبه تو حسن ظن یابند.نباید بدین بهانه، که به کارهای بزرگ می‌پردازی، از کارهای کوچکشان غافل مانی، زیرا الطاف کوچک را جایی است که از آن بهره‌مند می‌شوندو توجه به کارهای بزرگ را هم جایی است که از آن بی‌نیاز نخواهند بود.
باید برگزیده‌ترین سران سپاه تو، در نزد تو، کسی باشد که در بخشش به افراد سپاه‌قصور نورزد و به آنان یاری رساند و از مال خویش چندان بهره‌مندشان سازد که‌هزینه خود و خانواده‌شان را، که بر جای نهاده‌اند، کفایت کند، تا یکدل و یک رای روی‌به جهاد دشمن آورند، زیرا مهربانی تو به آنها دلهایشان را به تو مهربان سازد.و بایدکه بهترین مایه شادمانی والیان برپای‌داشتن عدالت در بلاد باشد و پدید آمدن‌دوستی در میان افراد رعیت.و این دوستی پدید نیاید، مگر به سلامت دلهاشان.ونیکخواهیشان درست نبود، مگر آنگاه که برای کارهای خود بر گرد والیان خود باشندو بار دولت ایشان را بر دوش خویش سنگین نشمارند و از دیر کشیدن‌فرمانرواییشان ملول نشوند.پس امیدهایشان را نیک برآور و پیوسته به نیکیشان‌بستای و رنجهایی را که تحمل کرده‌اند، همواره بر زبان آر، زیرا یاد کردن از کارهای‌نیکشان، دلیران را برمی‌انگیزد و از کارماندگان را به کار ترغیب می‌کند.ان شاء الله. وهمواره در نظر دار که هر یک در چه کاری تحمل رنجی کرده‌اند، تا رنجی را که یکی‌تحمل کرده به حساب دیگری نگذاری و کمتر از رنج و محنتی که تحمل کرده، پاداشش مده.شرف و بزرگی کسی تو را واندارد که رنج اندکش را بزرگ شمری وفرودستی کسی تو را واندارد که رنج‌بزرگش را خرد به حساب آوری.
چون کاری بر تو دشوار گردد و شبهه آمیز شود در آن کار به خدا و رسولش‌رجوع کن.زیرا خدای تعالی به قومی که دوستدار هدایتشان بود، گفته است:«ای‌کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا اطاعت کنید و از رسول و الوالامر خویش فرمان‌برید و چون در امری اختلاف کردید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید به خدا وپیامبر رجوع کنید.»
رجوع به خدا، گرفتن محکمات کتاب اوست و رجوع به رسول، گرفتن سنت‌جامع اوست، سنتی که مسلمانان را گرد می‌آورد و پراکنده نمی‌سازد.و برای داوری‌در میان مردم، یکی از افراد رعیت را بگزین که در نزد تو برتر از دیگران بود.از آن‌کسان، که کارها بر او دشوار نمی‌آید و از عهده کار قضا برمی‌آید.مردی که مدعیان باستیزه و لجاج، رای خود را بر او تحمیل نتوانند کرد و اگر مرتکب خطایی شد، بر آن‌اصرار نورزد و چون حقیقت را شناخت در گرایش به آن درنگ ننماید و نفسش به‌آزمندی متمایل نگردد و به اندک فهم، بی‌آنکه به عمق حقیقت رسد، بسنده نکند.
قاضی تو باید، از هر کس دیگر موارد شبهه را بهتر بشناسد و بیش از همه به‌دلیل متکی باشد و از مراجعه صاحبان دعوا کمتر از دیگران ملول شود و درکشف حقیقت، شکیباتر از همه باشد و چون حکم آشکار شد، قاطع رای دهد.
چرب‌زبانی و ستایش به خودپسندیش نکشاند.از تشویق و ترغیب دیگران به یکی‌از دو طرف دعوا متمایل نشود.چنین کسان اندک به دست آیند، پس داوری مردی‌چون او را نیکو تعهد کن و نیکو نگهدار.و در بذل مال به او، گشاده دستی به‌خرج ده تا گرفتاریش برطرف شود و نیازش به مردم نیفتد.و او را در نزد خود چنان‌منزلتی ده که نزدیکانت درباره او طمع نکنند و در نزد تو از آسیب دیگران در امان‌ماند.
در این کار، نیکو نظر کن که این دین در دست‌بدکاران اسیر است.از روی هوا وهوس در آن عمل می‌کنند و آن را وسیله طلب دنیا قرار داده‌اند.
در کار کارگزارانت ‌بنگر و پس از آزمایش به کارشان برگمار، نه به سبب دوستی باآنها.و بی‌مشورت دیگران به کارشان مگمار، زیرا به رای خود کار کردن و از دیگران‌مشورت نخواستن، گونه‌ای از ستم و خیانت است.کارگزاران شایسته را در میان‌گروهی بجوی که اهل تجربت و حیا هستند و از خاندانهای صالح، آنها که در اسلام‌سابقه‌ای دیرین دارند.اینان به اخلاق شایسته‌ترند و آبرویشان محفوظتر است و ازطمعکاری بیشتر رویگردان‌اند و در عواقب کارها بیشتر می‌نگرند. در ارزاقشان بیفزای، زیرا فراوانی ارزاق، آنان را بر اصلاح خود نیرو دهد و ازدست اندازی به مالی که در تصرف دارند، باز می‌دارد.و نیز برای آنها حجت است، اگر فرمانت را مخالفت کنند یا در امانت تو‌خللی پدید آورند.پس در کارهایشان تفقدکن و کاوش نمای و جاسوسانی از مردم راستگوی و وفادار به خود بر آنان بگمار.
زیرا مراقبت نهانی تو در کارهایشان آنان را به رعایت امانت و مدارا در حق رعیت‌وامی‌دارد.و بنگر تا یاران کارگزارانت تو را به خیانت نیالایند.هر گاه یکی از ایشان‌دست‌به خیانت گشود و اخبار جاسوسان در نزد تو به خیانت او گرد آمد و همه بدان‌گواهی دادند، همین خبرها تو را بس بود.باید به سبب خیانتی که کرده تنش را به ‌تنبیه بیازاری و از کاری که کرده است، بازخواست نمایی.سپس، خوار و ذلیلش‌سازی و مهر خیانت‌بر او زنی و ننگ تهمت را بر گردنش آویزی.
در کار خراج نیکو نظر کن، به گونه‌ای که به صلاح خراجگزاران باشد.زیرا صلاح‌کار خراج و خراجگزاران، صلاح کار دیگران است و دیگران حالشان نیکو نشود، مگربه نیکوشدن حال خراجگزاران، زیرا همه مردم روزی خوار خراج و خراجگزارانند‌.
ولی باید بیش از تحصیل خراج در اندیشه زمین باشی، زیرا خراج حاصل نشود، مگربه آبادانی زمین و هر که خراج طلبد و زمین را آباد نسازد، شهرها و مردم را هلاک کرده‌است و کارش استقامت نیابد، مگر اندکی.هرگاه از سنگینی خراج یا آفت محصول یابریدن آب یا نیامدن باران یا دگرگون شدن زمین، چون در آب فرو رفتن آن یا بی‌آبی، شکایت نزد تو آوردند، از هزینه و رنجشان بکاه، آنقدر که امید می‌داری که کارشان راسامان دهد.و کاستن از خراج بر تو گران نیاید، زیرا اندوخته‌ای شود برای آبادانی بلادتو و زیور حکومت تو باشد، که ستایش آنها را به خود جلب کرده‌ای و سبب‌شادمانی دل تو گردد، که عدالت را در میانشان گسترده‌ای و به افزودن ارزاقشان و به‌آنچه در نزد ایشان اندوخته‌ای از آسایش خاطرشان و اعتمادشان به دادگری خود ومدارا در حق ایشان، برای خود تکیه‌گاهی استوار ساخته‌ای.چه بسا کارها پیش آیدکه اگر رفع مشکل را بر عهده آنها گذاری، به خوشدلی به انجامش رسانند.زیرا چون‌بلاد آباد گردد، هر چه بر عهده مردمش نهی، انجام دهند که ویرانی زمین را تنگدستی‌مردم آن سبب شود و مردم زمانی تنگدست گردند که همت والیان، همه گردآوردن مال بود و به ماندن خود بر سر کار اطمینان نداشته باشند و از آنچه مایه عبرت است، سود برنگیرند.
سپس، به دبیرانت نظر کن و بهترین آنان را بر کارهای خود بگمار و نامه‌هایی راکه در آن تدبیرها و اسرار حکومتت آمده است، از جمع دبیران، به کسی اختصاص ده‌که به اخلاق از دیگران شایسته‌تر باشد.از آن گروه که اکرام تو سرمستش نسازدیا چنان دلیرش نکند که در مخالفت‌با تو، بر سر جمع سخن گوید و غفلتش سبب‌نشود که نامه‌های عاملانت را به تو نرساند یا در نوشتن پاسخ درست تو به آنها درنگ‌روا دارد، یا در آنچه برای تو می‌ستاند یا از سوی تو می‌دهد، سهل‌انگاری کند، یاپیمانی را که به سود تو بسته، سست گرداند و از فسخ پیمانی که به زیان توست، ناتوان باشد.دبیر باید به پایگاه و مقام خویش در کارها آگاه باشد زیرا کسی که مقدارخویش را نداند، به طریق اولی، مقدار دیگران را نتواند شناخت.مباد که در گزینش‌آنها بر فراست و اعتماد و حسن ظن خود تکیه کنی.زیرا مردان با ظاهر آرایی و نیکوخدمتی، خویشتن را در چشم والیان عزیز گردانند.ولی، در پس این ظاهر آراسته وخدمت نیکو، نه نشانی از نیکخواهی است و نه امانت.

دبیرانت را به کارهایی که برای حکام پیش از تو بر عهده داشته‌اند، بیازمای و از آن‌میان، بهترین آنها را که در میان مردم اثری نیکوتر نهاده‌اند و به امانت چهره‌ای‌شناخته‌اند، اختیار کن.که اگر چنین کنی این کار دلیل نیکخواهی تو برای خداونداست و هم به آن کس که کار خود را بر عهده تو نهاده.بر سر هر کاری از کارهای خوداز میان ایشان، رئیسی برگمار.کسی که بزرگی کار مقهورش نسازد و بسیاری آنهاسبب پراکندگی خاطرش نشود.اگر در دبیران تو عیبی یافته شود و تو از آن غفلت‌کرده باشی، تو را به آن بازخواست کنند.
اینک سفارش مرا در حق بازرگانان و پیشه‌وران بپذیر و درباره آنها به کارگزارانت‌نیکو سفارش کن.خواه آنها که بر یک جای مقیم‌اند و خواه آنها که با سرمایه خویش‌این سو و آن سو سفر کنند و با دسترنج‌خود زندگی نمایند.زیرا این گروه، خود مایه‌های منافع‌اند و اسباب رفاه و آسودگی و به دست آورندگان آن از راههای دشوارو دور و خشکی و دریا و دشتها و کوهساران و جایهایی که مردم در آن جایها گردنیایند و جرئت رفتن به آن جایها ننمایند.اینان مردمی مسالمت‌جوی‌اند که نه ازفتنه‌گریهایشان بیمی است و نه از شر و فسادشان وحشتی.در کارشان نظر کن، خواه‌در حضرت تو باشند یا در شهرهای تو.با اینهمه بدان که بسیاری از ایشان را روشی‌ناشایسته است و حریص‌اند و بخیل.احتکار می‌کنند و به میل خود برای کالای خودبها می‌گذارند، با این کار به مردم زیان می‌رسانند و برای والیان هم مایه ننگ و عیب‌هستند.
پس از احتکار منع کن که رسول الله(صلی الله علیه و آله)از آن منع کرده است وباید خرید و فروش به آسانی صورت گیرد و بر موازین عدل، به گونه‌ای که در بها، نه ‌فروشنده زیان بیند و نه بر خریدار اجحاف شود.پس از آنکه احتکار را ممنوع‌داشتی، اگر کسی باز هم دست‌به احتکار کالا زد، کیفرش ده و عقوبتش کن تا سبب‌عبرت دیگران گردد ولی کار به اسراف نکشد.
خدا را، خدا را، در باب طبقه فرودین:کسانی که بیچارگان‌اند از مساکین ونیازمندان و بینوایان و زمینگیران.در این طبقه، مردمی هستند سائل و مردمی‌هستند، که در عین نیاز روی سؤال ندارند.خداوند حقی برای ایشان مقرر داشته و ازتو خواسته است که آن را رعایت کنی، پس، در نگهداشت آن بکوش.برای اینان دربیت المال خود حقی مقرر دار و نیز بخشی از غلات اراضی خالصه اسلام را، در هرشهری، به آنان اختصاص ده.زیرا برای دورترینشان همان حقی است که‌نزدیکترینشان از آن برخوردارند.و از تو خواسته‌اند که حق همه را، اعم از دور ونزدیک، نیکو رعایت کنی.سرمستی و غرور، تو را از ایشان غافل نسازد، زیرا این‌بهانه که کارهای خرد را به سبب پرداختن به کارهای مهم و بزرگ از دست هشتن، هرگز پذیرفته نخواهد شد. پس مت‌خود را از پرداختن به نیازهایشان دریغ مدار و به تکبر بر آنان چهره‌دژم منمای و کارهای کسانی را که به تو دست نتوانند یافت، خود، تفقد و بازجست‌نمای.اینان مردمی هستند که در نظر دیگران بیمقدارند و مورد تحقیر رجال‌حکومت.کسانی از امینان خود را که خدای ترس و فروتن باشند، برای نگریستن درکارهایشان برگمار تا نیازهایشان را به تو گزارش کنند.
با مردم چنان باش، که در روز حساب که خدا را دیدار می‌کنی، عذرت پذیرفته‌آید که گروه ناتوانان و بینوایان به عدالت تو نیازمندتر از دیگران‌اند و چنان باش که‌برای یک یک آنان در پیشگاه خداوندی، در ادای حق ایشان، عذری توانی داشت.
تیمار دار یتیمان باش و غمخوار پیران از کار افتاده که بیچاره‌اند و دست‌سؤال پیش‌کس دراز نکنند و این کار بر والیان دشوار و گران است و هرگونه حقی دشوار و گران‌آید.و گاه باشد که خداوند این دشواریها را برای کسانی که خواستار عاقبت نیک‌هستند، آسان می‌سازد.آنان خود را به شکیبایی وامی‌دارند و به وعده راست‌خداوند، درباره خود اطمینان دارند.
برای کسانی که به تو نیاز دارند، زمانی معین کن که در آن فارغ از هر کاری به آنان‌پردازی. برای دیدار با ایشان به مجلس عام بنشین، مجلسی که همگان در آن حاضرتوانند شد و، برای خدایی که آفریدگار توست، در برابرشان فروتنی نمایی و بفرمای‌تا سپاهیان و یاران و نگهبانان و پاسپانان به یک سو شوند، تا سخنگویشان بی‌هراس‌و بی‌لکنت زبان سخن خویش بگوید.که من از رسول الله(صلی الله علیه و آله) بارها شنیدم که می‌گفت:پاک و آراسته نیست امتی که در آن امت، زیردست نتواند بدون‌لکنت زبان حق خود را از قوی دست‌بستاند.پس تحمل نمای، درشتگویی یا عجزآنها را در سخن گفتن.و تنگ حوصلگی و خودپسندی را از خود دور ساز تا خداونددرهای رحمتش را به روی تو بگشاید و ثواب طاعتش را به تو عنایت فرماید.اگرچیزی می‌بخشی، چنان بخش که گویی تو را گوارا افتاده است و اگر منع می‌کنی، باید که منع تو با مهربانی و پوزشخواهی همراه بود. سپس کارهایی است که باید خود به انجام دادنشان پردازی. از آن جمله، پاسخ‌دادن است‌به کارگزاران در جایی که دبیرانت درمانده شوند.دیگر برآوردن نیازهای‌مردم است در روزی که بر تو عرضه می‌شوند، ولی دستیارانت در ادای آنها درنگ وگرانی می‌کنند.کار هر روز را در همان روز به انجام رسان، زیرا هر روز را کاری است‌خاص خود.

بهترین وقتها و بیشترین ساعات عمرت را برای آنچه میان تو و خداست، قرارده اگر چه در همه وقتها، کار تو برای خداست، هرگاه نیتت صادق باشد و رعیت را درآن آسایش رسد.
باید در اقامه فرایضی، که خاص خداوند است، نیت‌خویش خالص گردانی و دراوقاتی باشد که بدان اختصاص دارد.پس در بخشی از شبانه‌روز، تن خود را درطاعت‌خدای بگمار و اعمالی را که سبب نزدیکی تو به خدای می‌شود به انجام‌رسان و بکوش تا اعمالت‌بی‌هیچ عیب و نقصی گزارده آید، هر چند، سبب فرسودن‌جسم تو گردد.چون با مردم نماز می‌گزاری، چنان مکن که آنان را رنجیده سازی یانمازت را ضایع گردانی، زیرا برخی از نمازگزاران بیمارند و برخی نیازمند.ازرسول الله(صلی الله علیه و آله)هنگامی که مرا به یمن می‌فرستاد، پرسیدم که‌چگونه با مردم نمازگزارم؟فرمود:به قدر توان ناتوانترین آنها و بر مؤمنان مهربان‌باش.
به هر حال، روی پوشیدنت از مردم به دراز نکشد، زیرا روی پوشیدن والیان ازرعیت‌خود، گونه‌ای نامهربانی است‌به آنها و سبب می‌شود که از امور ملک آگاهی‌اندکی داشته باشند.اگر والی از مردم رخ بپوشد، چگونه تواند از شوربختیها ورنجهای آنان آگاه شود.آن وقت، بسا بزرگا، که در نظر مردم خرد آید و بسا خردا، که‌بزرگ جلوه کند و زیبا، زشت و زشت، زیبا نماید و حق و باطل به هم بیامیزند.زیراوالی انسان است و نمی‌تواند به کارهای مردم که از نظر او پنهان مانده، آگاه گردد. و حق را هم نشانه‌هایی نیست که به آنها انواع راست از دروغ شناخته شود.و تویکی از این دو تن هستی:یا مردی هستی در اجرای حق گشاده‌دست و سخاوتمند، پس چرا باید روی پنهان داری و از ادای حق واجبی که بر عهده توست دریغ فرمایی‌و در کار نیکی، که باید به انجام رسانی، درنگ روا داری.یا مردی هستی که‌هیچ خواهشی را و نیازی را برنمی‌آوری، در این حال، مردم، دیگر از تو چیزی‌نخواهند و از یاری تو نومید شوند، با اینکه نیازمندیهای مردم برای تو رنجی‌پدید نیاورد، زیرا آنچه از تو می‌خواهند یا شکایت از ستمی است ‌یا درخواست ‌عدالت در معاملتی.
و بدان، که والی را خویشاوندان و نزدیکان است و در ایشان خوی برتری‌جویی‌و گردنکشی است و در معاملت‌با مردم رعایت انصاف نکنند.ریشه ایشان را با قطع‌موجبات آن صفات قطع کن.به هیچیک از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را به‌اقطاع مده، مبادا به سبب نزدیکی به تو، پیمانی بندند که صاحبان زمینهای‌مجاورشان را در سهمی که از آب دارند یا کاری که باید به اشتراک انجام دهند، زیان‌برسانند و بخواهند بار زحمت‌خود بر دوش آنان نهند.پس لذت و گوارایی، نصیب‌ایشان شود و ننگ آن در دنیا و آخرت بهره تو گردد.اجرای حق را درباره هر که باشد، چه خویشاوند و چه بیگانه، لازم بدار و در این کار شکیبایی به خرج ده که خداوندپاداش شکیبایی تو را خواهد داد.هر چند، در اجرای عدالت، خویشاوندان و نزدیکان‌تو را زیان رسد. پس چشم به عاقبت دار، هر چند، تحمل آن بر تو سنگین آید که‌عاقبتی نیک و پسندیده است.
اگر رعیت‌بر تو به ستمگری گمان برد، عذر خود را به آشکارا با آنان در میانه نه وبا این کار از بدگمانیشان بکاه، که چون چنین کنی، خود را به عدالت پروده‌ای و بارعیت مدارا نموده‌ای. عذری که می‌آوری سبب می‌شود که تو به مقصود خود رسی‌و آنان نیز به حق راه یابند. اگر دشمنت تو را به صلح فراخواند، از آن روی برمتاب که خشنودی خدای در آن‌نهفته است.صلح سبب بر آسودن سپاهیانت‌شود و تو را از غم و رنج‌برهاند وکشورت را امنیت‌بخشد.ولی، پس از پیمان صلح، از دشمن برحذر باش و نیک‌برحذر باش.زیرا دشمن، چه بسا نزدیکی کند تا تو را به غفلت فرو گیرد.پس‌دوراندیشی را از دست منه و حسن ظن را به یک سو نه و اگر میان خود و دشمنت‌پیمان دوستی بستی و امانش دادی به عهد خویش وفا کن و امانی را که داده‌ای، نیک، رعایت نمای.
در برابر پیمانی که بسته‌ای و امانی که داده‌ای خود را سپر ساز، زیرا هیچ یک ازواجبات خداوندی که مردم با وجود اختلاف در آرا و عقاید، در آن همداستان وهمرای هستند، بزرگتر از وفای به عهد و پیمان نیست.حتی مشرکان هم وفای به‌عهد را در میان خود لازم می‌شمردند، زیرا عواقب ناگوار غدر و پیمان شکنی رادریافته بودند.پس در آنچه بر عهده گرفته‌ای، خیانت مکن و پیمانت را مشکن وخصمت را به پیمان مفریب.زیرا تنها نادانان شقی در برابر خدای تعالی، دلیری کنند.
خداوند پیمان و زینهار خود را به سبب رحمت و محبتی، که بر بندگان خود دارد، امان قرار داده و آن را چون حریمی ساخته که در سایه‌سار استوار آن زندگی کنند و به‌جوار آن پناه آورند.پس نه خیانت را جایی برای خودنمایی است و نه فریب را و نه‌حیله‌گری را.پیمانی مبند که در آن تاویل را راه تواند بود و پس از بستن و استوارکردن پیمان برای بر هم زدنش به عبارتهای دو پهلو که در آنها ایهامی باشد، تکیه‌منمای.و مبادا که سختی اجرای پیمانی که بر گردن گرفته‌ای و باید عهد خدا را در آن‌رعایت کنی، تو را به شکستن و فسخ آن وادارد، بی‌آنکه در آن حقی داشته باشی.

زیرا پایداری تو در برابر کار دشواری که امید به گشایش آن بسته‌ای و عاقبت‌خوشش‌را چشم می‌داری، از غدری که از سرانجامش بیمناک هستی بسی بهتر است.و نیز به‌از آن است که خداوندت بازخواست کند و راه طلب بخشایش در دنیا و آخرت بر توبسته شود.
بپرهیز از خونها و خونریزیهای بناحق.زیرا هیچ چیز، بیش از خونریزی بناحق، موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داوری در میان مردم‌پردازد، نخستین داوری او درباره خونهایی است که مردم از یکدیگر ریخته‌اند.پس‌مباد که حکومت‌خود را با ریختن خون حرام تقویت کنی، زیرا ریختن چنان خونی‌نه تنها حکومت را ناتوان و سست‌سازد، بلکه آن را از میان برمی‌دارد یا به دیگران‌می‌سپارد.اگر مرتکب قتل عمدی شوی، نه در برابر خدا معذوری، نه در برابر من، زیراقتل عمد موجب قصاص می‌شود.اگر به خطایی دچار گشتی و کسی را کشتی یاتازیانه‌ات، یا شمشیرت، یا دستت در عقوبت از حد درگذرانید یا به مشت زدن و یابالاتر از آن، به ناخواسته، مرتکب قتلی شدی، نباید گردنکشی و غرور قدرت تومانع آید که خونبهای مقتول را به خانواده‌اش بپردازی.
از خودپسندی و از اعتماد به آنچه موجب اعجابت‌شده و نیز از دلبستگی به‌ستایش و چرب‌زبانیهای دیگران، پرهیز کن، زیرا یکی از بهترین فرصتهای شیطان‌است‌برای تاختن تا کردارهای نیکوی نیکوکاران را نابود سازد.زنهار از اینکه به‌احسان خود بر رعیت منت گذاری یا آنچه برای آنها کرده‌ای، بزرگش شماری یا وعده‌دهی و خلاف آن کنی.زیرا منت نهادن احسان را باطل کند و بزرگ شمردن کار، نورحق را خاموش گرداند و خلف وعده، سبب برانگیختن خشم خدا و مردم شود.
خدای تعالی می فرماید:خداوند سخت‌به خشم می‌آید که چیزی بگویید و به جای‌نیاورید.
از شتاب کردن در کارها پیش از رسیدن زمان آنها بپرهیز و نیز، از سستی در انجام‌دادن کاری که زمان آن فرا رسیده است و از لجاج و اصرار در کاری که سررشته‌اش ‌ناپیدا بود و از سستی کردن در کارها، هنگامی که راه رسیدن به هدف باز و روشن‌است، حذر نمای.پس هر چیز را به جای خود بنه و هر کار را به هنگامش به انجام‌رسان.
و بپرهیز از اینکه به خود اختصاص دهی، چیزی را که همگان را در آن حقی است‌یا خود را به نادانی زنی در آنچه توجه تو به آن ضروری است و همه از آن آگاه‌اند.زیرابزودی آن را از تو می‌ستانند و به دیگری می‌دهند.زودا که حجاب از برابر دیدگانت‌برداشته خواهد شد و بینی که داد مظلومان را از تو می‌ستانند.به هنگام خشم‌خویشتندار باش و از شدت تندی و تیزی خود بکاه و دست‌به روی کس بر مدار وسخن زشت‌بر زبان میاور و از اینهمه، خود را در امان دار باز ایستادن ازدشنامگویی و به تاخیرافکندن قهر خصم، تا خشمت فرو نشیند و زمام اختیارت به‌دستت آید، و تو بر خود مسلط نشوی مگر آنگاه که بیشتر همت‌یاد بازگشت‌به‌سوی پروردگارت شود.
بر تو واجب آمد که همواره به یاد داشته باشی، آنچه که بر والیان پیش از تو رفته‌است، از حکومت عادلانه‌ای که داشته‌اند یا سنت نیکویی که نهاده‌اند یا چیزی ازپیامبر، (صلی الله علیه و آله)که آورده‌اند یا فریضه‌ای که در کتاب خداست و آن رابرپای داشته‌اند.پس اقتدا کنی به آنچه ما بدان عمل می‌کرده‌ایم و بکوشی تا از هر چه‌در این عهدنامه بر عهده تو نهاده‌ام و حجت‌خود در آن بر تو استوار کرده‌ام، پیروی‌کنی، تا هنگامی که نفست‌به هوا و هوس شتاب آرد، بهانه‌ای نداشته باشی.و جزخدای کس نیست که از بدی نگهدارد و به نیکی توفیق دهد.
از وصایا و عهود رسول الله(صلی الله علیه و آله)با من ترغیب به نماز بود ودادن زکات و مهربانی با غلامانتان.و من این عهدنامه را که برای تو نوشته‌ام به‌وصیت او پایان می‌دهم و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
از خدای می‌طلبم که به رحمت واسعه خود و قدرت عظیمش در برآوردن هرمطلوبی مرا و تو را توفیق دهد به چیزی که خشنودیش در آن است، از داشتن عذری‌آشکار در برابر او و آفریدگانش و آوازه نیک در میان بندگانش و نشانه‌های نیک دربلادش و کمال نعمت او و فراوانی کرمش.و اینکه کار من و تو را به سعادت وشهادت به پایان رساند، به آنچه در نزد اوست مشتاقیم.



تاريخ : چهارشنبه پنجم آبان 1389 | 20:28 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

در نظام طولی جهان، ذات حق در رأس همه موجودات قرار دارد و ملائکه، مجریان فرمان او هستند، بین خود ملائکه نیز سلسله مراتب محقق است: بعضی ریاست و فرماندهی دارند و بعضی از اعوان و انصار بشمار می روند، میکائیل فرشته مأمور ارزاق، و عزرائیل ملک موت و موکل بر قبض ارواح است، و برای هر یک از آن دو، اعوان و یارانی نیز وجود دارد، هر ملکی پستی مشخص و جایی معین دارد: «و ما منا الا له مقام معلوم؛ هر یک از ما فرشتگان، مقام معینی داریم» (الصافات / 164».

نسبت خدا به موجودات، نسبت آفریدن و ایجاد کردن و تکوین است. تشکیلات و دستگاه او را مانند تشکیلات اجتماعی و روابط قراردادی که در اجتماع بشر دائر است، نباید پنداشت. قرآن کریم تدبیر خلقت را گاهی به خداوند نسبت می دهد و گاهی به فرشتگان. گاه می فرماید: «یدبر الامر من السماء الی الارض؛ خدا امر را از آسمان به زمین تدبیر می کند و می فرستد» (سجده/5) و گاه می فرماید: «فالمدبرات امرا؛ قسم به فرشتگان تدبیر کننده امر» (نازعات/5). گاهی قبض و دریافت نفوس انسانهایی را که می میرند به فرشتگان نسبت می دهد و گاهی به فرشته خاص مرگ. گاهی وحی را به یک فرشته نسبت می دهد: «نزل به به الروح الامین* علی قلبک؛ روح الامین (جبرئیل ) قرآن را بر قلب تو فرود آورد» (شعراء/ 194-193) و گاهی آن را به ذات اقدس احدیت: «انا نحن نزلنا علیک القرآن تنزیلا؛ ما خود قرآن را بر تو نازل کرده ایم» (دهر/23). این موارد گویای این معنی است که کار خداوند نظام و ترتیب دارد. در سوره فاطر آیات 1 تا 2 در مورد اوصاف و ویژگیهای فرشتگان می فرماید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِکَةِ رُسُلاً أُولِی أَجْنِحَةٍ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلى کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ * ما یَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِکَ لَها وَ ما یُمْسِکْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ؛ ستایش مخصوص خداوندى است که آفریننده آسمانها و زمین است، خداوندى که فرشتگان را رسولانى قرار داد که صاحب بالهاى دو گانه و سه گانه و چهارگانه اند او هر چه بخواهد در آفرینش مى افزاید، او بر هر چیزى قادر است. خداوند هر رحمتى را به روى مردم بگشاید کسى نمى تواند جلو آن را بگیرد، و هر چه را امساک کند کسى غیر از او قادر به فرستادن آن نیست، و او عزیز و حکیم است.. طبق آیات قرآن فرشتگان وظائف مهم و بسیار متنوعى از سوى خداوند بر عهده دارند: گروهى حاملان عرشند (حاقه/ 17) و گروهى مدبرات امرند (نازعات/ 5). گروهى فرشتگان قبض ارواحند (اعراف/ 37). خداوند در جای دیگرمی فرماید: « قل یتوفیکم ملک الموت الذی وکل بکم؛ بگو قبض روح شما را ملک الموت انجام می دهد، فرشته ای که موکل برای قبض روح و میراندن افراد است قبض روح می کند» (سجده / 11 ). همچنین آیات دیگری است که با هر دوی اینها منافات دارد، مثل اینکه می فرماید: «ان الذین توفاهم الملائکه؛ کسانی که فرشتگان جان آنها را می ستانند» (نساء/ 97 )، یا آیه می فرماید : « و لو تری اذ یتوفی الذین کفروا الملائکه یضربون وجوههم و ادبرهم و ذوقوا عذاب الحریق؛ و اگر ببینى کافران را هنگامى که فرشتگان (مرگ)، جانشان را مى گیرند و بر صورت و پشت آنها مى زنند و (مى گویند) بچشید عذاب سوزنده را ( به حال آنان تأسف خواهى خورد)! (انفال/50).در این آیات می گوید فرشتگانی می آیند و روحها را قبض می کنند. صحبت از فرشتگان است نه یک فرشته. پس در یک جا می گوید خود خدا قبض روح می کند، در جای دیگر می گوید ملک الموت و در یک جا می گوید عده ای از ملائکه چنین کاری می کنند. کدامیک از اینها قبض روح می کنند: خدا یا ملک الموت یا عده ای از ملائکه؟ فرمود تو اشتباه کرده ای. این سه تا با همدیگر منافات ندارد. آنچه که ملک الموت می کند، به امر و اراده خداست، از پیش خود کاری نمی کند. او مجری اراده پروردگار است بلکه مجرای اراده پروردگار است. فرشتگان نیز مجری اوامر و جنود ملک الموت هستند، و ملک الموت امر پروردگار را به وسیله آنها انجام می دهد. مطلب این است که کار جهان نظام دارد، نظام علت و معلول. هر چیزی در جا و پست خود کار خودش را انجام می دهد و همه مجری امر و اراده پروردگار هستند. بنابراین این آیه از آن آیاتی است که قبض روح را نه به خدا نسبت داده است نه به ملک الموت، بلکه به گروهی از فرشتگان که به امر ملک الموت، امر الهی را اجرا می کنند نسبت داده است و گروهى مراقبان اعمال بشرند (سوره انفطار/ 10 تا 13). گروهى حافظان انسان از خطرات و حوادثند (انعام/ 61) و گروهى مامور عذاب و مجازات اقوام سرکشند (هود- 77). گروهى امدادگران الهى نسبت به مؤمنان در جنگها هستند (احزاب- 9) و بالآخره گروهى مبلغان وحى و آورندگان کتب آسمانى براى انبیاء مى باشند (نحل- 2).در بهشت و جهنم نیز فرشتگان الهی وجود دارند و وظائفی بر عهده آنهاست: جهنمیان خطاب می کنند به مالک جهنم «و نادوا یا مالک لیقض علینا ربک قال انک ماکثون؛ آنها فریاد مى کشند: اى مالک دوزخ! (اى کاش) پروردگارت ما را بمیراند (تا آسوده شویم)! مى گوید: شما در این جا ماندنى هستید!» (زخرف/77). فریاد می کنند ای مالک! «لیقض علینا ربک» دیگر نمی گویند «ربنا» پروردگارت کار ما را تمام کند. از قرآن چنین استنباط می کنیم که آن موجود و آن ملک و فرشته ای که اختیاردار جهنم است نامش " مالک " است. این نامگذاری مثل نامگذاریهای دنیا نیست که نامگذاری می کنند تا با همدیگر اشتباه نکنند، نام در آنجا یعنی صفت، یعنی حقیقت، غیر از نامگذاری اینجاست که به یکی می گوییم " حسن "، حسن یعنی نیک، ولی ما به او می گوییم " حسن " نه به اعتبار اینکه نیک است، اسم گذاشته ایم، قرارداد کرده ایم، ممکن است خیلی هم زشت باشد ما به او بگوییم " حسن ". اسم گذاری است، غیر از این است که صفت و حقیقت باشد. در اخبار هم زیاد وارد شده که آن فرشته مأمور جهنم نامش " مالک " است و متقابلا خادم بهشت نامش "رضوان" است و این نکته ای و لطیفه ای دارد. چطور شده که آنجا نگفته اند مالک بهشت، گفته اند " رضوان "، ولی اینجا گفته اند مالک جهنم؟ این برای آن است که در آنجا سخن، سخن خشنودی و رضای پروردگار است، او باب رضوان الهی است، یعنی آن کسی که از خودخواهی و خودپرستی و مالکیت نفس گذشته و تسلیم امر پروردگار و راضی به رضای پروردگار است، او می شود بهشتی. این " مالک " که در اینجا گفته       می شود، مظهری است از آن خودخواهیهای انسان و مالکیت انسان خودش را و خودپرستیهای انسان. این است که نام این شده " مالک " و نام آن شده " رضوان ".

 



تاريخ : چهارشنبه پنجم آبان 1389 | 20:27 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]
 

در تعریف اندازه‌ گیری گفته می‌شود فرآیندی که تعیین می‌کند یک شخص یا یک شی چه مقدار از یک ویژگی برخوردار است و سنجش را نوعی اندازه‌گیری می‌دانند که در آن از آزمون و وسائل دیگری استفاده می‌شود. بنابراین تعریف تعیین ویژگیهای مورد سنجش ، فرآیند اجرای سنجش و بررسی فرآورده‌ها سه بخش مهم سنجش و اندازه‌گیری به شمار می‌روند. بر این اساس سنجش و اندازه گیری را در سه بخش عمده مرحله طراحی ، مرحله اجرا و مرحله بررسی فرآورده‌ها می‌توان خلاصه کرد.

دیدکلی

چرا اندازه گیری می‌کنیم؟


قوانین و نظریات فیزیک بصورت معادلات ریاضی بیان می‌شوند. حال ما از کجا بدانیم که هر معادله خاص ، رفتار چیزی را بیان می‌کند؟ باید این قاعده امتحان شود و به مرحله آزمون گذاشته شود. بنابراین ، اندازه گیری مهارتی است که میان نظریه علمی و دنیای واقعی رابطه ایجاد می‌کند. این رابطه دو طرفه می‌باشد. هر رویداد اندازه گیری شده‌ای که قبلا پیشگویی نشده باشد، باید نظریه جدید آنرا توجیه کند.

اشخاصی که کار تجربی انجام می‌دهند باید اطلاعات فنی جامعی از اصول اندازه گیری داشته باشند. نحوه اندازه گیری و محدودیتهای ناشی از وسایل اندازه گیری را بشناسد. هر دانشمندی فقط با دانستن اینکه چه اندازه گیریهایی انجام شده است و نحوه اندازه گیریها چگونه بوده است، می‌تواند اثر و کشفیات دانشمندان دیگر را خوب بفهمد. بنابراین ، اندازه گیری هنری است که در حال حاضر تکنولوژی پیشرفته حامی آن است.

دقت در اندازه گیری

در اندازه گیریها جواب کامل نداریم، هر کسی که نتیجه اندازه گیری خود را گزارش می‌کند، همواره بهترین تخمین خود را از مقدار اصلی ، همراه با خطای اندازه گیری آن ، ارائه می‌دهد. یعنی اگر طول جسمی بصورت 183±5mm نوشته شود، منظور نویسنده این است که مقدار واقعی طول بین 178 و 188mm قرار دارد. صحت اندازه گیری از روی تطابق آن با واقعیت نتیجه می‌شود. خطای زیاد بیانگر عدم اعتماد آزمایشگر بر اندازه گیری است. اندازه گیری دقیق ، اندازه گیریی است که خطای آن ، در مقایسه با مقدار اندازه گیری شده بسیار کوچک باشد.
در مثال اخیر خطای نسبی اندازه گیری برابر است با: %100=± %2. 74 × (±5/183). دقت اندازه گیری به مهارت آزمایشگر در تخمین زنی ، مکانیزم عمل اندازه گیری ، حد تفکیک وسیله اندازه گیری ، حد تفکیک چشم و غیره بستگی دارد. البته درستی اندازه گیری به طبیعت جسمی که اندازه گیری می‌شود نیز وابسته است. بنابراین ، صحت تمامی اندازه گیریها ، به دلیل محدودیت در دقت (تکرار پذیری آزمایش) و خطای ناشی از طبیعت وسیله اندازه گیری و جسمی که اندازه گیری می‌شود، محدود است.

ارقام با معنی

پذیرش میزان خطا در اندازه گیری و نوع ریاضیاتی که در تخمین و محاسبات داده‌ها‌ی آزمایش و نحوه قرائت آنها بستگی دارد. یک روش اصولی برای ارزیابی صحت اندازه گیری و پذیرش آن توجه به تعداد ارقام با معنی آن است. تعداد ارقام بامعنی ، درستی و دقت اندازه گیری را می‌رساند. به عبارتی هر چه اندازه گیریی دقیقتر باشد مقدار ارقام با معنی نتیجه اندازه گیری بیشتر خواهد بود. آخرین رقم با معنی در اندازه گیری همیشه تخمینی است. مثلا اگر در اثر اندازه گیری طول اتاقی 720cm باشد، مفهوم این است که اندازه گیری با سه رقم معنی دار انجام شده است که رقم آخر آن صفر می‌باشد که ممکن است درست یا غلط باشد.
صفرهای موجود در عدد گزارش شده ممکن است با معنی باشند یا محل ممیز را نشان دهند. مثلا طول 802mm که یک عدد دو رقمی است، بر حسب متر برابر 0.0082 است، چون نتیجه تغییر نکرده پس این طول بر حسب متر هم یک عدد دو رقمی است. بنابراین قاعده کلی این است که: صفرهای سمت چپ هرگز معنی دار نیستند. صفرهای پایانی نیز ممکن است معنی دار باشند یا نباشند. اگر طول زمینی را 230m اندازه بگیرید، در این اندازه گیری عدد گزارش شده دارای 4 رقم با معنی است، البته بدون ممیز تشخیص معنی دارابودن یا نبودن رقم آخر با قطعیت مشخص نمی‌شود ، مگر اینکه از نحوه اندازه گیری اطلاعی داشته باشیم.
در مورد اندازه گیری مذکور بهتر است داشته باشیم 230.0 ، در چنین حالتی می‌گوییم دقت اندازه گیری تا 0.1 اعشار درست است. در جمع و تفریق اندازه گیریها انتشار خطا خواهیم داشت. مثلا خطای اندازه گیری با دقت 0.1 به اندازه گیری با دقت 0.001 سرایت می‌کند. البته در اندازه گیریها ، پردازش داده‌های اندازه گیری ، روش گرد کردن و محاسبه خطا (نسبی و مطلق( وجود دارد که میزان اعتبار و دقت اندازه گیری را بیان می‌نماید. معیار اصلی در گزارش اندازه گیری و مقادیر حاصل از آنها ، کاربرد دقیق تعداد ارقام با معنی است.

نمادگذاری علمی

اگر تمامی فواصل در متریک SI نوشته شود، هنگام نوشتن فاصله تا نزدیکترین ستاره (عدد بزرگ) یا هنگام نوشتن قطر هسته اتم (عدد کوچک) کار مشکل خواهد بود. در مورد ستاره 15 صفر در پایان و در هسته 15 صفر در ابتدای عدد وجود دارد. تنها تکلیف این صفرها مشخص نمودن محل ممیز می‌باشد. بهترین راه برای حل مشکل استفاده از نماد گذاری علمی است. در این روش در هر عدد ممیز را بعد از اولین رقم غیر صفر نوشته و سپس آنرا در توانی از 10 ضرب می‌کنند تا محل ممیز را نشان دهند. مثلا عدد 142000 در نماد گذاری علمی بصورت زیر در می‌آید:

105×100000 = 1.42 × 142000 = 1.42


در واقع بهترین راه نوشتن اعداد بسیار بزرگ و کوچک همین است. البته در این روش تشخیص تعداد ارقام با معنی و محل ممیز راحت است. بخصص در مورد صفرها که کار بسیار راحت شده است. مزیت مهمی که نمادگذاری علمی دارد، این است که حساب در نماد گذاری علمی راحت صورت می‌گیرد. یعنی افزودن به توانهای 10 راحتتر از شمردن صفرهاست. یعنی محاسبات اعشاری چه در اعداد کوچک و چه در اعداد بزرگ به محاسبات توانی تبدیل می‌شود که براحتی انجام می‌گیرد. البته در جمع و تفرق اعداد که توان برابر ندارند، ابتدا بایستی ممیز را در یکی از اعداد جابجا کرده و توان آنها را یکی نمود.

بعد اندازه گیری

هر اندازه گیری از دو قسمت عدد و نشان تشکیل شده است. مثلا اگر بگویید وزن من 60 است، مخاطب چیزی از این عدد نمی‌فهمد. مگر اینکه بگویید قد من 60 کیلوگرم است. برای کلیه اندازه گیریها باید یک شاخصی برای معرفی عدد در کنارش باشد تا به آن عدد ریاضی مفهوم واقعی دهد. برای کمیات مختلف یکاهای متعددی مطرح شده که در محاسبات و اندازه گیریها باید آنها را به یک یکای مشترک تبدیل کرد. به عبارت دیگر باید در یک متریک واحد اندازه گیریها را انجام داده و نتیجه را هم یا در آن متریک و یا با تبدیلات مربوطه در دستگاه دیگری بیان کرد. زیرا در اندازه گیریها و محاسبات فقط کمیاتی را که بعد یکسانی دارند، می‌توان با استفاده از یکاهای تبدیل باهم جمع یا از هم تفریق و یا باهم مقایسه کرد.

دید کلی

هر چه اسباب اندازه گیری دقیقتر باشد اندازه اشتباه کمتر است، در اندازه گیریهای فیزیک چنانچه درجه دقت معلوم نباشد، اندازه گیری نمی‌تواند کاملا مورد استفاده قرار گیرد، اطلاع بر حدود خطا اغلب از اتلاف وقت آزمایش کننده جلوگیری می‌کند مثلا ممکن است یک کمیت از روی کمیات دیگر محاسبه می‌شود و در رابطه‌ای که مورد استفاده قرار می‌گیرد یک کمیت با توان n و در کمیت دیگر با توانی کمتر از n وارد شود.  

خطاهای اندازه گیری                                                                                                   کولیس ورنیه ای ساعتی

خطاهای قابل اجتناب

این خطاها در نتیجه روش غلط اندازه گیری یا نقص اسباب یا خطا در طرز خواندن رخ می‌دهد که البته می‌توان اینگونه اشتباهات را رفع کرد.

خطاهای غیر قابل اجتناب

این خطاها ، خطاهایی هستند که می‌توان حدود آنها را تخمین زد، خطاهای اتفاقی قسمتی از خطاهای غیر قابل اجتناب است، هنگامی که با یک اسباب و در شرایط متشابه ، یک عمل اندازه گیری تکرار شود نتایج حاصله در اثر خطای اتفاقی اختلاف پیدا می‌کند. مثلا اگر طول میله‌ای را بخواهیم با دقت حدود یک سانتیمتر اندازه بگیریم در تمام اندازه گیریهای مکرر عددی مانند 15 سانتیمتر بدست می‌آید، ولی اگر بخواهیم با دقت 10/1 میلیمتر اندازه بگیریم ممکن است به ترتیب نتایجی از قبیل 15.56 و 15.69 و 15.61 و 15.56 و 15.58 و 16.61 سانتیمتر می‌شود. اگر به دفعات متعدد آزمایش تکرار شود اغلب نتایج در حول یک مقدار متوسط خواهد بود.

خطای ماکزیمم

اگر نتایج اندازه گیری یک کمیت را با x1 و x2 و ... و xn نمایش دهیم مقدار متوسط عددی x = (x1 + x2 + … + xn)/n را می‌توان اندازه آن کمیت اختیار کرد و بزرگترین مقادیر: |xn - x| , … , |x1 - x| را خطای ماکزیمم گویند. هنگامی که یک یا چند نتیجه اندازه گیری از مقدار متوسط اختلاف اتفاقی قابل ملاحظه داشته باشد در محاسبات مربوط به خطا ، خطای متوسط را در نظر می‌گیرند.

خطای مطلق

اگر نتیجه اندازه گیری برای یک کمیت به x نمایش داده شود و اندازه حقیقی آن کمیت که برای ما نامعلوم است x + ∆x فرض شود تفاضل این دو مقدار یعنی x - x+∆x که مساوی x∆- است، خطای مطلق اندازه گیری نامیده می‌شود.

خطای نسبی

نسبت خطای مطلق به اندازه حقیقی کمیت را که مساوی ∆x/x- است را خطای نسبی می‌نامند.

محاسبات مربوط به خطا

اگر اندازه یک کمیت ε را با دو کمیت y , x بوسیله ε = f(y,x) بستگی داشته باشد، اشتباهی را که روی اندازه ε در اثر خطا روی y , x رخ می‌دهد، می‌توان محاسبه کرد:

Z = f(x,y) - f(x+∆x) , y+∆y


چون مقادیر ε  ∆y  ∆x∆ کوچک هستند در محاسبات مربوط می‌توان این مقادیر را مانند دیفرانسیل ε , y , x منظور داشت یعنی: ∆x + ε = fx ∆y∆ fy چون علامت خطا برای ما نامعلوم است، از این جهت در محاسبات مربوط قدر مطلق خطا در نظر گرفته می‌شود. اگر کمیت ε برابر یا تفاضل دو کمیت y , x باشد خطای مطلق ماکزیمم روی ε برابر مجموع خطاهای مطلق ماکزیمم روی y , x خواهد بود. مقادیر تقریبی بعضی عبارات جبری و خطوط مثلثاتی و میزان خطا که باید در محاسبات مورد توجه قرار گیرد. هنگامی که x کوچک باشد بجای عبارات ستون اول ، ستون دوم و اندازه تقریبی خطا در ستون 3 قید شده است.

 

توضيح اجزاي زاويه سنج ها

 

                                                                                                                                                        زاویه سنج ساده

                                                                           

گونياي ثابت متصل به نقاله:

درجه بندي نقاله اين زاويه سنج تقسيمات اصلي نام دارد و به 4 زاويه قايمه و هر کدام به 90 قسمت مساوي تقسيم بندي شده است.

خط کش متحرک:

اين خط کش به وسيله شياري که در يک طرف دارد روي اهرم صفحه داخلي نقاله سوار شده است و به همراه صفحه داخلي نقاله مي تواند حول مرکز آن حرکت کنددو سر خط کش تحت زواياي 45 و 60 درجه شيب دار ساخته شده است تا بتوان زواياي مربوط به آنها را کنترل کرد.

ورنيه:

صفحه کماني است که تقسيمات ورنيه روي آن قرار دارد و به وسيله دو پيچ ريز روي دو صفحه داخلي سوار شده است . به همراه آن حول مرکز نقاله حرکت مي کند.

پيچ تثبيت صفحه داخلي نقاله:

اين پيچ صفحه داخلي نقاله اهرم روي آن و در نتيجه ورنيه را ثابت کرده و از حرکت باز مي دارد.

پيچ تثبيت خط کش :

اين پيچ خط کش را روي اهرم صفحه داخلي ثابت نگاه مي دارد.

اهرم:

واسطه اي است بين خط کش و صفحه داخلي نقاله و ورنيه تا هر سه با هم حرکت کنند

حدود300سال قبل ,اساس تيوري اندازه گيري با ورنيه توسط بيرورنيه رياضيدان فرانسوي کشف شد,بدين ترتيب بود اکر دو طول برابر را به تقسيمات مساوي تقسيم کنيم و آنها را در مجاورت و انطباق با هم قرار دهيم تمام خطوط تقسيمات در امتداد همديگر قرار مي گيرند ولي چنانچه تقسيمات با هم برابر نباشند خطوط در امتداد يکديگر واقع نخواهند شد.که اساس تيوري اندازه گيري با کوليس بر اين اصل استوار مي باشند.

خواندن ورنيه زاويه سنج ها

خواندن ورنيه:

براي خواندن اندازه اي که به وسيله زاويه سنج اندازه گيري شده به ترتيب زير عمل مي کنيم .

ابتدا درجاتي که مقابل و يا ما قبل صفر ورنيه واقع شده اند خوانده وچنانچه صفر ورنيه در مقابل درجات کامل تقسيمات اصلي نبوده بايستي به تقسيمات ورنيه نگاه کرده و تشخيس داد که کدام يک از آنها مقابل يکي از خطوط درجه بندي نقاله قرار دارد .حال تعداد تقسيمات واقع در بين خط مذکور و صفر ورنيه را در 5 دقيقه ضرب کرده و حاصل را در درجاتي که روي نقاله قبلا خوانده شده بود جمع مي نماييم .هنگام خواندن اندازه بايد دقت شود که ورنيه و نقاله اصلي در يک

جهت خوانده شود يا هر دو در جهت عقربه هاي ساعت و يا هر دو در خلاف جهت عقربه هاي ساعت در شکل زير مثالي از خواندن زاويه سنج امده است.

میکرو متر یا ریز سنج

میکرومتر، یا ریزسنج، ابزاری برای اندازه گیری طول با دقت زیاد است.

ریز سنج
ضخامت ورقه‌های نازک و سیم‌های نازک را با اسبابی به نام ریز سنج اندازه می‌گیرند این اسباب از ترکیب یک پچ و یک مهره مدرج ساخته شده است. در این وسیله ، مهره استوانه‌ای است تو خالی که سطح خارجی آن مدرج شده است. این استوانه به کمانی متصل است در انتهای دیگر کمان زایده‌ای وجود دارد که به آن سندان می‌گویند.
پیچ در داخل کلاهکی قرار دارد و در داخل مهره حرکت می‌کند، کلاهک پیچ بر روی سطح خارجی مهره جابجا می‌شود. در صورتی که پای پیچ 0.5 میلیمتر باشد دور کلاهک پیچ به پنجاه قسمت و اگر پای پیچ یک میلیمتر باشد دور کلاهک پیچ به صد قسمت تقسیم می‌شود به آن قسمت از پیچ که از داخل مهره خارج شده و در داخل کمان جابه جا می‌گردد زباله می‌گویند.
اگر پیچ یک دور بپیچد در نوع اول زباله ریزسنج نیم میلیمتر جابجا می‌شود بنابراین وقتی پیچ به‌اندازه یک درجه بپیچد دهانه ریزسنج به ‌اندازه یک صدم میلیمتر باز یا بسته می‌شود. بنابراین با استفاده از ریزسنج دقت‌اندازه گیری تا میلیمتر بالا می‌رود.

روش کار ریز سنج

برای اندازه گیری جسم مورد نظر را از بین زبانه و سندان قرار می‌دهند و پیچ کلاهک آنقدر می‌چرخانند تا جسم با زبانه و سندان تماس پیدا کند. برای چرخاندن کلاهک پیچ ، پیچ مرز گرد را می‌پیچانند پس از تماس با زبانه با جسم ، پیچ هرز گرد صدا می‌کند. با شنیدن صدا عمل پیچاندن را متوقف می‌کنند. در غیر این صورت از حساسیت اسباب کاسته می‌شود درجات میلیمتر داروی مهره و درجات صدم میلیمتر داروی کلاهک پیچ می‌خوانند. درجه‌ای از کلاهک پیچ خوانده می‌شود که در امتداد خط افقی مهره قرار دارد.

اندازه گيري با ميکرومتر

 

 

 

 

ميکرومتر:

ميکرومترها در سال 1226 توسط يک فرانسوي به نام ژان پالمر ساخته شد و امروزه از نظر شکل ساختماني مختلف ومتنوع مي باشند.

اندازه گيري با ميکرومتر:

ميکرومتر يا ريزسنج وسايلي هستند که براي اندازه گيري قطعاتي که بايستي دقيق تراشيده شوند به کار برده مي شود.دقت آنها به مراتب بيشتر از دقت کوليس ها مي باشد.ميکرومترها از نظر سيستم اندازه گيري مانند کوليس دو نوع ميباشند که آنها را ميکرومترهاي اينچي و ميکرومترهاي ميليمتري مي نامند .

دقت ميکرومتر هاي ميليمتري 100/1تا1000/1ميليمتر مي باشند.

دقت ميکرومتر هاي اينچي 1000/1تا10000/1اينچ مي باشند.

ميکرومترها از نظر ساختمان ظاهري و اجزاي آن

ميکرومترها از نظر ساختمان ظاهري:

ميکرومتر غالباً داراي کماني به صورت شکل مي باشد که از يک طرف به فک ثابت (سندان)و از طرف ديگر به لوله(بوش)وصل شده است.فک متحرک آن ميله پيچي است که در داخل سوراخ رزوه دار استوانه مدرج (غلاف ) کار مي کند . فک متحرک را مي توان در مواقع لزوم به وسيله اهرمي در موقعيت معين قفل کرد .

براي جلوگيري از سايش سطح فکهاي اندازه گيري ، سر انها را از جنس فلزات سخت انتخاب مي کنند پوسته خارجي که قسمت مخروطي ان مدرج است ، به وسيله بوش مخروطي انتهاي ميله پيچ روي آن سوار مي شود.با گرداندن يک دور پوسته خارجي ،ميله پيچ به همراه پوسته به اندازه گام پيچ حرکت طولي انجام ميدهدشکل زير نمونه اي از ميکرو متر و قسمتهاي مختلف آن را نشان مي دهد.

     1. فکهاي اندازه گيري

     2. کمان با محافظ عايق شده

     3. اهرم قفل کننده ميکرومتر 

     4.استوانه مدرج ( غلاف )   

     5. پوسته مدرج

     6. ميله پيچ

     7. مهره تنظيم

     8. دسته جغجغه هرز گرد

جغجغه: وسيله اي است که فشار را کنترل مينمايد و به انتهاي بوش متحرک متصل خود از دو بوش يک پين يک فنر و يک صفحه شيار دار ( شبيه چرخدنده بشقابي ) تشکيل شده است در شرايط عادي فشار فنر پين را داخل شيار صفحه شيار دار نگه ميدارد و با چرخاندن بوش آج دار خارجي بوش متحرک بطرف جلو حرکت مي کند اما به محض اينکه فشار روي فک متحرک فشار فنر را خنثي کند ديگر درگيري مؤثري بين پين و صفحه شيار وجود ندارد از اين رو به جاي جلو راندن

بوش متحرک صدا مي دهد

میکرو میلی متری

این میکرومتر ها به دو گونه اند : میکرمتر باپوسته ی 50 قسمتی و میکرو متر با پوسته ی 100 قسمتی. دقت هر دو میکرومتر یک صدم میلی متر می باشد و دامنه ی ان هم برای اندازه های مختلف متفاوت است

پوسته ی 100 قسمتی :

در این میکرومتر عدد روی غلاف قبل از ممیز و عدد روی پوسته رقم بعد از ممیز نشان می دهد .

پوسته ی 50 قسمتی :

تفاوت این میکرومتر با میکرومتر قبلی در غلاف و پوسته ی آن است . هر میلی متر این میکرومتر به دو قسمت تقسیم شده است. اگر در هنگام اندازه گیری میکرومتر این خط را رد کرده بود در پایان 5/0 میلی متر به کل اندازه می افزاییم

طريقه تقسيم بندي ميکرومتر هاي ميليمتري

طريقه تقسيم بندي ميکرومتر هاي ميليمتري :

ميکرومترهاي ميليمتري را معمولآ به سه روش تقسيم بندي ميکنند:

الف) تقسيم بنديهاي استوانه ثابت با فاصله يک ميليمتر :

هر گاه گام پيچ ميکرو متر يک ميليمتر باشد در اثرگرداندن پيچ فک متحرک نيز يک ميليمتر تغيير ميکند يعني اگر پيچ ميکرومتر را يک دور کامل بگردانيد فک متحرک نيز يک ميليمتر تغيير ميکند به همين ترتيب نسبت به گام پيچ روي استوانه ثابت ميکرومتر را خط کشي ميکنند طوريکه فاصله خطوط از هم يک ميليمترمي باشد .  

طريقه تقسيم بندي پوسته متحرک (از رديف اول )

در ميکرومترهايي که فاصله خطوط روي استوانه ثابت يک ميليمتر است قسمت مخروطي پوسته متحرک را به صد قسمت مساو ي تقسيم ميکنند که با تغيير فاصله بر روي پوسته ، فک متحرک 01/0 ميليمتر تغيير مينمايد .

توجه : وقتي که فک ثابت ومتحرک به هم چسبيده است بايد صفر ورنيه درست روبروي صفر خط اصلي استوانه ثابت قرار گيرد .

1- خطوط خط کشي شده بر روي استوانه ثابت

2- خطوط خط کشي شده بر روي قسمت مخروطي ، پوسته متحرک را نشان ميدهد .

طريقه خواندن ميکرومترهاي ميليمتري (رديف الف)

براي خواندن ميکرومترهاي ميليمتري به نکات زير توجه کنيد :

1- تعداد خطوط اصلي را که صفر ورنيه از روي انها گذشته است يادداشت کنيد .

2- تعداد خطوط ورنيه را که بر حسب صدم ميليمتر است نيز يادداشت کنيد .

3- اعداد فوق را با هم جمع کنيد تا اندازه اصلي به دست آيد .

تقسيم بندي استوانه ثابت با فاصله خطوط نيم ميليمتر :

هر گاه گام پيچ ميکرومتر نيم ميليمتر باشد در هر دور کامل پيچ ، فک متحرک نيز نيم ميليمتر تغيير مکان پيدا ميکند . طريقه خط کشي ان بر روي استوانه ثابت به اين صورت است که در يک خط مستقيم که بر روي استوانه ثابت کشيده شده فاصله خطوط بالاي اين خط ، يک ميليمتر و خطوط پايين استوانه ثابت ، درست در مرک خط بالا قرار گرفته که در واقع ميتوان فواصل نيم ميليمتري را از روي آن خواند

روش خواندن ميکرومترهاي ميليمتري                                                              

روش خواندن ميکرومترهاي ميليمتري (ازرديف ب)

اين نوع ميکرومترها به دو طريق خوانده ميشوند :

1- اگر صفر ورنيه از خطوط اصلي روي استوانه ثابت گذشته بود ،‌درست مانند مثال قبل خوانده مي شود .

2- اگر صفر ورنيه ا زروي خطوط اصلي و فرعي استوانه ثابت بگذرد ، بايد به ترتيب زير عمل کرد :

1- تعداد خطوط اصلي را که صفر ورنيه از روي آن گذشته اس يادداشت کنيد .

2- اندازه خطوط فرعي را نيز يادداشت نماييد .

3- تعداد خطوط ورنيه را که بر حسب صدم ميليمتر است بدست آوريد .

4- اعداد بدست امده را با هم جمع کنيد تا اندازه اصلي بدست بيايد .

توجه : بعضي از انواع ميکرومترهاي ميليمتري طوري طراحي شده اند که خطوط ميليمتري آنها در پايين خط سراسري استوانه ثابت ميکرومتر ، حک شده است . براي خواندن اين نوع ميکرومترها نيز مانند مثال قبل عمل مي کنيم .

ميکرومترهاي ميليمتري بادقت 001/0 ميليمتر

 

طريقه تقسيم بندي ميکرومترهاي ميليمتري بادقت 001/0 ميليمتر

اين ميکرومتر که دقيق ترين ميکرومتر در سيستم متريک ميباشد و ميکرومترسنج واقعي است به دو صورت زير تقسيم بندي ميگردد :

الف- براي بالا برد دقت ميکرومترهاي ميليمتري تا دقت 001/0 ميليمتر ، از تقسيم بندي بر روي محيط غلاف ثابت به عنوان ورنيه استفاده ميشود . براي تقسيم بندي اين ورنيه کافي است 9 فاصله (که اين تغيير فاصله فک متحرک را 09/0 ميليمتر جابجا مينمايد) از خطوط پوسته متحرک را بر روي محيط غلاف ثابت به 10 قسمت مساوي تقسيم نمود .

طريقه تقسيم بندي جنين است:

دقت درجه بندي1000/9=10: 100/9

  1000/1=1000/ (9-10) =1000/9-100/1mmدقت ميکرومتر

ميکرومتر با دقت 002/0 ميليمتر

ميکرومتر با دقت 002/0 ميليمتر

در اينجا فاصله خطوط روي ورنيه به جاي 10 قسمت به 5 قسمت مساوي تقسيم نموده اند.هر قسمت با دو خط روبرو به خود بر روي ورنيه سنجيده مي شود و دقت اندازه در اين ميکرومتر  002/0 ميليمتر است.

ميکرومتر اينچي و دامنه هاي اندازه گيري آن

ميکرومتر اينچي                                                                           

اين نوع ميکرو متر از نظر شکل ظاهري درست مانند ميکرومترهاي ميليمتري مي باشد ولي روش تقسيم بندي ورنيه و استوانه ثابت و گام پيچ هدايت ان ،بر حسب اينچ مي باشد .

در شکل زير يک ميکرومتر قطر سنج اينچي نشان داده شده است .

انواع ميکرومترهاي ميليمتري از نظر دامنه اندازه گيري يا فاصله بين دو فک آنها عبارتند از:

الف-ميکرومتر ميليمتري با اندازه 25 – 0 ميليمتر

ب- ميکرومتر ميليمتري با اندازه 50-25 ميليمتر

ج- ميکرومتر ميليمتري با اندازه 75 – 50 ميليمتر

د- ميکرو متر ميليمتري با اندازه 100 – 75 ميليمتر

به همين صورت ميکرومترهاي ميليمتري با اختلاف 25 ميليمتر از هم وجود دارند .

ميکرومترهايي وجود دارند که ميدان اندازه گيري آنها با تعويض فک ثابت (سندان)تغيير مي کند

مانند ميکرومترهايي که ميدان اندازه گيري آنها از100-0 ميليمتر با تعويض 5 نوع فک ثابت تغيير ميکند

روش تقسيم بندي ميکرومتر هاي اينچي

روش تقسيم بندي ميکرومتر هاي اينچي

 تقسيم بندي استوانه ثابت -1

هر گاه گام پيچ هدايت ميکرومتر را 1دور بگردانيم ، فک متحرک نيز يک دور کامل ميگردد.حال چون گام پيچ هدايت در ميکرومتر هاي اينچي 40/1 يعني 025/0 اينچ مي باشد در هر دور گردش کامل،پيچ فکمتحرک،025/0اينچ به عقب يا جلو حرکت مي کند. به همين ترتيب نسبت به گام پيچ روي استوانه ثابت را خطکشي مي کنند. فاصله هر کدام از خطوط نسبت به هم 025/0 اينچ خواهد بود.

2- تقسيم بندي پوسته متحرک (ورنيه)

چون گام پيچ هدايت 025/0اينچ است قسمت مخروطي پوسته متحرک را 25قسمت مساوي تقسيم مي کنند و با تغيير يک دور کامل پيچ پوسته متحرک نيز يک دور کامل مي گردد و 25 خط از جلو خط سراسري استوانه ثابت مي گذرد. اين 25 خط هر کدام نماينده يک هزارم اينچ است .

3- طريقه خواندن ميکرومتر با دقت 001/0 اينچ

1- تعداد خطوطي را که صفر ورنيه از روي خطوط اصلي استوانه ثابت گذشته است يادداشت کنيد.

2- تعداد خطوطي را که صفر ورنيه از روي خطوط فرعي استوانه ثابت گذشته است بنويسيد.

3- تعداد خطوط ورنيه را که بر حسب هزارم اينچ است و در مقابل خط سرتاسري استوتنه ثابت قرار دارد يادداشت کنيد.

4- مجموع آنها را محاسبه کنيد.

تنظيم صفر ميکرومتر

تنظيم صفر ميکرومتر :در اثر کارکرد زياد ممکن است لقي بين پيچ و مهره ميکرومتر زياد و همچنين سطح پيشاني فکهاي ان ساييده شود در هر دو حالت تنظيم صفر ميکرومتر به هم خورده قادر به اندازهگيري و کنترل اندازه نخواهد بود . لقي بين پيچ و مهره ميکرومتر را ميتوان با سفت کردن مهره تنظيم که براي همين منظور در انتهاي غلاف تعبيه شده است به حد مجاز رساند . شکل زير تنظيم لقي بين پيچ و مهره ميکرومتر را نشان مي دهد .

احتمال ساييده شدن فکها را ميتوان با بستن ميکرومتر يا ازطريق اندازه گيري ميله استاندارد کنترل کرد . بديهي است ميکرومتر هنگامي قادر به کنترل صحيح خواهد بود که پس ازبستن ميکرومتر، خط صفر پوسته دار در امتداد خط افقي روي غلاف قرار گيرد در غير اين صورت ميتوان با ثابت نگاه داشتن کمان و گردش جزيي غلاف به وسيله آچار مخصوص آنها را به هم منطبق و ميکرومتر را صفر کرد . صفر بودن ميکرومتر را ميتوان با اندازه گيري تکه هاي اندازه گيري کنترل کرد .

مقطع سندانهاي ميکرومتر ضمن اينکه ازجنس خاصي ساخته شده اند از دقت پرداخت بسيار بالايي برخوردارند و بايد اين سطوح کاملآ صاف باشند که براي کنترل اين سطوح ميتوان از شيشه هاي تخت استفاده نمود.

از موارد مهم ديگر د رانتقال حرارت دماي قطعه کار است که بايد دماي ابزار و دماي قطعه کار کاملآ يکسان باشند ۀ به عنوان مثال چنانچه دماي آزمايشگاه که ميکرومتر در آن قرار دارد 20 درجه سانتيگراد باشد . براي اندازه گيري قطعه ميله فولادي که در اثر تراشکاري دمايش به 50 درجه سانتيگرا د رسيده چنانچه اندازه واقعي اين قطعه 50 ميليمتر و ضريب انبساط خطي فولاد000012/0 ( يک ÷ درجه سانتيگراد ) باشد مقدار اشتباه برابر 018/0 ميشود .

ميليمتر 018/0= (20-50)(000012/0)(50)=مقدار اشتباه يا خطا

طريقه تقسيم بندي پوسته متحرک

طريقه تقسيم بندي پوسته متحرک (از رديف ب)

در ميکرومترهايي که فاصله خطوط استوانه از هم نيم ميليمتر است پوسته متحرک را به پنجاه قسمت مساوي تقسيم ميکنند . با تغيير فاصله هر خط بر روي پوسته ، فک متحر 01/0 ميليمتر تغيير مينمايد .

توجه:در چنين تقسيم بندي هرگاه پوسته متحرک يک دور کامل بچرخد ، لبه پوسته متحرک با خط پاييني استوانه ميزان ميشود و هر گاه دو دور کامل بچرخد ، با خط بالايي استوانه ميزان ميشود .

1- خطوط خط کشي شده که فاصله دو دور گردش پوسته متحرک را نشان ميدهند .

2- خطوط خط کشي شده که فاصله يک دور گردش پوسته متحرک را نشان ميدهند .

3- خطوط روي ورنيه پوسته متحرک که فاصله هرر خط فقط 01/0 ميليمتر را نشان ميدهند .

دامنه اندازه گيري 50-25 ميليمتر است .

 

انواع میکرومترهای داخلی

میکرومتر داخلی دوفکه،میکرومتر داخلی دوفکدار،میکرومتر داخلی سه فکه،میکرومتر کنترل مهره،میکرومترچرخدنده داخلی ،میکرومتر شیار داخلی و عمق سنج

 

 

میکرومتر داخلی دوفکه

برای اندازه گیری ابعاد داخلی با دقت 01/0میلیمتر از میکرومتر داخلی دوفکه استفاده می شود سر فکهای اندازه گیری این میکرومترها به منظور اندازه گیری دقیق سوراخها به شکل کروی ساخته می شود.

میکرومترهای داخلی دوفکه با فکهای قابل تعویض نیز وجود دارد که با سوار کردن سایر بازوها می توان میدان اندازه گیری آنها را تغییر داد

                                                                                                                            میکرومتر داخلی فک دار

میکرومتر داخلی فکدار                                    

نوع دیگر میکرومتر داخلی میکرومتر داخلی فکدار یا میکرومتر کولیسی است این میکرومتر قادر است شیارها و سوراخهای با قطر کمتر از 25 میلیمتر و همچنین فاصله مرکز سوراخها را کنترل کند

                                                                                                                   

 

میکرومتر داخلی سه فکه                                                                                                                           میکرومتر داخلی سه فک

بهترین و کم خطا ترین میکرومتری که با ان می توان قطر سوراخها را اندازه گیری کرد میکرومترداخلی سه فکه است این میکرومتر سه فک اندازه گیری دارد در نتیجه تماس آن با داخل سوراخ در سه نقطه انجام می شود و محور آن به طور دقیق در امتداد محور سوراخ قرار می گیرد انتقال میکرومترها از دسته جغجغه به فکها از طریق پیچ مخروطی انجام می گیرد.

میکرومتر سه فکه دیگری وجود دارد که انتقال حرکت در آن ها از طریق مخروط ناقص انجام می گیرد.

 

 

 

 

 

 

میکرومتر کنترل مهره

برای اندازه گیری قطر خارجی قطر متوسط و قطر داخلی مهره از میکرومتر مهره استفاده می شود

میکرومتر چرخ دنده داخلی

به منظور اندازه گیری قطر متوسط چرخ دنده های داخلی از میرومتر چرخ دنده داخلی استفاده می شود لازم به توضیح است که قطر فکهای کروی آن برحسب مدول چرخ دنده قابل تعویض است.

 

میکرومتر شیار داخلی

برای اندازه گیری پهنای شیارها و فاصله آنها تا لبه قطعه کار از میکرومتر شیار داخلی استفاده می شود.

 

میکرومتر عمق سنج

از میکرومتر عمق سنج برای اندازه گیری عمق سوراخها پله ها یا شیارها با دقت 01/0 میلیمتر استفاده می شود در این نوع میکرومترها برای افزایش میدان اندازه گیری میلهای قابل تعویضی پیش بینی شده است که بر حسب مقدار اندازه گیری میله مناسبی روی میکرومتر سوار می شود.

 

معرفی چند زاویه سنج

                                                                                                                                                زاویه سنج دیجیتالی

 

زاويه سنج پرنومتر

                                                                                                                                                              

اين نوع زاويه سنج تشکيل شده است از لبه هاي راهنما که هم افقي و هم عمودي بوده و هر کدام داراي طول 100 ميليمتر مي باشد يکي از انها داراي تقسيم بندي طولي 100 ميليمتر مي باشد و ديگري با تقسيم بندي 2/ 1 3 اينچ مي با شد.تقسيم بندي نقاله زاويه ياب از دو قسمت به 90 درجه و صفحه گردان از 0 تا 150 درجه مدرج شده است زاويه ياب آن مجهز به ورنيه با دقت 4/1 درجه مي باشد

(1) اگر بر روي سطح شيب داري که جهت شيب به سمت چپ است قرار گيرد اندازه مورد نظر مي با يست از سمت چپ (0) خوانده شود.

بر عکس (1) اگر بر روي سطح شيب داري در جهت راست قرار گيرد اندازه از سمت راست ورنيه خوانده مي شود.

زاويه سنج جهت کنترل ابزار بعد ازسنگ زني

زاويه سنج جهت کنترل ابزار بعد ازسنگ زني

با استفاده از يک نقاله پاندولي ، ورنيه ارتفاع سنج يا نقاله مخصوص ، مي توان زوايا ي آزاد

و زاويه شيب ابزار را چک کرد با بهره جويي ازنقاله مخصوص زواياي دندانه هاي موجود

در روي ابزارهاي چند دندانه اي را اندازه گيري مي کنند. دندانه هاي اين ابزار در محيط و در پيشاني بدنه آنها واقعند. نقاله مخصوص براي بررسي ابزار هايي به کار مي رود

که حداقل داراي سه دندانه با فواصل يکسان بوده و طول سطوح سطح پيشاني و دامنه ها از يک ميليمتر کمتر نباشد .

قسمت اصلي اين نقاله را کمان دو تشکيل مي دهد که داراي مقياس غير يکنواخت مي باشد .

خطوط درجه بندي نسبت به خط  180 درجه تمايل دارد .کمان دو حاوي شکافي است که در طول خط کش 1 حرکت مي نمايد.سکتور 4 در طول کمان دو حرکت مي کند و آن را مي توان به وسيله پيچ 3 در هر وضعيت انتخاب شده ثابت نمود.اين سکتور شامل درجه بندي با مقياس هاي وميباشد اين درجه بندي بر حسب درجه است و براي اندازه گيري زاويه شيب (مقياس) از صفر الي بيستو پنج درجه و زاويه آزاد

(مقياس) از صفر الي سي و پنج درجه مورد استفاده قرار مي گيرد.

تسمه 5 با صفحه اندازه گيري 15 به سکتور 4 متصل است .اين تسمه داراي شکافي براي اندازه گيري خط کش 7 مي باشدو خط کش 7 مي تواند در طول شکاف مذکور حرکت کرده و توسط پيچ ها در جاي مناسبي [مناسب با ارتفاع ابزار مورد بررسي]ثابت گردد .اگر خط صفر موجود در مقياس سکتور 4 با خط صفر کمان 2 منطبق گردد سطح کاري مربوط به خط کش 1 از مرکز دوران سکتور 4 عبور کرده و نسبت به خط کش 7 گونيايي مي شود.

براي تقليل ميزان اشتباه در اندازه گيري زواياي بين سطوحي با طول هاي کوچک اين نقاط 

داراي يک وسيله نوري (اپتيکي ) است اين وسيله قابل حرکت بوده و توسط مهره 6 به خط کش 1 بسته مي شود.

زاويه سنج اونيورسال

اين زاويه سنج ها براي اندازه گيري دقيقتر زوايا به کار مي روند و در انواع ساختماني مختلف مانند ورنيه دار .ساعتي . نوري و الکترونيکي ساخته مي شوند

 

 

 

 

 

 

 


زاويه سنج اونيور سال الکترونيکي

اندازه گيري با اين زاويه سنجتا 100 /1 درجه است و اندازه از روي صفحه نمايشگر به وسيله لامپهاي 7 قطعه قابل خواندن مي شود . براي مثال اندازه تنظيمي در شکل روبه رو 46 /152 درجه است که به وسيله فشار دادن دکمه اي مي توان آن را بر حسب درجه و دقيقه روي صفحه خواند.

 

 

زاويه سنج اونيور سال ساعتي

دقت اندازه گيري اين زاويه سنج نيز 5 دقيقه است صفحه داخلي زاويه سنج به 4 زاويه قايمه و هر کدام از 0 تا 90 درجه با قدر نسبت 10 درجه تقسيم بندي شده است . به ازاي گردش يک دور عقربه زاويه سنج به اندازه 10 درجه تغير زاويه مي دهد و چون صفحه خارجي آن به 120 قسمت تقسيم شده پس هر کدام از تقسيمات صفحه خارجي مشخص کننده 5 دقيقه است

که در حقيقت دقت زاويه سنج است .

5 = 120 /600 = 120 / 60 × 10

براي خواندن اندازه ابتدا از صفحه داخلي که قسمتي از آن ديده مي شود درجه ها را مي خوانيم سپس از روي صفحه خارجي 1 درجه ها و 5 دقيقه ها را مي خوانيم و در نهايت همه را با هم جمع مي کنيم.

 

 

 

 

زاويه سنج اونيور سال ورنيه دار

اين زاويه سنج براي اندازه گيري و کنترل زوايا تا دقت 5 دقيقه به کار ميرود . زاويه سنج اونيور سال از قسمتهاي مختلفي تشکيل شده است که در زير به شرح آنها مي پردازيم

 

زاويه سنج با دقت دو دقيقه واجزاي آن

نوعي از اين زاويه سنج ها که معمولا توسط کشورهاي بلوک شرق ساخته مي شود داراي دقتي برابر دو دقيقه است .که قطعات مختلف اين نوع زاويه سنج عبارتند از :

1-ديسک اصلي يا نقاط اصلي

2- پيچ قفل کننده ورنيه

3-ورنيه يا ديسک فرعي

4- بست و نگهدارنده گونيا

5- گونيا

6-تيغه يا خط کش مويي

7-تيغه ثابت

8- تيغه متحرک

9- پيچ محرک ورنيه(که در پشت زاويه سنج قرار دارد)

زاويه سنج نوري:

دقت اندازه گيري اين زاويه سنج 5 دقيقه است مطابق شکل صفحه مدرج آن پوشيده است و مقدار زاويه را پس از تنظيم و رويت از طريق چشمي قرايت مي شود براي مثال اندازه خوانده شده از طريق چشمي در شکل زير 1 و5 دقيقه است .

طريقه تقسيم بندي ورنيه سنج با دقت 5 دقيقه:

تقسيم بندي ورنيه در زاويه سنج هاي اونيور سال به اين ترتيب است به منظور خواندن مقادير کمتر ازدرجه در روي ورنيه 23 درجه از تقسيمات اصلي نقاله را به 12 قسمت مساوي تقسيم کرده اند .در نتيجه هر يک از تقسيمات ورنيه برابر 12 /11 1= 12 / 23 بوده و از فاصله دو خط روي نقاله که معادل 2 درجه است به اندازه 12 / 1 = 12 /23 2 کوچکتراست بنابراين با اين ورنيه مي توان تا دقت 5 دقيقه (5= 12 /1 ) را اندازه گيري کرد.

115 = 12 / 60 ×23 = 12 / 23

5 = 115 -120 = دقت زاويه سنج

اندازه گيري و کنترل قطعات صنعتي

در اندازه گيري و کنترل قطعات صنعتي مواردي پيش مي آيد که نمي توان مستقيماً توسط اندازه گيري ها اندازه مورد نظر را کنترل نمود و اصولاً اندازه گيري آنها در حالت عادي مقدور نمي باشد. در اين موارد علاوه بر استفاده از وسايل کمک اندازه گيري ابتکارات شخصي را نيز بايد در کنترل اندازه آنها دخالت داد. مثلاً جهت کنترل زواياي داخلي و خارجي مخروط هاي ناقص و ساير زوايا ، ابزارهايي مانند زاويه ياب اونيورسال و زاويه يابهاي اپتيکي ساخته شده اند ولي براي اندازه گيري اين زوايا با دقت زياد در کارگاه و آزمايشگاه اندازه گيري مي توان با استفاده از ميله ها و ساچمه هاي استاندارد که با شرايط خاصي در داخل شيارها يا سوراخ ها قرار مي گيرند استفاده نمود و يا با استفاده از خط کش سينوسي سيستمي پيش بيني کرد که مستقيماً اندازه طولي خوانده شده توسط وسيله اندازه گيري تبديل به زاويه نمايد و برعکس.

اندازه گيري قطر سوراخ ها :

اندازه گيري قطر سوراخ ها با استفاده از وسيله اندازه گيري ارتفاع

کنترل قطر داخلي به کمک دو گلوله در اين روش مي توان از دو گلوله با قطرهاي مختلف مطابق قطر سوراخ را محاسبه نمود...

اندازه گيري و کنترل قطر پولک شکسته خارجي :

به کمک ميله هاي استاندارد:

در اين روش مي توان قطر پولک هاي شکسته اي را که قسمتي از آن در اختيار باشد و همچنين قطر چرخ دنده شکسته را به دست آورد. در این روش پولک مورد نظر را مطابق شکل روی صفحه صافی قرار داده و دو میله استاندارد با قطر معلوم به طرفین آن مماس کرده و سپس با اندازه گیری فاصله پشت تا پشت میله ها و با استفاده از رابطه زیر می توان قطر پولک شکسته را محاسبه نمود...

 

 

اندازه گیری و کنترل قطر پولک شکسته داخلی :

تعیین قطر داخلی پولک شکسته: در این روش سه میله هم قطر مطابق شکل در داخل قوس مورد محاسبه قرار داده و با اندازه گیری اختلاف ارتفاع سطح میله وسطی با دو میله دیگر به وسیله راپورتر ، قطر داخلی پولک شکسته را  محاسبه می کنیم...

 

تعیین زوایا و سطوح شیبدار :

جهت کنترل زوایای مختلف ابزارهای گوناگون نظیر نقاله و زاویه یاب انیورسال و خط کش سینوسی ساخته شده. مواردی پیش می آید که شخص کنترل کننده در اندازه گیری یک زاویه یا بعد که به طور سری و تکراری عمل اندازه گیری انجام می شود باید طرحی جدید ارائه شود که از حداقل زمان و حداکثر وقت استفاده گردد مثلاً برای اندازه گیری یک زاویه با دقت یک درجه از نقاله استفاده می شود ولی اگر دقت های بالاتر مورد لزوم باشد لازم است از پروژکتور و یا وسایل نوری استفاده نمود که قرار دادن وسایل نوری در خط تولید ایجاد هزینه زیاد در نتیجه وقفه در تولید را خواهد نمود در چنین مواردی لازم است که از قطعات و گلوله های استاندارد که با شرایط خاصی در داخل شیار قرار می گیرند استفاده نمود و سیستمی پیش بینی نمود که مستقیماً اندازه طولی خوانده شده را تبدیل به اندازه زاویه نماید و تولید هزینه کمتری را نیز بنماید در ذیل اندازه گرفتن زاویه توسط مفتول را در سه حالت زاویه حاده و منفرجه و حدود قائمه بررسی می کنیم.

سنجش زوایای منفرجه :

در این روش از سه گلوله متساوی القطر استفاده نموده و توسط قطعات استاندارد و یا وسیله عمق سنج مثل میکرومتر و کولیس عمودی اندازه را به دست آورده و زاویه را کنترل می کنیم...

 

اندازه گیری و کنترل دم چلچله خارجی :

اندازه گیری زاویه :

برای تعیین زاویه ابتدا دو میله به قطر یکسان داخل دم چلچله قرار داده و اندازه پشت تا پشت آن را می گیریمو سپس آنها را بیرون آورده و دو میله بزرگتر با قطرهای مساوی قرار می دهیم و اندازه پشت تا پشت آن را می گیریم...

اندازه گیری و کنترل زاویه مخروط خارجی :

برای کنترل زاویه مخروط خارجی از چهار وش استفاده می شود که در زیر آنها را خواهم خواند.

با استفاده از میله های استاندارد و راپورتر :

در این روش مخروط مورد نظر را از جهت قاعده کوچک روی صفحه صافی قرار داده و دو میله متساوی القطر از طرفین به آن مماس می کنیم و فاصله پشت تا پشت میله ها را توسط کولیس یا میکرومتر اندازه می گیریم سپس چند قطعه راپورتر در دو طرف مخروط به طور مساوی قرار داده و پشت تا پشت میله ها را در محل جدید نیز اندازه می گیریم

و زاویه مخروط را محاسبه می کنیم...

 

اندازه گیری و کنترل مخروط داخلی :

زاویه با استفاده از گلوله های استاندارد :

مخروط را از مقطع کوچکتر روی صفحه صافی گذاشته و سپس یک گلوله داخل آن قرار داده و ارتفاع آن را تا لبه مخروط با استفاده از عمق سنج اندازه می گیریم و سپس دو گلوله با قطرهای مختلف داخل آن قرار می دهیم که یکی از گلوله ها بالاتر از مخروط و دیگری پایین تر از مخروط قرار گیرد.

سپس با استفاده از عمق سنج و ارتفاع سنج اندازه می گیریم و بین مرکز دو گلوله مثلث قائم الزاویه ای را رسم می کنیم...

کنترل زاویه مخروط با استفاده از خط کش سینوسی:

 

در این روش خط کش سینوسی را روی صفحه صافی قرار داده و سپس مخروط را روی آن سوار می کنیم و زیر میله خط کش سینوسی به اندازه ای راپورتر می گذاریم تا یال مخروط به موازات افق قرار گیرد.

 

باید توجه داشت که افقی قرار گرفتن یال مخروط را با ساعت اندازه گیری کنترل می کنیم...

 

 

 

 

 



تاريخ : دوشنبه سوم آبان 1389 | 18:42 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

                                                                      نمایی از یک سیستم هیدرولیک برای افزایش نیرو

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

 

مایعات تقریباً تراکم ناپذیر هستند. این ویژگی سبب شده است که از مایعات به عنوان وسیله مناسبی برای تبدیل و انتقال کار استفاده شود. بنابراین می‌توان از آنها برای طراحی ماشینهایی که در عین سادگی، با نیروی محرک خیلی کم بتواند نیروی مقاوم فوق العاده زیادی را جابجا نماید، استفاده نمود. به این ویژگی و همچنین دانش مطالعه این ویژگی هیدرولیک گفته می‌شود.

امروزه در بسیاری از فرآیندهای صنعتی ، انتقال قدرت آن هم به صورت کم هزینه و با دقت زیاد مورد نظر است در همین راستا بکارگیری سیال تحت فشار در انتقال و کنترل قدرت در تمام شاخه‌های صنعت رو به گسترش است. استفاده از قدرت سیال به دو شاخه مهم هیدرولیک و نیوماتیک ( که جدیدتر است ) تقسیم می‌شود . از نیوماتیک در مواردی که نیروهای نسبتاً پایین (حدود یک تن) و سرعت های حرکتی بالا مورد نیاز باشد (مانند سیستم‌هایی که در قسمت‌های محرک رباتها بکار می‌روند) استفاده می‌کنند در صورتیکه کاربردهای سیستم‌های هیدرولیک عمدتاً در مواردی است که قدرتهای بالا و سرعت های کنترل شده دقیق مورد نظر باشد(مانند جک های هیدرولیک ، ترمز و فرمان هیدرولیک و...). حال این سوال پیش می‌آید که مزایای یک سیستم هیدرولیک یا نیوماتیک نسبت به سایر سیستم‌های مکانیکی یا الکتریکی چیست؟در جواب می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: ۱) طراحی ساده ۲) قابلیت افزایش نیرو ۳) سادگی و دقت کنترل ۴) انعطاف پذیری ۵) راندمان بالا ۶) اطمینان در سیستم های هیدرولیک و نیوماتیک نسبت به سایر سیستم‌های مکانیکی قطعات محرک کمتری وجود دارد و می‌توان در هر نقطه به حرکتهای خطی یا دورانی با قدرت بالا و کنترل مناسب دست یافت ، چون انتقال قدرت توسط جریان سیال پر فشار در خطوط انتقال (لوله‌ها و شیلنگ ها) صورت می‌گیرد ولی در سیستم‌های مکانیکی دیگر برای انتقال قدرت از اجزایی مانند بادامک ، چرخ دنده ، گاردان ، اهرم ، کلاچ و... استفاده می‌کنند. در این سیستم‌ها می‌توان با اعمال نیروی کم به نیروی بالا و دقیق دست یافت همچنین می‌توان نیرو های بزرگ خروجی را با اعمال نیروی کمی (مانند بازو بسته کردن شیرها و ...) کنترل نمود. استفاده از شیلنگ های انعطاف پذیر ، سیستم های هیدرولیک و نیوماتیک را به سیستم‌های انعطاف پذیری تبدیل می‌کند که در آنها از محدودیتهای مکانی که برای نصب سیستم‌های دیگر به چشم می‌خورد خبری نیست. سیستم های هیدرولیک و نیوماتیک به خاطر اصطکاک کم و هزینه پایین از راندمان بالایی برخوردار هستند همچنین با استفاده از شیرهای اطمینان و سوئیچهای فشاری و حرارتی می‌توان سیستمی مقاوم در برابر بارهای ناگهانی ، حرارت یا فشار بیش از حد ساخت که نشان از اطمینان بالای این سیستم‌ها دارد. اکنون که به مزایای سیستم های هیدرولیک و نیوماتیک پی بردیم به توضیح ساده‌ای در مورد طرز کار این سیستم‌ها خواهیم پرداخت. برای انتقال قدرت به یک سیال تحت فشار (تراکم پذیر یا تراکم ناپذیر) احتیاج داریم که توسط پمپ های هیدرولیک می‌توان نیروی مکانیکی را تبدیل به قدرت سیال تحت فشار نمود. مرحله بعد انتقال نیرو به نقطه دلخواه است که این وظیفه را لوله ها، شیلنگ ها و بست ها به عهده می‌گیرند . بعد از کنترل فشار و تعیین جهت جریان توسط شیرها سیال تحت فشار به سمت عملگرها (سیلندرها یا موتور های هیدرولیک ) هدایت می‌شوند تا قدرت سیال به نیروی مکانیکی مورد نیاز(به صورت خطی یا دورانی ) تبدیل شود. اساس کار تمام سیستم های هیدرولیکی و نیوماتیکی بر قانون پاسکال استوار است.

● قانون پاسکال: ۱) فشار سرتاسر سیال در حال سکون یکسان است .(با صرف نظر از وزن سیال) ۲) در هر لحظه فشار استاتیکی در تمام جهات یکسان است. ۳) فشار سیال در تماس با سطوح بصورت عمودی وارد می‌گردد. کار سیستم‌های نیوماتیک مشابه سیستم های هیدرولیک است فقط در آن به جای سیال تراکم ناپذیر مانند روغن از سیال تراکم پذیر مانند هوا استفاده می‌کنند . در سیستم‌های نیوماتیک برای دست یافتن به یک سیال پرفشار ، هوا را توسط یک کمپرسور فشرده کرده تا به فشار دلخواه برسد سپس آنرا در یک مخزن ذخیره می‌کنند، البته دمای هوا پس از فشرده شدن بشدت بالا می‌رود که می‌تواند به قطعات سیستم آسیب برساند لذا هوای فشرده قبل از هدایت به خطوط انتقال قدرت باید خنک شود. به دلیل وجود بخار آب در هوای فشرده و پدیده میعان در فرایند خنک سازی باید از یک واحد بهینه سازی برای خشک کردن هوای پر فشار استفاده کرد. اکنون بعد از آشنایی مختصر با طرز کار سیستم‌های هیدرولیکی و نیوماتیکی به معرفی اجزای یک سیستم هیدرولیکی و نیوماتیکی می پردازیم.

● اجزای تشکیل دهنده سیستم های هیدرولیکی: ۱) مخزن : جهت نگهداری سیال ۲) پمپ : جهت به جریان انداختن سیال در سیستم که توسط الکترو موتور یا ۳) موتور های احتراق داخلی به کار انداخته می‌شوند. ۴) شیرها : برای کنترل فشار ، جریان و جهت حرکت سیال ۵) عملگرها : جهت تبدیل انرژی سیال تحت فشار به نیروی مکانیکی مولد کار(سیلندرهای هیدرولیک برای ایجاد حرکت خطی و موتور های هیدرولیک برای ایجاد حرکت دورانی).

● اجزای تشکیل دهنده سیستم های نیوماتیکی: ۱) کمپرسور ۲) خنک کننده و خشک کننده هوای تحت فشار ۳) مخزن ذخیره هوای تحت فشار ۴) شیرهای کنترل ۵) عملگرها

● یک مقایسه کلی بین سیستم‌های هیدرولیک و نیوماتیک: ۱) در سیستم‌های نیوماتیک از سیال تراکم پذیر مثل هوا و در سیستم‌های هیدرولیک از سیال تراکم ناپذیر مثل روغن استفاده می‌کنند. ۲) در سیستم‌های هیدرولیک روغن علاوه بر انتقال قدرت وظیفه روغن کاری قطعات داخلی سیستم را نیز بر عهده دارد ولی در نیوماتیک علاوه بر روغن کاری قطعات، باید رطوبت موجود در هوا را نیز از بین برد ولی در هر دو سیستم سیال باید عاری از هر گونه گرد و غبار و نا خالصی باشد ۳) فشار در سیستم‌های هیدرولیکی بمراتب بیشتر از فشار در سیستم‌های نیوماتیکی می‌باشد ، حتی در مواقع خاص به ۱۰۰۰ مگا پاسکال هم می‌رسد ، در نتیجه قطعات سیستم‌های هیدرولیکی باید از مقاومت بیشتری برخوردار باشند. ۴) در سرعت های پایین دقت محرک های نیوماتیکی بسیار نامطلوب است در صورتی که دقت محرک های هیدرولیکی در هر سرعتی رضایت بخش است . ۵) در سیستم‌های نیوماتیکی با سیال هوا نیاز به لوله‌های بازگشتی و مخزن نگهداری هوا نمی‌باشد. ۶) سیستم‌های نیوماتیک از بازده کمتری نسبت به سیستم‌های هیدرولیکی برخوردارند.



آشنایی با پنوماتیک(نیوماتیک)                                                                        سازه ساده پنوماتیک

 

 

 

 

پنيوماتيك يكي از انواع انرژي هايي است كه در حال حاضر از آن استفاده وافر در انواع صنايع مي شود و مي توان گفت امروزه كمتركارخانجات يا مراكز صنعتي را مي توان ديد كه از پنيوماتيك استفاده نكند و در قرن حاضر يكي از انواع انرژي هاي اثبات شده اي است كه بشر با اتكا به آن راه صنعت را مي پيمايد.
پنيوما در زبان يوناني يعني تنفس باد و پنيوماتيك علمي است كه در مورد حركات و وقايع هوا صحبت مي كند امروزه پنيوماتيك در بين صنعتگران به عنوان انرژي بسيار تميز و كم خطر و ارزان مشهور است و از آن استفاده وافر مي كنند.
خواص اصلی انرژی پنوماتیم به شرح زیر است:
عامل اصلي كاركرد سيستم پنيوماتيك هواست و هوا در همه جاي روي زمين به وفور وجود دارد.
هواي فشرده را مي توان از طريق لوله كشي به نقاط مختلف كارخانه يا مراكز صنعتي جهت كاركرد سيستم هاي پنيوماتيك هدايت كرد.
هواي فشرده را مي توان در مخازن مخصوص انباشته و آن را انتقال داد يعني هميشه احتياج به كمپرسور نيست و مي توان از سيستم پنيوماتيك در مكان هايي كه امكان نصب كمپرسور وجود ندارد نيز استفاده نمود .
افزايش و كاهش دما اثرات مخرب و سوئي بر روي سيستم پنيوماتيك ندارد و نوسانات حرارتي از عملكرد سيستم     جلوگير ي نمي كند.
هواي فشرده خطر انفجار و آتش سوزي ندارد به اين دليل تاسيسات حفاظتي نياز نيست.
قطعات پنيوماتيك و اتصالات آن نسبتا ً ارزان و از نظر ساختماني قطعاتي ساده هستند لذا تعميرات آنها راحت تر از سيستم هاي مشابه نظير هيدروليك مي باشد.
هواي فشرده نسبت به روغن هيدروليك مورد مصرف در هيدروليك تميز تر است و به دليل اين تميزي از سيستم پنيوماتيك در صنايع دارويي و نظاير آن استفاده مي شود .
سرعت حركت سيلندر هاي عمل كننده با هواي فشرده در حدود 1 الي 2 متر در ثانيه است و در موارد خاصي به 3 متردر ثانيه مي رسد كه اين سرعت در صنايع قابل قبول است و بسياري ازعمليات صنعتي را مي تواند عهده دار شود.
عوامل سرعت و نيرو در سيستم پنيوماتيك قابل كنترل و تنظيم است .
عناصر پنيوماتيك در مقابل بار اضافه مقاوم بوده و به آنها صدمه وارد نمي شود مگر اينكه افزايش بار سبب توقف آنها گردد .
تعميرات و نگه داري سيستماي پنيوماتيك بسيار كم خطر است زيرا در انرژي هاي قابل مقايسه نظير برق خطر جاني و آتش سوزي و در هيدروليك انفجار و جاني وجود دارد اما در پنيوماتيك خطر جاني به صورت جدي وجود ندارد وآتش سوزي اصلا ً وجود ندارد و بدين دليل در صنايع جنگ افزارسازي از سيستم تمام پنيوماتيك استفاده مي شود .

 معايب سيستم پنيوماتيك به شرح زير است:
چون سيال اصلي مورد استفاده در سيستم پنيوماتيك هواي فشرده و جهت تهيه هواي فشرده بايد با كمپرسور آن را فشرده كرد همراه هواي فشرده شده مقداري رطوبت وناخالصي هوا ومواد آئروسل وارد سيستم شده و سبب برخي خرابي در قطعات مي شود لذا بايد جهت تهيه هواي فشرده فيلتراسيون مناسب استفاده نمود .
هزينه استفاده از هواي فشرده تا حد معيني اقتصادي مي باشد و اين ميزان تا وقتي است كه فشار هوا برابر 7 بار و نيروي حاصله با توجه به طول كورس و سرعت حداكثر بين 20000 تا 30000 نيوتن مي باشد .
به طور خلاصه مي توان گفت كه جهت قدرت هاي فوق العاده زياد مقرون به صرفه تر است از نيروي هيدروليك استفاده شود .
هواي مصرف شده در سيستم پنيوماتيك در هنگام تخليه از سيستم داراي صداي زيادي است كه اين مسئله نياز به كاربرد صدا خفه كن را الزامي مي كند.
به علت تراكم پذيري هوا به خصوص در سيلندر هاي پنيوماتيكي كه زير بار قرار دارند امكان ايجاد سرعت ثابت و يكنواخت وجود ندارد كه اين مسئله از معايب پنيوماتيك به شمار مي رود اما قابل ذكر است كه اخيرا ً يك نوع سيلندر كه بجاي شفت سيلندر از نوار لاستيكي استفاده مي كند ساخته شده است كه اين عيب را بر طرف مي كنند .
به طور كلي در مقايسه مزايا و معايب پنيوماتيك مي توان گفت با توجه به مزاياي بسيار نسبت به معايب كمتر مي توان از پنيوماتيك بعنوان يك انرژي شايسته در صنايع استفاده كرد به خصوص با توجه به مزيت تميزي سيستم تعمير و نگه داري راحت تر ، نداشتن خطر جاني جهت پرسنل عملياتي و تعميراتي در سيستم كه در سيستم هاي ديگر نظير الكتريك و هيدروليك وجود ندارد ضمنا ٌ اين سيستم بي همتاست و گاهي فقط از اين سيستم در جهت عمليات توليدي بايد استفاده شود نظير : صنايع غذايي ، دارويي ، جنگ افزار كه حتما ً عمليات توليدي توسط سيستم پنيوماتيك انجام مي پذيرد.
تعریف و تاریخچه هیدرولیک
هیدرولیک از کلمه یونانی " هیدرو " مشتق گردیده است و این کلمه بمعنای جریان حرکات مایعات می باشد.
در قرون گذشته مقصود از هیدرولیک فقط آب بوده و البته بعدها عنوان هیدرولیک مفهوم بیشتری بخود گرفت و معنی ومفهوم آن بررسی در مورد بهره برداری بیشتری از آب و حرکت دادن چرخ های آبی و مهندسی آب بوده است.
مفهوم هیدرولیک در این قرن دیگر مختص به آب نبوده بلکه دامنه وسیعتری بخود گرفته و شامل قواعد و کاربرد مایعات دیگری ، بخصوص " روغن معدنی "  میباشد ، زیرا که آب بعلت خاصیت زنگ زدگی ، در صنایع نمی تواند بعنوان انرژی انتقال دهنده مورداستفاده قرار گیرد و بعلت آنکه روغن خاصیت زنگ زدگی دارد ، امروزه در صنایع از آن بخصوص برای انتقال انرژی در سیستم کنترل استفاده بسیار میگردد
بطور خلاصه میتوان گفت:
فنی که انتقال و تبدیل نیرو را توسط مایعات انجام دهد " هیدرولیک " نامیده میشود.
از آنجائیکه هیدرولیک آبی دارای خاصیت زنگ زدگی است لذا در صنایع از هیدرولیک روغنی هم بخاطر روغن کاری قطعات در حین کار و هم بخاطر انتقال انرژی در سیستم های کنترل استفاده میشود . وقتیکه در صنعت از هیدرولیک نام برده میشود ، مقصود همان " هیدرولیک روغنی " می باشد .
بطور دقیق میتوان گفت که : حوزه کاربرد هیدرولیک روغنی استفاده از انرژی دینامیکی و استاتیکی آن بوده و در مهندسی کنترل برای انتقال زیگنال ها و تولید نیرو می باشد.
وسائل هیدرولیکی که نحوه استفاده هیدرولیک را در صنعت میسر میسازد خود دارای تاریخچه بسیار قدیمی میباشد.
یکی از قدیمی ترین این وسائل ، پمپ های هیدرولیکی بوده ، که برای اولین بار کتزی بیوس یونانی در حدود اواسط قرن سوم قبل از مسیح ، پمپی از نوع پیستون اهرمی که دارای دو سیلندر بود اختراع و ساخته است .
تا اوائل قرن هشتم دیگر در این زمینه وسیله جدیدی پدید نیامد و در اوائل این قرن انواع چرخ های آبی اختراع و رواج بسیار پیدا نمود.
قرن شانزده را میتوان توسعه پمپهای آبی دانست و در این قرن بود که انواع پمپ با ساختمانهای مختلفی پدیدار گردیدند و اصول ساختمانی این پمپ ها ، امروزه بخصوص از نوع چرخ دنده ئی ، هنوز هم مورد توجه و اهمیت بسیاری را دارا می باشد.
در اواخر قرن شانزدهم اصول ساختمان پرس هیدرولیکی طراحی گردیده و حدوداً بعد از یک قرن اولین پرس هیدرولیکی که جنبه عملی داشت ، شروع بکار نمود.
 قرن نوزدهم زمان کاربرد پرسهای هیدرولیک آبی بود و اوائل قرن بیستم را میتوان شروع و زمان توسعه هیدرولیکی روغنی در صنایع و تاسیسات صنعتی دانست.
سال 1905 پیدایش گیربکس هیدرواستاتیکی تا فشار 40 بار
سال 1910 پیدایش ماشین های پیستون شعاعی
سال 1922 پیدایش ماشین های شعاعی با دور سریع
سال 1924 پیدایش ماشین های پیستون محوری با محور مایل
سال 1940 پیدایش و تولید انواع مختلف وسائل و ابزار هیدرولیکی برای فشارهائی  بیش از 350 بار ، که بعضی از آن وسایل در حال حاضر بطور سری تولید میگردد.
توسعه وسیع و کاربرد هیدرولیک روغنی پس از جنگ جهانی دوم پدید آمد ، ودر اثر همین توسعه ،
بسیاری از قطعات و لوازم هیدرولیک روغنی در حال حاضر بصورت استاندارد شده تولید میگردند.

خواص هیدرولیک روغنی و کاربرد آن در صنایع:
استفاده از هیدرولیک روغنی به طراحان ماشین امکانات جدیدی را داده ، که میتوانند به نحو ساده تری ایده و طرح خود را عملی سازند، بخصوص قطعات استاندارد شده هیدرولیک روغنی کمک بسیار جامعی در حل مسائل طراحان مینماید.
امروزه طراح ماشین میتواند با کمک هیدرولیک روغنی مسایل پیچیده کنترل مکانیکی را بنحو ساده تری و در زمان کوتاه تری حل نموده و در نتیجه طرح را با مخازن کمتری عرضه نماید.
خواص مثبت هیدرولیک روغنی
تولید و انتقال نیروهای قوی توسط قطعات کوچک هیدرولیکی ، که دارای وزن کمتری بوده و نسبت وزنی آنها نسبت به دستگاههای الکتریکی 1 به 10 میباشد.
نصب ساده قطعات بعلت استاندارد بودن آنها
تبدیل ساده حرکت دورانی به حرکت خطی اسیلاتوری (رفت و برگشتی)
قابلیت تنظیم و کنترل قطعات هیدرولیکی
امکان سریع معکوس کردن جهت حرکت
استارت حرکت قطعات کار کننده هیدرولیکی ، در موقعیکه زیر بار قرار گرفته باشند.
قابلیت تنظیم غیر پله ئی نیرو ، فشار ، گشتاور، سرعت قطعات کار کننده
ازدیاد عمر کاری قطعات هیدرولیکی در اثر موجودیت روغن در این قطعات
مراقبت ساده دستگاهها و تاسیسات هیدرولیکی توسط مانومتر
امکان اتوماتیک کردن حرکات
در مقابل این خواص مثبت ، البته خواص منفی نیز در هیدرولیک موجود است که طراحان بایستی با آنها نیز آشنا گردند ، البته لازم بتذکر است که بزرگترین خاصیت منفی هیدرولیک ، افت فشار میباشد ، که در حین انتقال مایع فشرده پدید می آید.
خواص منفی هیدرولیک روغنی خطر در موقع کار با فشارهای قوی ، لذا توجه بیشتری بایستی به محکم وجفت شدن مهره ماسورهها با لوله ها و دهانه تغذیه و مسیر کار قطعات کار کننده نمود
راندمان کمتر مولدهای نیروی هیدرولیکی نسبت به مولدهای نیروی مکانیکی، بعلت نشت فشار روغن و همچنین افت فشار در اثر اصطکاک مایعات در لوله و قطعات
بعلت قابلیت تراکمی روغن و همچنین نشت آن ، امکان سینکرون کردن جریان حرکات بطور دقیق میسر نمی باشد.
گرانی قطعات در اثر بالا بودن مخارج تولید.

 

 


کاربرد هیدرولیک امروزه در اغلب صنایع بخصوص صنایع ذیل متداول میباشد:
ماشین ابزار
پرس سازی
تاسیسات صنایع سنگین
ماشین های راه و ساختمان و معادن
هواپیما سازی
کشتی سازی
تبدیل انرژی در تاسیسات هیدرولیکی
انرژی مکانیکی اغلب توسط موتورهای احتراقی و یا الکترو موتورها تولید میگردد، در هیدرو پمپها تبدیل به انرژی هیدرولیکی گشته و این انرژی از طریق وسائل هیدرولیکی به قطعات کار کننده هیدرولیکی منتقل میگردد، واز این قطعات کارکننده میتوان مجددا انرژی مکانیکی را بدست آورد.
كاربرد پمپ ها در سيستم هاي هيدروليك
كارآيي سيستم هاي هيدروليك براي سهولت انتقال نيرو، موجب گسترش روز افزون اين سيستم ها شده است. مي توان پمپ هاي سيستم هاي هيدروليك را به مثابه قلب سيستم در نظر گرفت.
    پمپ هاي هيدروليك تنها يك وظيفه مهم را بدوش دارند و آن به جريان انداختن سيالات هيدروليك است. عامه مردم تصور مي كنند كه پمپ ها، فشار مورد نياز را ايجاد مي كنند، ليكن اين تصور نادرست است. فشار ناشي از عواملي مانند مقاومت خطوط لوله، گرانروي و بار روي محرك ها (Actuator) در مقابل جريان سيال، مقاومت مي كنند. در واقع شفت پمپ، انرژي مكانيكيِ موتور الكتريكي يا موتورهاي ديزلي و بنزيني را به انرژي سيال تبديل مي كند. پمپ هاي سيستم هاي هيدروليك از نوع پمپ هاي جابجايي مثبت هستند. در اين پمپ ها كه با آب بندهاي خاص و لقي هاي بسيار كم طراحي مي شوند، با هر جابجايي حجم معيني از سيال تحت فشارهاي نرمال پمپ مي گردد به طوري كه احتمال برگشت سيال تقريباً غيرممكن است.
    در نتيجه هنگامي كه فشار سيستم به دليل بار روي محرك (Actuator) افزايش مي يابد، موتور الكتريكي يا موتور ديزلي بايد شديدتر كار كند تا حجم مورد نياز را منتقل كند كه اين به معناي توان الكتريكي بيشتر و يا افزايش مصرف سوخت است. در واقع چون اين جريان به نواحي حساس سيستم پمپ مي شود (آب بندها، شلنگ ها و غيره ) هميشه سيستم به يك شير اطمينان مجهز مي شود.

انواع  پمپ های هیدرولیک:
    با وجود تنوع پمپ هاي هيدروليك ، مي توان آنها را در چند گروه تقسيم بندي كرد:
دانده ی،پره ای وپيستوني.
    پمپ هاي دنده اي: پمپ هاي دنده اي بسيار ارزان بوده، به نوع سيال هيدروليك حساسيت ندارند. اين پمپ ها در مقابل آلودگي مقاوم بوده و نياز به طراحي هاي خاص ندارند. فشار در اين سيستم ها بين1500 تا 5000psi مي باشد. اين ويژگي ها باعث شده كه در تجهيزات متحرك، بيشتر از پمپ هاي دنده اي استفاده شود چرا كه كه مقاومتشان در برابر آلودگي بسيار زياد و كارايي آنها در خور توجه است.
درون پمپ هاي دنده اي، دو چرخ دنده در خلاف جهت يكديگر حركت مي كنند كه اولي به شفت موتور متصل بوده و دومي چرخ دنده هرز گرد (Idler) مي باشد. سيال از محفظه ورودي وارد پمپ شده و از ميان دندانه هاي چرخ دنده ها و جداره محفظه پمپ منتقل مي شود. به دليل فواصل بسيار كم، سيال از مركز پمپ نمي تواند عبور كند. پس دو جريان دوباره با هم مخلوط شده و به سمت خروجي پمپ رانده مي شوند.
 

    پمپ هاي دنده اي مي توانند در هر دو جهت عمل كنند و اين ويژگي قابل توجهي در بعضي از سيستم ها است. از آنجايي كه ياتاقان هاي اين پمپ ها تنها از يك جهت، (جهت فشار پمپ خروجي) تحت بار قرار دارند، به پمپ هاي نامتوازن معروفند. در نتيجه اين پمپ ها به طور نامتناسب و تنها از يك جهت، تمايل به سايش دارند. پمپ هاي دنده اي در انواع خارجي (كه بسيار متداول است)، داخلي و يا از نوع چرخان (Gerotor) ساخته مي شوند.(شکل1)
    پمپ هاي پره اي: اين نوع پمپ ها كارآيي و موارد استفاده زيادي دارند ولي سيال آنها بايد خواص ضد سايش فوق العاده اي داشته باشد. در پمپ هاي پره اي چند نقطه در معرض سايش قرار دارند. اين نقاط نوك پره ها، صفحات دوار و شيار پره ها در روتور هستند. يك مزيت پمپ هاي پره اي اين است كه سايش تمام سطوح آن يكنواخت است و اين وضعيت راندمان را افزايش مي دهد.
هم چنين، پمپ هاي پره اي كه با دو ورودي و دو خروجي در جهات مختلف طراحي مي شوند متوازن بوده و با توجه به اين ويژگي، تنش يكنواخت و كمتري بر روي ياتاقان ها وارد مي شود. مي توان پمپ هاي پره اي را با تغيير شكل مكانيكي محفظه پمپ، به صورت پمپ هاي جا بجايي متغير ساخت كه در نتيجه راندمان آنها افزايش يافته و البته هزينه اوليه‌(ساخت) پمپ ها نيز افزايش مي يابد.

    تحمل پمپ هاي پره اي در مقابل آلودگي كم است و ذرات آلودگي، سبب سايش غيرمنتظره پره ها مي شود. پمپ هاي پره اي در محدوده فشار1000 تا 3000psi توانايي عملكرد دارند.
    پمپ هاي پيستوني: اين نوع از پمپ ها به دو شكل شعاعي يا محوري طراحي مي شوند. در نوع شعاعي، پيستون ها از محور يك محفظه استوانه اي حلقوي شكل شبيه چرخ پره دار مي چرخند و در نوع محوري، محور گردش پيستون ها و سيلندرها موازي مي باشد. از طرفي لقي هاي پمپ هاي پيستوني بسيار كم بوده و به همين دليل اين پمپ ها به ذرات ناشي از سايش خراشيدگي بسيار حساس هستند.
    پمپ هاي پيستوني به دو شكلِ جابجايي ثابت يا متغير طراحي مي شوند. طراحي هاي جابجايي متغير، تغييرات فشار سيستم را جبران مي كنند و داراي بيشترين بازدهي (يعني بين92 تا97 درصد) هستند.
    صرف نظر از نوع پمپ ها، سيستم هاي هيدروليك، بايد قبل از راه اندازي به طور كامل تميز و شسته شوند و كليه منابع آلودگي بايد تا حد امكان به حداقل برسد. هم چنين سيال هيدروليك نو يا سيال هيدروليك كه سر ريز مي شود بايد قبل از استفاده در سيستم به طور كامل فيلتر شود چرا كه يك سيستم هيدروليكي كه در شرايط مناسب عملياتي به سر مي برد و سيال هيدروليك آن فيلتر مي شود، در مقايسه با يك سيال هيدروليك نو تميزتر است. علاوه بر تميزي سيال، نوع سيال، محدوده دما، گرانروي سيال، شرايط سيال (اكسيداسيون، آلودگي با آب و غيره) فشاري كه بر روي سيستم وارد مي شود، ورود هوا و كاويتاسيون، همگي بر پمپ و عمر آن موثر هستند.
سيستم تعليق هيدروليکی يا hydraulic Suspension چيست؟
کاربرد سیستم های هیدرولیک در طراحی خودروها با جایگزینی ترمز هیدرولیکی بجای ترمزهای مکانیکی نوع کابلی و یا اهرمی آغاز شد. در این سیستم و با توجه به قابلیت های انعطاف پذیری مایعات و با ایجاد فشار روی مایع امکان انتقال نیروی ترمز به تمام چرخها بوجود آمد. بعدها از سیستم هیدرولیک و به روش مشابهی با ترمزهای هیدرولیکی در مکانیزم کلاچ خودروها استفاده شد. در ادامه روند توسعه تکنولوژی در ساخت خودروها، کاربرد هیدرولیک وسعت بیشتری یافت و در سیستم های دیگر خودرو مانند جذب کننده ضربات (کمک فنر)، فرمانهای هیدرولیکی و گیربکس اتوماتیک بکار گرفته و متداول شد.
ایده بکارگیری سیستم هیدرولیک در مکانیزم تعلیق خودروها اولین بار در سال 1952 در شرکت خودرو سازی سیتروئن مطرح شد. طراحان شرکت سیتروئن در طراحی و ساخت سیتروئن مدل DS19 از تمام مکانیزم های هیدرولیکی که تا آن زمان ابداع شده بود استفاده کردند. آنها در طرح این خودرو بجای استفاده از سیستم های هیدرولیکی متعدد و مستقل برای هر کدام از مکانیزم ها، اقدام به طراحی یک سیستم هیدرولیکی مرکزی نمودند. به این ترتیب از نصب پمپ، مخزن و روغن و مکانیزم های جداگانه خودداری کرده و یک مجموعه مشترک و اصلی جایگزین تجهیزات فوق گردید. این سیستم هیدرولیک مرکزی و مشترک چندین زیر مجموعه که هر کدام عمل مستقلی در خودرو انجام می دادند را تغذیه می کرد. این طرح باعث آسانتر شدن طراحی و یکپارچگی بیشتر خودرو گردید. میزان قابل توجه توان هیدرولیکی که توسط موتور برای سیستم هیدرولیک این خودرو در نظر گرفته شده بود به طراحان آزادی عمل و ابتکار بیشتری می داد. در اینجا بود که ایده بکارگیری سیستم هیدرولیک در مکانیزم تعلیق نه فقط بعنوان ضربه گیر (کمک فنر) بلکه بعنوان یک سیستم تعلیق کاملاً هیدرولیکی شکل گرفت. طراحان سیتروئن به این فکر افتادند که می توانند بجای استفاده از روشهای متداول در سیستم تعلیق، یعنی استفاده از انواع فنرها و یا میله های پیچشی که تا آن زمان بکار می رفت، سیستم هیدرولیکی جدیدی را جایگزین کنند که ضمن تحمل بار خودرو عمل ضربه گیری را نیز انجام دهد.
این یک طرح آزمایشی بود که در سال 1955 روی خودروی سیتروئن مدل DS19 نصب گردید. این روش بطور باورنکردنی باعث نرمی خودرو و بی تکان شدن رانندگی شده بود و ویژگی را بوجود آورده بود که به هیچ وجه با روشهای متداول سیستم تعلیق قابل تصور نبود. جالب ترین ویژگی در این خودرو امکان تغییر و تنظیم ارتفاع بود. برای این کار با تنظیم حجم روغن ارسالی به جک های هیدرولیکی که جایگزین فنر شده بودند امکان بالا و پايین بردن اتاق خودرو نسبت به سطح جاده بوجود آمده بود. از ویژگیهای دیگر این خودرو تراز اتوماتیک سطح ماشین هنگام قرار گرفتن در سطوح ناهموار بود و این عمل با توجه به موقعیت بازوهای سیستم تعلیق نسبت به بدنه و تغییر اتوماتیک حجم روغن در جک های خودرو انجام می گردید.
طراحان DS19 به مرور زمان تغییرات زیادی در سیستم هیدرولیک نمونه اولیه ایجاد کردند ولی آنچه که اهميت داشت بکارگیری روش کاملاً جدیدی از کاربرد هیدرولیک در خودرو بود که قبلاً هرگز انجام نشده بود.
 اصول کار سیستم تعلیق هیدرولیکی که در بعضی مواقع بنام هیدروپنوماتیک نیز از آن نام برده می شود بر اصل تراکم پذیری گازها و غیرقابل تراکم بودن مایعات بنا نهاده شده است. هر کدام از جک های بکار برده شده در سیستم تعلیق که جایگزین فنرهای معمولی شده اند شامل یک سیلندر و پیستون ساده و یک مخزن یا انباره که تحت فشار گاز نیتروژن است و در بالای جک نصب می شود هستند. روغن هیدرولیک می تواند بین جک و انباره حرکت رفت و برگشت داشته باشد. وزن بدنه خودرو که روی چرخها وارد می شود باعث بالا آمدن پیستون در سیلندر شده و در نتیجه خروج روغن از جک و ورود آن را به انباره در پی خواهد داشت. با اضافه شدن روغن به انباره تراکم گاز نیتروژن حبس شده در داخل انباره افزایش می یابد تا با وزن خودرو به تعادل برسد. به این ترتیب گاز نیتروژن داخل انباره با متراکم شدن بیشتر مانند یک فنر عمل می کند. با قرار دادن یک اورفیس (مجرای تنگ) بین پیستون و انباره سرعت نوسان پیستون کاهش داده می شود و ضربات ناشی از سطوح ناهموار جذب می گردد، عملی که در خودروهای معمولی توسط کمک فنر انجام می شود.
در مدلهای جدید خودروهای شرکت سیتروئن که با نام زانتیا به بازار معرفی شده اند. نمونه های بسیار پیشرفته و جدیدی از سیستم های هیدرولیکی نصب شده اند در این خودرو قابلیت های متعددی ایجاد گردیده است. کنترل الکترونیکی زانتیا که به آن هیدرواکتیو می گویند به سیستم اجازه می دهد که مکانیزم تعلیق آن براي جذب ضربات متناسب با وضعیت ناهمواری جاده تغییر کند در اکسل های بکار گرفته شده در این خودروها بجز انباره های بالای جکها یک انباره در مرکز اکسل نصب شده است و با وصل شدن و یا قطع شدن ارتباط این انباره به مدار تعلیق هیدرولیکی ماشین میزان نرمی و یا سفتی حرکتهای بدنه تغییر می کند برای این منظور  با قرار دادن تعدادی سنسور شرایط مختلف رانندگی مانند سرعت ماشین، سرعت و میزان فرمانگیری، نوسانات مربوط به جاده، شتابگیری و یا توقف را دریافت و به کامپیوتر دستگاه ارسال می کنند و بعد از پردازش داده های ورودی سیگنال ارسالی از کامپیوتر به شیر برقی تعبیه شده در مدار هیدرولیک ارسال می شود و از طریق این شیر رگلاتورهای کنترل نرمی (stiffness regulator) مقدار دهانه اورفیس بین جکهای دو طرف اکسل و انباره مرکزی را تغییر می دهند، در نتیجه مقدار و سرعت تبادل روغن بین جکها و انباره تغییر کرده و به این ترتیب شدت نوسانات جک ها متناسب با شرایط جاده تنظیم می گردد. با این روش ترکیب بی نظیری از سواری راحت و کنترل بالای جاده ای ایجاد می گردد با اضافه شدن امکانات جدید الکترونیکی سطح تراز دستگاه با توجه به سرعت فرمانگیری و پیچ های تند، شتاب گیری و ترمزهای ناگهانی حفظ می گردد و در سخت ترین شرایط رانندگی راحتی سرنشینان و امکان کنترل خودرو را به حداکثر می رساند و تمام این قابلیت ها با توجه به بکارگیری سیستم تعلیق هیدرولیکی خودرو امکان پذیر شده است.
 امروزه از سیستم های تعلیق هیدرولیکی در بسیاری از ماشین آلات سنگین و خودروهای نظامی استفاده می شود
جایي که بکارگیری سیستمهای مرسوم فنری مشکلات فراوانی به همراه دارد و کیفیت و کارایی لازم را نیز نخواهد داشت بگونه ای که تصور عدم استفاده از سیستم تعلیق هیدرولیکی در ماشین آلاتی نظیر کامیونهای معدن و بسیاری از جرثقیل های غول پیکر و تریلرهای بزرگ با تعداد چرخهای فراوان تا حدودی غیرممکن بنظر می رسد.
کاربرد هیدرولیک و پنوماتیک
سیستم هیدرولیک در موارد زیر کاربرد دارد
1.در صنعت کشاورزی : که کشاورزدر ضمن راندن تراکتور می تواند
از توان سیال استفاده کند و همچنین در دستگاه های نظیر خرمن کوب وکمباین
وکلوخ شکن و میوه چین و ماشین حفاری و بیل مکانیکی

2.در خودرو سازی : تر مز هیدرولیک و فرمان هیدرولیک و تنظیم پنوماتیکی
صندلی و همچنین در مراحل ساخت بدنه و شکل دادن به ورق خودرو که از پرسهای با تنهای مختلف
استفاده می شود
3.در صنا یع هوای خلبان با کمک این سیستم ارابه های فرود و شهپرها و سکانهای عمودی وبالا برها و
با لچه ها را مهار می کند و بدنه هوا پیما هم با پرسهای کششی ساخته می شود
و جالب است که برای تست اینکه بدانند بدنه هواپیما سوراخ نشده باشد
فشار باد را بین جداره های بدنه قرار میدهند در صورتی افت فشار داشتیم
می فهمیم که جای از بدنه سوراخ است
تست هواپیما
عبارتند از 1.تست باد چرخها که 300 بار فشار است2.تست کلیه سیستم هیدرولیک
هواپیما 3.تست بدنه هواپیما4. دستگاه میول که برای تست هیدرولیک هواپیمای F14
4.صنایع دفاعی : در هدایت تانک نفر بر و هدایت موشک و در ناوها هدایت ناو و ...
5.صنایع غذای: کنسرو سازی و ظروف یکبار مصرف و ...

6. صتایع چوب : برش الوار و پردا خت سطوح مبلها
7. جا به جای مواد (لیفتراک و جرثقیل و .)
8.ماشین تراشکاری و CNC و نظیر این دستگاه ها
9.صنایع دریای : بالا کشیدن تور از آب و کشیدن کشتی به ساحل و ......
10. معدن : در ماشینهای معدن
11. در صنایع بسته بندی : پر کن شیشه ها ی نوشابه و ماشین چسب زنی و لفاف پیچی
12. کا غذ سازی : در این صنعت خمیر کاغذ باید از غلتک ها بگذرد و مهمترین هیدرولیک و پنو ماتیک
تنظیم غلطک ها است
13. صنعت نفت : پالا یشگاه ها
14. صنایع پلاستیک
15. صنعت چاپ :
16. راه آهن : تر مز قطارودر بهای اتوماتیک جدید
17. لاستیک :
18 . صنعت فولاد : فشار زیاد برای کشش آهن و یا فلز دیکر و تخلیه کوره ها
که در ذوب آهن و فولاد مبارکه و.. شاهد آن هستید
19 . نساجی
 اول از سیستم پنوماتیک می نویسم قطعات آن عبارت است از:
1.کمپرسور باد : که دارای مخزنی است که با مکیدن هوا داخل خود هوا را ذخیره میکند
درست مانند کپسول گاز اما با این تفاوت که درون کپسول گاز گازمتان است ولی در کمپرسور
هوا است شاید شما کمپرسور هوا را در آپاراتی ها دیده باشید ممکن است که با استفاده از برق یا موتور دیزل یا موتور بنزینی هوا درون آن ذخیره گردد
2سیلندر پنوماتیک:برای اینکه یک حرکت خطی یا دورانی را داشته باشیم از سیلندر استفاده می کنیم
  
پنوماتيك علم استفاده از هواي فشرده  
سیستم های هیدرولیک گیربکس های اتوماتیک
تمام سيستم‌هاي هيدروليكي گيربكس اتوماتيك از يك مخزن، يك چشمة ورودي، سوپاپ‌هاي كنترل و يك عمل كنندة خروجي استفاده مي كنند. مخزن عبارت است از يك كارتل، يك تانگ و يا هر نوع ظرف ديگري كه روغن را براي ما ذخيره مي‌كند. چشمة ورودي يك پيستون يا يك پمپ است كه نيروي لازم را تهيه مي‌كند. سوپاپ‌هاي كنترل عبارتند از هر قطعه‌اي كه جريان روغن را محدود، هدايت و يا به عبارت ديگر تنظيم كند. كارانداز خروجي يك پيستون و يا سرو و موتور است كه نيروي ايجاد دشه به وسيلة فشار هيدروليكي را منتقل مي كند.

کاربرد هيدروليک و پنوماتيک
سيستم هيدروليک در موارد زير کاربرد دارد :
1. در صنعت کشاورزي : که کشاورزدر ضمن راندن تراکتور مي تواند از توان سيال استفاده کند و همچنين در دستگاه هاي نظير خرمن کوب وکمباين و کلوخ شکن و ميوه چين و ماشين حفاري و بيل مکانيکي
2. در خودرو سازي : تر مز هيدروليک و فرمان هيدروليک و تنظيم پنوماتيکي صندلي و همچنين در مراحل ساخت بدنه و شکل دادن به ورق خودرو که از پرسهاي با تنهاي مختلف استفاده مي شود.
 3. در صنا يع هواي خلبان با کمک اين سيستم ارابه هاي فرود و شهپرها و سکانهاي عمودي وبالا برها و با لچه ها را مهار مي کند و بدنه هوا پيما هم با پرسهاي کششي ساخته مي شود. و جالب است که براي تست اينکه بدانند بدنه هواپيما سوراخ نشده باشد فشار باد را بين جداره هاي بدنه قرار مي دهند در صورتي افت فشار داشتيم مي فهميم که جاي از بدنه سوراخ است
طراحي سيستم هاي هيدروليك
پرسهاي هيدروليكي :
پرسهاي هيدروليك نيروي خود را از حركت يك پيستون در داخل يك سيلندر به دست مي آورند. اين حركت زماني ايجاد ميشود كه يك سيال تحت فشار وارد محفظه سيلندر شود. وضعيت سيال توسط پمپ و شيرهائي جهت افزايش، كاهش و يا حفظ فشار به صورت مورد نياز درآمده و مي تواند نيروي لازم براي به حركت درآوردن پيستون را فراهم كند. بنابراين نيروي موجود در پرس هيدروليك با حداكثر فشار موجود در سيلندر تعيين مي شود.
پرسهاي هيدروليك قادرند تناژ كامل خود را در هر وضعيتي از حركت سيلندرها به قطعه كار اعمال نمايند. همچنين طول حركت سيلندرها را مي توان در هر حدي از مسير حركت محدود ساخت. اين در حالي است كه در پرس هاي مكانيكي تناژ كامل را تنها در انتهاي مسير حركت ضربه زدن مي توان كسب نمود. همچنين مسير حركت ضربه زدن در اين پرس ها مقدار ثابتي است.
ويژگيهاي پرسهاي هيدروليك را به صورت ذيل مي توان خلاصه نمود:
1- تغيير و تنظيم سرعت كورس در حالت ايجاد نيروي ثابت
2- تنظيم نيروي وارده به ميزان مورد نياز

 

 

ساختمان پمپ های هیدرولیکی

پمپ هاي هيدروليكي با توجه به نفوذ روز افزون سيستم هاي هيدروليکي در صنايع مختلف وجود پمپ هايي با توان و فشار هاي مختلف بيش از پيش مورد نياز است . پمپ به عنوان قلب سيستم هيدروليک انرژي مکانيکي را که توسط موتورهاي الکتريکي، احتراق داخلي و ... تامين مي گردد به انرژي هيدروليکي تبديل مي کند. در واقع پمپ در يک سيکل هيدروليکي يا نيوماتيکي انرژي سيال را افزايش مي دهد تا در مکان مورد نياز اين انرژي افزوده به کار مطلوب تبديل گردد.
فشار اتمسفر در اثر خلا نسبي بوجود آمده به خاطر عملکرد اجزاي مکانيکي پمپ ، سيال را مجبور به حرکت به سمت مجراي ورودي آن نموده تا توسط پمپ به ساير قسمت هاي مدار هيدروليک رانده شود.
حجم روغن پر فشار تحويل داده شده به مدار هيدروليکي بستگي به ظرفيت پمپ و در نتيجه به حجم جابه جا شده سيال در هر دور و تعداد دور پمپ دارد. ظرفيت پمپ با واحد گالن در دقيقه يا ليتر بر دقيقه بيان مي شود.
نکته قابل توجه در در مکش سيال ارتفاع عمودي مجاز پمپ نسبت به سطح آزاد سيال مي باشد ، در مورد روغن اين ارتفاع نبايد بيش از 10 متر باشد زيرا بر اثر بوجود آمدن خلا نسبي اگر ارتفاع بيش از 10 متر باشد روغن جوش آمده و بجاي روغن مايع ، بخار روغن وارد پمپ شده و در کار سيکل اختلال بوجود خواهد آورد . اما در مورد ارتفاع خروجي پمپ هيچ محدوديتي وجود ندارد و تنها توان پمپ است که مي تواند آن رامعين کند.
پمپ ها در صنعت هيدروليک به دو دسته کلي تقسيم مي شوند :
1- پمپ ها با جا به جايي غير مثبت ( پمپ های ديناميکي)
2- پمپ های با جابه جايي مثبت
پمپ ها با جا به جايي غير مثبت : توانايي مقاومت در فشار هاي بالا را ندارند و به ندرت در صنعت هيدروليک مورد استفاده قرار مي گيرند و معمولا به عنوان انتقال اوليه سيال از نقطه اي به نقطه ديگر بکار گرفته مي شوند. بطور کلي اين پمپ ها براي سيستم هاي فشار پايين و جريان بالا که حداکثر ظرفيت فشاري آنها به 250psi تا3000si محدود مي گردد مناسب است. پمپ هاي گريز از مرکز (سانتريفوژ) و محوري نمونه کاربردي پمپ هاي با جابجايي غير مثبت مي باشد.

پمپ هاي با جابجايي مثبت : در اين پمپ ها به ازاي هر دور چرخش محور مقدار معيني از سيال به سمت خروجي فرستاده مي شود و توانايي غلبه بر فشار خروجي و اصطکاک را دارد . اين پمپ ها مزيت هاي بسياري نسبت به پمپ هاي با جابه جايي غير مثبت دارند مانند مانند ابعاد کوچکتر ، بازده حجمي بالا ، انعطاف پذيري مناسب و توانايي کار در فشار هاي بالا ( حتي بيشتر از psi)

پمپ ها با جابه جايي مثبت از نظر ساختمان :
1- پمپ های دنده ای
2 - پمپ های پره ای
3- پمپ های پيستونی

پمپ ها با جابه جايي مثبت از نظر ميزان جابه جايي :
1- پمپ ها با جا به جايي ثابت
2- پمپ های با جابه جايي متغيير

در يک پمپ با جابه جايي ثابت (Fixed Displacement) ميزان سيال پمپ شده به ازاي هر يک دور چرخش محور ثابت است در صورتيکه در پمپ هاي با جابه جايي متغير (Variable Displacement) مقدار فوق بواسطه تغيير در ارتباط بين اجزاء پمپ قابل کم يا زياد کردن است. به اين پمپ ها ، پمپ ها ي دبي متغير نيز مي گويند.
بايد بدانيم که پمپ ها ايجاد فشار نمي کنند بلکه توليد جريان مي نمايند. در واقع در يک سيستم هيدروليک فشار بيانگر ميزان مقاومت در مقابل خروجي پمپ است اگر خروجي در فشار يک اتمسفر باشد به هيچ وجه فشار خروجي پمپ بيش از يک اتمسفر نخواهد شد .همچنين اگر خروجي در فشار 100 اتمسفر باشد براي به جريان افتادن سيال فشاري معادل 100 اتمسفر در سيال بوجود مي آيد.

پمپ هاي دنده اي Gear Pump
اين پمپ ها به دليل طراحي آسان ، هزينه ساخت پايين و جثه کوچک و جمع و جور در صنعت کاربرد زيادي پيدا کرده اند . ولي از معايب اين پمپ ها مي توان به کاهش بازده آنها در اثر فرسايش قطعات به دليل اصطکاک و خوردگي و در نتيجه نشت روغن در قسمت هاي داخلي آن اشاره کرد. اين افت فشار بيشتر در نواحي بين دنده ها و پوسته و بين دنده ها قابل مشاهده است.
پمپ ها ي دنده اي :
1- دنده خارجی External Gear Pumps
2– دنده داخلی Internal Gear Pumps
3- گوشواره ای Lobe Pumps
4- پيچی Screw Pumps
5- ژيروتور Gerotor Pumps
1- دنده خارجي External Gear Pumps
در اين پمپ ها يکي از چرخ دنده ها به محرک متصل بوده و چرخ دنده ديگر هرزگرد مي باشد. با چرخش محور محرک و دور شدن دنده هاي چرخ دنده ها از هم با ايجاد خلاء نسبي روغن به فضاي بين چرخ دنده ها و پوسته کشيده شده و به سمت خروجي رانده مي شود.
لقي بين پوسته و دنده ها در اينگونه پمپ ها حدود ( (0.025 mm مي باشد.

افت داخلي جريان به خاطر نشست روغن در فضاي موجود بين پوسته و چرخ دنده است که لغزش پمپ (Volumetric efficiency ) نام دارد.
با توجه به دور هاي بالاي پمپ که تا rpm 2700مي رسد پمپاژ بسيار سريع انجام مي شود، اين مقدار در پمپ ها ي دنده اي با جابه جايي متغيير مي تواند از 750 rpm تا 1750 rpm متغيير باشد. پمپ ها ي دنده اي براي فشارهاي تا(كيلوگرم بر سانتي متر مربع200)3000 psi طراحي شده اند که البته اندازه متداول آن 1000 psi است.
2– دنده داخلي Internal Gear Pumps
اين پمپ ها بيشتر به منظور روغنکاري و تغذيه در فشار هاي کمتر از 1000 psi استفاده مي شود ولي در انواع چند مرحله اي دسترسي به محدوده ي فشاري در حدود 4000 psi نيز امکان پذير است. کاهش بازدهي در اثر سايش در پمپ هاي دنده اي داخلي بيشتر از پمپ هاي دنده اي خارجي است.


3- پمپ هاي گوشواره اي Lobe Pumps
اين پمپ ها از خانواده پمپ هاي دنده اي هستند که آرامتر و بي صداتر از ديگر پمپ هاي اين خانواده عمل مي نمايد زيرا هر دو دنده آن داراي محرک خارجي بوده و دنده ها با يکديگر درگير نمي شوند. اما به خاطر داشتن دندانه هاي کمتر خروجي ضربان بيشتري دارد ولي جابه جايي حجمي بيشتري نسبت به ساير پمپ هاي دنده اي خواهد داشت.


4- پمپ هاي پيچي Screw Pumps
پمپ پيچي يک پمپ دنده اي با جابه جايي مثبت و جريان محوري بوده که در اثر درگيري سه پيچ دقيق (سنگ خورده) درون محفظه آب بندي شده جرياني کاملا آرام ، بدون ضربان و با بازده بالا توليد مي کند. دو روتور هرزگرد به عنوان آب بندهاي دوار عمل نموده و باعث رانده شدن سيال در جهت مناسب مي شوند.حرکت آرام بدون صدا و ارتعاش ، قابليت کا با انواع سيال ، حداقل نياز به روغنکاري ، قابليت پمپاژ امولسيون آب ، روغن و عدم ايجاد اغتشاش زياد در خروجي از مزاياي جالب اين پمپ مي باشد.

5- پمپ هاي ژيروتور Gerotor Pumps
عملکرد اين پمپها شبيه پمپ هاي چرخ دنده داخلي است. در اين پمپ ها عضو ژيروتور توسط محرک خارجي به حرکت در مي آيد و موجب چرخيدن روتور چرخ دندهاي درگير با خود مي شود.
در نتيجه اين مکانيزم درگيري ، آب بندي بين نواحي پمپاژ تامين مي گردد. عضو ژيروتور داراي يک چرخ دندانه کمتر از روتور چرخ دنده داخلي مي باشد.
حجم دندانه کاسته شده ضرب در تعداد چرخ دندانه چرخ دنده محرک ، حجم سيال پمپ شده به ازاي هر دور چرخش محور را مشخص مي نمايد.

پمپ هاي پره اي :
به طور کلي پمپ هاي پره اي به عنوان پمپ هاي فشار متوسط در صنايع مورد استفاده قرار مي گيرند. سرعت آنها معمولا از 1200 rpm تا 1750 rpm بوده و در مواقع خاص تا 2400 rpm نيز ميرسد. بازده حجمي اين پمپ ها 85% تا 90% است اما بازده کلي آنها به دليل نشت هاي موجود در اطراف روتور پايين است ( حدود 75% تا 80% ). عمدتا اين پمپها آرام و بي سر و صدا کار مي کنند ، از مزاياي جالب اين پمپ ها اين است که در صورت بروز اشکال در ساختمان پمپ بدون جدا کردن لوله هاي ورودي و خروجي قابل تعمير است.
فضاي بين روتور و رينگ بادامکي در در نيم دور اول چرخش محور ، افزيش يافته و انبساط حجمي حاصله باعث کاهش فشار و ايجاد مکش مي گردد، در نتيجه سيال به طرف مجراي ورودي پمپ جريان مي يابد. در نيم دور دوم با کم شدن فضاي بين پره ها سيال که در اين فضاها قرار دارد با فشار به سمت خروجي رانده مي شود. همانطور که در شکل مي بينيد جريان بوجود آمده به ميزان خروج از مرکز(فاصله دو مركز) محور نسبت به روتور پمپ بستگي دارد و اگر اين فاصله به صفر برسد ديگر در خروجي جرياني نخواهيم داشت.


پمپ هاي پره اي که قابليت تنظيم خروج از مرکز را دارند مي توانند دبي هاي حجمي متفاوتي را به سيستم تزريق کنند به اين پمپ ها ، جابه جايي متغيير مي گويند. به خاطر وجود خروج از مرکز محور از روتور(عدم تقارن) بار جانبي وارد بر ياتاقان ها افزايش مي يابد و در فشار هاي بالا ايجاد مشکل مي کند.
براي رفع اين مشکل از پمپ هاي پره اي متقارن (بالانس) استفاده مي کنند. شکل بيضوي پوسته در اين پمپ ها باعث مي شود که مجاري ورودي و خروجي نظير به نظير رو به روي هم قرار گيرند و تعادل هيدروليکي برقرار گردد. با اين ترفند بار جانبي وارد بر ياتاقان ها کاهش يافته اما عدم قابليت تغيير در جابه جايي از معايب اين پمپ ها به شمار مي آيد .( چون خروج از مرکز وجود نخواهد داشت)

حداکثر فشار قابل دستيابي در پمپ هاي پره اي حدود 3000 psi است.
پمپ هاي پيستوني
پمپ هاي پيستوني با دارا بودن بيشترين نسبت توان به وزن، از گرانترين پمپ ها هستند و در صورت آب بندي دقيق پيستون ها مي تواند بالا ترين بازدهي را داشته باشند. معمولا جريان در اين پمپ ها بدون ضربان بوده و به دليل عدم وارد آمدن بار جانبي به پيستونها داراي عمر طولاني مي باشند، اما به خاطر ساختار پيچيده تعمير آن مشکل است.
از نظر طراحي پمپ هاي پيستوني به دو دسته شعاعي و محوري تقسيم مي شوند.
پمپ هاي پيستوني محوري با محور خميده (Axial piston pumps(bent-axis type)) :
در اين پمپ ها خط مرکزي بلوک سيلندر نسبت به خط مرکزي محور محرک در موقعيت زاويه اي مشخصي قرار دارد ميله پيستون توسط اتصالات کروي (Ball & socket joints)به فلنج محور محرک متصل هستند به طوري که تغيير فاصله بين فلنج محرک و بلوک سيلندر باعث حرکت رفت و برگشت پيستون ها در سيلندر مي شود. يک اتصال يونيورسال ( Universal link) بلوک سيلندر را به محور محرک متصل مي کند.



ميزان خروجي پمپ با تغيير زاويه بين دو محور پمپ قابل تغيير است.در زاويه صفر خروجي وجود ندارد و بيشينه خروجي در زاويه 30 درجه بدست خواهد آمد.
پمپ هاي پيستوني محوري با صفحه زاويه گير (Axial piston pumps(Swash plate)) :
در اين نوع پمپ ها محوربلوک سيلندر و محور محرک در يک راستا قرار مي گيرند و در حين حرکت دوراني به خاطر پيروي از وضعيت صفحه زاويه گير پيستون ها حرکت رفت و برگشتي انجام خواهند داد ، با اين حرکت سيال را از ورودي مکيده و در خروجي پمپ مي کنند. اين پمپ ها را مي توان با خاصيت جابه جايي متغير نيز طراحي نمود . در پمپ هاي با جابه جايي متغيير وضعيت صفحه زاويه گير توسط مکانيزم هاي دستي ، سرو کنترل و يا از طريق سيستم جبران کننده تنظيم مي شود. حداکثر زاويه صفحه زاويه گير حدود 17.5 درجه مي باشد.

 

پمپ هاي پيستوني شعاعي (Radial piston pumps)
در اين نوع پمپ ها ، پيستون ها در امتداد شعاع قرار ميگيرند.پيستون ها در نتيجه نيروي گريز از مرکز و فشار سيال پشت آنها همواره با سطح رينگ عکس العمل در تماسند.
براي پمپ نمودن سيال رينگ عکس العمل بايد نسبت به محور محرک خروج از مرکز داشته باشد ( مانند شکل ) در ناحيه اي که پيستون ها از محور روتور فاصله دارند خلا نسبي بوجود آمده در نتيجه مکش انجام ميگيرد ، در ادامه دوران روتور، پيستون ها به محور نزديک شده و سيال موجود در روتور را به خروجي پمپ مي کند. در انواع جابه جايي متغيير اين پمپ ها با تغيير ميزان خروج از مرکز رينگ عکس العمل نسبت به محور محرک مي توان مقدار خروجي سيستم را تغيير داد.

پمپ هاي پلانچر (Plunger pumps)
پمپ هاي پلانچر يا پمپ هاي پيستوني رفت و برگشتي با ظرفيت بالا در هيدروليک صنعتي کاربرد دارند. ظرفيت برخي از اين پمپ ها به حدود چند صد گالن بر دقيقه مي رسد.
پيستون ها در فضاي بالاي يک محور بادامکي (شامل تعدادي رولر برينگ خارج از مرکز) در آرايش خطي قرار گرفته اند. ورود و خروج سيال به سيلندر ها از طريق سوپاپ ها(شير هاي يک ترفه) انجام مي گيرد.

راندمان پمپ ها (Pump performance):
بازده يک پمپ بطور کلي به ميزان تلرانسها و دقت بکار رفته در ساخت ، وضعيت مکانيکي اجزاء و بالانس فشار بستگي دارد. در مورد پمپ ها سه نوع بازده محاسبه مي شود:
1- بازده حجمي که مشخص کننده ميزان نشتي در پمپ است و از رابطه زير بدست مي آيد

( دبي تئوري كه پمپ بايد توليد كند /ميزان دبی حقيقی پمپ )=بازده حجمي

2- بازده مکانيکي که مشخص کننده ميزان اتلاف انرژي در اثر عواملي مانند اصطکاک در ياتاقان ها و اجزاي درگير و همچنين اغتشاش در سيال مي باشد.

= بازده مکانيکي

(قدرت حقيقی داده شده به پمپ /قدرت تئوری مورد نياز جهت کار پمپ )

3- بازده کلي که مشخص کننده کل اتلاف انرژي در يک پمپ بوده و برابر حاصضرب بازده مکانيکي در بازده حجمي مي باشد.

 

 



تاريخ : دوشنبه سوم آبان 1389 | 18:38 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

اهمیت نماز:

بى ترديد ، در ميان عبادات و مسائل معنوى و ملكوتى ، نماز از ارزش و اهميّت خاصّى برخوردار است .

به اندازه اى كه به نماز سفارش شده به چيزى سفارش نشده است .

نماز وصيّت حضرت حق ، و انبيا و امامان ، و عارفان و عاشقان ، و ناصحان و حكيمان است .

كتابى از كتاب هاى آسمانى حق خالى از آيات مربوط به نماز نيست .

از برنامه هاى بسيار مهمّ كتاب هاى عرفانى و اخلاقى و مخصوصاً كتب حديث ، نماز است .

معارف الهى ، انسان بى نماز را انسان نمى دانند ، و هر بى نمازى را مستحقّ عذاب ابد و محروم از بهشت دانسته و بلكه جداى از نماز را حيوانى پست و موجودى تهيدست و تيره بختى بيچاره به حساب مى آورند .

نماز در زندگى و حيات انسان به اندازه اى ارزش دارد كه اولياى الهى براى يك لحظه از آن غافل نبودند و از هر راهى كه ممكن بود ديگران را هم به اين عبادت ملكوتى تشويق مى كردند.

بى ترديد ، در ميان عبادات و مسائل معنوى و ملكوتى ، نماز از ارزش و اهميّت خاصّى برخوردار است .

به اندازه اى كه به نماز سفارش شده به چيزى سفارش نشده است .

نماز وصيّت حضرت حق ، و انبيا و امامان ، و عارفان و عاشقان ، و ناصحان و حكيمان است .

كتابى از كتاب هاى آسمانى حق خالى از آيات مربوط به نماز نيست .

از برنامه هاى بسيار مهمّ كتاب هاى عرفانى و اخلاقى و مخصوصاً كتب حديث ، نماز است .

معارف الهى ، انسان بى نماز را انسان نمى دانند ، و هر بى نمازى را مستحقّ عذاب ابد و محروم از بهشت دانسته و بلكه جداى از نماز را حيوانى پست و موجودى تهيدست و تيره بختى بيچاره به حساب مى آورند .

نماز در زندگى و حيات انسان به اندازه اى ارزش دارد كه اولياى الهى براى يك لحظه از آن غافل نبودند و از هر راهى كه ممكن بود ديگران را هم به اين عبادت ملكوتى تشويق مى كردند .

نماز با اين كه به غير مكلّف واجب نيست ولى به خاطر ارزش و اهميّتى كه دارد امامان معصوم دستور مى دادند كه فرزندتان را از شش ـ هفت سالگى به جهان نماز ببريد و آنان را به سفر در اين عرصه گاه معنوى تشويق كنيد :

 

* عَنْ مَعاوِيَةَ بْنِ وَهَب قالَ : سَأَلْتُ اَباعَبْدِاللّهِ(عليه السلام) فى كَمْ يُؤْخَذُ الصَّبِىُّ بَالصَّلوةِ ؟ فَقالَ : فيما بَيْنَ سَبْعَ سِنينَ وَ سِتَّ سِنينَ(1) .

معاوية بن وهب كه از بزرگان اصحاب امام ششم است از حضرت باقر (عليه السلام)مى پرسد : در چه زمانى كودكان خود را متوجّه نماز كنيم ؟ حضرت مى فرمايد : در هفت و شش سالگى .

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم عَنْ اَحَدِهِما (عليهم السلام) فِى الْصَبِىِّ مَتى يُصَلّى ؟ قالَ : اذا عقل الصَّلوةَ . قُلْتُ : مَتى يَعْقِلُ الصَّلوةَّ وَ تَجِبُ عَلَيْهِ ؟ قالَ لِسِتَّ سنين(2) .

محمّد بن مسلم كه از ياران بى نظير امامان است ، از حضرت باقر يا حضرت صادق (عليهما السلام) مى پرسد : كودك در چه زمانى نماز بخواند ؟ حضرت مى فرمايد : وقتى كه نماز را بفهمد . عرضه مى دارد : چه زمانى مى فهمد تا خواندن نماز بر او لازم باشد ؟ امام مى فرمايد : در شش سالگى .

عَنِ الْحَلَبى ، عَنْ اَبى عَبْدِلله(عليه السلام) عَنْ اَبيهِ قالَ : اِنّا تَأْمُرُ صِبْيانَنا بِالصَّلوةِ اِذا كانُوا بَنى خَمْسِ سِنينَ ، فَمُرُوا صِبْيانَكُمْ بِالصَّلوةِ اِذا كانُوا بَنى سَبْعِ سِنينَ .

حلبى از راويان بزرگوار شيعه است از امام صادق (عليه السلام) نقل مى كند كه حضرت از پدر بزرگوارشان امام باقر (عليه السلام) روايت مى كنند كه ما فرزندانمان را در سن پنج سالگى به نماز امر مى كنيم ، پس شما آنان را به وقت هفت سالگى به دنياى نماز حركت دهيد .

روايات بسيار مهمّ كتاب هاى پرارزش حديث از سبك شمردن نماز شديداً نهى مى كنند :

عَنْ اَبى جَعْفَر (عليه السلام) قالَ : لا تَتَهاوَنْ بِصلوتَكَ فَاِنَّ النَّبِىَّ (صلى الله عليه وآله وسلم) قالَ عِنْدَ مَوْتِهِ : لَيْسَ مِنّى مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلوتِهِ ، لَيْسَ مِنّى مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً ، لايَرِدُ عَلَىَّ الْحَوْضَ لا وَالله(3) .

امام باقر (عليه السلام) مى فرمايد : نمازت را سبك مشمار ، به حقيقت كه رسول خدا (صلى الله عليه

وآله وسلم) به وقت مرگش فرمود : هركس نماز را سبك انگارد از من نيست ، هر كس شراب بنوشد از من نيست ، و الله قسم كنار كوثر بر من وارد نمى شود .

قالَ الصّادِقُ (عليه السلام) :اَنَّ شَفاعَتَنا لاتَنالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلواة(4) .

امام صادق (عليه السلام) فرمود : آن كه نماز را سبك بشمارد ( و در نتيجه از خواندن آن محروم گردد يا همراه با شرايط بجا نياورد ) به شفاعت ما نمى رسد .

* عَنْ اَبى عَبْدِاللّهِ (عليه السلام) قالَ : قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) :لَيْسَ مِنْى مَنِ اسْتَخَفَّ بِالصَّلواةِ ، لايَرِدُ عَلَىَّ الْحَوْضَ لا وَالله(5) .

امام صادق (عليه السلام) از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت مى فرمايد : از من نيست آن كه نماز را سبك بشمارد ، و اللّه سبك شمارنده ى نماز كنار كوثر بر من وارد نمى شود .

قالَ الصادِقُ (عليه السلام) فى حَديث : اِنَّ مَلَكَ الْمَوْتِ يَدْفَعُ الشَّيْطانَ عَنِ الْمُحافِظِ عَلَى الصَلوةِ وَ يُلَقِّنُهُ شَهادَةَ اَنْ لا اِلهَ اِلاَ اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَداً رَسُولُ اللهِ فى تِلْكَ الْحالَةِ الْعَظيمَةِ(6) .

امام صادق (عليه السلام) در روايتى فرمودند : ملك الموت به هنگام قبض روح ، شيطان را از آن كه بر نمازش محافظت داشته دفع مى كند تا نتواند به مسافر باايمان جهان آخرت ضرر برساند و در آن حالت هولناك ، شهادت به توحيد و رسالت را به او تلقين مى كند .

* قالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) : لاتُضَيِّعُوا صَلواتِكُمْ فَاِنَّ مَنْ ضَيَّعَ صَلواتَهُ حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ ، وَ كاَن حَقاً عَلَى اللّهِ اَنْ يُدْخِلَهُ النّارَ مَعَ الْمُنافِقينَ(7) .

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود : نماز خود را ضايع مكنيد كه ضايع كننده ى نماز با قارون و هامان محشور مى شود ، و بر خداوند لازم است او را همراه منافقان به آتش وارد كند .

 

عَنْ اَبى جَعْفَر (عليه السلام) قالَ : بَيْنا رَسوُلِ اللهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) جالِسٌ فِى الْمَسْجِدِ اِذ دَخَلَ رَجُلٌ فَقامَ يُصَلّى فَلَمْ يَتِمَّ رُكُوعَهُ وَ لاسُجُودَهُ فَقالَ (صلى الله عليه وآله وسلم) : نَقَرَ كَنَقْرِ الْغُرابِ ! لَئِنْ ماتَ هذا وَ هكذا صَلوتُهُ لَيَمُوتَنَّ عَلى غَيْرِ دِينى(8) .

امام باقر (عليه السلام) مى فرمايد : رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) با گروهى در مسجد نشسته بودند ، مردى وارد مسجد شد و ركوع و سجود نمازش را ناتمام بجاى آورد ، به نحوى كه وضع ركوع و سجودش نماز را از حيثيّت نماز مى انداخت . رسول خدا فرمود : نوك زد مانند نوك زدن كلاغ ( كنايه از اينكه نمازش را عجيب با عجله خواند آن چنان كه گويى نماز بنود ) ، چنان كه مرد با چنين نمازى بميرد با دين من نمرده است .

* قالَ الصّادِقُ (عليه السلام) : اَوَّلُ ما يُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلوةُ ، فَاِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ سائِرُ عَمَلِهِ ، وَ اِذا رُدَّتْ رُدَّ عَلَيْهِ سائِرُ عَمَلِهِ(9) .

امام صادق (عليه السلام) فرمود : اوّل برنامه اى كه انسان به آن محاسبه مى شود نماز است ، اگر پذيرفته شود بقيّه ى اعمال او نيز پذيرفته مى شود ، و اگر مردود گردد ساير اعمال او نيز مردود مى گردد .

قالَ اَبوُعَبْدِاللهِ (عليه السلام) : صَلوة فَريضَة خَيْرٌ مِنْ عِشْرينَ حِجَّةً ، وَ حِجَّةٌ خَيْرٌ مِنْ بَيْت مَمْلُوًّ ذَهَباً يُتَصَدَّقُ مِنْهُ حَتّى يَفْنى(10) .

امام صادق (عليه السلام) فرمود : يك نماز واحب از بيست حج بهتر است ، و يك حج بهتر است از خانه اى كه پر از طلا باشد و تمام آن در راه خدا به صدقه برود .

عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قالَ : سَمِعْتُ اَبا عَبْدِاللهِ (عليه السلام) يَقُولُ : حِجَّةٌ اَفْضَلُ مِنَ الدُّّنْيا وَ ما فيها ، وَ صَلوةُ فَريضَة اَفْضَلُ مِنْ اَلْفِ حِجَّة(11) .

 

يونس بن يعقوب مى گويد : از حضرت صاد (عليه السلام) شنيدم كه مى فرمود : يك حج برتر است از دنيا و هر چه در آن است ، و يك نماز واجب از هزار حج برتر است .

عَنْ اَبى عَبْدِاللهِ (عليه السلام) قالَ : اِنَّ تارِكَ الصَّلوةِ كافِرٌ .

از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه فرمود : به حقيقت كه ترك كننده ى نماز كافر است .

عَنْ اَبى عَبْدِاللهِ (عليه السلام) عَنْ اَبيهِ عَنْ جابِر قالَ : قالَ رَسوُلُ اللهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) : مابَيْنَ الْكُفْرِ وَ الاْيمانِ اِلاّ تَرْكُ الصَّلوةِ .

امام صادق از حضرت باقر (عليهما السلام) از جابر از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت مى كند كه : بين كفر و ايمان جز ترك نماز چيزى نيست .

محمّد بن سنان از علل و فلسفه ى مسائل الهى از حضرت رضا (عليه السلام) در ضمن يك نامه سؤال مى كند ، امام هشتم در پاسخ به مسئله ى نماز مى نويسند :

* نماز اقرار به ربوبيّت حضرت حقّ عزّوجلّ ، و نفى شريك از وجود مقدّس او ، و ايستادن در پيشگاه عظمت آن جناب با ذلّت و مسكنت و خضوع و اعتراف ، و طلب آمرزش نسبت به گناهان گذشته ، و صورت به خاك نهادن در هر روز برا تعظيم در برابر عظمت آن وجود مبارك ، و اينكه عبد به ياد حق و جداى از تجاوز به حقوق الهى و خاضع و خاكسار و راغب به رحمت واسعه و خواهان زياد شدن ايمان و وسعت رزق و مداومت بر ذكر در شب و روز است ، ونيز عبد سيّد و مولا و مدبّر و خالقش را فراموش نكند تا دچار شرّ و طغيان نگردد ، و نيز به وسيله ى نماز از انواع معاصى حفظ گردد و ازافتادن در درياى فساد مصون بماند(12) .

در روايت صحيح بسيار مهمّى از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده كه فرمود :

* روزى امين وحى براى اداى وحى به نزد من آمد . هنوز آنچه را كه بايد بر من بخواند تمامش را نخوانده بود كه ناگهان آوازى سخت و صدايى هولناك برآمد . وضع فرشته ى وحى تغيير كرد ، پرسيدم : اين چه آوازى بود ؟ گفت : اى محمد ! خداى تعالى در دوزخ چاهى قرار داده ، سنگ سياهى در آن انداختند ، اكنون پس از سيزده هزار سال آن سنگ به زمين آن چاه رسيد . پرسيدم : آن چاه جايگاه چه كسانى است ؟ گفت : از آنِ بى نمازان و شرابخواران(13) !!

 

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :

* هر كه نماز را ترك كند خداى تعالى او را به پانزده عقوبت مبتلا كند : شش عقوبت در دنيا و سه عقوبت نزديك مرگ و سه در قبر و سه در قيامت ،

 

اما شش عقوبت در زمان حيات :

1. بى آبرو شود .

2. بركت از مالش برود .

3. عمر و ثروتش زيان نگردد .

4. خيراتش قبول حق نشود .

5. دعايش مستجاب نگردد .

6. دعاى شايستگان نصيب وى نشود .

 

اما سه بلايى كه نزديك وفات به او مى رسد :

1. سكرات مرگ بر او شديد شود .

2. گرسنه از دنيا برود .

3. تشنگى از او رفع نشود .

 

اما سه عقوبتى كه در قبر به وى رسد :

1. با درد و غم قرين باشد .

2. در تاريكى محض بسر برد .

3. تا قيامت در عذاب باشد .

 

اما سه عقوبتى كه در قيامت به او رسد :

1. حساب بر وى دشوار شود .

2. خداوند دشمن وى گردد و به او نظر رحمت نيندازد و او را عذاب دردناك رسد .

3. از قبر همچون حيوان به قيامت وارد گردد و سپس با ذلّت و خوارى رهسپار دوزخ شود(14) .

* قالَ رَسُولُ اللهِ : لاايمانَ لِمَنْ لاصَلوةَ لَهُ(15) . (صلى الله عليه وآله وسلم)

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود : آن كه نماز ندارد ايمان ندارد

وَ قالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) مَنْ اَحْرَقَ سَبْعينَ مُصْحَفاً وَ قَتَلَ سَبْعينَ نَبِيّاً وَ زِنا مَعَ اُمِّهِ سَبْعينَ مَرّات وَ افْتَضَ سَبْعينَ بِكْراً بِطَريقِ الزِّنا اَقْرَبُ اِلى رَحْمَةِ اللهِ مِمَّنْ تَرَكَ الصَّلوةَ مُتَعَمِّداً(16) .

و نيز رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود : كسى كه هفتاد قرآن را بسوزاند و هفتاد پيامبر به قتل رساند و هفتاد مرتبه با مادر خود درآميزد و هفتاد دختر را از طريق زنا تجاوز نمايد به رحمت خداوند از كسى كه عمداً نمازش را ترك كند نزديكتر است .

* قالَ رَسُولُ اللهِ اِنَّ تارِك الصَّلوة لايَجِدُ ريحَ الْجَنَّةِ . (صلى الله عليه وآله وسلم)

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود : به حقيقت كه تارك نماز بوى بهشت را استشمام نكند .

رواياتى كه در باب ارزش و عظمت نماز رسيده به اندازه اى است كه اگر كسى بخواهد همه ى آنها را از معتبرترين كتاب هاى حديث در يك جا جمع كند كتاب قطورى خواهد شد ، و من فكر مى كنم به همين اندازه براى دريافت ارزش اين عبادت ملكوتى براى خوانندگان اين رساله بس باشد .

در اين قسمت لازم است اين نكته ى مهم را تذكر دهم كه عده اى تصور مى كنند نماز حقيقتى است كه در آيين محمّدى و فرهنگ اسلامى بر مردم واجب شده ، در حالى كه اين تصور از هر جهت بدون پايه و ريشه است . نماز واقعيتى است كه از هنگام شروع زندگى به وسيله ى حضرت آدم در كره زمين از جانب حضرت حق بر هر مكلفى واجب شد و اين امر واجب به هر يك از صد و بيست و چهار هزار پيغمبر ابلاغ گشت تا آن را به امت هاى خود برسانند و آنان را به نماز دعوت كنند و از ترك آن بترسانند

در قسمت بعد در به مسئله ى نماز در آيين انبيا از طريق قرآن و روايات مى پردازيم تا معلوم شود اين حكم با عظمت در پيشگاه حضرت حق از چه حيثيّت و ارزشى برخوردار است .

 

 

 

پایان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



تاريخ : یکشنبه دوم آبان 1389 | 10:46 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

بى ترديد ، در ميان عبادات و مسائل معنوى و ملكوتى ، نماز از ارزش و اهميّت خاصّى برخوردار است .

به اندازه اى كه به نماز سفارش شده به چيزى سفارش نشده است .

نماز وصيّت حضرت حق ، و انبيا و امامان ، و عارفان و عاشقان ، و ناصحان و حكيمان است .

كتابى از كتاب هاى آسمانى حق خالى از آيات مربوط به نماز نيست .

از برنامه هاى بسيار مهمّ كتاب هاى عرفانى و اخلاقى و مخصوصاً كتب حديث ، نماز است .

معارف الهى ، انسان بى نماز را انسان نمى دانند ، و هر بى نمازى را مستحقّ عذاب ابد و محروم از بهشت دانسته و بلكه جداى از نماز را حيوانى پست و موجودى تهيدست و تيره بختى بيچاره به حساب مى آورند .

نماز در زندگى و حيات انسان به اندازه اى ارزش دارد كه اولياى الهى براى يك لحظه از آن غافل نبودند و از هر راهى كه ممكن بود ديگران را هم به اين عبادت ملكوتى تشويق مى كردند.

 

بى ترديد ، در ميان عبادات و مسائل معنوى و ملكوتى ، نماز از ارزش و اهميّت خاصّى برخوردار است .

به اندازه اى كه به نماز سفارش شده به چيزى سفارش نشده است .

نماز وصيّت حضرت حق ، و انبيا و امامان ، و عارفان و عاشقان ، و ناصحان و حكيمان است .

كتابى از كتاب هاى آسمانى حق خالى از آيات مربوط به نماز نيست .

از برنامه هاى بسيار مهمّ كتاب هاى عرفانى و اخلاقى و مخصوصاً كتب حديث ، نماز است .

معارف الهى ، انسان بى نماز را انسان نمى دانند ، و هر بى نمازى را مستحقّ عذاب ابد و محروم از بهشت دانسته و بلكه جداى از نماز را حيوانى پست و موجودى تهيدست و تيره بختى بيچاره به حساب مى آورند .

نماز در زندگى و حيات انسان به اندازه اى ارزش دارد كه اولياى الهى براى يك لحظه از آن غافل نبودند و از هر راهى كه ممكن بود ديگران را هم به اين عبادت ملكوتى تشويق مى كردند .

نماز با اين كه به غير مكلّف واجب نيست ولى به خاطر ارزش و اهميّتى كه دارد امامان معصوم دستور مى دادند كه فرزندتان را از شش ـ هفت سالگى به جهان نماز ببريد و آنان را به سفر در اين عرصه گاه معنوى تشويق كنيد :

 

* عَنْ مَعاوِيَةَ بْنِ وَهَب قالَ : سَأَلْتُ اَباعَبْدِاللّهِ(عليه السلام) فى كَمْ يُؤْخَذُ الصَّبِىُّ بَالصَّلوةِ ؟ فَقالَ : فيما بَيْنَ سَبْعَ سِنينَ وَ سِتَّ سِنينَ(1) .

 

معاوية بن وهب كه از بزرگان اصحاب امام ششم است از حضرت باقر (عليه السلام)مى پرسد : در چه زمانى كودكان خود را متوجّه نماز كنيم ؟ حضرت مى فرمايد : در هفت و شش سالگى .

 

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم عَنْ اَحَدِهِما (عليهم السلام) فِى الْصَبِىِّ مَتى يُصَلّى ؟ قالَ : اذا عقل الصَّلوةَ . قُلْتُ : مَتى يَعْقِلُ الصَّلوةَّ وَ تَجِبُ عَلَيْهِ ؟ قالَ لِسِتَّ سنين(2) .

 

محمّد بن مسلم كه از ياران بى نظير امامان است ، از حضرت باقر يا حضرت صادق (عليهما السلام) مى پرسد : كودك در چه زمانى نماز بخواند ؟ حضرت مى فرمايد : وقتى كه نماز را بفهمد . عرضه مى دارد : چه زمانى مى فهمد تا خواندن نماز بر او لازم باشد ؟ امام مى فرمايد : در شش سالگى .

 

عَنِ الْحَلَبى ، عَنْ اَبى عَبْدِلله(عليه السلام) عَنْ اَبيهِ قالَ : اِنّا تَأْمُرُ صِبْيانَنا بِالصَّلوةِ اِذا كانُوا بَنى خَمْسِ سِنينَ ، فَمُرُوا صِبْيانَكُمْ بِالصَّلوةِ اِذا كانُوا بَنى سَبْعِ سِنينَ .

 

حلبى از راويان بزرگوار شيعه است از امام صادق (عليه السلام) نقل مى كند كه حضرت از پدر بزرگوارشان امام باقر (عليه السلام) روايت مى كنند كه ما فرزندانمان را در سن پنج سالگى به نماز امر مى كنيم ، پس شما آنان را به وقت هفت سالگى به دنياى نماز حركت دهيد .

روايات بسيار مهمّ كتاب هاى پرارزش حديث از سبك شمردن نماز شديداً نهى مى كنند :

 

عَنْ اَبى جَعْفَر (عليه السلام) قالَ : لا تَتَهاوَنْ بِصلوتَكَ فَاِنَّ النَّبِىَّ (صلى الله عليه وآله وسلم) قالَ عِنْدَ مَوْتِهِ : لَيْسَ مِنّى مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلوتِهِ ، لَيْسَ مِنّى مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً ، لايَرِدُ عَلَىَّ الْحَوْضَ لا وَالله(3) .

 

امام باقر (عليه السلام) مى فرمايد : نمازت را سبك مشمار ، به حقيقت كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) به وقت مرگش فرمود : هركس نماز را سبك انگارد از من نيست ، هر كس شراب بنوشد از من نيست ، و الله قسم كنار كوثر بر من وارد نمى شود .

 

قالَ الصّادِقُ (عليه السلام) :اَنَّ شَفاعَتَنا لاتَنالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلواة(4) .

 

امام صادق (عليه السلام) فرمود : آن كه نماز را سبك بشمارد ( و در نتيجه از خواندن آن محروم گردد يا همراه با شرايط بجا نياورد ) به شفاعت ما نمى رسد .

 

* عَنْ اَبى عَبْدِاللّهِ (عليه السلام) قالَ : قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) :لَيْسَ مِنْى مَنِ اسْتَخَفَّ بِالصَّلواةِ ، لايَرِدُ عَلَىَّ الْحَوْضَ لا وَالله(5) .

 

امام صادق (عليه السلام) از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت مى فرمايد : از من نيست آن كه نماز را سبك بشمارد ، و اللّه سبك شمارنده ى نماز كنار كوثر بر من وارد نمى شود .

 

قالَ الصادِقُ (عليه السلام) فى حَديث : اِنَّ مَلَكَ الْمَوْتِ يَدْفَعُ الشَّيْطانَ عَنِ الْمُحافِظِ عَلَى الصَلوةِ وَ يُلَقِّنُهُ شَهادَةَ اَنْ لا اِلهَ اِلاَ اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَداً رَسُولُ اللهِ فى تِلْكَ الْحالَةِ الْعَظيمَةِ(6) .

 

امام صادق (عليه السلام) در روايتى فرمودند : ملك الموت به هنگام قبض روح ، شيطان را از آن كه بر نمازش محافظت داشته دفع مى كند تا نتواند به مسافر باايمان جهان آخرت ضرر برساند و در آن حالت هولناك ، شهادت به توحيد و رسالت را به او تلقين مى كند .

 

* قالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) : لاتُضَيِّعُوا صَلواتِكُمْ فَاِنَّ مَنْ ضَيَّعَ صَلواتَهُ حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ ، وَ كاَن حَقاً عَلَى اللّهِ اَنْ يُدْخِلَهُ النّارَ مَعَ الْمُنافِقينَ(7) .

 

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود : نماز خود را ضايع مكنيد كه ضايع كننده ى نماز با قارون و هامان محشور مى شود ، و بر خداوند لازم است او را همراه منافقان به آتش وارد كند .

 

عَنْ اَبى جَعْفَر (عليه السلام) قالَ : بَيْنا رَسوُلِ اللهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) جالِسٌ فِى الْمَسْجِدِ اِذ دَخَلَ رَجُلٌ فَقامَ يُصَلّى فَلَمْ يَتِمَّ رُكُوعَهُ وَ لاسُجُودَهُ فَقالَ (صلى الله عليه وآله وسلم) : نَقَرَ كَنَقْرِ الْغُرابِ ! لَئِنْ ماتَ هذا وَ هكذا صَلوتُهُ لَيَمُوتَنَّ عَلى غَيْرِ دِينى(8) .

 

امام باقر (عليه السلام) مى فرمايد : رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) با گروهى در مسجد نشسته بودند ، مردى وارد مسجد شد و ركوع و سجود نمازش را ناتمام بجاى آورد ، به نحوى كه وضع ركوع و سجودش نماز را از حيثيّت نماز مى انداخت . رسول خدا فرمود : نوك زد مانند نوك زدن كلاغ ( كنايه از اينكه نمازش را عجيب با عجله خواند آن چنان كه گويى نماز بنود ) ، چنان كه مرد با چنين نمازى بميرد با دين من نمرده است .

 

* قالَ الصّادِقُ (عليه السلام) : اَوَّلُ ما يُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلوةُ ، فَاِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ سائِرُ عَمَلِهِ ، وَ اِذا رُدَّتْ رُدَّ عَلَيْهِ سائِرُ عَمَلِهِ(9) .

 

امام صادق (عليه السلام) فرمود : اوّل برنامه اى كه انسان به آن محاسبه مى شود نماز است ، اگر پذيرفته شود بقيّه ى اعمال او نيز پذيرفته مى شود ، و اگر مردود گردد ساير اعمال او نيز مردود مى گردد .

 

قالَ اَبوُعَبْدِاللهِ (عليه السلام) : صَلوة فَريضَة خَيْرٌ مِنْ عِشْرينَ حِجَّةً ، وَ حِجَّةٌ خَيْرٌ مِنْ بَيْت مَمْلُوًّ ذَهَباً يُتَصَدَّقُ مِنْهُ حَتّى يَفْنى(10) .

 

امام صادق (عليه السلام) فرمود : يك نماز واحب از بيست حج بهتر است ، و يك حج بهتر است از خانه اى كه پر از طلا باشد و تمام آن در راه خدا به صدقه برود .

 

عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قالَ : سَمِعْتُ اَبا عَبْدِاللهِ (عليه السلام) يَقُولُ : حِجَّةٌ اَفْضَلُ مِنَ الدُّّنْيا وَ ما فيها ، وَ صَلوةُ فَريضَة اَفْضَلُ مِنْ اَلْفِ حِجَّة(11) .

 

يونس بن يعقوب مى گويد : از حضرت صاد (عليه السلام) شنيدم كه مى فرمود : يك حج برتر است از دنيا و هر چه در آن است ، و يك نماز واجب از هزار حج برتر است .

 

عَنْ اَبى عَبْدِاللهِ (عليه السلام) قالَ : اِنَّ تارِكَ الصَّلوةِ كافِرٌ .

 

از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه فرمود : به حقيقت كه ترك كننده ى نماز كافر است .

 

عَنْ اَبى عَبْدِاللهِ (عليه السلام) عَنْ اَبيهِ عَنْ جابِر قالَ : قالَ رَسوُلُ اللهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) : مابَيْنَ الْكُفْرِ وَ الاْيمانِ اِلاّ تَرْكُ الصَّلوةِ .

 

امام صادق از حضرت باقر (عليهما السلام) از جابر از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت مى كند كه : بين كفر و ايمان جز ترك نماز چيزى نيست .

محمّد بن سنان از علل و فلسفه ى مسائل الهى از حضرت رضا (عليه السلام) در ضمن يك نامه سؤال مى كند ، امام هشتم در پاسخ به مسئله ى نماز مى نويسند :

 

* نماز اقرار به ربوبيّت حضرت حقّ عزّوجلّ ، و نفى شريك از وجود مقدّس او ، و ايستادن در پيشگاه عظمت آن جناب با ذلّت و مسكنت و خضوع و اعتراف ، و طلب آمرزش نسبت به گناهان گذشته ، و صورت به خاك نهادن در هر روز برا تعظيم در برابر عظمت آن وجود مبارك ، و اينكه عبد به ياد حق و جداى از تجاوز به حقوق الهى و خاضع و خاكسار و راغب به رحمت واسعه و خواهان زياد شدن ايمان و وسعت رزق و مداومت بر ذكر در شب و روز است ، ونيز عبد سيّد و مولا و مدبّر و خالقش را فراموش نكند تا دچار شرّ و طغيان نگردد ، و نيز به وسيله ى نماز از انواع معاصى حفظ گردد و ازافتادن در درياى فساد مصون بماند(12) .

 

در روايت صحيح بسيار مهمّى از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده كه فرمود :

 

* روزى امين وحى براى اداى وحى به نزد من آمد . هنوز آنچه را كه بايد بر من بخواند تمامش را نخوانده بود كه ناگهان آوازى سخت و صدايى هولناك برآمد . وضع فرشته ى وحى تغيير كرد ، پرسيدم : اين چه آوازى بود ؟ گفت : اى محمد ! خداى تعالى در دوزخ چاهى قرار داده ، سنگ سياهى در آن انداختند ، اكنون پس از سيزده هزار سال آن سنگ به زمين آن چاه رسيد . پرسيدم : آن چاه جايگاه چه كسانى است ؟ گفت : از آنِ بى نمازان و شرابخواران(13) !!

 

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :

* هر كه نماز را ترك كند خداى تعالى او را به پانزده عقوبت مبتلا كند : شش عقوبت در دنيا و سه عقوبت نزديك مرگ و سه در قبر و سه در قيامت ،

 

اما شش عقوبت در زمان حيات :

1. بى آبرو شود .

2. بركت از مالش برود .

3. عمر و ثروتش زيان نگردد .

4. خيراتش قبول حق نشود .

5. دعايش مستجاب نگردد .

6. دعاى شايستگان نصيب وى نشود .

 

اما سه بلايى كه نزديك وفات به او مى رسد :

1. سكرات مرگ بر او شديد شود .

2. گرسنه از دنيا برود .

3. تشنگى از او رفع نشود .

 

اما سه عقوبتى كه در قبر به وى رسد :

1. با درد و غم قرين باشد .

2. در تاريكى محض بسر برد .

3. تا قيامت در عذاب باشد .

 

اما سه عقوبتى كه در قيامت به او رسد :

1. حساب بر وى دشوار شود .

2. خداوند دشمن وى گردد و به او نظر رحمت نيندازد و او را عذاب دردناك رسد .

3. از قبر همچون حيوان به قيامت وارد گردد و سپس با ذلّت و خوارى رهسپار دوزخ شود(14) .

 

* قالَ رَسُولُ اللهِ : لاايمانَ لِمَنْ لاصَلوةَ لَهُ(15) . (صلى الله عليه وآله وسلم)

 

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود : آن كه نماز ندارد ايمان ندارد .

 

وَ قالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) مَنْ اَحْرَقَ سَبْعينَ مُصْحَفاً وَ قَتَلَ سَبْعينَ نَبِيّاً وَ زِنا مَعَ اُمِّهِ سَبْعينَ مَرّات وَ افْتَضَ سَبْعينَ بِكْراً بِطَريقِ الزِّنا اَقْرَبُ اِلى رَحْمَةِ اللهِ مِمَّنْ تَرَكَ الصَّلوةَ مُتَعَمِّداً(16) .

 

و نيز رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود : كسى كه هفتاد قرآن را بسوزاند و هفتاد پيامبر به قتل رساند و هفتاد مرتبه با مادر خود درآميزد و هفتاد دختر را از طريق زنا تجاوز نمايد به رحمت خداوند از كسى كه عمداً نمازش را ترك كند نزديكتر است .

 

* قالَ رَسُولُ اللهِ اِنَّ تارِك الصَّلوة لايَجِدُ ريحَ الْجَنَّةِ . (صلى الله عليه وآله وسلم)

 

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود : به حقيقت كه تارك نماز بوى بهشت را استشمام نكند .

رواياتى كه در باب ارزش و عظمت نماز رسيده به اندازه اى است كه اگر كسى بخواهد همه ى آنها را از معتبرترين كتاب هاى حديث در يك جا جمع كند كتاب قطورى خواهد شد ، و من فكر مى كنم به همين اندازه براى دريافت ارزش اين عبادت ملكوتى براى خوانندگان اين رساله بس باشد .

در اين قسمت لازم است اين نكته ى مهم را تذكر دهم كه عده اى تصور مى كنند نماز حقيقتى است كه در آيين محمّدى و فرهنگ اسلامى بر مردم واجب شده ، در حالى كه اين تصور از هر جهت بدون پايه و ريشه است . نماز واقعيتى است كه از هنگام شروع زندگى به وسيله ى حضرت آدم در كره زمين از جانب حضرت حق بر هر مكلفى واجب شد و اين امر واجب به هر يك از صد و بيست و چهار هزار پيغمبر ابلاغ گشت تا آن را به امت هاى خود برسانند و آنان را به نماز دعوت كنند و از ترك آن بترسانند .

در قسمت بعد در به مسئله ى نماز در آيين انبيا از طريق قرآن و روايات مى پردازيم تا معلوم شود اين حكم با عظمت در پيشگاه حضرت حق از چه حيثيّت و ارزشى برخوردار است .



تاريخ : یکشنبه دوم آبان 1389 | 10:45 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

 

      اهميت نماز در اول وقت

نماز یکی از فریضه‌های مهم و اصلی اسلام است که به عنوان دومین رکن اسلام قرار گرفته است و پلی ارتباطی بین خدا و بنده‌اش است. در نماز، بنده دلش را برای راز و نیاز با خدایش باز می‌کند و شروع  به حرف زدن، ستایش کردن و درخواست از خداوند می‌کند و نهایت بندگی‌اش را برای خداوند به منصه‌ی ظهور می‌گذارد. در این بین نماز می‌تواند پل ارتباطی قویتری باشد وتمام ثوابش را در بر داشته باشد، به شرطی که بر طبق قرآن و سنت صحیح و در اول وقت بر‌‌گذار شود. و انجام آن از طرف نماز‌گذار به تأخیر انداخته نشود.

ما نیز در اینجا به دلیل اهمیت موضوع و عادت کردن مردم به تأخیر انداختن نمازها، اشاره‌ای گذرا و قابل فهم بر این مسئله می‌کنیم تا توانسته باشیم تا حدودی در تبیین بحث خواندن نماز در اول وقت آن، انذار و تبشیری کرده باشیم. خداوند در قرآن می‌فرماید:

 إن الصلاة کانت علی المؤمنين كتابا موقوتا (نساء/103).

‹ بی‌گمان نماز بر مؤمنان فرض و دارای اوقات معلوم و معین است›.

از ابن مسعود  رضی الله عنه روایت است که: پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:

( أفضل الأعمال، الصلاة فی اول وقتها )

(ترمذی و حاکم آن را روایت کرده‌اند، و این حدیث صحیح است).

‹ بهترین اعمال، نماز اول وقت است›.

این حدیث بر افضلیت نماز خواندن در اول وقتش دلالت می‌کند، یعنی در تمام وقت نماز، می‌توان آن را خواند. ولی در اول وقت آن بهتر و افضلتر است.

محمد بن عبدالله الخزاعی و عبدالله بن مسلمه گفتند که: عبدالله بن عمر  رضی الله عنه  از قاسم  بن غنام و او از أم فروه برایمان روایت کرده است که:

 

 ( سئل رسول الله صلی الله عليه و سلم أی الأعمال أفضل؟ قال  صلی الله عليه و سلم : الصلاة فی اول وقتها )

(ابوداود روایت کرده است).

‹ از پیامبر  صلی الله علیه و سلم سؤال کرده شد که چه عملی دارای ثواب بیشتری است؟ پیامبر  صلی الله علیه و سلم فرمود : خواندن نماز در اول وقت آن ).

منذری می‌گوید: أم فروه از زنانی بوده که با پیامبر  صلی الله علیه و سلم بیعت کرده و خواهر پدری ابوبکر رضی الله عنه  بوده است.

از أم فروه روایت است که:

( سئل النبی صلی الله عليه و سلم أي الأعمال أفضل؟ قال  صلی الله عليه وسلم الصلاة لأول وقتها)

(ترمذی روایت کرده است).

‹ از پیامبر  صلی الله علیه و سلم سوال شد که چه عملی دارای ثواب بیشتری است؟ پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود : خواندن نماز در اول وقت آن).

از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه  روایت است که

(سئلت النبی صلی الله عليه و سلم أي العمل أحب الی الله؟ قال صلی الله عليه و سلم: الصلاة علی وقتها )

( بخاری روایت کرده است).

‹ از پیامبر صلی الله علیه و سلم در مورد محبوبترین عمل نزد خداوند سوال کردم؟ گفت صلی الله علیه و سلم : نماز بر وقتش ).

از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه  روایت است که:

( سألت رسول الله صلی الله عليه و سلم : أي العمل أفضل؟ قال صلی الله عليه و سلم : الصلاة لوقتها )

 

(مسلم روایت کرده است).

‹ از رسول الله صلی الله علیه و سلم سوال کردم : کدام عمل دارای ثواب بیشتری است؟ پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: نماز در وقتش ).

ابن مالک(رح) می‌گوید: لام در لأول به معنای (فی: در) است. و الطیبی می‌گوید: لام برای تاکید آمده است و بر نماز خواندن در اول وقتش تاکید دارد.

ابن بطال می‌گوید : خواندن نماز در اول وقتش بهتر از به تأخیر انداختن آن است، زیرا در حدیث از محبوبترین عمل سوال شده و آن هم نمازی است که تمام ارکان، واجبات و سنتها در آن رعایت شده باشد و آن نماز از حیث رعایت سنت، در اول وقت خوانده شود. پس نمازی که در اول وقت خوانده نشود، محبوبترین عمل نزد خداوند نیست.  ابن حجر العسقلانی(رح) می‌گوید : در حدیث (الصلاه علی وقتها) لفظ (علی) دلالت بر استعلاء – در بر گرفتن تمام وقت نماز – می‌کند و اولویت اولیه و اصلیش بر خواندن در اول وقت است.

امام قرطبی(رح) می‌گوید: در حدیث ( الصلاه لوقتها) حرف (لام) برای استقبال در زمان آورده شده و در روایت دیگری گفته که (لام) برای ابتدا در زمان آمده است. پس در هر دو معنا (لام)، به خواندن نماز در اول وقت دلالت دارد. و در ادامه می‌گوید: در حدیث (الصلاه علی وقتها ) نیز حرف ( علی ) بر این دو مسئله دلالت می‌کند، زیرا حرف (علی) در معنای (لام) به کار رفته است. و ابن خزیمه نیز این نظر را دارد.

از ام المومنین عایشه (رض) روایت است که :

( ما صلی رسول الله صلی الله عليه و سلم صلاة لوقتها الآخر مرتين حتی قبضه الله)

(ترمذی روایت کرده است).

‹ آن نمازی که پیامبر صلی الله علیه و سلم در آخر وقتش خواند، تا اینکه از دنیا رفت، فقط دو بار بود›.

پیامبر صلی الله علیه و سلم دو بار نماز را در آخر وقت خواند، یک بار با جبرئیل، برای یاد‌گیری خودش و بار دیگر برای شخصی که از او در مورد اوقات نماز سوال کرده بود و پیامبر صلی الله علیه و سلم برای آموزش او در اول وآخر وقت نماز خواند، و این دو مورد را نیز برای بیان جایز بودن خواندن نماز در آخر وقت آن انجام داده، و خواندن نماز در اول وقتش دارای فضل و ثواب بیشتری است.

 

امام شافعی(رح) می‌فرماید : خواندن نماز در اول وقتش دارای ثواب بیشتری است. و عمل پیامبر صلی الله علیه و سلم، و خلفای راشدین بر این مسئله دلالت دارند. و آنها همیشه نماز را در اول وقت می‌خواندند. و مردم را نیز بر این امر تشویق و دعوت می‌کردند.

مستحب بودن در اول وقت خواندن نماز صبح

از ام المؤمنین عایشه(رض) روایت است که :

( لقد کان رسول الله  صلی الله عليه و سلم  يصلی الفجر فتشهد معه نساء من المؤمنات متلفعات بمروطهن ثم يرجعن إلی بيوتهن ما يعرفهن أحد من الغلس )

‹ پیامبر صلی الله علیه و سلم نماز صبح را می‌خواند و بعضی از زنان مؤمنان نیز در حالی که با چادر خودشان را پوشانده بودند با او در نماز حاضر می‌شدند، سپس بعد از نماز به خانه‌هایشان برمی‌گشتند و هیچ کس آنها را به خاطر غلس – تاریکی اول فجر – نمی‌شناخت ›.

در این حدیث واضح است که نماز صبح هنگامی تمام می‌شد که هنوز هوا روشن نشده بود.

01 مستحب بودن خواندن نماز صبح در اول وقت (وقت غلس).

02 جایز بودن آمدن زنان به مساجد برای شرکت در نماز جماعت، بدون خود‌آرایی و با پوشش اسلامی.

از جابر بن عبدالله  رضی الله عنه  روایت است که :

(…… والصبح کان النبی صلی الله عليه و سلم يصليها بغلس )

‹ و پیامبر صلی الله علیه و سلم نماز صبح را در هنگام غلس- تاریکی اول فجر- می‌خواند ›.

در این حدیث بهترین وقتها برای نمازهای پنجگانه شرح داده شده که در آن به وقت غلس به عنوان بهترین وقت نماز صبح اشاره شده است.

 

از سهل بن سعد  رضی الله عنه  روایت است که :

( کنت أتسحر فی أهلي، ثم يکون سرعة بي، أن أدرک صلاة الفجر مع رسول الله صلی الله عليه و سلم )

( بخاری روایت کرده است).

‹ من با خانواده‌ام سحری می‌کردم، سپس به عجله می‌افتادم تا به نماز صبح با پیامبر صلی الله علیه و سلم برسم›.

انس بن مالک  رضی الله عنه  از زید بن ثابت  رضی الله عنه  روایت کرده است که :

( أنهم تسحروا مع النبي صلی الله عليه و سلم ثم قاموا إلی الصلاة، قلت کم بينهما؟ قال : قدر خمسين أو ستين، أي آية)

(متفق علیه).

دو نکته از این حدیث استنباط می‌شود

‹ آنها با پیامبر صلی الله علیه و سلم سحری می‌کردند، سپس بلند می‌شدند برای نماز، انس می‌گوید به زید گفتم : چقدر فاصله بین سحری کردنتان و اقامه‌ی نمازتان بود، زید گفت : حدود 50 یا 60 آیه‌ی قرآن کریم ›.

ابن حجر عسقلانی(رح) در شرح این حدیث می‌گوید : این حدیث دلالت بر مستحب بودن خواندن نماز صبح در وقت تغلیس می‌کند، و اول وقت خواندن نماز صبح آغاز فجر است، زیرا در آن هنگام است که خوردن و آشامیدن در هنگام روزه در آن حرام می‌شود و فاصله‌ی زمانی بین دست کشیدن از خوردن سحری و آغاز نماز صبح به مقدار خواندن 50 آیه از قرآن است، که این مدت، مدت لازمه برای قضای حاجت  و وضو گرفتن است.

عبدالله بن مسعود  رضی الله عنه  روایت می‌کند :

 

( أنه صلی الله عليه و سلم أسفر بالصبح مرة ثم كانت صلاته بعد الغلس حتی مات لم يعد إلی أن يسفرابوداود روایت کرده است).

‹ پیامبر صلی الله علیه و سلم یک بار نماز صبح را هنگام اسفار- روشنی اول فجر- خواند و دیگر هیچگاه نماز خواندن هنگام اسفار- روشنی اول فجر- را تکرار نکرد›.

جمهور علمای اسلام بر این عقیده هستند که غلس بهترین وقت برای نماز صبح است ولی اهل عراق، علمای حنفی و سفیان ثوری می‌گویند که بهترین وقت برای خواندن  نماز صبح هنگام اسفار است، و به حدیث - أسفروا بالفجر، فإنه أعظم للأجر : نماز صبح را در روشنی اول فجر بخوانید، زیرا آن دارای پاداش و ثواب بیشتری است- استناد کرده‌اند، که ترمذی آن را روایت کرده است.

رفع شبهه از این حدیث

از رافع بن خدیج روایت است که :

( قال رسول الله صلی الله عليه وسلم : أسفروا بالفجر فإنه أعظم للأجر)

( اصحاب سنن روایت کرده‌اند).

امام شافعی(رح) و کسانی دیگر معنای آن را بر محقق شدن طلوع فجر حمل می‌کنند و می‌گویند منظور پیامبر صلی الله علیه و سلم این بوده که نماز صبحتان را تا هنگام اسفار ادامه دهید.

الشیخ الطحاوی الحنفی در کتاب ( شرح معانی الآثار) می‌گوید که پیامبر صلی الله علیه و سلم در هنگام تغلیس شروع به خواندن نماز صبح می‌کرد و در هنگام اسفار نماز صبح را تمام می‌کرد و سلام می‌داد ، و در ادامه می‌گوید که منظور پیامبر صلی الله علیه و سلم در این حدیث این بوده که قرائت قرآن را در نماز صبح طولانی کنید، تا هنگامی که می‌خواهید از نماز تمام شوید به وقت اسفار رسیده باشید، و حمل این حدیث بر این که ناسخ حدیث نماز خواندن در غلس باشد، کاری اشتباه و نادرست است زیرا جمهور علما این مسئله را رد کرده‌اند.

علمایی که حدیث اسفار را شرح داده‌اند در مورد آن می‌گویند : اسفار در این حدیث به معنای تبیین و تحقق فجر صادق و طلوع آن است، نه اینکه منتظر ماند تا هوا به طور نسبتا کامل روشن گردد، زیرا در این حالت کم کم وقت نماز صبح تمام می‌شود، پس لازم است در اول وقت فجر صادق نماز صبح خوانده شود ومدت زمان آن هم تا جایی است که هوا به طور نسبتا کامل روشن گردد که در این حالت وقت نماز صبح به پایان می‌رسد. و در این جا منظور تبیین آغاز اسفار برای نماز خواندن است، نه پایان اسفار و نزدیک شدن طلوع آفتاب.

 

خطابی می‌گوید: منظور از حدیث اسفار این است که وقتی پیامبر صلی الله علیه و سلم مسلمانان را به تعجیل در نماز صبح امر کرد آنها به گونه‌ای عمل کردند که نماز صبح را در بین فجر کاذب و فجر صادق می‌خواندند به همین دلیل پیامبر صلی الله علیه و سلم این حدیث اسفار را فرمود تا به مسلمانان توضیح دهد که نماز را بعد از فجر صادق بخوانید. چون فجر صادق اول اسفار است و پیامبر صلی الله علیه و سلم نیز بر نماز خواندن در اول وقتش توصیه کرده است و اول وقت نماز صبح، اول اسفار است نه انتهای اسفار.

شمس الحق العظیم آبادی در عون المعبود می‌گوید : احادیثی که در مورد وقت نماز صبح آمده‌ است بر مستحب بودن، خواندن نماز صبح در وقت تغلیس دلالت می‌کنند و نماز صبح در هنگام تغلیس دارای ثواب و اجر بیشتری از نماز خواندن در وقت اسفار است. و به همین خاطر بوده که پیامبر صلی الله علیه و سلم تا آخر عمرش همواره نماز صبح را در وقت تغلیس می‌خواند. وامام مالک، شافعی، احمد، اسحاق بن راهویه، ابوثور، اوزاعی، داود بن علی و ابو جعفر طبری نیز بر این رای بوده‌اند. و در میان صحابه، خلفای راشدین، ابن زبیر، انس بن مالک، ابو موسی اشعری و ابوهریره  بر این رای بوده‌اند.

اما حدیث عبدالله بن مسعود  رضی الله عنه  که در آن می‌فرماید:

(ما رأيت رسول الله صلی الله عليه وسلم صلی صلاة في غير وقتها غير ذلك اليوم )

(بخاری روایت کرده است).

‹ رسول الله صلی الله علیه و سلم را یک بار دیدم که نماز را در غیر وقتش خواند و آن در این روز- در فجر روز مزدلفه – بود ›.

این حدیث یک مورد خاص بود که در آن به دلیل اینکه پیامبر صلی الله علیه و سلم  همراه طلوع فجر و با کمی تاخیر داخل مزدلفه شد، در انجام نماز صبح دچار تاخیر شد. و خود راوی حدیث نیز می‌گوید که فقط این یک مورد بوده که در آن پیامبر صلی الله علیه و سلم دچار تاخیر در انجام نماز شده است، به همین خاطر به این مورد هم به عنوان دلیلی برای به تاخیر انداختن نماز صبح نمی‌توان استناد کرد. پس از مجموع این مباحث نتیجه گرفته می‌شود که خواندن نماز صبح در اول وقت آن – هنگام تغلیس- سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم است و تاخیرآن تا روشنی کامل هوا خلاف سنت نبوی است.(1)

 

 

 

 

 

 



تاريخ : یکشنبه دوم آبان 1389 | 10:43 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

مقدمه:

بیماری‌ها تا حدود ۳۹۰۰ سال قبل از مسیح، صرفاً بلای آسمانی به شمار می‌آمدند و کسی به درمان و رسیدگی به حال بیماران اقدام نمی‌کرد.با این وجود، مردم دوران پیشاتاریخ با توجه به تجربیات و نیز، اعتقادات مذهبی یا خرافی خود، به گونه‌ای از بیمار شدن جلوگیری می‌کردند.در روم باستان، بهداشت به عنوان نماد سلامتی شناخته می‌شد. به همین منظور، حمام‌های عمومی متعددی در شهرهای مختلف ساخته می‌شدند، که شرق نیز رواج یافتند. علاوه بر استحمام که تا حدودی مفهومی تزکیه‌کننده داشت، ماساژ و کرم‌های معطر نیز مورد استفاده قرار می‌گرفتند. منشأ کلمهٔ بهداشت  نیز به همان دوره، و به الههٔ سلامتی و پاکیزگی، هیجیا (به یونانی باستان: Ὑγιεία)

، دختر اسقلبیوس بازمی‌گردد.

در ابتدای قرون وسطی، استحمام به عنوان پاک‌کنندهٔ روح، در میان بسیاری از مردم متداول شد. ولی به مرور زمان و با گسترش اعتقادات خرافاتی مبنی بر این که آب موجب باز شدن منافذ پوست و ورود بیماری‌ها به بدن می‌شود، استحمام از رواج افتاد؛ و حمام‌های عمومی منبعی برای ابتلا به بیماری‌ها شناخته شد. در مقابل، چرک بدن لایهٔ محافظی در برابر بیماری‌ها پنداشته شد. به‌علاوه، توالت‌ها در مکان عمومی و در ملأ‌عام قرار داشتند (حتی در قلعهٔ پادشاهان)، و فضولات در کوچه‌ها منظره‌ای طبیعی شناخته می‌شد. دست‌ها و صورت تنها بخش‌هایی از بدن که در این دوره به طور منظم شست‌وشو می‌شدند. به این ترتیب، برای پوشاندن بوی بد بدن تنها از انواع عطر استفاده می‌شد.

این وضع در دوران رونسانس به علت شیوع بیماری‌هایی خطرناک، چون سیفیلیس و طاعون بدتر شد. مردم برای جلوگیری از ابتلا به این بیماری‌ها، استفاده از آب را به حداقل رسانیدند، و برای شست‌وشو تنها از پارچه‌هایی خشک استفاده می‌کردند.

در دورهٔ پادشاهی لویی شانزدهم، استفاده از آب ,دوباره و به تدریج متداول شد. توالت و دست‌شویی‌ها به اتاق‌هایی جداگانه منتقل شد و استحمام به دور از چشم دیگران انجام گرفت. داشتن حمام در خانه رواج یافت؛ هرچند هدف از آن‌ها در درجهٔ اول استراحت بود، و نه شست‌وشو.

در قرن نوزدهم، استحمام لازمهٔ رعایت بهداشت فردی شد و شستن دست و صورت با صابون در میان اغلب مردم رواج یافت. در اواخر قرن نوزدهم، اکثر ساختمان‌ها در اروپا دارای حمام و دست‌شویی بودند. ایجاد شبکه‌های فاضلاب زیرزمینی و تصفیه‌خانه نیز در قرن بیستم موجب ارتقای سطح بهداشت عمومی در شهرها شد. به علاوه، سازمان جهانی بهداشت در سال ۱۹۴۶، به منظور هماهنگی و ارتقای وضعیت بهداشت عمومی در سطح جهان تأسیس یافت.

بهداشت در جهان اسلام

با ظهورش در قرن هفتم پس از میلاد، اسلام تأکید زیادی بر رعایت بهداشت و پاکیزگی داشت. علاوه بر ضرورت پاکیزگی در حین نماز‌های پنجگانه با وضو و غسل، واجبات و توصیه‌های دیگری (از جمله رعایت بهداشت غذایی، مسواک زدن، استحمام، تطهیر نجاسات...) در رابطه با رعایت بهداشت در دین اسلام وجود دارد.

 

سلامتی چیست؟

عبارت است از رفاه کامل جسمانی، روانی و اجتماعی، نه فقط نبودن بیماری و معلولیت.شخص سالم کسی است که علاوه بر سلامت جسم از سلامت روان نیز برخوردار باشد.

بهداشت چیست؟

بهداشت علم و هنر پیشگیری از بیماری‌ها، طولانی کردن عمر و ارتقا سلامتی به‌وسیله کوشش‌های متشکل اجتماعی است.

بر همین اساس، تعاریفی برای بهداشت فردی، بهداشت عمومی، بهداشت روانی و بهداشت غذایی وجود دارد.

بهداشت فردی چیست؟

شامل دستورالعملهایی است که در جهت تامین، حفظ و ارتقای بهداشت و سلامتی فرد به کار می رود.

مانند بهداشت مو، بهداشت چشم، بهداشت پوست و ... .

بهداشت فردی متشکل از روش‌ها و اصولی جهت پیشگیری از بروز انواع بیماری‌ها و پاکیزه نگه‌داشتن اعضای بدن است. ساده‌ترین امور اعم از شستشوی دست و یا استحمام کل بدن، نظافت مو و ناخن و رعایت اصول نظافت و پاکیزگی لباس و انواع پوشش‌های فردی می‌تواند سلامت یک فرد را تا حدود بسیار زیادی تأمین کند.

بهداشت فردی پایهٔ اصلی سلامت فرد و در نهایت یک جامعه را تشکیل می‌دهد. با رعایت چندین نکتهٔ ساده و روزمره در زندگی فرد، امنیت بالایی برای وی حاصل می‌شود که نتیجهٔ آن پیشگیری بهتر از درمان خواهد بود

بهداشت عمومی چیست؟

بهداشت عمومی عبارتست از مجموعه دانش و هنر پیشگیری از بیماری و تامین، حفظ و ارتقای تندرستی و توانمندی بشر با استفاده از تلاش دسته جمعی که منجر به توسعه جامعه شود. این مفهوم در حوزه زندگی انسان گسترش یافته و به طریقی ضامن سلامت فرد و جامعه به شمار می‌رود.

بهداشت غذایی چیست؟

هدف بهداشت غذایی پیشگیری از آلودگی غذایی، گسترش بیماری‌ها، و جلوگیری از مسمومیت غذایی است. قوانین بهداشتی غذایی راه‌های امنی را برای آماده کردن و نگهداری مناسب مواد غذایی، و خوردن درست غذا ذکر می‌کنند.

 

سطوح بهداشت

طبق سازمان جهانی بهداشت، بهداشت به بر سه سطح استوار است: پیشگیری سطح اول، سطح دوم و سطح سوم.

پیشگیری سطح اول

این مرحله عبارت است از مجموعهٔ اقداماتی که برای جلوگیری از بروز بیماری انجام می‌شود. این اقدامات موجب بالا رفتن میزان قدرت جسمی و روانی افراد جامعه و سالم‌تر شدن محیط زندگی می‌شود؛ و خود به دو مرحله تقشیم می‌شوند:

 

ارتقای بهداشت

آموزش شیوهٔ صحیح مسواک کردن دندان در عراق.

شامل آموزش همگانی بهداشت، بهبود رژیم غذایی بر اساس گروه‌های سنی، فراهم آوردن شرایط مناسب مسکن، کار، و تأمین تفریحات سالم می‌شود.

حفاظت ویژه در مقابل وقایع بهداشتی و بیماری‌ها

شامل روش‌هایی اختصاصی است که از بروز برخی بیماری‌ها جلوگیری می‌کند؛ همچون تزریق واکسن برای پیشگیری از ابتلا به سرخک، کزاز، سیاه‌سرفه، فلج اطفال و...، سمپاشی برای مبارزه با پشهٔ مالاریا، استفاده از کپسول ویتامین A برای جلوگیری از ابتلا به شبکوری، کم کردن گردوغبار در معادن برای پیشگیری از بیماری‌های ریوی نزد کارگران، و مبارزه با آلودگی هوا و استعمال دخانیات برای پیشگیری از سرطان ریه.

پیشگیری سطح دوم

این مرحله شامل تشخیص به موقع بیماری و درمان مناسب و به سرعت است. این اقدامات برای جلوگیری از سیر بیماری به طرف مراحل پیشرفته، به وجود آمدن نقص و ناتوانی و سرایت بیماری به افراد سالم ضرورت دارد.

پیشگیری سطح سوم

در این مرحله، هدف متوقف کردن سیر بیماری و جلوگیری از ناتوانی کامل یا مرگ است. فیزیوتراپی برای برگرداندن حرکت به یک عضو عارضه‌دیده، نمونه‌ای از این اعمال است. عمل‌های جراحی، استفاده از عینک، سمعک و ورزش‌های مخصوص، مثال‌هایی دیگر از اقداماتی هستند که برای بازگرداندن قسمتی از توانایی‌های از دست رفته یا جلوگیری از ناتوانایی بیش‌تر مورد استفاده قرار می‌گیرند.

بهداشت پوست:پوست یکی از اعضای مهم و وسیع بدن است.هرکس باید بدن خود را همه روزه یا حداقل هفته ای دوبار با آب و صابون بشوید.شستن بدن با آب و صابون پوست را ازاز وجود مواد زائد پاک می کند.

دهان و دندان ها نقش مهمي در خوردن غذا ، هضم غذا و صحبت كردن دارند. بنابر اين  مراقبت از آنها ضروري است.

هريك از ما برحسب مراقبتي كه تاكنون از دندان هايمان كرده ايم ممكن است دندان طبيعي ، ترميم شده يامصنوعي داشته باشيم كه همة آنها باز هم نيازمند مراقبت هستند .

چرا بايد بهداشت دهان و دندان ها را رعايت كنيم ؟

 مراقبت از دندان ها و رعايت بهداشت دهان، اهميت بسيار زيادي دارد؛ زيرا : مهمترين كار دندان ها، جويدن است. اگر بتوانيم غذا را به خوبي بجويم، ‌از خوردن غذا بيشتر لذت خواهيم برد. اگر غذا خوب جويده شود، هضم غذا راحت تر انجام مي شود و مشكلات گوارشي كمتري خواهيم داشت .

 همه دوست دارنــد كه دنـــدان هاي سـالم و دهان خوشبو داشته باشند. بوي بد دهان، علاوه براينكه موجب دوري اطرافيان مي شود، براي خود ما نيز آزار دهنده است. هر چند بسياري از بيماري ها، مثل گلودرد،  سينوزيت و بيماري هاي داخلي مي توانند موجب بوي بد دهان شوند، اما يكي از دلايل بوي بد دهان، باقي ماندن
ذرات غذا در بين دندان ها و رشد ميكروب ها روي آن است.

اولين اقدام براي برطرف كردن بوي بدن دهان، پيشگيري از خرابي دندان ها و عفونت هاي لثه است.

 با رعايت بهداشت دهــان و دندان ها، دچار عفونت هاي لثه و دندان ها نمي شويم. اين نوع عفونت ها را نبايد كم اهميت دانست؛ زيرا عفونت هاي لثه و دندان به
دهان محدود نمي شوند و ممكن است از طريق خون، به ساير قسمت هاي بدن مثل قلب برسند و باعث آسيب آنها شوند.

براي داشتن دندان هاي سالم، مراقبت از دندان ها بايد از ابتداي زندگي آغاز شود. هريك از ما برحسب اينكه چقدر بهداشت دهان و دندان هايمان را رعايت كرده باشيم.ممكن است تعدادي دندان سالم ، پركرده ، روكش شده و دندان مصنوعي داشته باشيم .در هر سني با داشتن دندان طبيعي يا مصنوعي وحتي بدون دندان ، بايدبهداشت دهان را رعايت كنيم.



تاريخ : یکشنبه دوم آبان 1389 | 10:41 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

بررسي بخشي از بهداشت فردي پيامبر اكرم(ص)

 

  اسلام، انسان را موجودي شريف مي‌شمارد و لذا به سلامت و بهداشت فردي اهميت داده، در عين حال يك سلسله           دستورات بهداشتي در تعاليم دين مبين اسلام ديده مي‌شود كه به‌راستي شگفتي آفرين و اعجاب برانگيز است.
  چكيده
بهداشت فردي شامل آداب و دستوراتي مي‌باشد كه هر شخص موظف است جهت تأمين سلامت خود و ديگران آنها را رعايت كند. در اسلام دستوراتي جهت نظافت بدن، دهان و دندان‌ها، پوشاك، خوردن و آشاميدن و .. آورده شده و حضرت محمد(ص) شخصاً آنها را اجرا نموده و به ديگران نيز توصيه مي‌كردند. اين تعاليم در عصر حاضر بر مبناي علم بشري و در زمان پيامبر(ص) بر مبناي وحي الهي بنا نهاده شده است. در اين مطالعه توصيفي ـ تحليلي كه با هدف مقايسه و تعيين كاربرد دستورات بهداشتي پيامبر(ص) در عصر حاضر صورت گرفته، به رواياتي معتبر از آن حضرت استناد شده است.
نتايج بدست آمده حاكي از آن است كه دستورات پيامبر(ص) به دو دسته تقسيم مي‌شوند: يك دسته، آداب و دستوراتي هستند كه ثابت بوده و از زمان پيامبر(ص) تا به امروز اجرا مي‌شدند مانند استحمام كردن، مسواك زدن. دسته دوم، دستوراتي هستند كه تابع شرايط زمان و مكان مي‌باشند مانند نحوه‌ غذا خوردن به‌عنوان مثال در زمان پيامبر(ص) با دست غذا مي‌خوردند و امروزه با قاشق و چنگال. جهت استناد بيشتر در اين زمينه موارد زير را پيشنهاد مي‌كنيم:
بررسي دستورات بهداشتي با استناد به رواياتي از ائمه معصومين(ع)
بررسي دستورات بهداشتي با استناد به آيات قرآني
كليد واژه:‌ بهداشت فردي ـ پيامبر(ص) ـ دستورات بهداشتي
عنوان: بررسي بهداشت فردي پيامبر(ص) و مقايسه آن با دستورات بهداشتي عصر حاضر
بيان مسئله: مسئله بهداشت حيطه وسيعي از علم و دانش را به خود اختصاص داده و هزينه و وقت بسياري صرف مطالعات و تحقيقات در اين زمينه شده است. اهميت بهداشت در زندگي و نقش عمده آن در تأمين سلامت انسان‌ها، لزوم بررسي و تحقيق در اين زمينه را روشن مي‌سازد. از طرفي نبي‌اكرم(ص) الگويي كامل در زمينه‌هاي مختلف مي‌باشد:‌
«لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة 21 ـ احزاب» كه با اقتدا به ايشان مي‌توان از يك زندگي سعادتمند توأم با سلامت جسم و روان برخوردار شد. لذا برماست كه با نگاهي دقيق‌تر، زواياي زندگي ايشان را مورد كند و كاو قرار داده تا بتوانيم به‌قدر بضاعت خويش توشه‌اي از اين خوان نعمت برگيريم.
آنچه كه در اين تحقيق به آن پرداخته مي‌شود؛ مقايسه دستورات بهداشتي زمان حاضر با دستوراتي است كه 14 قرن پيش، توسط پيامبر(ص) به مردم آموزش داده ‌شد تا ثابت شود دستورات دين مبين اسلام در زمان حال نيز قابليت اجرايي دارند.
اميد است در آينده تحقيقات وسيع‌تري در اين زمينه صورت گيرد و دستورالعمل‌هاي مختلف بهداشتي را استخراج نموده و به‌كار بنديم تا دريچه‌اي از حقايق وجودي پيامبر(ص) و دين با عظمت اسلام، به روي جامعه بشري گشوده شود.

 

مقدمه
علم پزشكي در حال پيشرفت و توسعه است و به آگاهي بشر در زمينه بهداشت و سلامت افزوده مي‌شود. در روزگار ما همراهي دو واژه دين و علم سؤال برانگيز است. خصوصاً اگر هماهنگي اين دو اثبات نيز شود. علم، همواره دريچه‌اي از حقايق و معارف را در زمينه سلامت جسم و روح به روي انسان مي‌گشايد و او را با دستورات بهداشتي متعددي براي بهتر زيستن آشنا مي‌نمايد.
نكته‌اي كه در خور تأمل مي‌باشد اين است كه اسلام براي سلامت فرد و اجتماع و هم‌چنين بهداشت محيط زيست اهميت بسزايي قائل است.
اسلام، انسان را موجودي شريف مي‌شمارد و لذا به سلامت و بهداشت فردي اهميت داده، در عين حال يك سلسله دستورات بهداشتي در تعاليم دين مبين اسلام ديده مي‌شود كه به‌راستي شگفتي آفرين و اعجاب برانگيز است. شگفتي و اعجاب آن براي اين است كه اين دستورات مربوط به 14 قرن پيش مي‌باشد. زماني كه از بهداشت و اهميت آن، حرفي در ميان نبوده، اين تعاليم از جانب فردي امّي به مردم آموزش داده مي‌شد. به‌رغم وجود چنين وضع و شرايطي پيامبر(ص) تأكيد فراواني بر رعايت دستورات بهداشتي داشتند و همواره ياران و پيروان خود را به رعايت بهداشت دعوت مي‌نمودند و مي‌فرمودند:‌
«از پروردگار خود سلامتي و دوري از بيماري طلب كنيد و بدانيد كه هيچ‌كس بعد از ايمان قلبي به خدا، به نعمتي ارزشمندتر از سلامتي دست نمي‌يابد.»
بسياري از تعاليم اسلام خواه واجب يا مستحب، نقش مؤثري در بهداشت فرد و جامعه دارد و اين حقيقت صرفاً مورد تأييد مسلمانان نيست بلكه بسياري از پزشكان و صاحب‌نظران مسائل بهداشتي نيز به آن معترفند.
اهميت نظافت و بهداشت در اسلام آن‌قدر واضح است كه برخي از انديشمندان بيگانه از اسلام به عنوان دين تمدن و نظافت ياد كرده‌اند. يكي از پزشكان غرب در اين باره مي‌گويد:‌
«بسياري از احكام اسلامي اعم از واجب و مستحب، پيوند مستقيم با سلامت جسم دارد به عبارت ديگر دستورات اسلامي در آن واحد، دو هدف را دنبال مي كنند يكي عبادت در پيشگاه خدا و ديگري حفظ بهداشت».
دانشمند ديگري مي‌نويسد: تعاليم آيين اسلام، بهترين الگو براي حفظ بهداشت فرد در جامعه مي‌باشد . اسلام در مورد خوردن و آشاميدن به ميانه‌روي دستور مي‌دهد، به پاكيزگي سفارش مي‌كند، شستشو با آب پاك را هر روز و 5 بار واجب مي‌داند ... از همه جالب‌تر اين كه بخشي از دانش‌هاي اسلامي به مسائل بهداشت و حفظ الصّحه مربوط مي‌شوند.»
در اين مقاله دستورات بهداشتي از زبان پيامبر(ص) در چند فصل بيان مي‌شود. در فصل اول آن، اهميت بهداشت ـ‌ در اسلام بررسي مي‌شود ودر فصول بعدي نگاهي اجمالي به بهداشت فردي پيامبر(ص) از جمله: «بهداشت بدن، بهداشت دهان و دندان، بهداشت لباس، بهداشت غذا خوردن و بهداشت آب» خواهيم داشت.
اميد است خواننده با مطالعه اين مطالب،‌به وسعت وعظمت دين مبين اسلام پي برده و به‌خوبي دريابد كه چگونه اولياء گرامي اين آيين در چهارده قرن قبل، نكات دقيق و مهم بهداشتي و طبي را به پيروان خود خاطر نشان كرده و بر سلامت انسان‌ها از طريق رعايت دستورات و آداب بهداشتي تأكيد داشتند به‌عبارت ديگر در اين مقاله، بهداشت از زبان دين مبين اسلام به‌طور مختصر بيان مي‌گردد.
فصل(1) : اهميت بهداشت در اسلام
از جمله مسائلي كه پيامبر(ص) به آن تأكيد داشتند و درباره آن توصيه زيادي نموده‌اند، مسئله نظافت و پاكيزگي است. تا آنجا كه پيامبر(ص) نظافت را از علائم و نشانه‌هاي ايمان مي‌دانند:
«النظافة من الايمان» و نيز فرموده‌اند: «به تمام توان، پاكيزه باشيد زيرا خداوند، اسلام را بر پاكيزگي استوار ساخته و جز مردم پاكيزه كسي به بهشت نمي‌رود.»
و نيز «اسلام پاكيزه است شما نيز پاكيزه باشيد زيرا جز پاكيزگان كسي به بهشت نمي‌رود. »
اين احاديث گهربار را مي‌توان تفسير اين آيه شريفه دانست كه مي‌فرمايد:‌
«اِنَّ الله يحّب التوابين و يحّب المتطهّرين: هر آينه خداوند توبه كنندگان و پاكيزگان را دوست مي‌دارد».
نكته قابل توجه اين است كه هر يك از دستورات دين مبين اسلام از جهات گوناگون داراي هدف و فايده بوده و فايده آن به يك بعد خاص منحصر نيست. بنابراين كسي مي‌تواند از فوايد بهداشتي و دستورات اسلام به‌طور كامل بهره‌مند گردد كه عامل به همه دستورات باشد و گرنه با اجراي بخشي از آنها نمي‌توان به نتيجه مطلوب دست يافت. به عنوان مثال هر مسلماني موظف است در شبانه روز پنج نوبت نماز بخواند و يكي از مقدمات نماز طهارت است كه مؤمن بايد ضمن دور ساختن آلودگي از بدن و لباس، براي نماز وضو بگيرد و يا در صورت لزوم غسل كند. گر چه اين كار به عنوان مقدمه‌ي نماز محسوب گرديده و صرفاً يك عمل بهداشتي نيست و هدف از اجراي آن چيز ديگري است، اما كسي كه همه روزه براي انجام اين عبادت آماده مي‌شود، از فوايد بهداشتي آن نيز خود به خود و بطور ضمني بهره‌مند مي‌شود.
علاوه بر اين ، در فقه اسلام باب مهمي تحت عنوان طهارت و نجاست مطرح است كه در تمام كتب فقهي و رساله‌هاي احكام به تفصيل در مورد آن بحث شده است. گر چه اين بحث تنها از جنبه بهداشتي موردنظر نبوده و هدف از طرح آن بيشتر به‌خاطر ارتباطش با مقدمات نماز و ساير عبادات است اما همان‌طور كه گفتيم تعاليم اسلامي به حكمت‌ها و فوايد متعدد آميخته است و بحث طهارت و نجاست علاوه بر جهات ديگر، از نظر بهداشتي نيز داراي كمال اهميت است.  وقتي مسلمان براساس اين وظيفه ديني، خود را ملزم مي‌بيند كه تمام اشياء مورد استفاده‌ خود را همواره پاك نگه‌ دارد،‌ خود به خود محيط زندگي او از انواع آلودگي‌ها پاك شده وتا حد زيادي بهداشت او تأمين مي‌شود. به‌عنوان مثال در احكام نماز آمده است كه نماز خواندن با لباس و بدن نجس باطل است و مسلمانان همه روزه موظفند براي آماده شدن به نمازهاي پنج‌گانه، بدن و لباس خود را از آلودگي تطهير كنند. كه اين امر خود به خود و به‌طور ضمني بخشي از بهداشت را در زندگي آنان تأمين مي‌كند. هم‌چنين وضو گرفتن براي نماز كه هر روز چند بار تكرار مي‌شود سبب مي‌شود كه مسلمانان به‌طور مداوم و مستمر به امر نظافت و پاكيزگي توجه كرده و به آن عادت كنند. علاوه بر وضو، غسل‌هاي واجب و مستحب خصوصاً غسل جمعه كه درباره‌ آن از طرف پيشوايان اسلام تأكيد فراوان شده است نيز نقش مهمي در نظافت بدن و تأمين سلامت ـ انسان دارد.
فصل(2): بهداشت بدن
از آنجا كه تا جسم توانا و سالم نباشد روح وعقل نمي‌تواند به درستي عمل كند و از طرفي هم، پيشرفت و ترقّي انسان به‌وسيله عقل و فكر او انجام مي‌شود،‌ لذا سلامت بدن سهم بسزايي در پيشرفت‌هاي علمي، صنعتي، ‌پزشكي، اقتصادي و .. دارد به‌علاوه سلامت فرد نيز در گرو رعايت بهداشت بدن است.
يكي از بديهي‌ترين نيازهاي انسان، ‌لزوم رعايت بهداشت بدن اوست. شايد بتوان گفت اولين گام در تأمين سلامت هر فرد، ‌رعايت نظافت و پاكيزگي بدن اوست.
پوست انسان در شرايطي مي‌تواند محل مناسبي جهت رشد و تكثير برخي ارگانيسم‌هاي بيماري‌زا باشد. بسياري از قارچ‌ها و انگل‌ها در شرايطي كه بهداشت بدن رعايت نشده باشد به راحتي تكثير كرده و موجب بيماري‌هاي خاص مي‌شوند. بيماري‌هاي شپش، گال و قارچ بدن از اين دسته‌اند.
اولين گام در پيشگيري از اين بيماري‌ها، رعايت صحيح بهداشت بدن است. استحمام روزانه، كوتاه كردن و زدودن موها و گرفتن ناخنها از ساده‌ترين اموري هستند كه سبب تأمين سلامت انسان مي‌شود.
بخش(1) استحمام
امروزه استحمام به‌قدري متداول و معمول است كه نياز چنداني به تأكيد و سفارش بر‌آن نمي‌باشد و جزء رايج‌ترين امور روزمره هر شخص محسوب مي‌شود.
علم ثابت كرده است يكي از بهترين روش‌هاي پيشگيري از انتقال بيماري‌ها حتي در برخي موارد ـ تنها راه ـ استحمام مرتب مي‌باشد. اما سفارش و تأكيد بر اين امر، در عصر جاهليت كه دامنه‌ علم و دانش بشر بسيار محدود بود،‌ جاي بسي تعجب است.
موقعيت جغرافيايي خاص عربستان و گرماي طاقت فرسايي كه سبب تعريق فراوان مي‌شد و نيز نگهداري انواع دام‌ها، هم تهديدي براي سلامت فرد بود وهم موجب اشمئزاز ديگران مي‌شد. در اين جاست كه نبي گرامي(ص) بر استحمام و زدودن آلودگي از تن و بدن تأكيد فراوان داشتند و مردم را به پيروي از اين سنّت حسنه تشويق مي‌كردند.
اصل استحمام از سنت‌هاي ثابت پيامبر(ص) مي‌باشد كه تا به امروز نيز انجام شده است. هر چند نحوه استحمام در آن زمان متفاوت با عصر ماست كه اين مسئله با تغيير شرايط زماني و با توجه به امكانات و تسهيلات موجود، قابل توجيه مي‌باشد.
استفاده از خزانه و حمام‌هاي عمومي مربوط به 1400 سال قبل است كه اصل مسئله بهداشت و نظافت مورد سئوال بوده است تا چه رسد به استفاده از دوش و حمام‌هاي شخصي. به عبارت ديگر مي‌توان گفت: نحوه استحمام جزء سنن متغير است كه وابسته به شرايط زماني و مكاني بوده و با گذر زمان تغيير مي‌كند. اما آنچه مهم است رعايت نظافت و دور بودن از انواع آلودگي‌هاست كه به طرق مختلف مورد تأكيد پيامبر(ص) بوده است. اينك به بررسي رواياتي كه از پيامبر(ص) در اين زمينه آمده است، مي‌پردازيم:‌
مي‌فرمودند:‌ «يك روز در ميان، حمام بگيريد. و اين روايت ناظر به اين نكته است كه فاصله بين دو استحمام خيلي نزديك به هم يا خيلي دور از هم نباشد»  
پيامبر گرامي اسلام(ص) پافشاري شگفت انگيزي براي پاكيزگي بدن مي‌كرد و مي‌فرمود:‌ «كسي كه آفريدگار و رستاخيز را باور دارد، نبايد زدودن موي بدن را بيش از چهل روز رها كند. اگر پولي در اختيار ندارد، قرض كند و زدودن مو را به تأخير نيفكند. »
مي‌فرمودند:‌ «كسي از شما موي زير بغلش را بلند نكند، همانا شيطان [ميكروب] در آنجا پنهان مي‌شود. »
صدوق در «فقيه» از حضرت علي(ع) روايت كرده كه فرمود:‌ «ازاله موي زير بغل، بوي گند را از انسان زايل مي‌سازد و آن نظافت و سنتي است كه رسول خدا(ص) به آن فرمان داده است. »
بخش(2): شانه زدن
از حضرت علي(ع) روايت شده كه فرمودند: «رسول خدا موي خود را شانه مي‌زد و اغلب با آب، صاف مي‌كرد و مي‌فرمود: آب براي خوشبو كردن مؤمن كافي است.»
مي‌فرمودند: «كسي كه موي دارد، آن را كوتاه كند يا آن را به‌خوبي سامان دهد. »
حضرت به مردي فرمودند: «[موي سر و سيماي] خويش را اصلاح كن، اين كار به زيبايي‌ تو مي‌افزايد. »
بخش(3) : شارب و ناخن
حضرت مي‌فرمايند: «كسي از شما شارب خود را بلند نكند زيرا شيطان [ميكروب] آن را پناهگاه خود قرار مي‌دهد.»
در جاي ديگر سفارش كردند: «شارب و موي بيني خود را بچينيد و خود را بر اين كار ملزم كنيد. اين كار بر زيبايي شما مي‌افزايد. »
شيخ صدوق در «من لا يحضره الفقيه» مي‌گويد:‌ «پيامبر اكرم(ص) فرمودند: مجوس ريش خود را تراشيده و سبيل را رها كرده و زياد مي‌كند و ما سبيل خود را مي‌زنيم و محاسن خويش را وا مي‌گذاريم. »
به روايت امام صادق(ع) : «آن حضرت روز جمعه پيش از آنكه براي برپايي نماز جمعه از خانه بيرون روند، ناخن‌هايشان را مي‌چيدند و شارب خود را كوتاه مي‌كردند.»
بخش (4): عطر زدن
در «كافي» از امام صادق(ع) روايت شده: «براي رسول خدا(ص) مشك‌داني بود كه پس از هر وضو بلافاصله آن را به‌دست گرفته خود را معطر مي‌ساختند. در نتيجه چون از خانه بيرون مي‌آمدند، بوي عطر در معبر آن حضرت منتشر مي‌شد.»
در «مكارم الاخلاق» ذكر شده:‌ اگر عطري برآن حضرت تعارف مي‌شد خود را به آن معطر مي‌ساخت و مي‌فرمود:‌ «بويش پاكيزه و حمل كردن آن آسان است و چنانچه از معطر ساختن خود با آن عذر داشت، تنها به نهادن سر انگشت خويش بر آن اكتفا مي‌نمود».
مي‌فرمودند:« بهترين بندگان خدا آنهايي هستند كه ....... خوش‌بويند. »
با دقت و تعمق در روايات فوق مي‌توان دريافت كه رعايت بهداشت جسم و اموري مانند استحمام، زدودن موهاي زايد، كوتاه كردن و آراستن موها، عطر زدن،‌ كوتاه كردن ناخن و ..... كه امروزه از معمول ترين امور روزانه محسوب مي‌شوند چه‌قدر در اسلام مورد تأكيد قرار داشته و پيامبر گرامي اسلام(ص) نيز چه‌قدر خود و پيروانشان را ملزم به اين امور مي‌دانستند.

 


فصل (3) بهداشت دهان و دندان
بخش(1): اهميت مسواك زدن
اسلام به پيشگيري از بيماري‌ها، بيشتر از درمان اهميت داده است. امروزه مي‌دانيم كه عامل بسياري از امراض دهان، از جمله: پوسيدگي دندان، پيوره، ‌ژنژيويت و ...عدم رعايت بهداشت درمان و دندان مي‌باشد.
پيامبر اكرم(ص) در اين زمينه دستورات و تعاليمي دارند كه عمل به آنها مورد تأييد بسياري از دندان‌پزشكان و متخصصين در اين زمينه بوده و يقين داريم بررسي دقيق اين روايات وانديشيدن در آنها سبب يقين خواننده به اين نكته خواهد شد كه اسلام به سلامتي مسلمين بيش از هر آيين ديگر اهميت مي‌دهد و پيشگيري و بهداشت را مقدم بر درمان مي‌شمارد.
احاديثي كه درباره بهداشت دهان و دندان وارد شده بسيار است كه به اختصار به چند نمونه آن اشاره مي‌كنيم:
«دهان‌هاي شما محل عبور قرآن است پس آن را با مسواك پاكيزه كنيد.«
«دهان‌هاي شما راهي از راههاي پروردگارتان است. پس دوست داشتني‌ترين راه به‌سوي خدا آن است كه خوشبوترين آنها باشد. پس دهان‌هايتان را به‌قدر توانتان پاكيزه وخوشبو كنيد. »
و نيز فرموده‌اند: «آنقدر جبرئيل مرا به مسواك كردن سفارش نمود كه گمان بردم خداوند آن را واجب مي‌كند و نيز فرمود:‌ اگر بر امتم كار را مشكل نمي‌كردم آنها را امر مي‌كردم كه با هر نمازي مسواك كنند.»
درباره پيامبر(ص) نوشته‌اند كه هر وقت از خواب بيدار مي‌شد مسواك مي‌كرد و هر وقت مي‌خواست بخوابد مسواك مي‌كرد و وقتي مسافرت مي‌كرد هم شانه به همراه داشتند و هم مسواك.
شيخ صدوق در كتاب «مقنع» روايت كرده كه: «رسول خدا(ص) براي هر نماز مسواك مي كردند. »
در كتاب «جامع الاخبار» در ضمن حديثي از حضرت علي(ع) از رسول خدا(ص) روايت شده فرمود: «هر كسي در هر روز دو بار مسواك كند بر سنت پيامبران مداومت نموده است. »
فرمودند:‌ «در مسواك كردن دوازده فايده است: ‌پاكيزگي دهان، خشنودي آفريدگار، سپيدي داندان‌ها، نابودي كرم، ‌كاستي بلغم، اشتهاآوري، افزون شدن نيكي‌ها، سنت پذيري، حضور فرشتگان، استحكام لثه‌ها، زياد شدن نور چشم و تقويت حافظه
بخش (2): ‌نحوه‌ مسواك زدن
پيامبر(ص) طريقه مسواك كردن را هم به پيروان خود آموخته و فرموده‌اند:‌ «و استاكو اعرصأ، يعني از عرض دندان‌ها مسوك بزنيد.»
مسواك زدن به‌طور عرض سبب خروج ذرات باقيمانده خورده شده از لابلاي دندان مي‌شود كه پيامبر اكرم(ص) در هزار و چندي سال قبل، اين حقيقت مسلم را بيان فرمودند.
اخيراً پزشكان متخصص به اين نتيجه رسيدند كه بهترين نحوه مسواك زدن به‌طور عرض است. متخصصين اروپايي نيز مسواك زدن به‌طور عرض را توصيه نموده‌اند. (به ‌نقل از كتاب Teeth، از مجموعه Labybird Leader، 1978 ص91

بخش (3): خلال كردن
از پيامبر(ص) روايت شده كه فرمودند: «جبرئيل بر من نازل شد و سفارش به خلال نمودن كرد. »
در روايات ديگر آمده است كه فرمودند:‌«خلال كردن تو را در نزد ملائكه محبوب مي‌كند و همانا ملائكه از بوي بد دهان كسي كه بعد از غذا خوردن خلال نمي‌كند اذيت مي‌شوند».
«خلال كنيد چرا كه دهان را تميز مي‌كند و مايه سلامت لثه است».
يكي از حقوقي كه مهمان بر گردن ميزبان دارد اين است كه ميزبان براي او چوب خلال را در وقت غذا خوردن آماده كند. در كتاب «لب الالباب» از رسول خدا(ص) روايت شده كه فرمودند: «چقدر خوب است مسواك از درخت مباركه زيتون باشد كه دهان را خوشبو كرده و از خونريزي لثه‌ها جلوگيري مي‌كند و آن مسواك پيامبران پيش از من بود»
بخش(4): مضمضه كردن
ميكروب‌هاي موجود در دهان در اثر مواد قندي تبديل به اسيد مي‌شوند و اسيد حاصله باعث پوسيدگي دندان مي‌گردد. پزشكان جديد به اين نتيجه رسيده‌اند كه مضمضه يا گردانيدن آب در دهان كه از مستحبات مؤكد قبل از هر وضو و غسل است در كاستن از غلظت مواد قندي و نشاسته‌اي در دهان و يا براي كاهش آثار اين نوع مواد بر سطح دندانها بسيار مؤثر است.
از سوي ديگر، آب با اندك تفاوت در مناطق مختلف داراي مقداري فلورايد است كه نوشيدن و گردانيدن آن در دهان از پوسيدگي دندان جلوگيري مي‌كند.  
با دقت در مطالب فوق در مي‌يابيم كه اسلام ديني است همه جانبه، كه يك جنبه آن توجه به مسايل مربوط به پزشكي و بهداشت مي‌باشد.
تمام دستوراتي كه بدان اشاره شد اعم از مسواك زدن، خلال كردن، مضمضه، ..... در جهت تأمين سلامت دهان و دندان‌ها مي‌باشند و در اين جا نيز اسلام همراه علم و حتي برتر از آن گام برداشته است.
فصل(4): بهداشت غذا خوردن
يكي از نكات كليدي كه همواره در حيطه علم پزشكي و بهداشت مورد توجه قرار گرفته است، مسئله تغذيه است به‌طوري كه گاهي پيشگيري و گاهي نيز درمان بيماري‌ها منوط به رعايت دستورات خاص در اين زمينه است.
دست‌ها يكي از مناسب‌ترين محيط‌ها براي رشد و نمو انواع ميكروب‌ها (باكتري ـ قارچ ـ انگل .....) مي‌باشد و امروزه ثابت شده است كه مهم‌ترين راه انتقال بيماري‌ها مي‌باشند.
تحقيقات نشان داده است كه با شستن صحيح دستها به ميزان قابل توجهي از انتقال بيماري‌ها كاسته مي‌شود. تأكيد بر تكنيك صحيح شستن دستها قبل از جراحي‌ها، تعويض پانسمان، تزريقات و ... توسط پرسنل بيمارستان‌ها و مراكز درماني نيز بر اين مسئله دلالت دارد كه البته با توجه به پيشرفت روز افزون علم و دانش و نيز پيشرفت‌هايي كه امروزه در زمينه علوم نويني همچون سلولهاي بنيادي صورت گرفته است، واقف شدن به مسئله پيشگيري از بيماري‌ها توسط شستن دستها امري بديهي و ابتدايي به نظر مي‌رسد.
نكته‌ قابل توجه اين است كه شستن دستها خصوصاً قبل و بعد از غذا خوردن، جزء سنت‌هاي پسنديده پيامبر اكرم(ص) بوده است كه در هر دوره و زماني مصداق دارد و در اصل جزء سنن ثابت رسول گرامي اسلام(ص) بوده است.
شخص پيامبر(ص) به پيامدهاي مفيد اين دستور واقف بودند لذا همواره در سخن و عمل، امت خود را به اين امر تشويق نموده و فرموده‌اند:
 شستن دستها پيش و بعد از غذا، شفايي براي بدن و ماية بركت در روزي است. »
شستن دستها پيش از غذا، فقر را دور مي‌كند و شستن [دستها] پس از غذا اندوه را مي‌راند و چشم را سلامت مي‌دهد».  
در كتاب «المستدرك» درباره سنت غذا خوردن از كتاب ابي القاسم كوفي روايت شده:
«شستن دستها پيش از غذا و بعد از آن سنت است. »‌
پيامبر(ص) پيش از غذا خوردن دستشان را مي‌شستند يا وضو مي گرفتند و مي‌فرمودند: «خجستگي و بركت غذا در وضوي پيش و پس از خوردن غذاست. »

آري پيامبر(ص) فوايد شستن دستها قبل و بعد از خوردن را به زبان آن ملت برايشان بازگو كرده و همواره مردم را از زيان‌هايي كه در اثر عدم رعايت اين امر حاصل مي‌شد، برحذر داشتند و براي رسيدن به اين مقصود راه‌كارهاي متنوعي را متناسب با سطح فهم و درك آن زمان، بيان فرمودند. از جمله: تأمين سلامتي چشم، دور شدن از غم و غصه، بركت در روزي و خجستگي غذا. در اصل رابطه‌ علمي كه بين شستن دستها و تأمين سلامت انسان مطرح شده است، از ديدگاه پيامبر(ص) نيز قابل توجيه است.
اما مسئله مهم اينجاست پيامبر(ص) مي‌دانستند كه بيان رابطه علي و معلولي بين «ميكروب‌ها» و «بيماري‌زايي» با سطح علم و آگاهي مردم آن زمان مطابقت ندارد. لذا با بياني ساده‌تر و متناسب با سطح فهم و دانش آن مردم، ‌آنها را به اين امر تشويق مي‌نمودند.
با دقت و تعمق در مطالب فوق مي‌توان دريافت كه در اين جا هم «دين» از قافله علم و دانش جا نمانده، بلكه در مواردي پيشاپيش آن حركت كرده است.
فصل(5): بهداشت لباس
بخش(1): پاكيزگي لباس
رعايت نظافت و پاكيزگي لباس‌ها به‌طور مستقيم بر سلامت انسان اثر مي‌گذارد چرا كه ميكروب‌هاي بيماري‌زا به راحتي مي‌توانند از طريق لباس‌هاي آلوده به بدن رسيده و موجب بيماري‌هاي مختلف ‌شوند.
به عنوان مثال مي‌دانيم شپش، انگلي است كه در ميان موها و چنين درزهاي لباس زندگي كرده و با خرطوم خود پوست را سوراخ مي‌كند. مواد دفعي اين حشره را مي‌توان به‌صورت غباري به رنگ قرمز مايل به قهوه‌اي داخل لباس مشاهده كرد.  
مهم‌ترين راه مبارزه با اين حشره رعايت بهداشت مي‌باشد كه همه متخصصين بهداشتي بر اين امر تأكيد داشته‌اند.
اسلام نيز بناي خود را بر نظافت گذاشته است. (بَنَي الاسلام علي النظافة)  و آن را از ايمان مي‌داند (النظافة من الايمان)  و بالاخص سفارش‌هايي درباره نظافت البسه و پوشاك نموده است. پيامبر(ص) همواره لباسشان پاكيزه بود و مي‌فرمودند:‌ «از عوامل ارجمندي مؤمن نزد آفريدگار والا پاكيزگي لباس اوست».
از امام صادق(ع)روايت شده كه رسول اكرم(ص) فرمودند: «كسي كه لباس مي‌پوشد بايد پاكيزه باشد. »
و نيز: «اسلام نظيف است، نظيف باشيد كه جز شخص نظيف وارد بهشت نمي‌شود»
و در جايي ديگر نيز مي‌فرمايند: «لباس‌ها را بشوئيد و موها را بگيريد و مسواك و زينت و نظافت داشته باشيد»
در قرآن نيز آمده است:‌ «وثيابك فطّهر: و جامه‌ات را پاكيزه كن»
پاكيزه بودن لباس با نماز نيز رابطه‌اي كلي دارد و در روايات آمده است كه هنگام نماز خواندن بهترين و پاكيزه‌ترين جامه‌ها را بپوشيد. كسي كه در برابر پيشگاه ذات مقدس باريتعالي مي‌ايستد، سزاوار است بدن و پوشاكي پاكيزه داشته باشد و بداند كه پروردگار با آلودگي و ژوليدگي دشمن است. (اِنّ الله يبغض الوسخ و الشغت) و در حاليكه خدا را به غضب و سخط و دشمني آورده با او سخن نگويد و تعظيم و تكريم و سجده نكند.
پيامبر(ص) فرمودند: «هر كس لباسي را كه تهيه كرده و دارد، بايد آن را نظيف و تميز نگه دارد.»
بخش(2):‌ رنگ لباس
رنگ لباس از نظر جذب حرارت و نور و هم‌چنين از لحاظ رواني و بهداشت داراي اهميت است. به‌طوري كه رنگ سفيد علاوه بر اينكه فرح بخش است، كوچك‌ترين آلودگي را نشان مي‌دهد و اين سبب مي‌شود كه پاكيزگي لباس سفيد بيشتر رعايت شود. سفيد بودن لباس فرم پرسنل پزشكي و درماني نيز دال بر اين مسئله است.
پيامبر(ص) مي‌فرمايند: «لباس سفيد را بر زندگانتان بپوشانيد و مردگانتان را هم با پارچه سفيد كفن كنيد.»‌
اسلام تمام جزئيات زندگي انسان را مورد كاوش قرار داده است و مسايلي هم‌چون رنگ لباس نيز در اين ميان مورد غفلت واقع نشده است. آنجا كه نظافت و پاكيزگي لباس مطرح مي‌شود،‌رنگ آن نيز مورد توجه قرار گرفته و دستوراتي در اين زمينه نيز آمده است. يعني آنچه امروزه تحت عنوان «علم بهداشت» و «علم روانشناسي رنگها» مورد توجه قرار گرفته است، قرن‌ها پيش توسط نبي‌ گرامي اسلام(ص) به مردم آموزش داده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



نتيجه:
پيامبر اكرم(ص) الگوي تمام عيار انسان‌هاه در هر دوره و زماني مي‌باشند: «و لكم في رسول الله اسوة حسنة» كه با دقت و بررسي در سيره‌ عملي ايشان مي‌توان نكات آموزنده‌اي را دريافت.
اگر پيامبر اكرم(ص) در 14 قرن پيش تأكيد فراواني بر مسواك زدن داشتند به‌طوري كه حتي در آخرين ساعات عمر مباركشان هم از آن غافل نشدند، دليل علمي آن امروزه ثابت شده است.
به‌طور كلي دستوراتي كه در زمينه بهداشت فردي پيامبر آمده است، هر يك حاوي نكات علمي و مهمي مي‌باشند كه شايد امروزه گوشه‌اي از آنها توسط علم اثبات شده باشد.
دست يافتن به ديگر زواياي اين آداب، مستلزم مطالعه‌ فراوان و صرف وقت بسياري  مي‌باشد كه البته با توجه به اهميت اين مسئله شايسته است كه تحقيقات وسيع‌تر و علمي تري در اين زمينه انجام گيرد و هر سيره‌ پيامبر(ص) مورد تجربه و آزمون علمي قرار گيرد.
اين مقاله تطبيقي است بين دستورات بهداشتي پيامبر(ص) و دستورات بهداشتي متخصصين امروزي، تا بتوان همراهي، دين مبين اسلام و دستورات نبي گرامي(ص) را با علم روز اثبات كرد كه پيامبر(ص) در زمينه رعايت بهداشت فردي ـ ‌همواره پيشرو بوده و آنچه را كه علم، امروزه به آن دست يافته،‌ قرنها پيش توسط پيامبر اكرم(ص) بيان شده است.
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئــله آموز صــد مدرس شــد
منابع و مآخذ:
قرآن كريم
آب و بهداشت در اسلام، عباسعلي محمودي، دفتر تحقيق و نشر بهاران،‌ چاپ اول 70.
اخلاق نبوي، جواد محدثي، انتشارات عصمت ، چاپ دوم 85.
اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، شهيد دكتر سيدرضا پاك‌نژاد،‌ بنياد فرهنگي شهيد پاك‌نژاد يزد، چاپ دوم 65.
بحارالانوار، علامه محمدتقي مجلسي، مؤسسه وفا، بيروت.
بهداشت در اسلام، علي كيا، مؤسسه انتشاراتي مختومقلي فراغي، چاپ اول 82.
پرستاري بهداشت جامعه(1)، مهندس پريوش حلم سرشت، مهندس اسماعيل دل پيشه، انتشارات چهر، 76.
پرستاري داخلي جراحي (بيماريهاي پوست و سوختگي)، برونرو سودارث، نشر سالمي، 83.
دستورات بهداشتي در آيات و روايات اسلامي، ميترا باباپور، مدرسه علميه نرجس(س)، مشهد مقدس.
رساله نوين فقهي پزشكي جلد (1)، عبدالكريم بي‌آزار شيرازي، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ دوم 74.
سنن النبي، علامه طباطبايي، كتاب فروشي اسلاميه، تهران، ‌چاپ دوم، 1362.
همنام گلهاي بهاري،‌حسين سيّدي، قم نسيم انديشه، 83.
وسايل الشيعه، حر عاملي، كتاب الطهارة، دار احياء الثرات العربي، بيروت،‌1391 ق.

 



تاريخ : یکشنبه دوم آبان 1389 | 10:40 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

 انتخاب مصنوعی :

منظور از انتخاب مصنوعی دخالت انسان در قوانین موجود در طبیعت است و در مقابل انتخاب طبیعی قرار دارد. انسان با انتخاب  گونه های خاصی از ذرت و گاو تغییرات زیادی در نژادهای مختلف  آن ها به وجود آورده است . سال ها پیش انسان بدون این که چیزی از علوم زیستی بداند دست به انتخاب می زده است . مثلا : تمام مرکبات که اکنون ما در اختیار داریم چندین هزار سال پیش وجود نداشته اند و  همه از انتخاب مصنوعی روی نارنج به وجود آمده اند .

تولید انواع میوه های بی هسته،تولید درختان میوه ی پربار،لقاح مصنوعی در گاو ها با تزریق آمپول برای تولید گاوهای شیری یا گوشتی مرغوب،تولید بذرهای اصلاح شده و ... . همه نمونه هایی از انتخاب مصنوعی می باشند،یعنی انسان برای رفع نیازهای خود و عدم کفایت انتخاب طبیعی از روش مصنوعی استفاده می کنند .

 

مطالعه ای در مورد انتخاب مصنوعی مرغ های گوشتی

 

برنامه های فعلی تغذیه جوجه های گوشتی که از زمان ورود به سالن تا 21 روزگی استفاده می شود یک خوراک آغازین ( استارتر 1 ) می باشد. فرمول این خوراک موجب مصرف همان مواد مغذی در جوجه های یکروزه   می شود که در پرندگان مسن تر مصرف می شود ولی یافته ها و تحقیقات جدید نشان می دهد که این کار صحیح نیست. قابلیت و امکان استفاده از اجزاء تشکیل دهنده خوراک در جوجه های خیلی جوان به مراتب ضعیف تر از پرندگان مسن تر است.

تفاوتهایی که در نحوه استفاده از غذا در جوجه های جوان وجود دارد بخاطر تطابق و سازگاریهای ایجاد شده در طی انتقال از زندگی جنینی به زندگی طبیعی است. به عبارت دیگر انتقال از تغذیه مادری به تغذیه خارجی. آگاهی دقیق از تکامل جنین در زمان انکوباسیون بخصوص در روزهای پایانی آن و بلافاصله پس از تولد اهمیت زیادی دارد. نحوه تغذیه جنین و تغییرات دستگاه گوارش در دوران انکوباسیون و رشد اولیه آن پس از تفریخ یک نقش کلیدی در این مورد دارد. افزایش میزان گلوکز خون بوسیله استفاده از مواد افزودنی و غذاهای مخصوص با حداکثر نشاسته ژلاتینه شده نیز از مواردی هستند که موجب بهبود رشد اولیه جوجه می شوند. فرمول مخصوصی که بتواند در ابتدای زندگی نیاز جوجه را تأمین کند تا سن 3 یا 4 روزگی بیشتر مورد نیاز نیست.

فرآیندهای هضم جنینی:
زرده منبع اصلی مواد غیر حیوانی برای تشکیل جنین و رشد آن در دوران انکوباسیون می باشد که دو سوم محتوای ماده خشک آن چربی است که از نوع لیپو پروتئینها با دانسیته خیلی پائین (VLDL) و ویتلوژنین می باشد. ( ویتلوژنین فسفو پروتئین زرده می باشد ) این دو نوع ترکیب تأمین کننده انرژی هستند و اسیدهای چرب در این زمان برای ساخت غشاء سلولی به مقدار زیاد لازم هستند. فوسویتین پروتئینی است که فسفر را متمرکز می کند و بصورت گرانول وجود دارد. فوسویتین همراه با کلسیم آزاد شده از پوسته تخم مرغ برای تشکیل اسکلت جوجه به مصرف می رسد. قسمت آبکی زرده ایمونوگلوبولین IgG را در خود دارد که جهت ایجاد ایمنی پاسیو یا غیر فعال در ابتدای زندگی جوجه به منظور مقابله با عفونتها بسیار اهمیت دارد. انتروسیتهای موجود در دستگاه گوارش جنین در پایان هفته دوم انکوباسیون برای جذب مولکولهای درشت با ظرفیت هضم و جذب محدود هدایت می شوند.
در این موقع آلبومین از طریق ارتباط سروآمنیوتیک بطرف حفره آمنیوتیک و از طریق ناف کیسه زرده بطرف کیسه زرده جاری می شود. آلبومین وارد شده به حفره آمنیون در اولین تجربه هضمی جنین بوسیله جنین هضم می شود. این عمل موجب تشکیل انتروسیتهای جدید می شود که عمل هضم را کاملتر انجام می دهند. محتویات از طریق غشاء کیسه زرده بسرعت به جوجه منتقل می شوند. چربی بعنوان جزء اصلی باقیمانده مخلوط زرده و آلبومین همراه با مواد مغذی دیگر وجود دارد. میزان گلوکز خیلی پائین است و بنابراین چرخه گلوکونئوژنز از پروتئین منبع اصلی تولید گلوکز برای جوجه های در حال تولد می باشد. تغذیه مستقل در جوجه برای پاسخ به نیازهای غذایی آن در سن 3 تا 4 روزگی شروع می شود. یعنی موقعی که محتویات کیسه زرده کاملا" به مصرف رسیده است.


مطالعه بر روی رشد اولیه جوجه :
اولین تماسی که جوجه با محیط دارد موجب یک آسیب میکروبیولوژیکی خطرناک به آن می شود. ایمنی غیر فعال ( پاسیو ) برای رشد اولیه جوجه ضروری است ولی فقط حفاظت بر علیه میکروبهایی را ایجاد می کند که قبلا" مرغ مادر با آنها تماس داشته است. دستگاه گوارش جوجه بعد از تفریخ نابالغ است و اغلب جذب غذا از روده آهسته انجام می شود. با توقف بیشتر مواد مغذی در لوله گوارش میکروارگانیسم هایی که از محیط و بخصوص همراه غذا دریافت شده اند از وجود محیط مناسب و سرشار از مواد غذایی بهره کافی برده موجب عفونتهای مزمن مرگ و میر در جوجه می گردند.
آنتی بیوتیکها معمولا" در جیره جوجه های گوشتی منظور می شوند ولی نقش آنها در غذای استارتر اهمیت زیادی ندارد به خصوص وقتی جوجه ها بر روی بستر استفاده شده پرورش می یابند.
مرغهای مادر بالغ و مسن تخم مرغهای سنگین تر و با نسبت زرده بیشتر از تخم مرغهای مادر جوان تولید می کنند. جوجه هایی که از تخم مرغهای دارای ذخایر غذایی بیشتر هچ می شوند سنگین تر هستند. جوجه هایی که از تخم مرغ های مادر جوان هچ می شوند غلظت پائین تری از فسفر در کیسه زرده دارند که کلا" بعلت کمبود فسفولیپیدهای آن است. مرگ و میر اولیه در جوجه هایی که از تخم مرغ های کوچک هچ می شوند بیشتر از جوجه هایی است که از تخم مرغ های بزرگ متولد می شوند.
پروپیونیک اسید یک پیش ساز گلوکز در حیوانات است. این ترکیب گلوکزساز در جوجه ها بسرعت و کاملا" در دستگاه گوارش جذب می شود. این ترکیب فعالیت میکرب کشی نیز دارد.
در مطالعه ای از زمان ورود جوجه به سالن تا 7 روزگی به میزان 3% پروپیونات آمونیوم به غذا اضافه شد. و جوجه های حاصل از تخم مرغهای مادرهای جوان و مسن تر بصورت مخلوط انتخاب شدند. بازدهی و رشد کلی جوجه های حاصل از تخم مرغهای کوچک ضعیف تر از جوجه هایی بود که از تخم مرغ های بزرگ متولد شده بودند. اضافه نمودن پروپیونات آمونیوم به غذا موجب کاهش میزان اضافه وزن جوجه شد ولی تبدیل غذایی را بهبود بخشید. پروپیونات مرگ و میر کلی در جوجه های ضعیف تر که از مادرهای جوان بوجود آمده بودند را نیز کاهش داد.
جیره های حاوی کربوهیدرات بالا موجب کاهش رشد و وزن گرفتن جوجه می شوند . دستگاه گوارش نابالغ جوجه های در حال تولد برای هضم نشاسته خیلی بیشتر از هضم چربی سازگاری دارد. محتویات کیسه زرده دارای کربوهیدرات کم و چربی زیاد می باشد و از طریق غشاء کیسه زرده جذب بدن جوجه می شوند. سوخت کامل چربی به جریان ثابت گلوکز داشته و جوجه با استفاده از گلوکونئوژنز از پروتئین برای رسیدن به این هدف استفاده می کند.
در یک آزمایش انجام شده ، یک جیره حاوی کربوهیدرات بالا شامل آرد ذرت همراه با کلسیم و فسفر پیشنهادی NRC در سه روز اول ورود جوجه به سالن در اختیار آنها قرار گرفت و نتیجه آن با یک فرمول غذایی استارتر استاندارد NRC که نیاز جوجه به تمام نوترینت ها را تأمین کند مقایسه بعمل آمد. در این آزمایش بهبود احتمالی گلوکونئوژنز از پروپیونات مجددا" مطالعه شد و این بار مطالعه با استفاده از پروپیونات کلسیم انجام شد. تمامی جیره های مورد آزمایش تا سن سه روزگی استفاده شدند. نتایج نشان داد که جیره حاوی کربوهیدرات بالا موجب کاهش میزان وزن گرفتن جوجه گردید که تا سن کشتار این کاهش حفظ شد. این نتیجه مربوط به کمبود پروتئین اولیه و نارسایی رشد بافتهای بدن در ابتدای تولد می شود استفاده از پروپیونات منجر به کاهش مرگ و میر اولیه و نیز مرگ و میر کلی گله گردید و هراه با جیره استارتر استاندارد بهبود افزایش وزن جوجه را به همراه داشت.
یک جیره غذایی برای چند روز اول زندگی جوجه استفاده از فرمولهای پیشنهادی معمولی در سن 1 تا 21 روزگی ممکن است موجب ایجاد کمبود مرزی 13 کلسیم و فسفر در روزهای اول به بعد از تولد شود بخصوص وقتی جوجه از گله مادر جوان متولد شده باشد. استفاده از اجزاء غذایی که مطابق با قابلیت های هضمی و جذبی در روزهای اول زندگی باشد هنوز مورد توجه قرار نگرفته است . بعنوان مثال می توان از کنجاله سویا نام برد. این کنجاله در پرنده هایی که دستگاه گوارش بالغ دارند بخوبی مورد استفاده قرار می گیرد ولی بخاطر الیگوساکاریدهای غیر قابل هضم موجود در آن برای جوجه های جوان مضر بوده و می تواند در جوجه عوارض گوارشی ایجاد نماید و بر روی راندمان غذا و رشد جوجه تأثیر منفی بگذارد. بعضی مواد غیر معمول با قابلیت هضم بالاتر پتانسیل قوی برای منظور شدن در جیره های اولیه را دارند. در آینده ای نزدیک متخصصین تغذیه با تنوع بیشتری از مواد دانه ای روبرو خواهند بود که با اصلاحات ژنتیکی ایجاد شده در آنها با توان هضمی حیوان مواجهه بهتری دارند.
عمل آوری غذا بوسیله پلت کردن و اکسترود کردن نیز ابزار مهمی در آماده سازی غذا برای جوجه های جوان هستند. پلت کردن غذا در همه جای دنیا انجام می شود ولی مراحل ناقص در این عمل وجود دارد که موجب ژلاتینه شدن کامل نشاسته نمی شود. اکسترود کردن روشی گرانتر از پلت کردن است ولی افزایش وزن بیشتری در جوجه ایجاد می کند که بخاطر استفاده بهتر از مواد غذایی بعلت ژلاتینه شدن کامل نشاسته در این روش می باشد.
استفاده از بعضی مواد افزودنی مانند پروپیونات ها از طریق بهبود گلوکونئوژنز باعث کاهش مرگ و میر جوجه ها می شود گر چه اثرات آن بر روی افزایش وزن جوجه کاملا" مشخص نیست. غذایی که هنگام ورود جوجه به سالن در اختیارش قرار می گیرد برخلاف آنچه که پیش استارتر نامیده می شود بعنوان غذای 4-3 روز اول پیشنهاد می شود یعنی زمانی که بیشترین مقدار محتوای کیسه زرده به مصرف جوجه می رسد. این غذای مخصوص ممکن است گرانتر از غذای استارتر معمولی تمام شود ولی چون فقط 4-3 روز اول استفاده می شود تأثیر خیلی کمی در قیمت تمام شده کل غذا خواهد داشت.

 



تاريخ : یکشنبه دوم آبان 1389 | 10:39 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

 

 

 

بررسي تاثیر برخي عوامل مؤثر بر مقاومت به تراكم (تنش پيش-تراکمي) یک خاک

 

چكيده

      بررسي نقش و تاثير تراكم خاك بر توليد محصولات كشاورزي از دهه 1950 شروع شده و تحقيقات قابل ملاحظه اي در اين زمينه صورت گرفته است، ولي به خاطر پيچيدگي اين پديده هنوز مسائل و مشكلات حل نشده زيادي در اين مورد موجود است. براي بیشینه عملكرد هر محصول يك سطح تراكم بهينه خاك وجود دارد. بنابراين، تراكم خاك بايد به عنوان يك عامل مهم در سيستم­هاي مديريت توليد محصول به حساب آيد. تعيين درجه تراكم پذيري خاك، نيازمند تعيين شاخصي براي نشان دادن ميزان تغيير در ويژگي­هاي خاك است. يكي از اين شاخص­هاي مهم مقاومت فشاری (تنش پيش- تراكمي) خاک مي­باشد. اگر سطح تنش اعمال شده به خاک از این حد بیشتر شود، تغییر شکل ماندگار در خاك ایجاد مي شود. در اين پژوهش تاثیر مواد آلي، ميزان رطوبت، نرخ بارگذاری و نوع آزمایش بر تنش پیش تراکمی یک خاک لومي رسي سيلتي بررسی شد. براي تعيين تنش پيش تراكمي خاك از آزمايش­هاي نشست صفحه­اي و فشاري محصور استفاده گرديد. پس از انجام آزمایش­ها تنش پيش تراكمي خاك با روش كاساگراند محاسبه گرديد. نتايج نشان داد که با افزايش مواد آلي و نرخ بارگذاری مقاومت به تراكم (تنش پيش- تراكمي) افزايش و با افزايش رطوبت كاهش پیدا کرد. همچنین مقدار تنش پيش - تراكمي بدست آمده بستگي به نوع آزمایش و نرخ بارگذاری داشت.

 


مقدمه

تراکم خاک به عنوان مشکلي جهاني و فرايندي پيچيده و چند بعدي شامل تاثير متقابل خاک- ماشين- گياه-اقليم شناخته مي شود که داراي آثار قابل توجه اقتصادي و زيست محيطي و به عنوان يك معضل پيچيده در برابر كشاورزي پايدار مي باشد. در طبيعت معمولا"خاك ها تحت اثر وزنشان، بارهاي خارجي و يا داخلي (حاصل از نيروهاي مكش آب خاك) دچار كاهش حجم مي شوند. اگر اين كاهش حجم به دليل كاهش حفره­هاي هوا در خاك باشد، در اين حالت فرايند تراكم اتفاق مي افتد. یکی از علل تراكم[1] خاك در کشاورزي مکانيزه، عبور و مرور وسائل و ادوات کشاورزي مي باشد. نتايج تحقيقات نشان مي دهد كه تراكم خاك منجر به كاهش عملکرد و كيفيت محصولات، افزايش فرسايش ادوات و توان مورد نياز خاك ورزي و محدوديت توسعه ريشه مي شود [1]. تعيين درجه تراكم پذيري خاك، نيازمند تعيين شاخصي براي نشان دادن ميزان تغيير در ويژگي هاي خاك است. يكي از اين شاخص­های مهم تنش پيش- تراكمي مي باشد كه اغلب به عنوان معياري براي تراكم پذيري خاك استفاده مي شود. مفهوم تنش پيش تراكمي (pσ) اولين بار توسط كاساگراند[2] براي خاك اشباع تحكيم يافته تعريف شد [3]. تنش پيش تراكمي به عنوان حداكثر تنشي كه خاك مي تواند تحمل كند بدون اينكه ساختار فيزيكي آن دچار آسيب شود، تعريف شده است. اين تنش به عنوان معياري جهت پايدار نگه داشتن ساختمان خاك در برابر نيروهاي داخلي و خارجي مورد استفاده قرار مي گيرد. اين شاخص بر خواص فيزيکي و مکانيکي که بطور سنتي در ارزيابي سيستم هاي تردد و خاک­ورزي استفاده مي شود برتري دارد. زيرا در برنامه ريزي و ارزيابي سيستم هاي خاک­ورزي و تردد در مزرعه بطور مستقيم قابل استفاده است. همچنين در مدل سازي رابطه تنش – کرنش در خاک هاي کشاورزي کاربرد دارد [8].

 اولين بار كاساگراند روشي براي يافتن حداكثر فشار گذشته پيشنهاد كرد كه از روي منحني نسبت پوكي- لگاريتم تنش تعيين مي شود. با توجه به شكل 1 چنانچه از نقطه  D(نقطه اي كه در آن انحناء منحني لگاریتم تنش- کرنش حداكثر مي باشد)، مماسي بر منخني رسم کرده و نيمساز زاويه بين اين مماس و خط افقي مار بر D ترسيم گردد، نقطه برخورد اين نيمساز با امتداد مستقيم الخط نمودار نشان دهنده حداكثر فشار موثري است كه در گذشته بر خاك وارد آمده است كه آن را فشار پيش تحكيمي pσ مي نامند. به pσ در شرايط خاك هاي غير اشباع تنش پيش - فشردگي يا پيش تراكمي گفته مي شود. امروزه روش هاي ديگري همچون تقاطع خط فشردگي بکر (VCL) با محور X ها در نقطه کرنش صفر و يا تنش خاک در کرنش از قبل تعيين شده (5/2% کرنش)  جهت تعيين تنش پيش تراکمي استفاده مي شود.

شکل1- نمودار لگاریتم تنش – کرنش [].

 

از عوامل تاثير گذار بر تراكم پذيري خاك ها، رطوبت، ميزان مواد آلي، آهک، بافت خاک و زمان (سخت شدگی) مي باشند [6]. به منظور كاهش تراكم خاك، روش هاي اصلاحي ساختمان خاك توصيه مي شود كه يكي از اين روش ها افزودن و حفظ مواد آلي در خاك است. باقي ماندن يك مقدار كافي مواد آلي در خاك ساختار خاك را پايدار کرده و مقاومت آن را نسبت به تخريب بالا مي برد. مواد آلي سبب كاهش چگالي و افزايش استحکام خاك مي شوند. مواد آلي از طریق : 1) افزایش به هم پيوستگي ذرات معدني، 2) كاهش قابليت تر شدن خاکدانه ها و 3) تاثير گذاشتن بر استحکام مکانيکي خاکدانه ها بر ساختمان و قابليت تراكم پذيري خاك تاثير مي گذارند. مواد آلي داراي چگالي ظاهري كمتر و تخلخل بيشتری نسبت به مواد معدني بوده و در نتیجه مخلوط كردن آنها با خاك هاي معدني ممكن است چگالي ظاهري و تخلخل را بهبود بخشد.

ميزان رطوبت به عنوان يكي از عوامل مهم در تراكم خاک شناخته شده است. لارسون و همکاران اظهار داشتند که تراکم پذيري وابسته به مقدار رطوبت خاک است و بنابراین مديريت آب-خاک نقش مهمي در مديريت تراکم ايفا مي کند [8]. قابليت کار بر روي خاک، بصورت محدوده­اي از پتانسيل رطوبتي که دستکاري مکانيکي خاک با حداقل صدمه بر ساختمان خاک امکان­پذير باشد، تعريف شده است. لارسون و همکاران مشاهده نمودند که مقاومت خاک و خاکدانه ها با کاهش مقدار رطوبت از حد بالايي خميري به حد پاييني خميري بطور معني داري افزايش می­يافت. در كليه سطوح تراكم، مقاومت به نفوذ با كاهش پتانسيل آب افزايش پیدا می­کرد. به عبارت ديگر، افزايش رطوبت خاك موجب كاهش ظرفيت بار بري خاك مي شود. داده هاي گزارش شده به وسيله ي مدويدو و همکاران دلالت بر اين دارد كه ماکزيمم فشار تماسي ماشين هاي کشاورزي جهت توليد رضايت بخش محصول با افزايش رطوبت کاهش مي يابد .

pσ از منحنی تراکم (نسبت نسبت پوکي در مقابل لگاریتم  تنش عمودی)  توسط آزمایش هایی مانند مانندPST[3]  و CCT[4] و ادومتر[5] بدست می آید. فراسنجه­هايي كه براي مدلسازي تراكم پذيري خاك استفاده مي شوند معمولاً از آزمايش هايCCT و PST بدست مي آيند. در روش ادومتر، بارگذاری مرحله ای با فواصل زمانی طولانی برای تعیین تنش پیش تراکمی خاک های اشباع و غیر اشباع استفاده می گردد. در اين آزمايش، مرحله بعد بارگذاري زمانی صورت می گیرد که کاهش در  حجم نمونه حاصل از مرحله بارگذاري قبلی پایدار شده باشد. پس از گذشت زمان مناسب (در خاک های کشاورزی، بعد از 45 دقيقه نشست نمونه تحت بار، ثابت گرديده که بيانگر آماده بودن نمونه برای بارگذاری بعدی می باشد)، بار يا تنش قائم به مقدار مشخصي افزايش يافته و در نهايت در تنش هاي حدود 3 يا 4 برابر p σ آزمایش متوقف می شود [2]. CCT يك روش جهت تعيين رفتار خاك تحت 1σ (تنش اصلي) در شرايط غير زهكشي مي باشد و زماني كه خروج هوا پايان يابد و خاك اشباع شود آزمايش متوقف مي شود. در آزمايش CCT خاك در درون يك سيلندر صلب توسط يك پيستون متحرك به سمت پايين متراكم مي شود و بار روي پيستون و تغيير حجم خاك بطور پيوسته ثبت مي شود.

الكساندرو و ارل اولين بار روش PST (آزمایش نيمه محصورشده) را جهت تخمين pσ استفاده كردند [1]. در اين آزمايش بر يك صفحه روي سطح خاك بارگذاري قائم صورت گرفته و منحني بار – نشست ترسيم مي گردد كه چگونگي رفتار خاك در مقابل تنش را نشان مي دهد. در تحقيق حاضر به بررسي اثر مواد آلي، رطوبت، نرخ بارگذاري و نوع آزمايش در يک خاک لوم رسي سيلتي  با تيمار هاي مختلف کودي که خواص آنها در جدول 1 آورده شده، بصورت آزمايشگاهي پرداخته می­شود.

 

مواد و روش ها

جهت بررسی اثر برخي عوامل مانند نرخ بارگذاری، ميزان مواد آلي، ميزان رطوبت و روش آزمايش بر تنش پيش تراکمي خاک آزمایش­های لازم انجام شد. نمونه ها  ابتدا از الک با سوراخ هاي 2 ميلي متر رد شدند و سپس به سطوح رطوبتي مورد نظر رسانده و در ظرفي استوانه اي شکل به قطر 5/25سانتی متر و ارتفاع10 سانتي متر با چگالي تر 4/1 گرم بر سانتي متر مکعب ريخته و نمونه را تا تنش 100 کيلو پاسکال متراکم کرده و در نهايت آزمايش های لازم حهت تعين تنش پيش تراکمي با نمونه هاي دست نخورده تهيه شده از اين ظرف انجام گرفت.

جهت بررسي اثر نرخ بارگذاری بر تنش پيش تراکمي آزمايش PST در دو نرخ بار گذاري انجام شد. اين آزمايش بادستگاه CBR با سرعت 06/1 ميليمتر بر دقيقه انجام شد. در اين دستگاه نيروي لازم جهت نشست صفحه به کمک گيج با دقت 002/ 0و نشست صفحه به کمک گيج با دقت 01/0 توسط دست ثبت گرديد. آزمايشي ديگر با دستگاه کشش - فشار جامع با لودسل kN 50 با سرعت 420 ميليمتر بر دقيقه انجام شد. داده ها به کمک Data logger بصورت نيروي عمودي جهت نشست صفحه با قطر 5 سانتي متر در مقابل نشست صفحه بر حسب ميلي متر ثبت گرديد. به منظور بررسي اثر رطوبت بر تنش پيش تراکمي نمونه هاي يکسان با 3 سطح رطوبتي متفاوت PL ،  PL9/ 0و PL 1/1 تهيه گشته و آزمايش های PST وCCT با کمک دستگاه  CBRانجام گرديد. جهت بررسي اثر مواد آلي نمونه هايي با درصد مواد آلي مختلف با سطوح رطوبتي يکسان با دستگاه CBR با سرعت 06/1 ميليمتر بر دقيقه آزمایش گرديد تا اثر مواد آلي بر تنش پيش تراکمي مشخص گردد. جهت بررسي اثر  نوع آزمايش بر تعيين تنش پيش تراکمي آزمايش هایي با نمونه هاي يکسان (رطوبت, موادآلي و سرعت يکسان) با ادومتر، CCT و  PSTانجام شده و تنش پيش تراکمي با استفاده از نمودار لگاريتم تنش در مقابل نشست بدست آمد. علاوه بر آزمايش  های انجام شده، در ادومتر جهت حصول اطمينان از نتايج بدست آمده، آزمايش هايي با نمونه هاي دست خورده (رس اشباع و تيمار هاي مختلف کودي) نیز انجام گرديد. ، پس از انجام آزمایش­ها تنش پيش تراكمي خاك با روش كاساگراند محاسبه گرديد.

 

جدول1- خواص خاک مورد مطالعه در تيمار هاي مختلف کودي

تيمارکود

(t/ha)

توزیع ذرات خاک (%)

بافت

OM

(%)

BD

(3g/cm)

حدود آتربرگ

شن

رس

سيلت

LL

PL

PI

شاهد (0)

16

38

46

لوم رسي سيلتي

53/1

32/1

12/30

00/19

12/11

100 لجن فاضلاب

20

34

46

لوم رسي سيلتي

83/4

03/1

78/40

00/30

78/10

100 کمپوست

19

31

50

لوم رسي سيلتي

83/3

03/1

00/38

67/26

33/11

OM: کربن آلي خاک؛ BD: چگالي ظاهري؛LL: درصد وزنی رطوبت در حد رواني؛ PL: درصد وزنی رطوبت در حد خميري؛  PI: شاخص خميري.

 

 

نتایج و بحث

1-    نرخ بارگذاری

نتايج حاصل از آزمايش ها بيانگر افزايش تنش پيش تراکمي با افزايش نرخ بارگذاری در آزمايشPST بود. بطوری که در سرعت mm/min 420 تنش پيش تراکمي kPa 260 و در سرعت mm/min 06/1 تنش پيش  تراکمي kPa 189 بدست آمد (جدول 2). لبرت و همکاران نشان دادند که تنش پيش تراکمي با کاهش زمان بار گذاري افزايش مي يابد و اين افزايش در خاک هاي ريز بافت بيشتر است. بطوري که درخاک هاي رسي اگر زمان بار گذاري کوتاه شود، تنش پيش- تراكمي به 2 برابر هم مي رسد [10].

 

جدول 2- تنش پيش تراكمي در  دو نرخ بارگذاری

سرعت نفوذ ((mm/min

             تنش پيش تراكمي (kPa)

06/1

189

420

260

 

 

 

 

 

پيش بار kPa 100؛ رطوبت %1/17؛  درصد كربن آلي خاک 53/1؛ نوع آزمایشPST.

شکل 2- نمودار لگاريتم تنش در مقابل نشست با دو نرخ بارگذاری.

2-   رطوبت خاک

با افزايش رطوبت تنش پيش تراکمي کاهش مي يافت (جدول 3).  مقادير تنش پيش تراکمي در سه  سطح رطوبت 3/13، 1/17 و 9/20% در شکل 3 نشان داده شده است. کانيلاس و همکاران نتايج مشابهي ارائه کردند. علت افزايش تنش پيش تراکمي در رطوبت هاي پايین (3/13%)، بزرگتر شدن نيروي چسبندگی بين ذرات است. در رطوبت هاي نزديک به رطوبت PL (1/17%)، آب بين ذرات مانند يک روان کننده عمل کرده، بنابراين نيروي اصطکاک بين ذرات را کاهش داده و حرکت ذرات را نسبت به هم بيشتر نموده و در نتيجه تراکم را افزايش مي­دهد. در رطوبت هاي بيشتر از PL (9/20%) ذرات خاک شروع به جاري شدن نموده، تراکم نه تنها در لايه سطحي بلکه در لايه زيرين نيز ايجاد مي گردد [4].

 

 

جدول3- تنش پيش تراكمي در  رطوبت هاي مختلف

درصد وزنی رطوبت خاک

                   تنش پيش تراكمي (kPa)

CCT

PST

3/13

240

317

1/17

178

205

9/20

165

718

پيش بار   kPa100؛ كربن آلي 53/1؛ سرعت بارگذاری  mm/min 06/1.

 

شکل3 - نمودار تغییرات تنش پيش تراکمي با رطوبت خاک.

3-  مواد آلي

با افزايش مواد آلي تنش پيش تراکمي افزايش مي­یافت (جدول 4). به عبارت ديگر، با افزايش مواد آلي مقاومت به تراکم خاک افزايش پیدا می­کرد. اوهيو و همكاران بيان كردند افزودن مواد آلي به عنوان يك وسيله كاهش دهنده تراكم، تحت عنوان پتانسيل مديريتي، براي خاك مطرح مي باشد [12]. ایشان همچنین اظهار نمودند که استفاده از مواد آلي سبب افزايش مقاومت به تراكم خاك مي شود. بنظر مي رسد مقادير نسبتاً زياد كود براي كاهش تراكم خاك مفيد مي باشد، بطوري كه سوان و همکاران مقادير نسبتا ًزياد كود حيواني (80 تا120 تن در هكتار) را براي افزايش مقاومت خاك به تراكم توصيه کردند [13].

 

 

جدول4- تنش پيش تراكمي در  سطوح کربن آلي مختلف

ميزان كربن آلي

تنش پيش تراكمي (kPa)

CCT

PST

53/1

178

189

83/3

290

390

83/4

316

445

پيش بار kPa 100؛ رطوبت PL 9/0؛ سرعت بارگذاری mm/min 06/1.

شکل4- نمودار تغییرات تنش پيش تراکمي با کربن آلي خاک.

4-   نوع آزمايش

نتايج آزمايش ها نشان داد با توجه به پيش بار وارده مقادير تنش پيش تراكمي در CCT، PST و ادومتر در نمونه هاي يکسان با يکديگر متفاوت بود. در آزمايش ادومتر مقدار تنش پيش تراکمي در نمونه هاي دست خورده برابر با مقدار پيش بار اعمال شده بدست آمد.  اما در نمونه هاي دست نخورده مقدار آن بيشتر از kPa100 بدست آمد. در آزمايش های CCT وPST  مقدار تنش پيش تراکمي بيشتر از مقدار پيش بار وارده بوده و مقادير PST بيشتر از CCT بود. نتايج آزمايش ادومتر روی نمونه هاي دست خورده،  حاکی از این بود که اين مقادير بيانگر که اين نحوه بيان تنش پيش تراکمي در عمران کاربرد دارد. در حاليکه در نمونه هاي دست نخورده برابر بیشینه باري است که خاک از قبل تحمل نموده نمی­باشد. در کشاورزي ماکزيمم تنشي که خاک مي تواند تحمل کند بدون آسيب رسيدن به ساختمان خاک مد نظر مي باشد. در جهت اطمينان از نتايج آزمايش های ادومتر، آزمايش­های ديگری با 4/5 درصد کربن آلي و با رس خالص انجام گرفت و مقدار تنش پيش تراکمي برابر مقدار پيش بار وارده بدست آمد که تاييد کننده نتيجه قبلي مي باشد. در واقع نتايج اين آزمايش در نمونه هاي دست خورده مستقل از مقدار کربن آلي و بافت خاک مي باشد و اين نکته مي تواند بيانگر امکان عدم استفاده از ادومتر در نمونه هاي ساخته شده جهت تعيين تنش پيش تراکمي باشد. در تمامي تحقيقات انجام شده در زمینه تنش پيش تراکمي، آزمايش به روش ادومتر در نمونه هاي دست نخورده انجام شده است [2 و 9]. کلر و همکاران در نمونه های دست نخورده،  تنش پيش تراکمي را با سه روش CCT، PST و ادومتر تعیین کردند و در يافتند که اين 3 آزمايش مقادير متفاوتي براي تنش پيش تراکمي ارائه مي دهند. کمترين مقدار تنش پيش تراکمي در خاک سطحي مربوط به ادومتر و بيشترين مقدار آن مربوط به روش PST بود [9]. داويدوسكي و همکاران روش PST را با روش CCT مقايسه كرده و گزارش نمودند كه مقدارpσ در PST نسبت به CCT بيشتر بود ؛ اگرچه تفاوت معنی داری نداشتند[5].

جدول5- مقادير تنش پيش تراكمي در روش هاي مختلف

ميزان كربن آلي

                                تنش پيش تراكمي

CCT

PST

ادومتر (نمونه دست خورده)

53 /1

82/177

15/189

100

83/3

18/290

83/389

100

83/4

22/316

1/445

100

               بارkPa 100؛ رطوبت  PL 9/0؛  سرعتmm/min 06/1.

 

شکل4- نمودار لگاريتم تنش در مقابل نشست با سه روش مختلف (100L: نمونه با 100 تن در هکتار لجن فاضلاب).

 

نتيجه گيري

آزمایش ها نشان مي دهد كه مقدار تنش پيش-تراكمي یک مقدار مطلق نبوده و به عواملی همچون نوع آزمايش و  نرخ بارگذاری بستگی دارد. همچنین نتايج نشان مي دهد با افزايش مواد آلي و نرخ بارگذاری مقاومت به تراكم (تنش پيش-تراكمي) افزايش يافته و با افزايش رطوبت تنش پيش تراكمي كاهش مي يابد.  مقادير تنش پيش-تراكمي در آزمايش های PST، CCT و ادومتر متفاوت مي باشد.

 



 

 

 

 

 



تاريخ : یکشنبه دوم آبان 1389 | 10:38 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

ماتریس

ماتریس به یک آرایش منظم از اعداد گفته می‌شود. به طوری که می‌توان گفت که هر ستون یا هر سطر یک ماتریس، یک بردار را تشکیل می‌دهد. در جبر خطی، می‌توان اثبات کرد که هر نگاشت خطیِ، از فضای به فضای ، هم ارز (isomorph) با یک ماتریس (m سطر و n ستون) می‌ باشد. ماتریس‌ها کاربردهای فراوانی در جبر خطی دارند. از جمله در انتقال‌های خطی و در حل دستگاه معادلات خطی. ماتریس‌ها می‌توانند که با همدیگر جمع، از هم تفریق، در هم ضرب یا ... (با قوانین خودشان) بشوند.

اگر دترمینان یک ماتریس مربعی نا صفر باشد، آنگاه آن ماتریس را ماتریس معکوس‌پذیر نامند.

درایه‌ها

به هر یک از عناصر موجود در یک ماتریس درایه می‌گویند. برای مشخص کردن هر درایه باید نام ردیف و ستون را در پایین نام ماتریس نوشت. برای مثال اگر نام ماتریسی i باشد درایه‌ای که در ردیف اول و ستون دوم قرار دارد به این صورت نشان داده می‌شود : i1,2

 

دترمينان ها و ماتريسها:

یک مقدار


الف)دترمينان:آرايه ايست مربعي از اعداد و يا توابع كه نهايت مقدار آن يك جمله مي شود.تعداد سطر و ستون در دترمينان با هم برابر است به همين دليل به آن آرايه مربعي مي گويند كه حاصل آن اسكالر است.اما حاصل يك دترمينان به صورت خاصي محاسبه مي شود.

 

 

روش محاسبه حاصل يك دترمينان:

                  

 

 

نكته1:در حاصل دترمينان فوق دو جمله پيدا شده كه نهايتاًبه صورت جمع جبري مي توان حاصل را بدست آورد.

نكته2:هر ترم يا هر جمله شامل سه عنصر (عدد 3 بيانگر دترمينان است)كه هيچ يك تكراري نيست.يعني از هستند  نوع

منظور:در هر جمله عناصر مربوط به سطر و ستون هاي غير تكراري است

مرتبه دترمينان استnكه تعداد جملات هر دتر مينان بربر است با

دارند  ضريب وتعداد ضريب  جمله مي باشدتعداد  هنگام محاسبه دترمينان هايي كه داراي

(1+)(جايگشت زوجي از انديسها)آنهايي هستند كه ترتيب جايگشت ها درست باشدو(1-)آنهايي هستند كه ترتيب جايگشت فرد دارند

جايگشت زوج منظور تعويض تعداد زوج انديس در حالت زوج

نكته:اگر مرتبه دترمينان بسيار زياد باشد در اين صورت ممكن است حاصل اين دترمينان برابر صفر شود زيرا تعدادي از جملات همديگر را حذف مي كنند.

بسط دترمينان بر حسب كهاد:

براي محاسبه حاصل يك دترمينان مي توان در هر حالت مرتبه دترمينان را يك مرتبه كاهش داد و آنرا به صورت تركيب خطي از دترمينان هاي با يك مرتبه كمتر نوشت.به عبارتي مي توان يك دترمينان مرتبه  را به  مرتبه تبديل كرد براي اين كار بايد دترمينان را بر حسب يك سطر و يك ستون بسط داد رابه.

 

 

 

 

مثال:

خصوصيات دتر مينان:

1-اگر تمام عناصر مربوط به يك سطر (يا يك ستون)از دترمينان برابر صفر باشد،حاصل دترمينان صفر است زيرا مي توان چنين دترميناني را بر حسب همان سطر يا ستون صفر بسط داد.در اين صورت حاصل دترمينان برابر صفر خواهد بود.

2-اگر جاي 2 سطر (ويا دو ستون)از دترمينان را عوض كنيم حاصل دترمينان منفي مي شودچون آن را در نماد لويي چي ويتا جاي دو انديس عوض مي شود مقدار لوي چي ويتا منفي مي شود

برابر كنيم در اين صورت حاصل دترمينان برابر مي شود يعني k-اگر عناصر مربوط به يك سطر و يا ستون را

 

 

 

4-اگر دو سطر يا دو ستون دترمينان با هم برابر باشد در اين صورت حاصل دترمينان صفر مي شود

D=0

 

برابر كنيم وبا سطر ديگري جمع ببنديم حاصل دترمينان k نتيجه مي گيريم كه اگر تمام عناصر يك سطر.

راتغييري نمي كند در مورد ستون ها نيز صادق است

 

 

 

مثال:ثابت كنيد

حل:

  =

يا

 

كاربرد دترمينان ها:

يكي از كاربرد دترمينان ها در پيدا كردن مجموعه جواب مربوط به معادله همگن و نا همگن است


 

 

                                 

              اگر دترمينان ضرايب برابر صفر باشد در اين صورت احتمال جواب غير صفر براي

مي باشد وجوددارد.اما اگر دترمينان ضرايب صفر نشود در اين صورت تنها جواب معادله x,y,z

در صورتي كه دترمينان ضرايب مخالف صفر باشد:

                                        

                                                       

روش گاوس جردن :

(3)

(2)

(1)

         

 

معادله با دو تغيير:                   *

 معادله با دو تغيير:

*

 

 

 

مثال :دستگاه معادلات زير را حل كنيد

 

           

 

 

ماتريس:

عمل كند در اين صورت k بر روي برداري مانندAآرايه مربعي از اعداد يا توابع مي باشد .اگر عملگر ماتريسي  

بدهد  در حالت كلي حاصل را مي تواند به صورت يك تركيب

 

(تركيب خطي) + (تركيب خطي)  (تركيب خطي)

 

                                  

مانند يك عملگر مي تواند مولفه هاي يك بردار را تغيير دهد.Aماتریس

 

 

                                       

تعاريف اساسي:

ماتريس يك درايه مستطيلي يا مربعي از اعداد است كه تعداد سطرها و ستون هاي الزاما|ًبا هم مساوي نيست

                 

 

ضرب ماتريس ها:  

1-ضرب عدد در ماتريس

 خواهد بودو  ها عناصر مربوط به ماتريس  باشدA ها عناصر مربوط به ماتريس  اگر

2-ضرب ماتريس در ماتريس(داخلي)

در ضرب ماتريسي تعداد ستون هاي ماتريس اول برابر است با تعداد سطرهاي ماتريس دوم.ضمناًبايد تعداد

Bبرابر با ستون هايCوستون هاي A به تعداد سطرهاي ماتريس         

 

 

C و تعداد سطرهاي ماتريس B به تعداد سطر هاي ماتريس A ستون هاي ماتريس

 

تعریف مهم                                          

C عنصر مربوط به سطر ام وستون ام از ماتريس:

A:عنصر مربوط به سطر ام وستون ام از ماتريس:

i

i

j

B:عنصر مربوط به سطر ام وستون ام از ماتريس:

j

c

براي پيدا كردن عنصر مربوط به سطر   ام و ستون   ام از ماتريس   بايد عناصر مربوط به سطر  ام از ماتريس اول را در عناصر مربوط به ستون   ام از ماتريس دوم ضرب كنيم تا حاصل آن يك عضو شود.

مثال:

 

 

 

 مثال


                   

      

در حالت كلي بجز در موارد خاص ضرب ماتريس ها خاصيت جابجايي ندارد

3-ضرب مستقيم(خارجي)

مثال

                                                  

 

 

ضرب مستقيم تعويض پذير نيست

 

موارد خاص:

1-ماتريس سطري:اگر ماتريسي يك سطر و   ستون داشته باشد

2-ماتريس ستوني:اگر ماتريسي   سطر ويك ستون داشته باشد

3-ماتريس يكه:يك ماتريس مربعي است كه عناصر روي قطر اصلي يك و بقيه عناصر صفرند

4-ماتريس صفر:ماتريسي كه تمام اعضاي آن صفر باشد.ماتريس صفر در هر ماتريسي ضرب شود صفر مي شود

5-ماتريس قطري:ماتريسي است كه تمام اعضايي كه روي قطري اصلي واقع نيستند صفر است.ماتريس قطري بايد مربعي باشد

نكته:خصوصيت ماتريس هاي قطري در اين است كه در ضرب ماتريسي تعويض پذيرند يعني

AB=BAقطري باشدB,Aاگر

 

اثبات

فرض ها:                                               

حكم:

 

 


          AB=BA

AB=C

 

 

                          

(TRACE)رد:

 


حاصلضرب 2 ماتريس مستطيل از طريق ضرب كردن دو ماتريس است.Traceنكته:

اثبات:

بايد ثابت كنيم.

 

: ماتريس وارون

مي باشدAماتريس وارون نيز سطر و ستون هايي دارد كه برابر تعداد سطر و ستون هاي ماتريس

                       

مثال:

 

 

                                                                              

 

 

 

 

ماتريس متعامد:

اگر دستگاه اوليه متعامد همچنين دستگاه ثانويه اي كه آنرا بوجود آورده است متعامد باشد در اين صورت ماتريس تبديل متعامد خواهد بود.

                                                                                                                                                                                                                                                                   

 

 

                                   (1)

                       (2)

        

 

     

 

=

 


 

 

1-)

 

نكته:

 

2-)

 

     ( 1)

                                       (2)

شرط تعامد

این رابطه بیانگر شرط تعامد برای یک ماتریس است که بین عناصر یک ماتریس متعامد برقرار است

شرط تعامد حالت دو بعدي:

 

 

 

مي خواهيم ببينيم كه آيا شرط تعامد براي ماتريس فوق برقرار است يا نه؟

 

 

 

 

 

تعامد در سه بعد:

                                         

 

 

 

ماتريس وارون:

 ترانهاد ماتريس

                           

                                      

 

يك ماتريس متعامد باشدAاگر

 

 

 

                  

 

                                       

 

خصوصيات ماتريس متعامد:

        

رابطه بين بردارهاي يكه دو دستگاه متعامد(دكارتي وقطبي كروي)

 

             

 

 

 

 

 

     خود ماتريسي است كه دستگاه بدون پريم را به دستگاه دو پريم تبديل مي كندA,Bتعبير فيزيكي حاصلضرب دوماتريس

زواياي اويلر:

دوران حول هر محور دلخواهي به وسيله 3 زاويه تعيين مي شود كه از اين سه پارامتر براي معرفي محور دوران و يك پارامتر براي مقدار چرخش حول محور مورد نظر مي باشد.به اين سه زاويه زواياي اويلري مي گويند.

براي انكه دستگاه مختصات را حول هر محور دلخواه به اندازه يك زاويه مفروض بچرخانيم يعني دستگاه               را به يك دستگاه جديد تبديل كنيم در سه مرحله اين كار را انجام مي دهيم

     

        

 

 

 

خواص تقارن

       متقارن      

       پاد متقارن    

 

متقارن

 

پادمتقارن

تبديل تشابهي:

ماتریسی است که می تواند بردار را متحول کند و به بردار جدیدA

تبدیل میکند را به دستگاه ماتریسی است که فقط دستگاه را تغییر می دهد یعنی دستگاهB

 

           

تبدیل شود.(این خصوصیت در دستگاه بدون پریم صادق است) روی آن می تواند به بردار جدید Aتحت

لازم است تبدیل کنیم،اعمال ماتریس را به حال اگر بخواهیم در دستگاه پریم دار برداری مانند

=

عمل می کند.Xyzدر دستگاه Aدر دستگاه پریم دار می باشد یعنی همان گونه که Aنمایش

عمل می کند در دستگاه

تبدیل تشابهی

متعامد باشدBاگر

                 

 

تانسور مرتبه دو

مثال:

ثابت کنید خاصیت تقارنی تحت تبدیل تشابهی متعامد ناورداست

    فرض ها

حکم

                                                                

  ماتریس های هرمیتی یکانی:  

1-عمل همیوغ:

       Aبرای تمام عناصر مربوط به ماتریس

2-الحاقی ماتریس

3-ماتریس هرمیتی

مثال:

   

 

اگر ماتریسی با الحاقی اش برابر باشد هرمیتی (خود الحاقی) است

یکانی است اگر حقیقی و متعامد باشدوU4-ماتریس یکانی:

مثال:

ثابت کنید.الف)حاصلضربدو ماتریس متعامد متعامد است.

ب)حاصلضرب دو ماتریس یکانی خود یکانی است

حکم

فرض

     

           

 

حکم

فرض               

      

        

نکته                                                                                                                                   

    

ادامه اثبات                                                                                                                           

 

       قطری کردن ماتریس ها: 

 

 

 

نیز به و نیز به بستگی دارد به در حالت کلی

بستگی دارد فقط به و فقط به و فقط به اگر بتوان ماتریس لختی دورانی را به شکل قطری درآورد در این صورت

 

 

 

 

             

 

 

می باشد این رابطه یک معادله بیضی وار است.در دستگاهی که محور مختصات آن

تبدیل کرد به گونه ای که را به دستگاه جدیدی با محور های می توان دستگاه

 

      ماتریس های هرمیتی:  

خصوصیات ماتریس های هرمیتی که بعنوان عملگر هستند

 

1-ویژه مقدار های مربوط به عملگر های هرمیتی حقیقی هستند

2-ویژه توابع (ویژه برداری)عملگر ماتریس هرمیتی متعامدند

اثبات اولین فرض

 

هرمیتی

 

دلخواهند حقیقی

اثبات دومین فرض

         1

حقیقی

 


2

 

ویژه مقدار ها متعامدند

ام وجود ندارد ام مساوی باشنددر این صورت الزامی جهت متعامد بودن ویژه حالت برای حالت و در حالتی که

اما می توان آن هارا متعامد کرد.در چنین حالت هایی تبهگنی داریم.یعنی به ازای دو ویژه بردار مختلف دو ویژه حالت مساوی داریم.

گانه داریم ویژه حالت مختلف یک ویژه بردار مساوی داشته باشیم می گوییم تبهگنی نکته:اگر برای

ماتریس های پاد هرمیتی:

ویژه مقادیر این عملگر ها موهومی محضند.ویژه بردار های متناظر با ویژه مقادیر متمایز متعامدند

  2

if

 


    

صادق است یعنی برای هر مقدار دلخواه

معادلات ویزه مقداری:

 

 

 

 

 

 

 

مثال:

ویزه مقدارها و ویزه بردارهای متعامد یکه متناظر با ماتریسهای زیر را بیابید

 

 

 

 

.

 

 

 

                                          

 

                                

قطری کردن:

 

 

                    

 

می باشدAویزه بردارهای ماتریسRاعضای

منابع:

 

http://fa.wikipedia.org

maghalehaa.persiangig.com



تاريخ : یکشنبه دوم آبان 1389 | 10:34 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

کشف لگاریتم:

مقدمه

نظريه ها و قاعده هاي رياضي، با کشف خود «هستي» پيدا مي کنند، آن ها تنها وجود دارند و اغلب بدون کاربردند. دير يا زود، و گاهي بعد از صدها و هزارها سال، اين موجودات رياضي به «صفت» تبديل مي شوند و کاربرد خود را در زندگي و عمل، در ساير دانش ها، در صنعت و هنر پيدا مي کنند.

«اويلر»

شايد کسي فکر نمي کرد لگاريتمي که در رابطه با نياز محاسبات عملي کشف شد در آينده کاربردهاي وسيعي پيدا کند.

با ورود لگاريتم به دنياي رياضيات و آشنا شدن مردم و دانشمندان با آن، اين شاخه کاربردهاي زيادي را در زندگي روزمره پيدا کرد. چنانکه امروزه لگاريتم در حسابداري و در تعيين بهره ي مرکب و نيز مسائل مالي کاربرد فراواني يافته است. همان زمان که لگاريتم اختراع شده بود اويلر رابطه ي بين عدد e و بهره ي مرکب را دريافت و فهميد که حد بهره به سمت عددي متناسب (يا مساوي در شرايط خاص) ، که همان عدد e است ميل مي کند. همچنين از لگاريتم در مدلسازي و بازار يابي سهمي استفاده مي شود. مدلسازي ايجاد الگو و تمثيلي براي تجسم واقعيت هاي خارجي است که در مسائل مربوط به رياضيات و حسابداري کاربرد دارد

لگاريتم

به توان رساندن داراي 2 عمل معکوس مي باشد. اگر    a=c    در اين صورت پيدا نمودن a يعني استخراج ريشه يکي از دو عمل معکوس مي باشد و پيدا نمودن b يعني لگاريتم گيري عمل معکوس ديگر است.

لگاريتم به چه منظوري اختراع شده است؟

بديهي است که تا نياز به چيزي احساس نشود آن چيز کشف و اختراع نمي گردد، در واقع هرکدام از علومي که با آن روبه رو هستيم هريک به مقتضاي نيازي و با توجه به هدف خاصي پيکر بندي شده اند.

لگاريتم نيز با توجه به محاسبه هاي طولاني و ملال آوري که دانشمندان سده هاي شانزدهم و هفدهم ميلادي با آن سر و کار داشتند، بوجود آمد. اين محاسبه ها وقت و نيروي زيادي را از دانشمندان تلف مي کرد و هميشه دانشمندان در ذهن داشتند که چطور مي شود بدون انجام چنين محاسبات پيچيده و دشواري و آن هم در کمترين زمان ممکن به جواب مطلوب دست يابند. گفته مي شود که حتي در قرن هشتم هندي ها با محاسبات مربوط به لگاريتم آشنايي داشتند اما اين کلمه و مفهوم مربوط مي شود به قرن شانزدهم .جدول هايي نيز در اين زمينه بوجود آمد و شايد همين تلاش ها و نيازها بود که سر انجام به کشف لگاريتم انجاميد تا آن جا که دو دانشمند به طور همزمان و بدون اينکه از کار يکديگر آگاه باشند موفق به کسب چنين افتخاري گشتند اولي جان نپر و ديگري بورگي.

اما اصطلاح لگاريتم نشات گرفته از فعاليت هاي نپر است که از واژه ي يوناني «لوگوس» به معني نسبت و «ارتيوس» به معني عدد گرفته شده است. او همچنين بجاي لگاريتم از اصطلاح عدد ساختگي نيز استفاده مي کرد. نپر چکيده ي کارهاي خود را در کتابي با عنوان «شرح جدول هاي عجيب لگاريتمي» چاپ کرد و به دنيا نماياند.

عدد e (مبناي لگاريتم طبيعي) نيز در چنين سال هايي چشم به جهان و جهانيان گشود. گفته مي شود کاشف عددe آن گونه که برخي مي پندارنداويلر نبوده است بلکه خود نپر بحث مربوط به لگاريتم طبيعي و عدد e را در يکي از نوشته هايش پيش کشيده است.

بعد از آشکار شدن لگاريتم به جهانيان ابزارهايي براي آسانتر کردن محاسبات لگاريتمي کشف شد که از آن جمله مي توان به خط کش لگاريتمي ساخته ي گونتر انگليسي اشاره نمود. امروزه نيز با استفاده از ماشين حساب و با فشردن يک کليد ميتوان عمل لگاريتم گرفتن را به آساني و سرعت انجام داد.

نپر مخترع اولين جدول هاي لگاريتم درباره ي انگيزه ي خود چنين مي گويد :« تا جايي که مي توانستم کوشيدم تا از مشکلات و خستگي مربوط به محاسبات که کسالت و دلتنگي ناشي از آن عده ي زيادي را از مطالعه ي رياضي مي ترساند رهايي يابم »

حقيقتاً لگاريتم علاوه بر اينکه امکان مي دهد عملياتي را اجراء نماييم که بدون کمک لگاريتم به اشکال زياد بر مي خورد ( مثلاً استخراج ريشه ي درجه ي دلخواه ) محاسبات را فوق العاده آسان و سريع مي سازد.

شايد هيچوقت نپر فکر نمي کرد که جدول هايي را که براي ساده کردن محاسبات طولاني تنظيم کرد، جرقه اي اين چنين را در رياضيات ايجاد کند.

اين گفته ي لاپلاس بي اساس نيست که مي گويد :« اختراع لگاريتم کار محاسبه ي چند ماهه را تا چند روزه کوتاه ساخته گويا که عمر منجمين را دو چندان مي سازد.»

لاپلاس، اين رياضي دان بزرگ درباره ي منجمان صحبت مي نمايد زيرا آنها با محاسبات بخصوص پيچيده و خسته کننده روبرو مي شوند. شايد او نمي دانست که نه تنها طول زندگي اخترشناسان بلکه دريانوردان، بازرگانان، موسيقيدانان، شيميدانان، رياضيدانان، زمين شناسان و حتي همه ي انسان هاي کره ي زمين را چند برابر کرد.

ما که به استفاده از لگاريتم و آساني برآورد ها که از آن ناشي مي شود عادت کرده ايم به سختي مي توانيم آن وجد و شگفتي را که پيدايش لگاريتم باعث شد در نظر مجسم کنيم.

بريگس يکي از معاصران نپر که بعداً به اختراع لگاريتم اعشاري شهرت يافت پس از دريافت رساله ي نپر نوشته بود :« نپر با لگاريتم هاي نو و عجيب خود مرا مجبور ساخت به شدت با کله و دست کار کنم. اميدوارم که در فصل تابستان او را ببينم زيرا هيچ گاه کتابي نخوانده ام که بيشتر مورد پسند من قرار گرفته و مرا متحير ساخته باشد.»

بريگس تصميم خود را عملي ساخته و به اسکاتلند رفت تا مخترع لگاريتم را ملاقات کند در اثناي ملاقات بريگس گفت :« من اين سفر دور و دراز را تنها به يک منظور متحمل شدم آن اينکه شما را ببينم و آگاه شوم که به کمک کدام ابزار تيز هوشي و هنر، شما به فکر لگاريتم، اين ممد کار عالي منجمان دست يافتيد. با وجود اين من حالا بيشتر از آن جهت تعجب مي کنم که چرا هيچ کس قبلاً آن را پيدا نکرد زيرا اکنون که از آن اطلاع حاصل کردم فوق العاده ساده به نظر مي رسد.»

لازم به ذکر است که نخستين لگاريتم هاي اعشاري باتلاش رياضي دان اهل لندن، يعني هنري بريگس تدوين شد و 14 رقمي بود. چند سال بعد جداول 10 رقمي آندريان ولاک رياضي دان هلندي جاي آنها را گرفت.

تابع نمایی

تابع نمایی تابعی در ریاضیات است. معمولا این تابع به صورت ‎exp(x)‎ یا برابر آن ex نوشته می‌شود. که e عددی ثابت برابر عدد اویلر یا به طور تقریبی برابر ۲٫۷۱۸۲۸۱۸۲۸ می‌باشد. البته می‌توان این تابع را به صورت ax نیز تعریف کرد، استفاده از الگوریتم نشان می‌دهد که:

این تابع را تابع نمایی با پایه a می‌خوانیم که a نیز عددی ثابت است. در بسیاری علوم وقتی از تابع نمایی صحبت می‌شود منظور تابع kax می‌باشد، که a را پایه می‌نامند. در این صورت a عددی ثابت و مثبت است.

عموماً متغیر x می‌تواند هر عدد حقیقی یا مختلط باشد و یا حتی می‌تواند شئ ریاضی کاملاً متفاوتی اختیار کند.

تابع لگاریتم

مقدمه

در جبر عموما لگاریتم معمولی یا لگاریتم در پایه 10 عدد b را توانی تعریف می‌کنند که 10 باید به آن برسد تا b بدست آید: . فرض کنیم چنین عددی موجود بوده و از لگاریتم‌ها برای ساده‌کردن ضرب اعدادی که ارقام اعشاری زیادی دارند استفاده می‌کنیم.

تعریف

تابع لگاریتم طبیعی بصورت زیر نمایش داده می‌شود:


به ازای هر x بزرگتر از 1 ، این انتگرال مساحت ناحیه‌ای را نشان می‌دهد که از بالا به خم از پایین به محور t از طرف چپ به خط t=1 ، و از طرف راست به خط t=x محدود است.

تاریخچه

در اواخر قرن شانزدهم یک بارون اسکاتلندی به نام جان نپر (1550-1617) ابزاری بنام لگاریتم ابداع کرد که با تبدیل ضرب به جمع کار محاسبه را ساده می‌کند؛ یعنی داریم:

لگاریتم x + لگاریتم a = لگاریتم ax


برای ضرب دو عدد مثبت x,a از یک جدول ، لگاریتم‌های x,a را پیدا می‌کنیم، سپس این لگاریتم‌ها را بهم می‌افزائیم مجموع حاصل را در داخل جدول می‌یابیم، و بالاخره حاصلضرب مطلوب ax را از حاشیه جدول می‌خوانیم. مسلما در دست داشتن جدول کلید کار بود، به همین سبب نپر در دو دهه آخر زندگی‌اش را صرف تهیه جدولی کرد که هیچگاه نتوانست آن را تمام کند. و این در حالی بود که تیکو براهه ستاره شناس ، مشتاقانه در انتظار این جدول بود تا می‌تواند محاسبات خودش را تسریع بخشد

مشتق تابع لگاریتم طبیعی

چون تابع با انتگرال ذکر شده در قسمت تعریف ، تعریف می‌شود، فورا از نخستین قضیه اساسی حساب دیفرانسیل و انتگرال نتیجه می‌شود که مشتق تابع برابر خواهد بود. بنابراین اگر u تابع مشتقپذیری از x باشد، آنگاه از قاعده زنجیری داریم:


فرمول کلیتر زیر بدست می‌آید:

مشتقگیری لگاریتمی

گاهی یک تابع با معادله‌ای پیچیده داده شده با گرفتن لگاریتم از طرفین آن پیش از مشتقگیری می‌توان مشتقش را سریع‌تر حساب کرد.

خواص

قلمرو: مجموعه تمام اعداد حقیقی مثبت ، x>0

برد: مجموعه تمام اعداد حقیقی

این تابع بر قلمرو خود پیوسته و صعودی است هر گاه آنگاه . این تابع یک تابع یک‌به‌یک از قلمرو خود به بردش است، بنابراین دارای معکوس است.

حاصلضرب ، خارج قسمت و توان: هر گاه x,a دو عدد مثبت باشند. آنگاه:

 

 

 

معکوس تابع لگاریتم

چون یک‌به‌یک و مشتقپذیر است، دارای معکوس مشتقپذیر می‌باشد نمودار منعکس نمودار تابع نسبت به خط y=x است. این نمودار تابع نیز می‌باشد. تابع به ازای هر عدد حقیقی x مساوی می‌باشد. تابع حاصل تابع مشتق پذیری از x است که به ازای هر x حقیقی تعریف شده است و بعنوان تابع نمایی از آن یاد می‌شود که e را پایه و x نما خوانده می‌شود. همچنین توجه می‌کنیم که حد تابع نمایی زمانی که x بسمت بی‌نهایت میل می‌کند برابر بی‌نهایت است و زمانی که x بسمت منفی بی‌نهایت میل می‌کند این حد برابر صفر می‌شود.

معادلات شامل

چون این دو تابع معکوس یکدیگرند، به ازای هر داریم:
و به ازای هر x:

تابع میزان‌های نسبی رشد توابع

تعریف

وقتی a عدد مثبتی غیر از یک باشد. تابع مشتق‌پذیر و یک‌به‌یک است. لذا معکوس مشتقپذیر دارد که ما آن را لگاریتم x در پایه a نامیده و با نشان می‌دهیم.
چون دو تابع ذکر شده در قسمت معکوس یکدیگرند بنابراین ترکیب آنها با هر ترتیبی تابع همانی می‌شود.
توجه می‌کنیم که لگاریتم x نمایی است که وقتی پایه به این نما می‌رسد x بدست می‌آید.

محاسبه

عدد را همیشه می‌توان از لگاریتم‌های طبیعی x,a با فرمول زیر حساب کرد:

 

خواص

خواص زیر مشابه خواص است و به آنی بدست می‌آید:

 

 

 

تبصره در باب نمادگذاری

در بسیاری از کتب پیشرفته و مقالات تحقیقی در ریاضی از ، بدون ذکر پایه برای نمایش طبیعی استفاده شده است. در بسیاری از کتب علوم طبیعی برای نمایش بکار رفته است. لگاریتم در پایه 10 اغلب لگاریتم معمولی نامیده می‌شوند.

کاربردها

ابداع لگاریتم در قرن شانزدهم و هفدهم بزرگترین پیشرفت در حساب بوده است و قبل از اختراع کامپیوتر از مهم‌ترین ابداعات بحساب می‌آید. لگاریتم‌ها حساب دریانوردی را سامان بخشید. کاربرد آن را در علوم و مهندسی و همچنین نجوم نباید انکار کرد. بدین ترتیب که محاسبات اعشاری در نجوم ، دریانوردی و مثلثات را ممکن ساخت.

لگاریتم‌های معمولی اغلب در فرمول‌های علمی بکار می‌روند مثلا: شدت زلزله بر حسب ریشتر توسط فرمول زیر بدست می‌آید:

اندازه R


که در آن a دامنه حرکت زمین به میکرون در ایستگاه گیرنده و T دوره تناوب موج زلزله به ثانیه و B عاملی تجربی است که با افزایش فاصله از مرکز زلزله موجب تضعیف موج زلزله می‌شود.

یکی دیگر از موارد استعمال لگاریتم‌های معمولی عبارتند از واحد دسیبل برای سنجش شدت صوت.

اندازه‌گیری واحد PH برای سنجش اسیدی بودن.

 

تابع به ازای هر عدد حقیقی x ، به صورت می‌باشد. یا می‌توان گفت که معکوس تابع لگاریتم طبیعی همان تابع نمایی است. تابع را اغلب تابع نمایی با پایه e و نمای x می‌نامند. نمادی دیگر برای ، است که اکسپوتانسیل x خوانده می شود.



عدد e

چون از 1 کمتر و از 1 بیشتر است، طبق قضیه مقدار میانگین عددی بین 2 و 4 وجود دارد که لگاریتمش برابر با 1 است. چون یک به یک است، این عدد یکتاست، و با جرف e نمایش داده می شود. اویلر که در اوایل قرن هیجدهم درباره این عدد مطلبی نوشته، آن را با حرف اول نام خودش نمایش داده است. پس

با انجام محاسبات لازم مقدار e به صورت زیر بدست آمده است:
e=2.7182182

مشتق

تابع مشتق پذیر است، زیرا معکوس تابع مشتق پذیری است که مشتق آن هرگز صفر نمی‌شود. برای محاسبه مشتق از دو طرف لگاریتم می‌گیریم و سپس مشتق ضمنی نسبت به x را بدست می‌آوریم که حاصل به صورت زیر است:

تابع در اثر مشتق‌گیری تغییر نمی‌کند؛ این تابع فناناپذیر است. هر چند بار از آن مشتق بگیریم تغییر نمی‌کند. از این بابت تابع نمایی شبیه داستان مریدی است که از مرادش پرسید چه چیز زمین را نگه می‌دارد? پاسخ این بود که یک فیل زمین را نگه می‌دارد، و مرید طبیعتا می‌خواست بداند که چیز فیل را نگه می‌دارد. مراد لحظه‌ای مکث کرد و گفت فیل ، فیل ، باز هم فیل. حتی اگر از قبل نمی‌دانستیم، می‌توانستیم تعیین کنیم که ، تابعی است صعودی از x ، زیرا مشتق آن مثبت است.

انتگرال

تابع در اثر انتگرال‌گیری نیز تغییر نمی‌کند یعنی انتگرال آن به صورت زیر است:



ویژگیهای تابع نمایی

تابع نمایی معکوس تابع لگاریتم طبیعی است؛ یعنی ،

دامنه: مجموعه تمام اعداد حقیقی

برد: مجموعه تمام اعداد مثبت.

مشتق تابع نمایی برابر خودش است.

تابعی است پیوسته (زیرا مشتق پذیر است) و صعودی از x.

انتگرال تابع نمایی برابر خود تابع نمایی یعنی است.

برای حذف لگاریتم از یک رابطه، دو طرف را نمایی کنید و برای حذف پایه های e، از دو طرف لگاریتم بگیرید.

روابط موجود میان تابع و

چون و معکوس یکدیگرند، پس داریم:

به ازای هر x>0 داریم:

به ازای تمام x ها داریم:

کاربردهای تابع نمایی

قانون تغییر نمایی

در بسیاری از پدیده‌های مربوط به فیزیک ، زیست شناسی ، محیط زیست و اقتصاد کمیتی چون y در هر زمان مفروض t با آهنگی رشد می‌کند یا زوال می‌یابد که متناسب است با مقدار کمیت موجود. همان قانون تغیر نمایی است که در آن مقدار y در لحظه t=0 و k ثابتی است که هر گاه y افزایش یابد مثبت ، و هرگاه کاهش یابد منفی است. می‌توان از این قانون برای محاسبه رشد سلول ، آهنگ تولد و رشد جمعیت نیز استفاده کرد.

سودی که بطور پیوسته محاسبه می‌شود

اگر مبلغ را با نرخ سالانه ، پس انداز کنید درآمدهای حاصل به صورت زیر محاسبه می‌شود:


فرمول حاصل را که نشان دهنده مقدار پول موجود در حساب شما پس از t سال است، فرمول سود پیوسته می‌نامند و می‌گویند سود پرداختی طبق این فرمول بطور پیوسته حساب شده است.

رادیواکتیویته

وقتی یک اتم رادیواکتیو مقداری از جرمش را به صورت پرتو منتشر می‌کند، باقیمانده اتم تغییر شکل می‌یابد و ماده جدیدی بوجود می‌آید. این فرآیند تابش و تغییر را واپاشی رادیواکتیو می‌نامند، و عنصری که اتمهایش خود به خود به انجام دادن این فرآیند می‌پردازد، رادیواکتیو نام دارد. تجربه نشان داده است که در هر لحظه ، آهنگ واپاشی یک عنصر رادیواکتیو (تعداد هسته‌هایی که در واحد زمان تغییر می‌کنند) تقریبا متناسب است با تعداد هسته‌های رادیواکتیو موجود. تعداد هسته‌های رادیواکتیو موجود در زمان t برابر است با:


که در آن تعداد موجود در زمان صفر است.

قانون سرمایش نیوتن

وقتی مایعی داغ را در یک فنجان نازک می‌ریزیم، مایع سرد می‌شود تا آنجا که دمایش با دمای محیط اطراف یکی شود. در این گونه موارد ، آهنگ تغییر دمای جسم تقریبا با اختلاف بین دمای جسم و دمای محیط اطراف آن متناسب است. این قاعده گرچه در مورد گرم شدن هم کاربرد دارد، قانون سرمایش نیوتن نام دارد. این قانون را با روش زیر می‌توان به صورت یک معادله نوشت:


که در آن T دمای جسم ، دمای محیط اطراف آن و مقدار T در زمان صفر است.

 

معکوس تابع y = ln x را تابع نمایی گوئیم. که موارد استفاده زیادی در ریاضیات دارد.

تعریف

تابع به ازای هر عدد حقیقی x ، تابع را تابع نمایی با پایه e و نمای x می‌نامند. نمادی دیگر برای ، است که "اکسپوتانسیل x" خوانده می‌شود. نمودار را می‌توان با پیداکردن قرینه y=ln x نسبت به خط y=x بدست آورد. نمودار همان نمودار x = ln y است. باید دقت داشته باشیم که چون و y = ln x معکوس یکدیگرند آنگاه به ازای هر x بزرگتر از صفر: تابع در اثر مشتق‌گیری تغییر نمی‌کند؛ این تابع فنا ناپذیر است. این تابع تابعی است صعودی زیرا مشتق آن مثبت است.

ویژگی‌های

تابع نمایی معکوس تابع لگاریتم طبیعی y = ln x است.

دامنه آن تمام اعداد حقیقی است.

بردش تمام اعداد مثبت.

مشتقش همواره با خودش برابر است. و توابعی است پیوسته و صعودی از x.

تابع‌های .

اگر α یک عدد مثبت و x هر عدد دلخواهی باشد، تابع را با معادله زیر تعریف می‌کنیم:

 

ویژگی‌های تابع

اگر a یک عدد حقیقی مثبت باشد و آنگاه تابع دارای ویژگی‌های زیر است:

دامنه: مجموعه اعداد حقیقی

برد: مجموعه همه اعداد حقیقی مثبت: y>0

مشتق آن عبارت است از

پیوسته است (زیرا مشتق‌پذیر است)؛ صعودی است هر گاه a>1. نزولی است هر گاه 0 < a <1 و در هرحالت یک‌به‌یک است.

توابع لگاریتمی

در قسمت قبلی اشاره کردیم که لگاریتم طبیعی یکی از توابع لگاریتمی است که معکوس تابع‌نمایی است. پس بقیه کدام‌ها هستند؟ بقیه این توابع معکوس‌های توابع نمایی هستند. این معکوس‌ها در علوم و مهندسی کاربردهای بسیاری دارند.

کاربردهای توابع نمایی و لگاریتمی

در بسیاری از پدیده‌های مربوط به فیزیک ، زیست‌شناسی – محیط زیست و اقتصاد کمیتی چون y در هر زمان مفروض t با آهنگی رشد می‌کند یا زوال می‌یابد که متناسب است با مقدار کمیت موجود. این مطلب به معادله منجر می‌شود که k ثابتی است که هرگاه y افزایش یابد، مثبت و هرگاه کاهش یابد منفی است. یا سودی که بطور پیوسته محاسبه می‌شود. یا محاسبه نیمه‌عمر یک رادیواکتیو - قانون سرمایش نیوتن.

یکی از جواب‌های تابع نمایی است که یکی از توابع موسوم به توابع متعالی است. و بطور کلی علاوه بر توابع نمایی توابعی چون توابع لگاریتمی ، شش تابع مثلثاتی ، توابع معکوس مثلثاتی نیز متعالی می‌باشند. نام متعالی را اویلر برای توصیف اعدادی انتحاب کرد که ریشه یک معادله چندجمله‌ای نیستند. اویلر می‌گوید که این اعداد "متعالی‌تر از آن‌اند که روش‌های جبری در موردشان کارساز باشد.

تعریف تابع لگاریتمی طبیعی

تابع لگاریتم طبیعی y=ln x ،


به ازای هر x بزرگتر از 1 ، این انتگرال مساحت ناحیه‌ای را نشان می‌دهد که از بالا به خم  از پایین به محور t از طرف چپ به خط t=1 و از طرف راست به خط t=x محدود است. در اواخر قرن شانزدهم ، یک بارون اسکاتلندی بنام جان‌نپر ابزاری بنام لگاریتم ابداع کرد که با تبدیل ضرب به جمع کار محاسبه را ساده می‌کند. که این کار محاسبات اعشاری در نجوم ، دریانوردی و مثلثات را ممکن ساخت. گاه می‌توان مشتق تابعی را که با یک معادله پیچیده داده شده است با گرفتن لگاریتم از دو طرف معادله قبل از عمل مشتق‌گیری سریعتر محاسبه کرد. این فرآیند را مشتق‌گیری لگاریتمی می‌نامیم.

ویژگی‌های y=ln x

دامنه: مجموعه تمام اعداد حقیقی مثبت x>0

برد: مجموعه تمام اعداد حقیقی ،

در هر نقطه از دامنه‌اش تابعی پیوسته و صعودی است.

دارای معکوس است.

حاصل‌ضرب ، خارج‌قسمت و توان: اگر x,a دو عدد مثبت باشند آنگاه:

ln ax = ln a + ln x

 

 

 

جدول انتگرال توابع نمایی:

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


بطوریکه:

 

منابع:

forum.patoghu.com/thread53664.html

bijandi.parsiblog.com/562735.htm

www.tebyan.net/.../2/2/84480.html

http://fa.wikipedia.org



تاريخ : یکشنبه دوم آبان 1389 | 10:32 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]
مقدمه

 

نظريه ها و قاعده هاي رياضي، با کشف خود «هستي» پيدا مي کنند، آن ها تنها وجود دارند و اغلب بدون کاربردند. دير يا زود، و گاهي بعد از صدها و هزارها سال، اين موجودات رياضي به «صفت» تبديل مي شوند و کاربرد خود را در زندگي و عمل، در ساير دانش ها، در صنعت و هنر پيدا مي کنند.

 

«اويلر»

شايد ??? سال پيش کسي فکر نمي کرد لگاريتمي که در رابطه با نياز محاسبات عملي کشف شد در آينده کاربردهاي وسيعي پيدا کند.

با ورود لگاريتم به دنياي رياضيات و آشنا شدن مردم و دانشمندان با آن، اين شاخه کاربردهاي زيادي را در زندگي روزمره پيدا کرد. چنانکه امروزه لگاريتم در حسابداري و در تعيين بهره ي مرکب و نيز مسائل مالي کاربرد فراواني يافته است. همان زمان که لگاريتم اختراع شده بود اويلر رابطه ي بين عدد e و بهره ي مرکب را دريافت و فهميد که حد بهره به سمت عددي متناسب (يا مساوي در شرايط خاص) ، که همان عدد e است ميل مي کند. همچنين از لگاريتم در مدلسازي و بازار يابي سهمي استفاده مي شود. مدلسازي ايجاد الگو و تمثيلي براي تجسم واقعيت هاي خارجي است که در مسائل مربوط به رياضيات و حسابداري کاربرد دارد

لگاريتم

به توان رساندن داراي 2 عمل معکوس مي باشد. اگر    a=c    در اين صورت پيدا نمودن a يعني استخراج ريشه يکي از دو عمل معکوس مي باشد و پيدا نمودن b يعني لگاريتم گيري عمل معکوس ديگر است.

لگاريتم به چه منظوري اختراع شده است؟

بديهي است که تا نياز به چيزي احساس نشود آن چيز کشف و اختراع نمي گردد، در واقع هرکدام از علومي که با آن روبه رو هستيم هريک به مقتضاي نيازي و با توجه به هدف خاصي پيکر بندي شده اند.

لگاريتم نيز با توجه به محاسبه هاي طولاني و ملال آوري که دانشمندان سده هاي شانزدهم و هفدهم ميلادي با آن سر و کار داشتند، بوجود آمد. اين محاسبه ها وقت و نيروي زيادي را از دانشمندان تلف مي کرد و هميشه دانشمندان در ذهن داشتند که چطور مي شود بدون انجام چنين محاسبات پيچيده و دشواري و آن هم در کمترين زمان ممکن به جواب مطلوب دست يابند. گفته مي شود که حتي در قرن هشتم هندي ها با محاسبات مربوط به لگاريتم آشنايي داشتند اما اين کلمه و مفهوم مربوط مي شود به قرن شانزدهم .جدول هايي نيز در اين زمينه بوجود آمد و شايد همين تلاش ها و نيازها بود که سر انجام به کشف لگاريتم انجاميد تا آن جا که دو دانشمند به طور همزمان و بدون اينکه از کار يکديگر آگاه باشند موفق به کسب چنين افتخاري گشتند اولي جان نپر و ديگري بورگي.

اما اصطلاح لگاريتم نشات گرفته از فعاليت هاي نپر است که از واژه ي يوناني «لوگوس» به معني نسبت و «ارتيوس» به معني عدد گرفته شده است. او همچنين بجاي لگاريتم از اصطلاح عدد ساختگي نيز استفاده مي کرد. نپر چکيده ي کارهاي خود را در کتابي با عنوان «شرح جدول هاي عجيب لگاريتمي» چاپ کرد و به دنيا نماياند.

عدد e (مبناي لگاريتم طبيعي) نيز در چنين سال هايي چشم به جهان و جهانيان گشود. گفته مي شود کاشف عددe آن گونه که برخي مي پندارنداويلر نبوده است بلکه خود نپر بحث مربوط به لگاريتم طبيعي و عدد e را در يکي از نوشته هايش پيش کشيده است.

 

بعد از آشکار شدن لگاريتم به جهانيان ابزارهايي براي آسانتر کردن محاسبات لگاريتمي کشف شد که از آن جمله مي توان به خط کش لگاريتمي ساخته ي گونتر انگليسي اشاره نمود. امروزه نيز با استفاده از ماشين حساب و با فشردن يک کليد ميتوان عمل لگاريتم گرفتن را به آساني و سرعت انجام داد.

نپر مخترع اولين جدول هاي لگاريتم درباره ي انگيزه ي خود چنين مي گويد :« تا جايي که مي توانستم کوشيدم تا از مشکلات و خستگي مربوط به محاسبات که کسالت و دلتنگي ناشي از آن عده ي زيادي را از مطالعه ي رياضي مي ترساند رهايي يابم »

حقيقتاً لگاريتم علاوه بر اينکه امکان مي دهد عملياتي را اجراء نماييم که بدون کمک لگاريتم به اشکال زياد بر مي خورد ( مثلاً استخراج ريشه ي درجه ي دلخواه ) محاسبات را فوق العاده آسان و سريع مي سازد.

شايد هيچوقت نپر فکر نمي کرد که جدول هايي را که براي ساده کردن محاسبات طولاني تنظيم کرد، جرقه اي اين چنين را در رياضيات ايجاد کند.

اين گفته ي لاپلاس بي اساس نيست که مي گويد :« اختراع لگاريتم کار محاسبه ي چند ماهه را تا چند روزه کوتاه ساخته گويا که عمر منجمين را دو چندان مي سازد.»

لاپلاس، اين رياضي دان بزرگ درباره ي منجمان صحبت مي نمايد زيرا آنها با محاسبات بخصوص پيچيده و خسته کننده روبرو مي شوند. شايد او نمي دانست که نه تنها طول زندگي اخترشناسان بلکه دريانوردان، بازرگانان، موسيقيدانان، شيميدانان، رياضيدانان، زمين شناسان و حتي همه ي انسان هاي کره ي زمين را چند برابر کرد.

ما که به استفاده از لگاريتم و آساني برآورد ها که از آن ناشي مي شود عادت کرده ايم به سختي مي توانيم آن وجد و شگفتي را که پيدايش لگاريتم باعث شد در نظر مجسم کنيم.

بريگس يکي از معاصران نپر که بعداً به اختراع لگاريتم اعشاري شهرت يافت پس از دريافت رساله ي نپر نوشته بود :« نپر با لگاريتم هاي نو و عجيب خود مرا مجبور ساخت به شدت با کله و دست کار کنم. اميدوارم که در فصل تابستان او را ببينم زيرا هيچ گاه کتابي نخوانده ام که بيشتر مورد پسند من قرار گرفته و مرا متحير ساخته باشد.»

بريگس تصميم خود را عملي ساخته و به اسکاتلند رفت تا مخترع لگاريتم را ملاقات کند در اثناي ملاقات بريگس گفت :« من اين سفر دور و دراز را تنها به يک منظور متحمل شدم آن اينکه شما را ببينم و آگاه شوم که به کمک کدام ابزار تيز هوشي و هنر، شما به فکر لگاريتم، اين ممد کار عالي منجمان دست يافتيد. با وجود اين من حالا بيشتر از آن جهت تعجب مي کنم که چرا هيچ کس قبلاً آن را پيدا نکرد زيرا اکنون که از آن اطلاع حاصل کردم فوق العاده ساده به نظر مي رسد.»

لازم به ذکر است که نخستين لگاريتم هاي اعشاري باتلاش رياضي دان اهل لندن، يعني هنري بريگس تدوين شد و 14 رقمي بود. چند سال بعد جداول 10 رقمي آندريان ولاک رياضي دان هلندي جاي آنها را گرفت.

 



تاريخ : یکشنبه دوم آبان 1389 | 10:31 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

اتحاد ها

1)اتحاد مربع دو جمله ای:جمله  اول به توان دو به اضافه جمله دوم به توان دو به اضافه دو برابر جمله اول ضربدر جمله دوم

exsample:(a+b) 2 =a2 + b2+2ab                                             

2)اتحاد مزدوج:جمله اول به توان دو منهای جمله دوم به توان دو              

example:(a+b)(a-b)=a2-b2                                                                                                                                                                                                           

3)اتحاد مربع سه جمله ای:جمله اول به توان دو به اضافه جمله دوم به توان دو به اضافه جمله سوم به توان دو به اضافه دو برابر جمله اول ضربدر جمله دوم به اضافه دو برابر جمله اول ضربدر جمله سوم به اضافه دو برابر جمله دوم ضربدر جمله سوم

example:  (a+b+c)2 =a2+b2+c2+2ab+2ac+2bc                                                                                       

4)اتحاد مجموع و تفاضل مکعبات دو جمله ای(چاق و لاغر):جمله اول به توان سه بهاضافه یا منهای جمله دوم به توان سه

 example:(a+b)(a2-ab+b2)=a3+b3                                                               

example:(a-b)(a2+ab+b2)=a3-b3                                                               

5)اتحاد مکعب سه جملهای:جمله اول به توان سه به اضافه یا منهای جمله دوم به توان سه  به اضافه سه برابر جمله اول به توان دو ضربدر جمله دوم به اضافه سه برابر جمله دوم به توان دو ضربدر جمله اول

 example:(a+b)3=a3+b3+3a2b+3b2a                                                

 example:(a-b)3=a3-b3-2a2b+3b2a     

6)اتحاد جمله مشترک: جمله اول به توان دو به اضافه مجموع جمله دوم و سوم ضربدر جمله اول به اضافه حاصلضرب جمله دوم و سوم

example:(a-b)(a-c)=a2+(-b-c)a+bc                                              

 



تاريخ : یکشنبه دوم آبان 1389 | 10:30 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

اتحادجبری

اتحادتغییر مسیری به این صفحه است. برای کاربردهای دیگر اتحادابهام‌زدایی را ببینید.

اتحاد یک گزاره ریاضی همواره صادق است که معمولاً برای ساده‌سازی فعالیتهای جبری در ریاضی بکار می‌رود

مقدمه و معرفی
در ریاضیات اتحادها تساوی هایی هستند که به ازای هر مقدار عددی از دامنه خود که بجای متغییرهایشان قرار دهیم همواره برقرار باشند. به عنوان مثال تساوی برای هر x عضو دامنه برقرار است. لذا این عبارت جبری یک اتحاد است، اما تساوی فقط برای x=1 برقرار است. پس این عبارت یک اتحاد نمی باشد. در واقع در مورد یک اتحاد در اصل به یک تساوی بدیهی چون 0=0 می رسیم. به عنوان مثال در اتحاد مثال زده شده دو طرف ساده شده و تساوی 0=0 حاصل می شود. به این ترتیب تفاوت میان یک اتحاد جبری و یک معادله جبری در این است که اتحاد جبری به ازای همه مقادیر دامنه برقرار است در صورتی که یک معادله جبری به ازای تعداد محدودی از اعضای دامنه(مجموعه جواب معادله) برقرار است. عبارات زیر نمونه ای از اتحاد است:
اتحادهای مهم جبری
در میان اتحادهای جبری، برخی از اتحادها بسیار مهم و کاربردی می باشند و در حل معادلات، محاسبات جبری، تجزیه عبارت جبری و... بسیار کاربرد دارند. از این رو دانستن و به کاربردن آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. در این قسمت به بررسی این اتحادهای مهم می پردازیم. اتحاد مربع مجموع دو جمله
مثال:
اتحاد مربع تفاضل دو جمله
مثال:
اتحاد مکعب مجموع دو جمله
مثال:
اتحاد بسط دو جمله ای نیوتن
در دو اتحاد قبل مشاهدی کردید که عبارت مجموع با تفاضل دو جمله چون (a+b)،(a-b) به توان های دو و سه رسیدند. حال این اتحاد برای توانهای طبیعی n هم قابل تعمیم است و به آن اتحاد بسط دو جمله ای نیوتن می گویند.
مثال:
اتحاد مربع سه جمله
مثال:
تعمیم اتحاد مربع چند جمله
مثال:
اتحاد مزدوج
مثال:
 لازم به توضیح است اگر داشته باشیم a+b آنگاه عبارت a-b را مزدوج عبارت اول یعنی a+b می گویند.
اتحاد جمله مشترک
مثال:
تعمیم اتحاد جمله مشترک
مثال
اتحاد مجموع مکعبات دو جمله
مثال:
تعمیم اتحاد مجموع مکعبات دو جمله
پس می توان نتیجه زیر را بیان کرد:
 لازم به توضیح است که این اتحاد فقط برای حالتی برقرار ست که توان n عدد طبیعی فرد باشد.
مثال:
اتحاد تفاضل مکعبات دو جمله
مثال:
تعمیم اتحاد تفاضل مکعبات دو جمله
پس می توان نتیجه زیر را بیان کرد:
 لازم به توضیح است این این اتحاد برای هر عدد طبیعی n برقرار است.
مثال:
اتحاد اویلر
· برهان:
 صورتی دیگر از اتحاد اویلر:
· برهان:
 نتایج اتحاد اویلر:
o اگر a+b+c=0 آنگاه
o اگر a=b=c آنگاه
مثال:
همچنین اگر باشد آنگاه داریم:
اتحاد لاگرانژ
مثال:
 علاوه بر اتحاد های جبری ذکر شده هر عبارت دیگر که برای هر مقدار از دامنه برقرار باشد را نیز می توان به عنوان اتحاد دانست. به عنوان مثال از مهمترین این اتحاد ها، اتحاد های مثلثاتی می باشند.
مقدمه
در ریاضیات گاهی به عبارتهای بسیار خسته کننده و دشوار می‌رسیم، اما این عبارتها ، بعضی مواقع با عبارتهای معادل جایگزین می‌شوند که نسبت به عبارتهای اولیه کوتاهتر و به اصطلاح جمع و جورتر هستند. بنابراین می‌توان گفت که به نوعی بین روابط اولیه و روابط کوتاه بعدی ، وحدت یا متحد بودن برقرار است. یعنی می‌توان یک رابطه تساوی نوشت ، بگونه‌ای که عبارت طولانی‌تر در یک طرف و عبارت کوتاهتر در طرف دیگر آن قرار گیرد. چنین عبارتی را در اصطلاح ریاضیات یک اتحاد ریاضی می‌گویند. برای ورود به بحث اتحادها بهتر است ابتدا چند تعریف مقدماتی را که در برسی اتحادها مفید واقع می‌شود، بیان کنیم.
عبارت جبری
عبارت جبری ، عبارتی است که در آن اعداد و حروف با چهار عمل اصلی و توان و رادیکال به هم مربوط شده‌اند. به عنوان مثال عبارتی به صورت 3x+5xy یک عبارت جبری است که ترکیبی از حروف x و y و اعداد ا ست که با عمل جمع به هم مربوط شده‌اند.
چند جمله‌ای
در حالت کلی یک عبارت جبری به صورت
P(x)=anxn+an-1xn-1+....+a2x2+a1x1+a0
را یک چند جمله‌ای می‌گویند که در آن x متغیر بوده و ضرایب a1 , a2 , ......, an-1 , an اعدا حقیقی هستند.چند جمله‌ای فوق یک چند جمله‌ای تک متغیره است، اما یک چند جمله‌ای می‌تواند دارای متغیرهای بیشتری باشد. مثلا عبارت 2x2+5xy4+14y-18 یک چند جمله‌ای دو متغیره است. بدیهی است که هر چند جمله‌ای با تعداد جملاتش شناخته می‌شود. مثلا (P(x یک n جمله‌ای است.
درجه یک چند جمله‌ای
هر چند جمله‌ای علاوه بر تعداد جملات دارای یک ویژگی دیگر نیز می‌باشد که از آن تحت عنوان درجه چند جمله‌ای تعبیر می‌شود. طبق تعریف در هر چند جمله‌ای ، درجه نسبت به هر یک از متغیرها بزرگترین درجه آن متغیر است. درجه هر جمله نسبت همه متغیرها بزرگترین درجه آن متغیر است. درجه هر جمله نسبت به همه متغیرها با مجموع توانهای متغیرها در آن جمله برابر است و نیز درجه چند جمله‌ای نسبت به همه حروف با بیشترین درجه جملات آن برابر است. به عنوان مثال در مورد چند جمله‌ای x4+2x2y2z+z2+zxy+xy3 احکام زیر را می‌توان صادر کرد.
درجه نسبت به x برابر 4 است.
درجه نسبت به y برابر 4 است.
درجه نسبت به z برابر 2 است.
درجه نسبت به همه حروف برابر 5 است.
تفکیک عبارتهای معین و نامعین
در هر عبارت جبری ، مجموعه‌ مقادیری که می‌توانند جانشین متغییرهای آن عبارت شوند، دامنه عبارت جبری نامیده می‌شود. اما در هر عبارت جبری با توجه به نوع عملی که در آن بکار رفته است، محدودیتهایی ظاهر می‌شود. این محدودیتها منجر به تفکیک عبارتهای معین ونامعین می‌شود. به عنوان مثال در یک عبارت کسری که مخرج کسر شامل متغییر است، تنها مقادیری می‌توانند به جای متغییر قرار گیرند که مخرج کسر را صفر نکنند. به عبارت دیگر هر عبارت کسری با مخرج صفر ، عبارتی نامعین است که از لحاظ ریاضی تعریف نشده است.
عبارتهای متحد
دو عبارت جبری را متحد گویند، هرگاه ضرایب جملات متشابه در آنها یکسان باشد. دو جمله متشابه ، دو جمله‌ای را گویند که توان همه متغیرها در آنها یکسان باشد. به عنوان مثال از اتحاد (ax4+bx2+c≡(x2-2)(x+4 می‌توان نتیجه گرفت که a=1 و b=4 و c=-8 است. چون اگر عبارت طرف دوم را بسط دهیم، عبارتی به صورت x4+4x2-2x-8 حاصل می‌شود، که از مساوی قرار دادن ضرایب جملات مشابه ، مقادیر فوق بدست می‌آید.
چند جمله‌ای خیام
می توان گفت که اتحادهای جبری را می‌توان از یک رابطه کلی که به چند جمله‌ای خیام معروف است، بدست آورد. چند جمله‌ای خیام به صورت زیر بیان می‌شود. a+b)n=an+nan-1b+n(n-1)/n an-2b2+....+bn) بدیهی است که اگر بجای b مقدار (b-) را قرار دهیم، در این صورت عبارت n(a-b) حاصل می‌شود.
بسط چند جمله‌ای با استفاده از اتحادها
در اتحادهای جبری ملاحظه کردیم که در طرف اول فقط دو جمله وجود داشت. اما اگر چنانچه بیشتر از دو جمله وجود داشته باشد، بازهم می‌توان با استفاده از اتحادهای جبری ، این عبارتها را بسط داد. به عنوان مثال ، اگر بخواهیم عبارت 2(a+b+c) را بسط دهیم، در این صورت بهتر است که ابتدا به جای b+c کمیت جدید d را قرار داده و 2 (a+d) بسط می‌دهیم. حال در قدم بعدی مقدار d را جایگذاری کرده و بار دیگر با استفاده از اتحادهای جبری این جمله را نیز بسط می‌دهیم و در نهایت به رابطه زیر می‌رسیم

کاربرد اتحاد

ساده‌سازی محاسبات اعدادی مانند۱۰۱۲

تجزیه عبارات گویا که خود در ب.م.م گیری و ک.م.م گیری کاربرد دارد.

انواع اتحاد

اتحادها بسیار زیاد هستند اما چند اتحاد اصلی که پایهٔ اتحادهای دیگر هستند بدین قرارند:

مربع دو جمله ای

مربع سه جمله‌ای

مکعب مجموع دو جمله

مزدوج

اتحاد جمله مشترک

مجموع و تفاضل مکعبات دوجمله

اویلر(اولر)

اتحاد لاگرانژ

 

نیوتونی

[

 

کشف لگاریتم:

مقدمه

نظريه ها و قاعده هاي رياضي، با کشف خود «هستي» پيدا مي کنند، آن ها تنها وجود دارند و اغلب بدون کاربردند. دير يا زود، و گاهي بعد از صدها و هزارها سال، اين موجودات رياضي به «صفت» تبديل مي شوند و کاربرد خود را در زندگي و عمل، در ساير دانش ها، در صنعت و هنر پيدا مي کنند.

«اويلر»

شايد ??? سال پيش کسي فکر نمي کرد لگاريتمي که در رابطه با نياز محاسبات عملي کشف شد در آينده کاربردهاي وسيعي پيدا کند.

با ورود لگاريتم به دنياي رياضيات و آشنا شدن مردم و دانشمندان با آن، اين شاخه کاربردهاي زيادي را در زندگي روزمره پيدا کرد. چنانکه امروزه لگاريتم در حسابداري و در تعيين بهره ي مرکب و نيز مسائل مالي کاربرد فراواني يافته است. همان زمان که لگاريتم اختراع شده بود اويلر رابطه ي بين عدد e و بهره ي مرکب را دريافت و فهميد که حد بهره به سمت عددي متناسب (يا مساوي در شرايط خاص) ، که همان عدد e است ميل مي کند. همچنين از لگاريتم در مدلسازي و بازار يابي سهمي استفاده مي شود. مدلسازي ايجاد الگو و تمثيلي براي تجسم واقعيت هاي خارجي است که در مسائل مربوط به رياضيات و حسابداري کاربرد دارد

 

 

لگاريتم

به توان رساندن داراي 2 عمل معکوس مي باشد. اگر    a=c    در اين صورت پيدا نمودن a يعني استخراج ريشه يکي از دو عمل معکوس مي باشد و پيدا نمودن b يعني لگاريتم گيري عمل معکوس ديگر است.

لگاريتم به چه منظوري اختراع شده است؟

بديهي است که تا نياز به چيزي احساس نشود آن چيز کشف و اختراع نمي گردد، در واقع هرکدام از علومي که با آن روبه رو هستيم هريک به مقتضاي نيازي و با توجه به هدف خاصي پيکر بندي شده اند.

لگاريتم نيز با توجه به محاسبه هاي طولاني و ملال آوري که دانشمندان سده هاي شانزدهم و هفدهم ميلادي با آن سر و کار داشتند، بوجود آمد. اين محاسبه ها وقت و نيروي زيادي را از دانشمندان تلف مي کرد و هميشه دانشمندان در ذهن داشتند که چطور مي شود بدون انجام چنين محاسبات پيچيده و دشواري و آن هم در کمترين زمان ممکن به جواب مطلوب دست يابند. گفته مي شود که حتي در قرن هشتم هندي ها با محاسبات مربوط به لگاريتم آشنايي داشتند اما اين کلمه و مفهوم مربوط مي شود به قرن شانزدهم .جدول هايي نيز در اين زمينه بوجود آمد و شايد همين تلاش ها و نيازها بود که سر انجام به کشف لگاريتم انجاميد تا آن جا که دو دانشمند به طور همزمان و بدون اينکه از کار يکديگر آگاه باشند موفق به کسب چنين افتخاري گشتند اولي جان نپر و ديگري بورگي.

اما اصطلاح لگاريتم نشات گرفته از فعاليت هاي نپر است که از واژه ي يوناني «لوگوس» به معني نسبت و «ارتيوس» به معني عدد گرفته شده است. او همچنين بجاي لگاريتم از اصطلاح عدد ساختگي نيز استفاده مي کرد. نپر چکيده ي کارهاي خود را در کتابي با عنوان «شرح جدول هاي عجيب لگاريتمي» چاپ کرد و به دنيا نماياند.

عدد e (مبناي لگاريتم طبيعي) نيز در چنين سال هايي چشم به جهان و جهانيان گشود. گفته مي شود کاشف عددe آن گونه که برخي مي پندارنداويلر نبوده است بلکه خود نپر بحث مربوط به لگاريتم طبيعي و عدد e را در يکي از نوشته هايش پيش کشيده است.

 

بعد از آشکار شدن لگاريتم به جهانيان ابزارهايي براي آسانتر کردن محاسبات لگاريتمي کشف شد که از آن جمله مي توان به خط کش لگاريتمي ساخته ي گونتر انگليسي اشاره نمود. امروزه نيز با استفاده از ماشين حساب و با فشردن يک کليد ميتوان عمل لگاريتم گرفتن را به آساني و سرعت انجام داد.

نپر مخترع اولين جدول هاي لگاريتم درباره ي انگيزه ي خود چنين مي گويد :« تا جايي که مي توانستم کوشيدم تا از مشکلات و خستگي مربوط به محاسبات که کسالت و دلتنگي ناشي از آن عده ي زيادي را از مطالعه ي رياضي مي ترساند رهايي يابم »

حقيقتاً لگاريتم علاوه بر اينکه امکان مي دهد عملياتي را اجراء نماييم که بدون کمک لگاريتم به اشکال زياد بر مي خورد ( مثلاً استخراج ريشه ي درجه ي دلخواه ) محاسبات را فوق العاده آسان و سريع مي سازد.

شايد هيچوقت نپر فکر نمي کرد که جدول هايي را که براي ساده کردن محاسبات طولاني تنظيم کرد، جرقه اي اين چنين را در رياضيات ايجاد کند.

اين گفته ي لاپلاس بي اساس نيست که مي گويد :« اختراع لگاريتم کار محاسبه ي چند ماهه را تا چند روزه کوتاه ساخته گويا که عمر منجمين را دو چندان مي سازد.»

لاپلاس، اين رياضي دان بزرگ درباره ي منجمان صحبت مي نمايد زيرا آنها با محاسبات بخصوص پيچيده و خسته کننده روبرو مي شوند. شايد او نمي دانست که نه تنها طول زندگي اخترشناسان بلکه دريانوردان، بازرگانان، موسيقيدانان، شيميدانان، رياضيدانان، زمين شناسان و حتي همه ي انسان هاي کره ي زمين را چند برابر کرد.

ما که به استفاده از لگاريتم و آساني برآورد ها که از آن ناشي مي شود عادت کرده ايم به سختي مي توانيم آن وجد و شگفتي را که پيدايش لگاريتم باعث شد در نظر مجسم کنيم.

بريگس يکي از معاصران نپر که بعداً به اختراع لگاريتم اعشاري شهرت يافت پس از دريافت رساله ي نپر نوشته بود :« نپر با لگاريتم هاي نو و عجيب خود مرا مجبور ساخت به شدت با کله و دست کار کنم. اميدوارم که در فصل تابستان او را ببينم زيرا هيچ گاه کتابي نخوانده ام که بيشتر مورد پسند من قرار گرفته و مرا متحير ساخته باشد.»

بريگس تصميم خود را عملي ساخته و به اسکاتلند رفت تا مخترع لگاريتم را ملاقات کند در اثناي ملاقات بريگس گفت :« من اين سفر دور و دراز را تنها به يک منظور متحمل شدم آن اينکه شما را ببينم و آگاه شوم که به کمک کدام ابزار تيز هوشي و هنر، شما به فکر لگاريتم، اين ممد کار عالي منجمان دست يافتيد. با وجود اين من حالا بيشتر از آن جهت تعجب مي کنم که چرا هيچ کس قبلاً آن را پيدا نکرد زيرا اکنون که از آن اطلاع حاصل کردم فوق العاده ساده به نظر مي رسد.»

لازم به ذکر است که نخستين لگاريتم هاي اعشاري باتلاش رياضي دان اهل لندن، يعني هنري بريگس تدوين شد و 14 رقمي بود. چند سال بعد جداول 10 رقمي آندريان ولاک رياضي دان هلندي جاي آنها را گرفت.

عنوان : طراحی کورس هماهنگ برای پوهنحی های تعلیم و تر بیه

مقدمه : الف طراحی کورس ( دوره آموزشی ) هماهنگ سازی در پوهنحی های تعلیم و تربیه یک برنامه آموزشی مفید و موثر بوده استفاده از شیوه های مختلف تدریس را تقویت کرده گذر از یک میتود به دیگر میتود را سهولت میبخشد.

محتوا محور اساسا مبتنی به لکچر بوده در آن از سوالات کنترولی به منظور ارزیابی دروس گذشته و درس جدید کمتر پرسش بعمل می آید. اصول محتوا محور آن است که شاگردان لکچر را همان طوریکه ارائه شد به همان پیمانه و یا چیزی کمتر از آن طوریکه کافی باشد بیاموزند و پاسخ داده بتوانند.

محتوا محور هم یک آموزش فعال را بار آورده میتواند.

آموزش فعال آن است که شاگردان را در انجام دادن یک عملیه و تفکر راجع به آن وادار بسازد.

در محتوا محور استاد باید سعی کند تا درس را از حالت یکنواخت خارج بسازد به این منظور لازم است که به هر شاگرد توجه شود یعنی در جریان درس روی استاد بطرفف همه شاگردان صنف باشد یا به بیان دیگر همه شاگردان صنف را باید ببیند.

در ارائه لکچر اگر هر یکی از شاگردان را نه بینیم ، تعدادی از شاگردان از ساحه کنترول خارج شده زمینه آن مساعد میگردد که درس را گوش نکند و به کار دیگری مصروف شوند. ممکن است در بخش های مختلف یک لکچر از آن  سوالات جواب کوتاه پرسیده شود که توانایی پاسخ دهی را داشته باشند.

آموزش محور عبارت است از تشریح موضوعات تدریس و آموزشی که شاگردان را وادار به آموختن هدف اساسی آن میتنماید. آموزش دقیق ، فراگیر و معتبر است.

در آموزش محور مواد آموزشی را طوری فرا بگیرند که ارتباط آنرا با برخی موضوعات دیگر ، کاربرد  یا مورد استفاده آن و در برخی موارد اگر ممکن باشد استفاده آن را در زندگی شخصی و اجتماعی بدانند. آموزش دقیق عبارت از فکر کردن عمیق درباره آموزش خودتان میباشد.

آموزش معتبر آن است که برای تمام اهداف آموزشی حیاتی و مهم بوده ، مدت زیاد دوام کند و در حالات مختلف قابل استفاده باشد.

ب: بیانیه پایانی : وعده ای به خواننده

در تدریس یک مضمون لازم و ضرور است که قبل از همه ، موارد استفاده مضمون ، ارتباط آن به سائر مضامین به مسلک محصل و جنبه های تطبیقی آن تشریح و فهمانیده شود . دراین صورت علاقه به فراگیری آن در ذهن شاگردان ایجاد میشود.

به طور مثال تاریخ معاصر افغانستان در برخی پوهنحی ها و پوهنتون ها ماننند طب تدریس میگردد. عده ای از محصلان جوان و کم تجربه بخاطر آن که به مسلک شان مربوط نمی شود به درس تاریخ طوریکه لازم است اعتنا نمی کنند در نتیجه فضای صنف ناهمگون شده ، ممکن است باعث ناراحتی استاد نیز شوند. برای استاد لازم است که قبل از شروع در مورد اهمیت تاریخ و بخصوص تاریخ معاصر افغانستان برای شاگردان معلومات دهد که صرف نظر از چگونگی مسلک فهمیدن تاریخ برای همه روشنفکران و اشخاص باسواد اهمیت دارد. شاگردان مضمون ای را که به رشته خود بیگانه میدانند علاقه چندان نمیگیرند وظیفه استاد است که این بیگانگی را از میان بردارد.

 

آموزش محور عمیه آموزش فعال نسبت به محتوا محور است.

قدرت تفکر عمیق و تفکر انتقادی شاگردان را ارتقا می بخشد و آن ها را قادر میسازد تا بخش های مختلف یک عنوان را تجزیه و تحلیل کرده بتوانند و ارتباط یک موضوع را به برخی موضوعات دیگر اگرممکن باشد درک کنند.

)در مضمون ریاضی لوگاریتم را Log)) بحیث یک عنوان فرعی انتخاب مینمایم.

 

.I عنوان فرعی : لوگارتم (Log)

الف : لوگارتم کلمه یونانی بوده معنی لفوی آن اعداد تصنعی است.

در لکچر تعریف ، قونین و سوالات مربوطه آن که حل میشوند کاربرد آن نیز قابل تشریح است.

استفاده از لوگارتم  محاسبات را آسان میسازد . در بانک ها محاسبه ربح قرضه های طویل المدت در مسایل ربج مرکب به طور مثال قرضه بانک جهانی ، عرضه صندوف بین المللی پول و ربح سائر قرضه ها که خیلی کمر شکن برای کشورهای قرضه گیرنده میباشند، به کار میرود

فارمول ربح مرکب                                      P = A(1+r)n

در آن A  سرمایه اولی،  r نرخ است به فیصدی ، n مدت است به سال و P سزمایه نهایی میباشد.

Log P = Log {A (1+r)n}   و الی آخر

 ریشتر به حیث واحد زلزله توسط Log  بوجود آمده است.

مقیاس ریشتر : چارلز ریشتر زلزله شناس امریکایی متولد سال 1990 میلادی جهت سنجش زلزله مقیاسی را تعریف کرد که بنام وی معروف است : مقیاس ریشتر عبارت است از لگارتم قیمت اعظمی دمنه نوسان ثبت شده رون نوار ماشین زلزله سنج بر حسب میکرون . به طور مثال اکر دامنه اعظمی نوسان در مرکز زلزله یک متر باشد 1m = 106 u m

درحه زلزله شش درجه ریشتر است: Log 10 6= 6

از ln که یک حالت خاصی از لوگارتم است به طور منی همراه با معادلات تقاای در حل برخی مسایل علوم طبیعی مانند تکثر باکتری ها ، تجزیه مواد رادیو اکتیو و غیره استفاذه میشود.

به همین ترتیت از ln در عملیه مشتق گیری برخی مسایل استفاده میگردد به طور مثال         y'=?       xx   y=

          Ln y= ln xx -----------> ln y= x.ln x

و الی آخر

به این ترتیب ارتباط موضوع لوگارتم و حالت خاص آن ln  به رشته های بیولوژی ( در مورد تکثر باکتری ها) ، کیمیا ( تجزیه مواد رادیو اکتیو) ، فزیک و زمین شناسی واضح میگردد.مثال های فوق ضرورت تدریس لوگارتم را نشان میدهد.

عوامل وضعیتی :

1. زمینه خاص وضعیت تدریس و آموزش

الف: تعداد شاگردان 60 نفر است .

ب: کورس به سویه سمستر اول پوهنحی تعلم  تربیه طراحی شده است .

پ : دروس ( جلسات درس ) در هفته چهار ساعت دایر میشود.هر ساعت درس در سیستم کریدت 50 دقیقه بوده و دو ساعت درس یک ساعت دبل حساب میگردد. معمولا ساعات دبل درسی یک روز در میان میباشد.

ت: کورس در صنف درسی با سامان آلات و لوازم عادی دایر می گردد. در بسیاری از مضامین کتاب درسی وجود ندارد و این مضمون همچنان.

ث: عناصر فزیکی یا محیطی چگونگی هوای اتاق بسیار گرم است یا بسیار سرد. است و صدای بیرون مزاحمت میکند یا خیر؟

2: زمینه عمومی وضعیت آموزش

الف: توقعات دیپارتمنت از این کورس آن است که نصاب درسی به فیصدی بلند و با معیار عالی تطبیق شود.

دیپارتمنت میخواهد که معیار ( کمیت و کیفیت درس ) ارتقا یابد و آموزش بهتر صورت بگیرد و نتایج امتحان بصورت واقعی خوب باشد.

ب: توقعات شاگردان آن است که درس مطابق نصاب جدید بوده معیار بلند داشته و با معیار سایر پوهنحی های تعلیم و تربیه در کشور در هماهنگی و مطابقت باشد.

عناوین موضوعات در سمستر اول تا حدودی تکرار عناوین مکتب میباشند اما محتوای آن ها باید جدید باشد و برخوردار از غنامندی.

توقعات جامعه از پوهنتون ها آن است که فارغ التحصیل ها اشخاص لایق در مسلک شان باشند تا وظایف محوله خویش به حسن صورت اجرا کنند و مصدر خدمت گردند و همچنان باید وطنپرست باشند و منافع ملی کشور را بالاتر ازمنافع شخصی بدانند.

ماهیت مضمون : اگر چه مضمون ریاضی ظاهرا به طور کامل نظری معلوم میشود اما در پوهنحی های ساینس ، انجینیری و پوهنتون پولیتخنیک ساعات درسی لکچر و ساعات درسی عملی وجود دارد، در ساعات درسی عملی استاد دیگری بدون استاد لکچر مسایل و تمرینات را حل مینماید.

- عمدتا این مضمون متباعد یا واگرا است به بخش های مختلف تقسیم گردیده و منشعب میگردد.

- در امتحان کانکور پوهنتون ها و تحصیلات عالی مضمون ریاضی بخاطر داشتن سوالات بیشتر و ضریب نمره(k> 2) اهمیت دارد. به همین ترتیب در اکثر پوهنحی ها و پوهنتون ها ریاضیات عالی خوانده میشود.

4: خصوصیات آموزندگان( محصلان و شاگردان)

- وضعیت زندگی ( شغل پدر و سایر اعضای فامیل ، منشا طبقاتی، اهداف مسلکی ، آرمان های فامیل ، سویه زندگی و غیره) در آموزش رول ارزنده دارد مشروط به اینکه خانواده خواستار تعلیم و تربیه فرزندان خود باشد.

وضعیت زندگی اکثریت محصلان کورس ریاضی خوت نیست ، عده ای مسافر هستند که در لیلیه ها و یا خارج لیلیه زندگی میکنند. خانواده های برخی از شاگردان در خط فقر بسر میبرند. شاگردان ای هم هستند که در خارج از اوقات درس کار میکنند.

- اکثریت شاگردان و شامل پوهنحی تعلیم و تربیه مخصوصا در سمستر اول دانش بسیار اندک و معلومات ناچیز از ریاضیات دارند که برای فراگیری دروس سمستر اول کافی نیست.

- توقعات شاگردان متفاوت است. شاگردان درجه های A*,A,B*,B خواهان آن اند که دانش معیاری و اکادمیک را فرا بگیرند که در مطابقت باسواد درس سایر پوهنحی ها باشد. شاگردان درجه های پایانتر بر آنند که کامیاب شده و به حیث معلم مسلکی شناخته شوند.

محصلان روش های لکچر ، پرسش و پاسخ و کارهای گروپی را ترجیح میدهند.

5: خصوصیات آموزگار (استاد)

- استاد به تدریس خود اهمیت میدهد و سعی می ورزد که همه شاگردان سهم فعال در تدریس و آموزش داشته باشند توجه مکند که از محتوا محور به آموزش محور برسد. معلم باید بعلاوه قابلیت در کار صفات خوب داشته باشد تا شخصیت معلم بالای شاگردان تاثیر نماید. محصلان به اندازه حالشان باید احترام شوند بی مورد لت و کوب و توهین نه شوند تا آن ها نیز این خصوصیات عالی را یاد بگیرد.

- استاد باید به مضمون و فن تدریس وارد باشد ، شاگردان ره به روحیه وطنپرستی و سجایای عالی اخلاقی تربیه کند و عاری از هر گونه تعصب باشد.

- نکات قوی در تدریس شامل لکچر خوب و فراگیر تطبیق اول آموزش محور فصاحت کلام، صراحت لهجه و داشتن مشق و تمرین در تدریس میباشد.

.II اهداف آموزش:

الف: اهداف آموزشی تان را بیان دارید:

اهداف آموزشی این کورس آن است که همه شاگردان مضمون ریاضی عمومی را فرا گیرند. آموختن ریاضی عمومی پیش شرط برای آموزش ریاضیات عالی مانند معادلات تفاضلی ، انتیگرال های معین و غیر معین ، سری ها ، الجبر عالی و غیره میباشد. آموزش ریاضی در آموختن فزیک و کیمیا ممد واقع میشود.

هدف خصوصی آن است که یکعده عناوین را بدرستی یاد بگیرند.

در اهداف آموزشی تفاوت های فردی باید در نظر گرفته شوند بدین منظور کار های ذیل را باید انجام بدهیم:

  - جلب کردن توجه شاگردان به لکچر و درس

- تشویق نمودن شاگردان با امتیازات مادی و معنوی به طور مثال

فارغ التحصیلان دارای اوسط نمره بلند ( اوسط نمره بالاتر از 80%) میتوانند که به موسسات عالی تربیه معلم به حیث آموزگار پذیرفته شوند که امتیاز معاش دارد ( امتیاز پوهیالی ، پوهنیار و غیره) همچنان فارغ التحصیلان لایق میتوانند که با گذشتاندن امتحان از طریق ریاست اصلاحات اداری معرفی شوند.

- شناسایی و انتخاب  شیوه های موثر تدریس

- تعیین طرزالعمل قالب استفاده در خصوص ارزیابی

ب: شرح دهید که چرا این اهداف برای عنوان فرعی مهم اند

اهداف آموزشی در مورد یک عنوان فرعی به طور مثال لوگارتم مانند اهداف آموزشی در یک مضمون است هدف آموزگار از تدریس لوگارتم آن است که به حیث یک موضوق ریاضی آموخته شوند رابطه آن با علوم دیگر و موارد استفاده لوگارتم را که در فوق ذکر شده یاد بگیرند.

ج: شرح دهید که چگونه این اهداف آموزش محورند

برای اینکه اهداف آموزشی شامل اهداف کوتاه مدت و اهداف دراز مدت برآورده شوند لازم است که گذر از محتوا محور به آموزش محور صورت بگیرد یعنی آموزش فراگیر و معتبر صورت گرفته باشد زیرا از طریق انجام فعالیت ها شاگردان فرصت بیشتری برای آموزش معتبر در اختیار دارند. آموزش معتبر نه تنها به دانش و نظریات تمرکز میکند بلکه در عین حال به تطبیق دانش و نیز بر آموزش در مورد روش آموختن و سایر اهداف نیز توجه دارد.

.III ارزیابی:

الف: ارزیابی تان را واضح سازید:

ارزیابی اسم بوده و ارزیابی کردن فعل است.

ارزیابی عملیه ای است که در مورد حقایق اشیا، پدیده ها ، حوادث و قضایا سنجش صورت میگیرد.

در لفظ حقایق اشیا و پدیده ها کمیت ، کیفیت و ارزش آن ها نیز نهفته است. ارزیابی نسبت به امتحان مفهوم وسیع دارد.

در ارزیابی نمونه های مختلف و متعدد از قسمت های مختلف یک مجموعه میزان در آمد شهروندان کابل را فقط در یک منطقه مثلا منطقه وزیر اکبر خان ارزیابی کند و از روی آن در مورد کل شهروندان کابل حکم صادر کند غلط محض است.هرگاه یک نفر مفتش ارزیابی یک صنف را با پرسش از یکنفر اجرا کند درست نیست.

ارزیابی صنف با میتود های پرسش و پاسخ ، دادن وظایق خانگی و کنترول آن ها نظر دهی در مورد یک موضوع ارائه سمینار و غیره صورت می گیرد.

ب: شرح دهید که چرا این ارزیابی برای یک عنوان فرعی مهم است . استاد باید از عناوین فرعی هم ارزیابی کند تا از مجموعه این ها ارزیابی کلی بعمل آید. ارزیابی عناوین فرعی شاگردان را انگیزه میدهد تا دروس گذشته را یاد بگیرند.

ج: توضیح کنید که این ارزیابی ها چگونه آموز محور ( ارزیابی آموزنده) اند:

چون در عملیه ارزیابی قسمت های از یک یا چند عنوان بازگو میشود. از این سبب برای سایر محصلان نیز آموزنده میباشد، از جانب دیگر سایر شاگردان را تحرک میبخشد به این ترتیب باعث آموزش بیشتر میگردد.

د: واضح سازید که چگونه ارزیابی کنیم تا مطمئن شویم که به اهداف آموزشی دست یافته ایم:

واضح است که رسیدن به اهداف آموزش از طریق ارزیابی ها با تشکیل مختلف امتحانات بعمل می آید. امتحان با اعتبار آن است که از هر گونه تمایلات مربوط به نقل جلوگیری شده و اگر در یک انتروال زمانی کوچک مثلا بعد از گذشت 3-4 روز بار دوم امتحان گرفته شود نتایج تقریبا یکسان داشته باشد.

هر گاه ارزیابی صورت نگیرد ما نمیدانیم که به اهداف آموزشی ریسده ایم یا خیر؟

.IV فعالیت های آموزشی / تدریسی:

الف: فعالیت های آموزشی -تدریسی تان را واضح سازید:

فعالیت های آموزشی عبارت است از ارائه لکچر , حل سوالات و تمرین ها سپردن وظایف خانگی و کنترول از آن ها ، ارائه سمینارها بوسیله استاد و محصلان ، اجرای کارهای گروپی توسط شاگردان ، بکار بردن میتود پرسش و پاسخ بحث و مباحثه پیرامون موضوعات و غیره.

ب: شرح دهید که چرا این فعالیت ها برای عنوان فرعی مهم اند:

با استفاده از همه فعالیت های که در جز الف ذکر شد میتوانیم تدریس فعال داشته و با اموزش محور ، نکات قوی درس را تحکیم و تقویت ببخشیم موضوع را تحلیل وتجزیه کرده و بر عکس قسمت های مختلف یک عنوان را دوباره ترکیب کنیم.

ج: شرح دهید که این فعالیت ها چگونه آموزش محوراند ( متمرکز است به آنچه که یک شاگرد انجام داده بتواند.)

هرگاه یک شاگرد موضوع را به عبارات خود بیان کند ، آن را تجزیه و تحلیل و دوباره ترکیب نموده بتواند آموزش معتبر، تفکر انتقادی و عمیق داشته باشد ، استاد به اهداف آموزشی نایل شده و پروسه تدریسی مذکور را میتوان آموزش محور نامید.

اهداف آموزشی در نتیجه تدریس خوب بوجود می آید:

تدریس یک عملیه پیچیده انسانیست امور مختلفی را که احتوا میکند شامل بخش های ذیل است:

-داشتن دانش از مضمون مربوطه

- دانستن فن تدریس

- تعامل یا کنش متقابل با شاگردان

- اداره تمام پروسه آموزشی

نتیجه گیری: طراحی کورس( دوره آموزشی ) هماهنگی برای پوهنحی های تعلیم و تربیه یک برنامه بسیار مفید ، موثر و دلچسب است. یک استاد در حالی موفق است و به اهداف آموزشی مطابق به نصاب تعلیمی نایل میگردد که : به مضمون دانش اکادکیمیک و علمی داشته باشد.

- فن تدریس را بداند و میتودهای مختلف را با مهارت و ورزیدگی بکار برد.

- داشتن شخصیت خوب و سجایای عالی اخلاقی

- اداره تمام پروسه آموزشی

-ارزیابی دقیق و دوامدار را با مهارت کامل بعمل آورد

- جلب کردن توجه شاگردان به لکچر و درس

- اخذ امتحان مطابق به اصول و موازین ارزیابی و دادن نمره واقعی پارچه امتحان

پیشنهاد من این است که ما حتی الامکان همه نکات فوق را رعایت کنیم ، خود تعهد به آموزش مادام العمر داشته باشیم، محصلان را با روحیه وطنپرستی و سجایای عالی اخلاقی تربیه نماییم و معیار پوهنحی مربوطه را ارتقا بخشیم.

منابع:

http://fa.wikipedia.org

www.daneshju.ir

http://riazimahmood.mihanblog.com



تاريخ : یکشنبه دوم آبان 1389 | 10:29 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

بیابان

بیابان  ، منطقه ای با بارندگی اندک ، پوشش گیاهی کم و بی بهرگی از آبهای سطحی . خاک کم قوّت و غالباً شور، بادهای تند، هوای بسیار گرم در روز و بسیار سرد در شب و فرسایش شدید از ویژگیهای دیگر آن است

بیابان در زبان فارسی ، اعم از صحرا و کویر و هرگونه ناحیة خشک و بی آب و علف است . بیابان ، در واقع ، از جایی آغاز می شود که آبادی * (= ده ، شهر، نقطة مسکونی ، محل کشت و کار، زمین آبیاری شده ) پایان می یابد. در زبان فارسی برای انواع متفاوت بیابان و دسته بندی سرزمینهای بکلّی خشک ، خشک ، نیمه خشک و کم بارش و درجه بندی آنها، معیار علمی دقیقی در دست نیست .

البته بیابانِ نوعی بکلی خشک نیست و انواعی از گیا و زیا، در آن یافت می شود. بخشهای قابل توجهی از ایران حتی بعضی نواحی مرتفع را ـ جز درّه های سبز و مسکونی آنها ـ یا نواحی مرتفعی که بارش سالانة آنها حدود 350 میلیمتر است ، که البته این مقدار برای کشت دیمی کافی است ، مانند نواحی بسیاری در استانهای آذربایجان ، خراسان و کردستان و بلوچستانِ پاکستان و مشرق و مرکز افغانستان ، می توان بیابان قلمداد کرد. بیابانِ نوعی می تواند دشت پهناوری باشد با آبیاری کم و محدود، رشته کوههای نامنظّم و ناپیوسته و میانگین بارش 100 تا 400 میلیمتر در سال و عموماً در ماههای سرد، با رطوبت اندک ، تبخیر شدید و سریع و وزش بادهای تندی که در فصلهای گرم گاه هفته ها ادامه دارد. ذخیرة آبهای زیرزمینی در بیابانهای ایران گاه کافی و فراوان است . عمق چاهها تا سطح سفرة آب در نقاط مختلف تفاوت دارد و به صد متر هم می رسد.

بیابان ها در کجا شکل می گیرند؟

سرزمين هاي خشك كه بيشتر بيايان هاي زمين را در بر مي گيرد، به وسيله ي الگوهاي جهاني جو ، بوجود مي آيند. بيابان هاي جهان ما، تنها در انحصار عرض جغرافيايي ، طول جغرافيايي و يا ارتفاع خاصي نيستند؛ در صورتي كه مي توانند در سرزمين هاي نزديك قطب تا سرزمين هاي نزديك استوا واقع شوند. جمهوري خلق چين، هم داراي مرتفع ترين بيابان به نام كيدم دپريشن با ارتفاع 2600 متر بالاتراز سطح دريا مي باشد ؛ و هم يكي از پست ترين بيابان ها به نام تورپن دپريشن با 150 متر بالاتر از سطح دريا را دارا است.

بيابان ها تنها در سطح زمين محدود نمي شوند؛ الگوي گردش جوي سيارات ديگر با پوششي از گازها، به، دوران آنها، كجي محورشان، فاصله ي آنها از خورشيد، غلظت و تركيب اتمسفري آنها، بستگي دارد . تمام سطح مريخ به جز نواحي قطبي آن، بياباني است . زهره نيز ممكن است داراي بيابان هايي باشد .

 

انواع تپه ها

كاربرد تصاوير ماهواره اي لندست از فضا و عكس هاي هوايي و عكس هاي زميني نشان مي دهد كه بيابان هاي موجود در دنيا افزايش يافته است. اين عكس ها پنج نوع اساسي از تلماسه ها را مشخص مي سازد: هلالي، طواي، ستاره اي، شلجمي و سهمي.

عمومي ترين نوع اين تلماسه ها، تلماسه هاي هلالي هستند كه روي زمين و مريخ تشكيل مي شوند. تلماسه هاي هلالي معمولاً عرض هايي پهن تر از طولشان دارند . سمت پر شيب آنها در دامنه ي مقعر تپه قرار مي گيرد . اين تپه ها تحت شرايطي كه باد تنها از يك سمت بوزد، تشكيل مي شوند. چنين تلماسه هايي را نيز به عنوان برخان يا تپه هاي متقاطع مي شناسند. برخي ازتلماسه هاي هلالي سريع تر از انواع ديگر ‏تلماسه ها، روي سطح بيابان حركت مي كنند . گروهي از اين ‏تپه ها بيش از 100 متر در سال هاي 1954 و 1955 ، در ناينگشا ي چين حركت كردند. مشابه چنين سرعت هايي را در صحراي غربي مصر محاسبه كرده اند. بزرگترين ‏تپه هاي هلالي روي زمين در بيابان تكله مكان چين قرار دارند؛ اين ‏تپه ها بر حسب پهناي تاج ، ميانگين تاجي بيش از 3 كيلومتر را دارند.

برآمدگي تلماسه هاي موجي شكل ، طولاني تر از ‏تلماسه هايي است كه پهن هستند و به نام تلماسه هاي طولي شناخته مي شوند و ممكن است بيش از 160 كيلومتر طول داشته باشند. ‏تلماسه هاي طولي به صورت هاي منفرد و جداگانه نيز ديده مي شوند؛ اما معمولاً اين ‏تلماسه ها مجموعه اي از شيارهاي موازي را بوجود مي آورند كه با كيلومترها شن، ريگ و يا راهروهاي سنگي جدا مي شوند. برخي ‏تلماسه هاي طولي با هم ادغام مي شوند و تلماسه هاي مركب Y شكلي را بوجود آورند. بسياري از اين ‏تپه ها در رژيم هاي بادي دو سويه تشكيل مي شوند. محور طويل اين ‏تپه ها در جهت برداري حركت ماسه گسترش مي يابند .

‏تلماسه هاي شعاعي همسان يا ستاره اي همان تلماسه هاي ماسه اي هرمي هستند ؛ با 3 دامنه ي شيب در 3 يا چند بازو كه از بلنداي مركز ‏تپه كشيده مي شوند . ‏تلماسه هاي ستاره اي در سرزمين هايي كه باد از چند سو مي وزد تشكيل مي شوند. تلماسه هاي ستاره اي به سمت بالا بيشتر رشد مي كنند ؛ در گراند ارگ اورينتال صحرا بيشترين ‏ تلماسه ها را نوع ستاره اي تشكيل مي دهد. در ديگر صحراها، اين گونه تلماسه ها در حاشيه ي سواحل شني درياها، نزديك سدهاي توپوگرافيك ايجاد مي شوند . در جنوب شرقي بادين جران ديزرت چين ، ‏تلماسه هاي ستاره اي 500 متر بلندي دارند و شايد بلندترين ‏تپه هاي سطح زمين به شمار آيند .

‏ تلماسه هاي مدور يا تخم مرغي شكل كه عموماً فاقد شيب دامنه مي باشند ، تلماسه هاي گنبدي شكل نادري هستند كه دور از سواحل شني دريا ايجاد مي شوند .

‏تلماسه هاي U شكل با نوك هايي برآمده كه با بازوهايي امتداد يافته، كشيده مي شوند، تلماسه هاي شلجمي هستند. گاهي اين تلماسه ها را U شكل و يا بادكند مي نامند؛ و در بيابان هاي ساحلي به خوبي شناخته شده اند. بر خلاف ‏ تلماسه هاي هلالي، نوك آنها بر خلاف جهت باد است . امتداد بازوهاي اين نوع تلماسه ها، بيشتر از مكان مبدأ خود تبعيت مي كنند، به خاطر اين كه اين ‏ تلماسه ها بوسيله ي پوشش هاي گياهي تثبيت مي شوند، در حالي كه توده هاي ماسه به سمت جلو حركت مي كنند . طويل ترين تلماسه هاي شلجمي با طول بازوي 12 كيلومتر شناخته شده اند .

‏ تلماسه هاي معكوس در هر جا كه بادها به صورت دوره اي با جهت هاي معكوس بوزند ايجاد مي شوند؛ اين نوع تلماسه ها نسبت به ديگر ‏ تلماسه هايي كه نام برده شد ، متفاوت مي باشند . اين تلماسه ها نوعاً دامنه هاي عمده و كوچكتري دارند كه در جهت هاي متفاوتي كشيده شده اند .

تمام اين ‏ تلماسه ها در سه شكل بوجود مي آيند : ساده ، مركب و پيچيده . ‏ تلماسه هاي ساده، با كمترين دامنه هايي كه دارند ، نوع هندسي تلماسه ها را معين كرده و شكلهاي تلماسه به شمار مي روند. تلماسه هاي مركب، تلماسه هاي بزرگي هستند كه روي آن ‏تلماسه هاي مشابهي از همان نوع با همان منشأ و جهت و شيب قرار گرفته اند. تلماسه هاي پيچيده تركيبي از دو يا چند نوع تلماسه ها مي باشند . تلماسه هاي هلالي با تلماسه هاي ستاره اي كه روي تاج و ستيغ اشان واقع شده اند ، عمومي ترين نوع ‏ تلماسه هاي پيچيده به شمار مي روند . ‏ تلماسه هاي ساده، مشخص كننده ي يك رژيم بادي هستند كه پس از تشكيل ‏آن، تغييري در جهت و يا شدت باد مشاهده نمي شود . در حالي كه ‏در تلماسه هاي مركب و پيچيده تغييراتي در جهت و شدت باد به وجود آمده است.


در نواحی خشک ایران ، آبادیهایی که به آب دایمی دسترسی ندارند آب موردنیاز خود را معمولاً از ذخیرة آبهای زیرزمینی ، از جمله از طریق قنات ، تأمین می کنند. تبدیل کردن بیابان به آبادی ، تنها از راه دست یافتن به منابع آب میسر بوده ، و البته ثبات سیاسی و اقتصادی همواره به این روند کمک کرده است . جایی که امکان آبیاری و کشت وکار می یافت به آبادی ، و هرجا که این امکان را از دست می داد متروک و به بیابان تبدیل می شد. شاهدهای تاریخی ، بومشناختی و باستانشناختی بسیاری مؤیّد این نکته است . حتی اکنون نیز ویرانة آبادیهای بسیاری را می توان یافت که براثر همین عوامل ، رونق یافته یا حیات خود را از دست داده اند. بازتابی از این وضع را نیز دراین بیت رودکی می توان دید: بسا شکسته بیابان که باغ خرّم بود/ و باغ خرّم گشت آن کجا بیابان بود

حدّ و مرز بیابان و آبادی ، نه تنها با عوامل طبیعی بلکه با علتهای تاریخی نیز تعیین می شده است . به دلایلی ، محلی را برای سکونت و آبادی ، مناسبتر از جاهای دیگر تشخیص می داده اند، و عوامل اجتماعی ـ اقتصادی و فرهنگی تأثیرهای خود را می گذاشته است .اقتصاد آبادیها، وضع بیابانهای مجاور را تحت تأثیر خود قرار می داده است . افزایش جمعیت ، رونق اقتصادی ، نیاز به فضاهای بیشتر از جملة عوامل مؤثری بوده که در روند تبدیل بیابان به آبادی کمک می کرده است . گیاهانی که کاربردهای خوراکی و دارویی داشته ، خار، هیزم ، زغال که سوخت آبادیها، کوره ها و کارگاههای صنعتی را تأمین می کرده ، از بیابانهای اطراف آبادیها آورده می شده است . چادرنشینانی که در این بیابانها زندگی می کردند، معیشت شان به اقتصاد آبادیها وابسته بود. آبادیها با سرمایه گذاری در زمینة احداث یا گسترش شبکة قناتها می توانستند از بیابانها و بیابان نشینها بهره برداری کنند.

حفظ امنیت آبادیها و راههای آنها که از بیابانها می گذشته ، از اهمّ مسائل بوده است . در همة نواحی خشک آسیا، خطر هجوم و حملة طوایف بیابانگرد به آبادیها و ناامن ساختن راهها و زندگی شهری ، همواره وجود داشته است . هرگاه که طوایف بیابانگرد، آبادیها را بی دفاع یا آسیب پذیر می یافتند، دست به یورش و تاراج می زدند، و این گونه یورشها در نقاط مختلف آسیا بارها و بارها تکرار شده است .

تفاوت سنتهای بیابانگردی و آبادی نشینی از تفاوتهای ریشه دار فرهنگی ایران است . جایگاهی که بادیه نشینی در ادبیات عرب دارد، بیابانگردی در ادب فارسی ندارد. بیابانگردی در ایران نقطة مقابل زندگی متمدّنانه تلّقی می شده است . ایرانیان از بیابانها می گذشتند، اما در

آنها اقامت نمی کردند. انحصار ادبی شهرها نیز اهمیت تاریخی بیابانها را نادیده گرفته است . انواع پیشداوریها دربارة بیابانگردها، از آثار همین انحصار است . گرایش غربیها در دوره های اخیربه زندگی ساده و ابتدایی در بیابان ، سبب شده است که تصوّرات کهن از تأثیر بومشناختی شیوة سنّتی زندگی بیابانگردی تقویت شود.

زندگی آبادی نشینی در ایران ، از تأثیرهای بیابان و فرهنگ بیابانگردی برکنار نبوده است . آبادی نشینان از رطوبت کم ، آفتاب فراوان ، افقهای باز، نور و رنگ بی مانند، شبهای خنک تابستان و روزهای گرم آفتابیِ بیابانهای اطراف بهره مند می شدند. گشت وگذار آبادی نشینان کنار جویبارها، گردش در هوای آزاد، اسب دوانی و سیزده بدر در بیابان بود. لذت بردن از بیابان و ایمن بودن و آسودن در آبادی ، نشانه ای از برداشت ایرانی از محیط طبیعی است که از دیرباز تاکنون ادامه یافته است . باغسازی عصر ساسانی در فضاهای پهناور اما محصور، کاستن از خطرهای بیابان و افزودن بر لذت آن بود.

در قرنهای اخیر، براثر افزایش جمعیت و گسترش آبادیها و تبدیل شدن آنها به شهرهای بزرگ ، محیط طبیعی بیابانها دستخوش تغییر شد. برای مثال ، سیّاحانی که در نیمة نخست قرن سیزدهم / نوزدهم از هند گذشته اند، به مشکلِ یافتن هیزم در بیابانها اشاره کرده اند. کوشش برای حفاظت از طبیعت و زیست بوم بیابانها از دهة 1330 ش /1950 آغاز شد. خشکسالی طولانی مدت اواخر دهة 1340 ش /1960 و اوایل دهة 1350 ش / 1970 در چین ، هند، ایران ، پاکستان و صفحات ماوراءالنهر روند گسترش بیابانها را تشدید کرد. برای مقابله با این خطر، تدبیرهای تازه ای اندیشیده و سازمانهای جدیدی تشکیل داده اند، و مطالعه دربارة فنون و روشهای مؤثر بیابان زدایی / کویرزدایی آغاز شده است .[ وظیفة «مرکز تحقیقات مناطق کویری و بیابانی ایران * » (تأسیس 1354 ش ) شناسایی مناطق کویری و بیابانی ایران از لحاظ طبیعی ، انسانی ، اجتماعی و محیط زیست و استفاده از نتایج پژوهش در عمران مناطق کویری و بیابانی است ( مؤسسات پژوهشی کشور ، ص 481). ]

منابع : ذبیح الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران ، تهران ، ج 1، 1347 ش ؛ احمد مستوفی ، شهداد و جغرافیای تاریخی دشت لوت ، تهران 1351 ش ؛ ] مؤسسات پژوهشی کشور ( بخش دولتی )، تهران : وزارت فرهنگ و آموزش عالی ، مرکز تحقیقات علمی کشور، 1376 ش [ ؛ علی اصغر مهاجر، زیرآسمان کویر، تهران 1341 ش ؛ ناصرخسرو، سفرنامة ناصرخسرو ، چاپ نادر وزین پور، تهران 1350 ش ؛ احمدعلی وزیری کرمانی ، «جغرافیای مملکت کرمان »، فرهنگ ایران زمین ، ش 14 (1345ـ1346 ش )، ص 20ـ286؛



تاريخ : یکشنبه دوم آبان 1389 | 10:27 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

طبیعت خفته (روز جهانی بیابان زدایی)

همتی سبز

امروز، روزی است که کام تشنه بیابان های این سرزمین، دست همت من و تو را می طلبد تا ترک های حاصل از غفلتمان را در مورد حق فراموش شده آن، به جا آوریم. باید دست در دست هم نهیم و با کوششی مردانه و با تکیه بر سیره و سنت پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام ، در راه احیای این زمین ها گامی مؤثر برداریم و ایرانی به وجود آوریم که با پوشش مخملگون جنگل هایش، طراوت و نشاط را به همگان هدیه دهد.

بیابان

در فرهنگ ایران زمین، بیابان، واژه آشنایی است که بر مناطق خشک و کم آب و علف اطلاق می شود. بیابان، سرزمینی است که براساس ساختارهای اقلیمی و زمین شناسی حاکم بر آن، منابع آب و پوشش گیاهی محدودی دارد. بیابان ها و شن های روان، همچنان به سوی دشت های سرسبز و مناطق مسکونی هجوم می آورند. همه ساله گستره وسیعی از زمین های آباد، به تسخیر غول بیابان و لشکر شن های روان درمی آید و این فرآیندی است که بشر به آن عنوان«بیابان زدایی» داده است. برای مقابله با این دشمن غدّار، همین بشر، تمهیداتی اندیشیده و نام آن را «بیابان زدایی» گذاشته است.

چرا بیابان؟

بیابان زدایی، پدیده ای مختص مناطق خشک، نیمه خشک تا نیمه مرطوب است. ویژگی بارز این پدیده، کاهش تولید بیولوژیک می باشد که به صورت های مختلف نمایان می شود. برای بروز این پدیده و علل وعوامل آن، دیدگاه های گوناگونی ابراز شده است، ولی به یقین نقش عوامل انسانی در تخریب منابع طبیعی، در سرلوحه آن قرار دارد. انسان از راه اعمال چرای مفرط، بوته زنی و بوته کنی، آبیاری غلط، استفاده نکردن بهینه از قابلیت زمین ها، تبدیل بی رویه زمین های مرتعی به دیم زار، رعایت نکردن موازین علمی در شخم زمین ها و...، شرایطی پدید می آورد که در نهایت، به کاهش تولید بیولوژیک و گسترش زمین های بیابانی و کویری می انجامد.

اسلام و احیای طبیعت

با استفاده از راهکارهای پیشنهادی دین مبین اسلام، می توان زمینه عملی حفظ و احیای منابع طبیعی را فراهم ساخت. از آن جمله، به این موارد اشاره می کنیم: استفاده عادلانه از منابع و حفظ حرمت طبیعت، رعایت اندازه در بهره برداری از منابع، تعلق منابع به همه انسان ها و نسل های آینده، توجه به مفهوم شکرگزاری واقعی، تکلیف انسان در آبادانی، و نقش و اهمیت گیاهان در زندگی انسان.

بیابان یا زمین مرده

اگر بیابان را زمینی خشک یا نیمه خشک و بدون پوشش گیاهی برشماریم، شاید بتوان با جرئت نام زمین مرده را بر آن گذاشت. موات، در لغت به معنای بی جان و مرده است و زمین موات، در اصطلاح زمینی است که عمران و آبادی در آن نباشد. فقها معمولاً موات را زمینی می دانند که به عللی بدون استفاده باشد. امام خمینی رحمه الله در تعریف موات می فرماید: «موات، زمین معطلی است که انتفاعی از آن برده نمی شود، یا به دلیل قطع شدن آب آن، یا برای استیلای آب ها یا ماسه ها یا شوره نمک یا سنگ ها بر آن، یا به علت بیشه شدن و پیچیده شدن نی و درخت ها در آن»

ضررهای بیابان زایی

از آنجا که رابطه مستقیمی میان حیات انسانی و طبیعت وجود دارد، کمبود طبیعتی مفید، می تواند زندگی روزمره انسانی را به مخاطره اندازد. از جمله ضررهای افزایش طبیعت غیرمفید یا بیابان، گستردگی زمین های بایر و بدون آب و گیاه است که در نتیجه، خاک این گونه زمین ها سفت و سخت می شود. به دنبال آن، آب و هوای منطقه تغییر پیدا می کند و میزان بارندگی کم می شود و در پی آن، آب های زیرزمینی نیز کاهش می یابد. فقیر شدن مردم بر اثر کاهش میزان محصولات زراعی در زمین های کویری و بیابانی و مهاجرت آنها به شهرها و نابودی شرایط زیست محیطی، فقدان فرصت های مناسب اشتغال ساکنان مناطق بیابانی، نابودی اراضی کشاورزی و منابع ارزشمند اقتصادی، از دست رفتن زمینه مناسب در عرصه های طبیعی برای اجرای دیگر فعالیت های عمرانی و اقتصادی، و نیز دشواری و گاهی عدم امکان حد بهینه و مطلوب مبارزه با روند قهقرایی و اصلاح و احیای آن، از مضرّات این پدیده به شمار می آید.

اثرات اقتصادی ـ اجتماعی بیابان زدایی

با کنترل پیشرفت بیابان و تبدیل آن به زمین های قابل استفاده، زمینه های فراوانی در عرصه های اجتماعی و اقتصادی کشور ایجاد می شود که عبارتند از: ایجاد اشتغال و به دنبال آن جلوگیری از مهاجرت کویرنشینان به شهرها، افزایش درآمد و تولیدات کشاورزی و دامی، افزایش فضای سبز کشور در اثر کاهش زمین های بایر، و کنترل منشأهای توفان های شنی. بنابراین، با احساس مسئولیت در برابر محیط زیست، می توان از گسترش زمین های بایر و بدون حاصل جلوگیری کرد و بر پیشرفت وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور مؤثر بود.

ما و بیابان زدایی

با توجه به اینکه بخش عمده کشور ما را سرزمین های خشک و بی آب و علف تشکیل داده است، تبدیل این سرزمین ها به مناطق حاصلخیز، منافع بسیاری برای همه ما در پی خواهد داشت. بنابراین، هر کدام از ما در برابر این تحول بزرگ مسئولیم. ما می توانیم با شناخت اهمیت این سرزمین ها، بذرپاشی، نهال کاری، حفظ پوشش گیاهی مناطق بیابانی، مشارکت در حفظ و توسعه بیابان زدایی، قُرق مراتع بیابانی، و نیز جلوگیری از کندن بوته های زمین های کویری، سهمی مؤثر در این تحول داشته باشیم.

عوامل مؤثر در بیابان زایی

پدیده بیابان زایی، در اثر عواملی خاص اتفاق می افتد که عبارتند از: چرای مفرط، بوته زنی و بوته کنی، آبیاری غلط، استفاده نکردن بهینه از زمین ها و قابلیت آنها، تبدیل بی رویه زمین های مرتعی به دیم زار، رعایت نکردن موازین علمی در شخم زمین، کشت فشرده و نامناسب در زمین های کشاورزی، تغییرات آب و هوایی، افزایش جمعیت و نیاز انسان ها به مواد غذایی بیشتر، و شرایط متغیر اجتماعی و اقتصادی. در این میان، انسان نقشی اساسی برعهده دارد. او می تواند با شناخت این عوامل و جلوگیری از گسترش آنها، پدیده بیابان زایی را متوقف کند و اقداماتی را که به بیابان زدایی می انجامد، در این زمینه انجام دهد.

بیابان زدایی و زراعت

از آنجا که بیابان زدایی، رابطه مستقیمی با کشت و زرع دارد، می توان گفت کشاورزی، نخستین گام در از بین بردن بیابان و جلوگیری از رشد آن به شمار می آید. این کار نیکو، در روایات نیز مورد ستایش قرار گرفته است؛ چنان که امام صادق علیه السلام می فرماید: «کشاورزی کنید و درخت بنشانید. به خدا سوگند، مردم، عملی حلال تر و پاک تر از این انجام نداده اند»

سیره امامان معصوم علیهم السلام

امامان معصوم که الگوهای پاکی و راستی اند، همواره در زندگی در تلاش و مجاهده به سر می برده اند و برای تغییر اوضاع و احوال محیط خویش، نقشی مهم برعهده داشته اند. آن بزرگواران به محیط زیست و تغییر اساسی در آن اهمیت فراوانی می داده اند؛ چنان که نقل شده است حضرت علی علیه السلام ، زمین های بایر بسیاری را با دستان مبارک خویش به نخلستان تبدیل می کرد و آنها را وقف مردمان می نمود. کندن چاه های آب برای مصارف مردم، از دیگر کارهای آن حضرت در راه آبادانی بوده است.

تلاشی پرثمر

تلاش برای از بین بردن بیابان ها و استفاده بهینه از این طبیعت خفته که سرشار از استعدادهای ناشکفته است، از دیرباز در زندگی بشر مشاهده می شود و در آیات و روایات هم، به اهمیت کشت و زرع و سرسبزی زمین سفارش شده است. انسان مسلمان با توجه به راهکارهای دین خود و احساس مسئولیتی که در برابر آنها دارد، همواره در تلاش است تا از امکانات موجود، بهترین استفاده را ببرد و به بیابان زدایی کمک کند



تاريخ : یکشنبه دوم آبان 1389 | 10:27 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

بیماری سُرخَک یکی از بیماریهای ویروسی حاد و واگیر است. قبل از تهیه واکسن و تزریق آن، همه کودکان به این بیماری مبتلا می‌شدند.

بیماری سرخک دارای سه مرحله‌است

دورانی که ویروس وارد بدن می‌شود و در بدن تکثیر پیدا می‌کند و ۱۰ تا ۱۲ روز طول می‌کشد و کودک نشانه‌ای از بیماری ندارد.

دوران آبریزش: در این دوران تب کودک شدید است و به ۴۰ درجه سانتیگراد می‌رسد. در این زمان در دهان کودک در مجاورت دندانهای آسیای پایین، دانه‌های سفید رنگ مانند دانه‌های نمک برروی زمینه قرمز رنگ ظاهر می‌شود که آن را دانه‌های کوپلیک می‌نامند. این دانه‌ها معمولاً در خلال ۱۲ تا ۱۸ ساعت از بین می‌رود.

دوران پیدایش دانه‌های سرخک: دانه‌ها درخلال بیماری سرخک ممکن است غدد لنفاوی زیر فک و گردن بزرگ شود و همچنین اختلال گوارشی به صورت اسهال و استفراغ مخصوصا نزد شیرخواران دیده شود. اگر پس از ۳ تا ۴ روز که از زمان پیدایش دانه‌ها سرخک گذشت و هنوز کودک تب دارد باید امکان پیدایش یکی از عوارض بیماری سرخک را در نظر داشت.

[ویرایش] راه سرایت

بیماری سرخک یک بیماری ویروسی بسیار مسری است. بدین ترتیب که کودک مبتلا به سرخک در موقع عطسه و سرفه کردن همراه ترشحات دهان و بینی خود تعداد زیادی ویروس به اطراف خود منتشر می‌نماید. این ویروس قادر است حتی تا ۳۴ ساعت در اتاق بیمار به صورت زنده و فعال باقی بماند. اگر به هر کودکی واکسن سرخک تزریق نشده باشد و با بیمار مبتلا به سرخک تماس پیدا کند، ویروس مزبور وارد دستگاه تنفسی او می‌گردد و پس از گذشت ۱۰ تا ۱۲ روز که دوران کمون می‌نامند علایم بیماری ظاهر می‌شود.

دوران مسری بودن بیماری سرخک دوران واگیری سرخک از اولین روزی است که علایم سرخک (تب، آبریزش بینی و سرفه) شروع می‌شود تا پنجمین روز پیدایش دانه‌های سرخک. در این مدت کودک باید به مدرسه نرود و کاملاً از کودکان دیگر جدا باشد.

پیشگیری از بیماری سرخک گرچه کودک مبتلا به سرخک را باید در دوران مسری بودن آن ز دیگران کاملاً جدا کرد. ولی کودک مبتلا به بیماری سرخک مخصوصا در مرحله کاتار (آبریزش از بینی، عطسه و سرفه) که هنوز بیماری مشخص نشده‌است. نیز واگیردار است. بنابراین بهترین اقدام تزریق واکسن سرخک است که باید به همه کودکان تزریق گردد.

عوارض

سرخک یکی از بیماریهای خطرناک و ناراحت کننده‌است که نه فقط کودک را در دوران بیماری ناراحت می‌کند و خواب و آرامش او را برای دو سه هفته می‌گیرد، بلکه ممکن است کودک دچار عوارضی مانند انواع ذات الریه که ممکن است منجر به مرگ کودک گردد یا کودک دچار گوش درد چرکی و از همه بدتر مبتلا به عوارض مغزی شود و ضایعات همیشگی برای او به جا گذرد. یکی از عوارض شناخته شده و مهم بیماری سرخک کم شدن فعالیت مغز و هوش و استعداد فکری و ذهنی کودک است، بطوری که ممکن است این ضایعه زمانی که کودک به دبستان و دبیرستان می‌رود، خودنمائی کند و کودک از نظر فراگیری عقب باشد. بنابراین وظیفه پدر و مادر است که به کودک در موقع خود واکسن سرخک تزریق کنند.

درمان

چون این بیماری ویروسی است دارویی که دوران بیماری را کوتاه یا درمان کند وجود ندارد.

بنابراین دوران بیماری سرخک باید طی شود و کودک بهبود یابد. پدر و مادر باید تب کودک را هر ۶ ساعت اندازه گیری نمایند و داروهای پایین آورنده تب را در زمانی که تب کودک بالا است به او بدهند. ایجاد بخار آب در اتاق کودک برای کاهش یافتن سرفه‌های خشک کودک موثر است.

چون در زمانی که کودک دچار قرمزی و ورم چشم است نور زیاد او را ناراحت می‌کند، بنابراین بهتر است اتاق او را تاریک نمایید و او را به خوردن مایعات تشویق کنید، ولی اگر کودک غذای ساده دیگری خواست به او بدهید.

دادن آنتی بیوتیک در بیماری سرخک اثری ندارد و نباید داده شود. درمان با ویتامین A خوراکی به مقدار ۱۰۰ هزار واحد در سنین ۶ ماهگی تا یک سالگی و ۲۰۰ هزار واحد برای کودکان بزرگ‌تر از یک سال، عوارض بیماری را کم خواهد کرد. اگر کودک دچار عوارضی گردید باید در بیمارستان بستری و درمان شود.

آیا کودک قبل از ۶ تا ۷ ماهگی مبتلا به سرخک می‌شود؟

شیر خواران در خلال ۴ تا ۶ ماه اول عمر خود در مقابل بیماری سرخک مصون هستند و به این بیماری مبتلا نمی‌شوند، زیرا ماده ضد بیماری سرخک که در خون مادر وجود دارد، از راه جفت از مادر به جنین می‌رسد و خون نوزاد در موقع تولد دارای این ماه است. این حالت در صورتی است که مادر در دوران کودکی خود مبتلا به سرخک شده باشد. این ماده مصونیت زا که از مادر به کودک می‌رسد به تدریج کاهش می‌یابد و در سن یک سالگی کاملاً از بین می‌رود. زمانی که این ماده مصونیت زا از بین رفت، باید واکسن سرخک به کودک تزریق گردد.

اگر کودک سالم با کودک مبتلا به سرخک، تماس پیدا کرد چه باید بکند؟

اگر کودک سالمی که قبلا واکسن سرخک به او تزریق شده‌است با کودک مبتلا به بیماری سرخک تماس پیدا کند، هیچ اقدامی ضرورت ندارد، ولی اگر واکسن سرخک به او تزریق نشده باشد، اگر در خلال ۱ تا ۲ روز اول تماس باشد، با توصیه پزشک می‌توان به کودک واکسن سرخک تزریق کرد. اگر در خلال ۵ روز اولی است که تماس پیدا کرده‌است باید گاماگلوبین به عنوان پیشگیری به او تزریق گردد، در نتیجه کودک مبتلا نخواهد شد، ولی اگر بیش از ۵ روز از تماس گذشته باشد، مقدار گاماگلوبین زیادتری باید تزریق گردد.

 



تاريخ : یکشنبه دوم آبان 1389 | 10:24 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

اوریون نوعی عفونت ویروسی است که به‌صورت اولیه غدد پاروتید(بناگوشی) را درگیر می‌کند. اوریون یک بیماری عفونی سیستمیک است که توسط ویروس اوریون که از خانواده paramyxovirus است، ایجاد می‌شود. در غالب موارد اوریون به صورت بیماری خفیفی در کودکان بروز می‌کند، که بعد از چند روز خودبه‌خود خوب می‌شود.
ولی گاه با درگیری ارگان‌هایی است. در این بیماری یک یا هر دو غده بناگوشی متورم می‌شود. اوریون تا قبل از کشف واکسن آن در سال ۱۹۶۷ میلادی شایع بود و تا قبل از کشف واکسن اوریون سالانه ۲۰۰۰۰۰ مورد بیماری در آمریکا مشاهده می شد .
به این بیماری در قدیم گوشک می‌گفتند چون اوریون اغلب غدد بزاقی بناگوشی را درگیر می‌کند. این بیماری از طریق تنفس از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود.بیشترین مبتلایان به این بیماری کودکان بالای دو سال هستند.
گاهی کودک یکی دو روز قبل از شروع علائم عمده بیماری اوریون دچار بدحالی عمومی می‌شود. بعد کم‌کم غدد بزاقی در ناحیه بناگوش و زیر چانه متورم می‌شوند که این علامت ممکن است همراه تب باشد.
در ابتدا گاهی تورم در یک طرف صورت ایجاد می‌شود و سپس طرف دیگر صورت را درگیر می‌کند و گاهی همزمان هر دو طرف صورت متورم می‌شود. این تورم به‌طور معمول بین یک تا ۱۰ روز ادامه خواهد داشت. تورم غدد بزاقی هنگام بلعیدن باعث درد می‌شود و ممکن است به دلیل توقف ترشح بزاق از غدد بزاقی، دهان خشک شود. در برخی موارد هم این بیماری دارای علائم خاصی نیست.
ویروس اوریون دوره نهفتگی طولانی مدتی دارد که به‌طور متوسط ۲۱-۱۴ روز طول می‌کشد. شخص سالم با استنشاق ترشحات دهانی و بینی شخص بیمار آلوده می‌شود و حداکثر زمان انتقال دو روز قبل از شروع علائم تا پنج روز بعد از شروع علائم است.
● بیماری‌های ثانویه اوریون
دکتر بابک گروسی با تاکید بر اینکه اوریون بیماری خطرناکی نیست، یادآور می‌شود: با این حال باید مراقب بود و جانب احتیاط را رعایت کرد. این بیماری هرچند به ندرت اما ممکن است مغز را درگیر کند. اوریون همچنین ممکن است باعث تورم تخمدان شود و درنوجوانان و جوانان پسر بیضه‌ها را درگیر کند و تاثیراتی احتمالی در ناباروری اینگونه افراد برجای بگذارد.
اگر قبل، در طی و یا بعد از تورم غدد بزاقی کودک دچار درد و سفتی گردن شود علامت بروز مننژیت ناشی از اوریون است که می‌تواند خطرناک باشد.
وی همچنین افزود: فردی که به اوریون مبتلا می‌شود به‌طور دائم در مقابل این بیماری ایمنی پیدا می‌کند.مننژیت عارضه نادر (۲در۱۰۰مورد) دیگری است که معمولا طی روزهای
۳-۱۰بیماری عارض می‌گردد و بیمار دچار سردرد ـ استفراغ ـ سفتی گردن می‌شود. اگرچه در مقایسه با مننژیت‌های دیگر خوش‌خیم‌تر است ولی در هر حال نیازمند مراقبت‌های ویژه است. ناشنوایی یکی از عوارض مهم بیماری که با احتمال شیوع نیازمند توجه ویژه است و لازم است تست شنوایی از بیماران به‌عمل آید.
پانکراتیت هم عارضه دیگری است که طی بیماری ممکن است ویروس پانکراس را درگیر کند. در این حالت کودک دچار درد شکمی و استفراغ‌های مکرر می‌شود. معمولا این عارضه با اقدامات حمایتی برطرف می‌شود. از دیگر عوارض نادر بیماری گرفتاری قلب (میوکاردیت)وگرفتاری کلیه است.
● اقداماتی برای کمک به بیمار
در این دوران بهتر است به کودک بیمارتان غذاهای مایع مانند شیر، سوپ و یا ماست بدهید تا بلع غذا آسان‌تر باشد. برای رفع خشکی دهان بیمار مایعات فراوان به او بدهید و در صورت ایجاد مشکل هنگام نوشیدن از نی استفاده کنید.
در این بیماری استراحت کافی و پرهیز از تحرک توصیه می‌شود. در این دوران درجه حرارت بدن کودک را کنترل کنید و در صورتی که حرارت بدن او بالا بود، سعی کنید با استفاده از اسفنج مرطوب، تبش را پایین آورید. برای تسکین درد کودک می‌توانید از قرار دادن کمپرس آب گرم روی ناحیه غدد بزاقی استفاده کنید، این کار روند بهبود تورم ناشی از بیماری را تسریع می‌کند.
هر چه زودتر بیمار را به دکتر ببرید و در صورت مشاهده وخیم‌تر شدن بیماری بعد از ۱۰ روز و وجود سردرد یا سفتی گردن حتما به پزشک مراجعه کنید. در صورتی که معمولا توصیه می‌شود تا ۵ روز بعد از بین رفتن تورم غدد بزاقی از مدرسه رفتن کودک جلوگیری کنید.
بهترین راه پیشگیری واکسیناسیون به موقع کودکان است. سال ۱۳۸۴ برنامه واکسیناسیون منظم علیه بیماری اوریون در ایران شروع شده‌است که در دو نوبت یک و ۶ سالگی به فرد تزریق می‌شود. واکسن اوریون همراه واکسن‌های سرخک و سرخچه به کودکان تزریق می‌شود



تاريخ : یکشنبه دوم آبان 1389 | 10:21 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

مقدمه:

اغلب گفته می شود که جنگل به تنهایی رشدو نمو می کند این عبارت دیگر به صورت ((جنگل یک ثروت طبیعی است)) یعنی اصلا چه ثروتمند باشی چه فقیر چنگل برای هر دو است.در صورتیکه این عبارتها دور از واقعیتها بوده و در آرزوی نشان دادن نقش جنگل یاد آور می شویم که یک جنگل واقعی برای ایفای نقش واقعی خود احتیاج به مراقبتهای واقعی دارد. علم جنگل شناسی مجموعه ای از اصول و قواعد ویژه است که حفظ و مراقبت از جنگلهای خود را بر عهده دارد.شاید تا به حال کلمه جنگل را شنیده باشید در حالت کلی کلمه جنگل یادآور درختان بزرگی است که سایه سنگین و تنه های کشیده و مستقیمی دارند . کلمه ی جنگل استقرار توده های دایمی و چند ساله را نیز در نظر مجسم می سازد چنانچه که کسی آگاهی از جنگل نداشته باشد ، در بازدیدها و گردشگریهای خود فقط قادر به تغییراتی خواهد بود که در مناطق و چشم اندازهای همیشگی جنگل به وجود می آید حال جنگل این بنای لایزال و بی مانند نیاز به پرورش دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

ضرورت و اهمیت تحقیق:

ضروریت تحقیق این است که اطلاعات عمومی و علمی بشر را بیشتر می کند چیزهایی که انسان از آن بی خبر است را با خبر می سازد و اهمیت آن این است که برای همه مهم است چون تحقیق جمع آوری و گرد آوری اطلاعات است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهداف تحقیق:

هدف کلی تحقیق: آشنایی با تخریب و مبارزه با انواع آتش سوزی در جنگل

اهداف جزیی تحقیق:

-        شناخت آتش سوزی در جنگل و راه های مقابله با آن

-        آگاهی در مورد حیوانات آن

-        آشنایی با چگونگی آتش سوزی در جنگل

-        کسب اطلاعات بیشتر در مورد اهمیت جنگل

-        آگاهی در مورد چگونگی وضع جنگل ها

-        آشنایی با تخریب بی رویه قاچاق چوب و دامپروری مردم

-        شناخت در مورد ویژگیهای طبیعی آن

-        دانستن در مورد جنگل و جنگلبان و جنگلداری

 

 

 

 

 

 

 

سوالات ویژه ی تحقیق

1-   جنگل چیست؟

2-   جنگل چه فایده ای دارد؟

3-   آتش سوزی در جنگل چگونه صورت می گیرد؟

4-   تخریب جنگل چیست؟

5-   چگونه جنگل از بین می رود؟

6-    چگونه آتش سوزی رخ می دهد؟

7-   چرا خداوند به ما جنگل را عطا کرده است؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                  

 

هوالقادر

                  ای نام تو بهترین سرآغاز                                  بی نام تو نامه کی کنم باز

                  ای یاد تو مونس روانم                                     جز نام تونیست بر زبانم

                  ای کارگشای هر چه هستند                              نام تو کلید هر چه بستند                    

                  ای هست کن اساس هستی                               کوته زدرت دراز دستی

                  از آتش دود و ظلم مظلوم                                 احوال همه توراست معلوم

                  هم قصه نانموده دانی                                      هم نامه نانوشته خوانی

                  ای عقل مرا کفایت از تو                                   جستن زمن و هدایت از تو

                  هم تو به عنایت الهی                                      آن جا قدم رسان که خواهی

                  از ظلمت خود رهاییم ده                                  با نور خود آشناییم ده

                                                                                                ((نظامی گنجوی))                                            

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آتش سوزی در جنگل چرا:

 

چه عامل هایی در بوجود آمدن آتش سوزی در جنگل دخالت دارند؟

آتش سوزی در جنگل به علت های مختلفی روی می دهد که شناخت آنها به شما کمک می کند تا از وقوع آتش سوزی جلوگیری کنید.

بنابراین پیداکردن علت های آتش سوزی اولین قدم در پیشگیری از به وجود آمدن آتش است.

هر آتش سوزی در جنگل دو علت اساسی دارد.

علت طبیعی و علت غیر طبیعی

آتش سوزی طبیعی

در آتش سوزی طبیعی همانطور که از نامش پیداست ، طبیعت و حادثه های طبیعی در بوجود آمدن آن نقش دارند. این حادثه های طبیعی عبارتند از:

1-   آتش گرفتن گیاهان خشک بر اثر رعد و برق و صاعقه

2-   آتش سوزی بر اثر وزش بادهای گرم و سوزان در اواخر فصل تابستان و پائیز علوفه و مرتع و یا کف جنگل خشک می شود و شاخ و برگهای خشک در زیر درختان می ریزد به این ترتیب جنگل از این مواد قابل سوختن پوشیده می شود.

3-   آتش سوزی بر اثر ذره بینی شدن نور خورشید در این حالت وسیله هایی مانند بطری استکان و ته لیوان که بر روی زمین افتاده اند مثل یک ذره بین عمل می کنند.

4-   یعنی نوررا از  خورشید می گیرند و سپس آن را بر روی برگهای خشک زیر درختان می تابانند. در نتیجه باعث آتش گرفتن آنها می شوند.

آتش سوزی غیر طبیعی

در آتش سوزی غیر طبیعی انسان عامل اصلی است. انسان از زمانهای گذشته تا به امروز از روی ((عمد)) یا ((غیر عمد)) باعث ازبین رفتن ثروت گران بهایی به نام جنگل شده است.

بنابراین آتش سوزی غیر طبیعی هم بر دو نوع است : آتش سوزی عمدی و آتش سوزی غیر عمدی.

آتش سوزی عمدی

آتش سوزی عمدی به چند دلیل بوجود می آید:

1-   وقتی که باقی مانده آتشی که رهگذران و تفریح کنندگان و شکارچیان و یا چوپانان درجنگل رو شن کرده بودند و هنگام ترک محل خاموش نمی کنند.

2-   وقتی که به غلط جنگلها به زمین کشاورزی تبدیل می شود تا زمین بیشتری زیر کشت محصول رود.

3-   وقتی که برای ساختمان سازی قسمتی از جنگل را آتش می زنند.

آتش سوزی غیر عمدی

آتش سوزی غیر عمدی بر اثر بی احتیاطی و بی اطلاعی انسانها پدید می آید.

1-   روشن کردن آتش برای درست کردن چای و پختن غذا و سپس ترک کردن محل بدون خاموش کردن آتش.

2-   انداختن کبریت نیم سوخته و یا سیگار خاموش در جنگل

3-   بازی بچه ها با آتش

4-   آتش زدن کاه و ساقه درو شده ی غلات و محصولات کشاورزی در زمین های نزدیک جنگل

چه عاملهایی در شدت آتش در جنگل اثر می گذارد؟

در بالا بردن سرعت سرایت آتش در جنگل یا کم شدن سرعت آن عامل های مختلفی اثر می گذارند

نوع درختان جنگلی

یک قانون کلی می گوید از آنجا که سرعت سرایت آتش در پوششهای بوته ای زیاد است .بنابراین نهالها ودرختان جوان که به علت تازگی پوستشان زودتر آتش می گیرند اما نوع درختان در یک جنگل در کم شدن یا زیاد شدن سرعت آتش سوزی اثر فراوان دارد.آتش در جنگلهای =  سوزنی برگ ((انواع کاج ها ، سروها و غیره)) دارند.علت آن ، تفاوت هایی است که درختان پهن برگ ((گردو ، بلوط و افرا و انجیل و غیره )) دارند. علت آن تفاوتهایی است که در ساختمان و مواد تشکیل دهنده چوب درختان سوزنی برگ و پهن برگ وجود دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آتش‌سوزی((کلی))

آتش‌سوزی یا حریق یکی از قدیمی‌ترین

بلایایی است که می‌تواند در زمانی کوتاه، دارایی و سلامتی افراد را به خطر اندازد.

 بنا به تعریف حریق عبارتست از سوختن شدید مواد سوختنی یا آتشی ناخواسته و از کنترل خارج شده که معمولا" با دود و حرارت و نور زیاد توام است. آتش سوزی عبارت از آتشی است که از یک منبع حرارتی کنترل ناپذیر سرچشمه گرفته، یا منبع حرارتی معین کنترل شده‌ای را ترک کرده و با نیروی حرارتی خود گسترش و توسعه یافته باشد

حریق در جنگل

آتش‌سوزی در صورتی که به موقع مهار نشود، موجب خسارات زیادی می‌گردد. گاه آتش‌سوزی، با سایر حوادث طبیعی مثل زلزله همراه بوده و یا بلافاصله پس از آن‌ها رخ می‌دهد. در بسیاری از موارد، خسارات حریق ثانویه، حتی بیش از خسارات حادثه اولیه بوجود آورنده آن می‌باشد

انواع آتش‌سوزی

آتش‌سوزی بر اساس نوع سرچشمه و نوع مواد سوختی به چهار (بر اساس استاندارد انگلستانBS)تا پنج گونه(بر اساس استاندارد آمریکاNFPA) تقسیم می‌گردد.

گروه A

شامل حریق مواد خشک مانند چوب، کاغذ، پارچه، و موارد مشابه است

گروه B

شامل حریق مواد مایع مانند نفت، بنزین، الکل، گازوئیل و سایر سوختهای مایع است.

گروه C

شامل حریق‌هایی که الکتریسیته به عنوان عامل بوجود آورنده در آنها دخیل بوده و یا تحت اثر الکتریسیته قرار دارد. این حریق خود می‌تواند حریقهایی از انواع دیگر را به وجود آورد.

گروه D

شامل حریق مواد گازی مانند بوتان، پروپان و گاز طبیعی است.

گروه K

شامل حریق مواد غذایی (بر اساس استاندارد آمریکا)

جنگل

مقدمه

جنگل هدیه خدایی و نخستین دوست بشر به شمار می‌رود. هیچ یک از پدیده‌های طبیعت به اندازه جنگل در زندگی آدمیان نقش اساسی و سازنده ندارد. انسان آغازین تنها در پناه جنگل توانست به حیات و تولید نسل خود ادامه دهد. او نیازمندیهای روزانه خود را از جنگل به دست می‌آورد. بدین سان، احترام به درختان و احساس دوستی به آنها پدیده‌ای است که منشأ بسیار دیرینی در پندار انسانها دارد و افسانه‌های کهن اقوام و ملل مختلف جهان سرشار از اساطیر گیاهی است.

جنگل در سرزمین کهن ایران:

در ادبیات سرزمین ما، «سرو کاشمر» شهرت بسیار دارد و مردم معتقد بودند که زرتشت پیامبر آن را با دست خود کاشته است. در بسیاری از متون کهن، راجع به این سرو مطالب فراوان نگاشته شده است؛ از جمله در «تاریخ بیهقی» و «معجم‌البلدان» از علاقه ایرانیان به سرو کهن کاشمر سخنان بسیاری به میان آمده است. «ابوریحان بیرونی» هر یک از برجهای شمسی را منتسب به درختان معینی دانسته است؛ مثل حمل (فروردین) به معنای هر کشتی که آب نیابد و آنکه تخم ندارد؛ ثور (اردیبهشت) به معنای درختان بلند و میوه‌های شیرین.

جنگل به مجموعه درختانی اطلاق می‌شود که قطعه‌ای از زمین را اشغال کرده باشد و دانشمندان علم جنگلبانی صفات و خصوصیات بارزی برای جنگل قائل اند تا بتوان آنها را از سایر نباتات موجود و مورد استفاده بشر در روی زمین تمیز داد. سه بعد عمده از مشخصات جنگل عبارت است از:
*زیست شناسی: از نظر زیست شناسی، باید گفت که جنگل مانند اجتماعی نباتی است که تحت عوامل محیط متعادل یا کم و پیش ثابتی قرار دارد.
*اقتصادی: چوب از محصولات اصلی جنگل است. وقتی که درخت قطع شود، بر خلاف املاک زراعی بهره و سرمایه یکمرتبه به دست می‌آید. برای اینکه بتوان مقدار چوبی را که در طول صدسال در جنگل تولید می‌شود به حال ثابت نگه داشت، بی‌آنکه در آن کاهشی روی دهد، نظم اقتصادی باید به مرحله اجرا در آید؛ و فقط در جنگلهایی که طبق اصول منظمی بهره برداری می‌شود می‌توان از سرمایه بهره سالیانه به دست آورد.
*قضایی: چون جنگل خود بخود تشکیل یافته و بدون دخالت بشر تولید مثل کرده است و به زندگی خود ادامه می‌دهد، مالکیت خصوصی در آن مصداق پیدا نمی‌کند و جزء ثروت عمومی هر کشوری به شمار می‌رود. 
تلاش زاییده نیاز است.
احتیاج عمده درخت به نور است و آب و خوراک ، شاخه‌های زیرین درخت که مانند شاخه‌های فوقانی آن در معرض تابش آفتاب نیستند، تلاش بیشتری کرده و از شاخه‌های بالاتر تجاوز می‌کنند و خود را به آفتاب می‌رسانند، به همین دلیل شاخه‌های پایین‌تر روشن‌تر بوده و تاج درختان شکل مخروطی یا کروی به خود می‌گیرند. حال دو عدد بذر درخت را در نظر بگیرید که مجاور هم در یک موقع به زمین افتاده و شروع به روئیدن کنند، اگر این دو بذر هر دو از یک درخت بوده و نیروی آنها یکسان باشد، روئیدن آنها بهم برخورد می‌کند و بر یکدیگر سایه می‌اندازد و ناچار هر یک خود را به سمتی که نور کافی دریافت کنند، متوجه می‌سازد.
فواید جنگل
اثر جنگل در آب و هوا
جنگل هوا را معتدل می‌کند، بر بارندگی می‌افزاید، از آسیب بادهای سخت می‌کاهد، هوای پیرامون خود را پاک و آن را برای تنفس مناسب می‌کند. جنگل از گرمای پیرامون خود می‌کاهد، زیرا اولا درخت برای تبخیر آب خود نیاز به حرارت دارد که آن را از هوای پیرامون خود می‌گیرد، دوم اینکه برگها و شاخه‌های درختان ، خاک جنگل را در برابر تابش مستقیم خورشید پناه می‌دهد و آن را سردتر نگه می‌دارد.
اثر جنگل در بارندگی
جنگل از گرمای هوای پیرامون خود می‌کاهد و چون هر چند هوا سردتر شود، کمتر می‌تواند بخار آب را در خود نگه دارد، بنابراین هوای پیرامون جنگل زودتر اشباع می‌شود. جنگل مانند کوهستان مانعی در مقابل ابرها بوجود می‌آورد و باعث افزایش بارندگی می‌شود، بدین ترتیب هرگاه جریان هوایی که در آن بخار آب موجود باشد، در نزدیکی سطح زمین با جنگلی مصادف شود، به ارتفاعات بالاتر صعود می‌کند و سپس بطور ناگهانی منبسط شده، سرد شده و در نتیجه اشباع می‌شود و می‌بارد.
اثر جنگل در جلوگیری از زیان بادهای سخت
بادهای سخت چون به جنگل برخورد می‌کند، ناتوان شده و از تندی و نیروی آنها کاسته می‌شو
اثر جنگل در حفظ خاکها
جنگل به دلایل زیر از فرسایش خاک یعنی شسته شدن خاک بویژه در دامنه‌های تند جلوگیری می‌کند:
سرعت جریان آب در سطح خاک جنگل کمتر است.
چون مقدار آبی که در خاک جنگل نفوذ می‌کند بیشتر است، پس مقدار آبی که در سطح خاک جریان می‌یابد، کمتر است.
ریشه‌های درختان ، بوته‌ها و گیاهان کوچک بویژه ریشه‌های سطحی ، ذرات خاک را به یکدیگر پیوستگی داده و از لغزش آنها جلوگیری می‌کند.
اثر جنگل از لحاظ زیبایی مناظر
اثر جنگل از لحاظ زیبایی مناظر بر هیچکس پوشیده نیست. مقایسه کوهستانهای خرم شمال ایران با بیابانها و کوههای خشک جنوب البرز ارزش جنگل را آشکار می‌سازد.

تاتیر عوامل طبیعی در نابودی جنگلها

تاثیر باد

بادی که می‌وزد مخرب نیست، ولی همین که سرعت باد از حد متعارف بگذرد، قدرت تخریب پیدا می‌کند. بادهای گرم و سوزان بخصوص در نواحی گرمسیری و حاره بسیار مضر می‌باشد و موجب تبخیر و تعریق زیاده از حد برگها و حتی خود درختان می‌شوند و گاهی ممکن است برگها را سوزانیده و درختان را بخشکاند. خسارت بادهای شدید به نسبت نیروی باد و طرز عمل آن و طبیعت نبات جنگلی متفاوت می‌باشد. بادهای تند سبب شکسته شدن و ریشه کن شدن و حرکت دادن ریشه‌های درختان می‌شوند.

تخریب بادهای سخت و تند ، آسیب جدی به جنگلها و مزارع وارد می‌کند که انسان نابخردانه به یاری عوامل تخریب طبیعی برخیزد و چنین روش ناهنجار در راستای تاریخ بخصوص چند صد سال اخیر بویژه در دوران معاصر در پیرامون کویرهای ایران و استانهای خوزستان ، فارس ، کرمان ، یزد و ... صورت گرفته است. قطع درختچه‌های کویری برای تهیه سوخت و زغال در طی صدها سال موجب گسترش کویر و پیشروی آن به سوی شهرها شده و بسیاری از مزارع سرسبز خرم و روستاهای آباد که روزگاری تپش زندگی در فضای آنها موج میزد به کام کویر فرو رفته است.

تاثیر گرمای شدید

حرارت زیاد در سالهای خشک سالی ، عناصر نوزاد جنگلها را دستخوش آسیبهای جدی می‌کند. گاهی آنها را می‌سوزاند و از بین می‌برد و زادآوری آنها را مشکل می‌کند.

 

 

تاثیر یخبندانها

یخبندانهای زودرس پاییزه و همچنین یخبندانهای دیر رس بهاره به طرق گوناگون آسیبهای جدی به درختان جنگلی وارد می‌نماید.

تاثیر خشکیها

خشکی که در اثر عوامل جوی (نقصان بارندگی) پدید می‌آید، سبب می‌شود که حرارت شدید تابش آفتاب بر تبخیر رطوبت خاک بیفزاید و میزان ذخیره آن را در خاک تقلیل دهد. این خطر بیشتر در نواحی که بارندگی سالیانه آن کم است خودنمایی می‌کند.

بارانهای شدید

باران اگر به فواصل نامنظم و به صورت رگبار تند و شدید ببارد، سبب دریدگی برگها می‌شود، بخصوص اگر توام با وزش باد تند باشد، خطر تخریب بیشتر خواهد بود.

سیلابها

در صورتی که زمین جنگل در حالت طبیعی خود یعنی اسفنجی و متخلخل باشد، آبهای ناشی از بارندگی شدید به زمین فرو می‌روند و از جریان یافتن غیر عادی آن در سطح زمین که خود مقدمه پیدایی سیل است جلوگیری می‌کند. و اگر این حالت طبیعی زمین جنگل بر اثر انگیزه‌های غیر طبیعی بخصوص از طریق چرای دام از بین رفته باشد، آبها در سطح زمین راه افتاده و موجب سیل می‌شود و مهمترین خسارت سیل به جنگلها می‌رسد، بخصوص جنگلهایی که در قسمتهای زیرین دامنه کوهستانها واقع شده‌اند

عوامل انسانی تخریب جنگلها

چرای دام

زیانهای وارده به جنگلها از راه چرای دام سابقه طولانی دارد. از روزگاری که اقتصاد شبانی زیر بنای تکاملی جامعه را تشکیل می‌داد و اشتغال به امور دامداری و نگاهداری دام از معتبرترین و سودآورترین رشته‌های سرمایه گذاری عصر فئودالیسم شناخته می‌شد، زمینه‌های تخریب جنگلها از طریق چرای دام فراهم گردید و چراگاههای جنگلی ایران به عنوان غنی‌ترین منابع علوفه‌ای در دسترس دامها گذارده شد. زیانهای ناشی از چرای دام در جنگلها شامل موارد زیر است:

رفت و آمد مدام دام در جنگلها ، باعث فشردگی خاک و خرابی وضع فیزیکی خاک می‌شود. به این ترتیب آب باران به جای آنکه در خاک فرو رود در سطح زمین جریان پیدا می‌کند در چنین اراضی رویش دانه‌هایی که بر روی زمین ریخته شده دشوار و در بعضی حالات غیر ممکن می‌شود.

چرای دام باعث می‌شود که تبدیل مواد آلی زنده به لاش برگ صورت نگیرد و افراط در چرای دام ، پوشش گیاهی را از عرصه جنگل حذف می‌کند و خاک جنگل عریان و بدون محافظ می‌ماند و به تدریج دچار فرسایش می‌شود.

در دامنه‌های کوهستانها که خاک عملا در معرض ریزش قرار دارد، تردد دامها سبب تشدید ریزش خاک و قطعات سنگی می‌گردد و فشار وارده از تصادم این ریزشها به درختان موجب زخمی شدن پوست آنها می‌شود.

دامها با جویدن پوست و ساقه‌های درخت ، آنها را زخمی کرده و زمینه تسهیل نفوذ و رخنه آفات و بیماریهای گیاهی را تدارک می‌بینند.

 

حریق

آتش سوزی در جنگلها نیز از عوامل مخربی است که قدمتی برابر با زیست اجتماعی انسانها دارد. منتها از نظر میزان خساراتی که به بار می‌آورد در کشورها و مناطق مختلف و نوع جنگلهایی که آتش سوزی رخ می‌دهد متفاوت می‌باشد. حریق در جنگلهای سوزنی برگ به سبب سرعت و قابلیت اشتعال خسارتی را که به ارزش تجاری درختان وارد می‌آورد، به مراتب سنگین‌تر از درختان پهن برگ می‌باشد و جای خوشبختی است که بیشتر جنگلهای ایران از نوع پهن برگ می‌باشد. حریق در صورت وسعت و شدت و تکرار در یک جنگل سبب تغییر ارزش کیفی گونه‌ها می‌شود و به ظهور گونه‌های پست و نامرغوبی می‌انجامد که از نظر تجاری فاقد ارزش می‌باشند.

 

حفاظت از جنگلها

بعضي از جنگلها با دخالت پاره اي از عوامل مخرب ، در معرض تخريب كلي يا جزئي قرار مي گيرند . اين عوامل ممكن است ناشي از گياهان ، جانوران و يا خود انسان بوده و يا حاصل شرايط اقليمي ويژه اي باشند.

ولي چيزي كه مهم است اين است كه تقريباٌ تمامي جنگلها كم وبيش با خطر تخريب و نابودي تهديد مي گردند امري كه در اثر رفتارهاي نادرست و استفاده هاي بي رويه بهره برداران حاصل گرديده و كسي هم جز خود آنان قادر به نجات جنگل نيست .

استفاده از جنگلها و مراتع براي تغذيه دام و چراي بي رويه از آنها ، تخريب جنگلها و تغير كاربري اين زمينها ، استفاده از چوب جنگلها جهت سوخت و .... همه و همه در دراز مدت باعث فقير شدن اراضي كشور و استان از اين منابع خدادادي گرديده است . حال براي كاهش سرعت تخريب اين منابع عظيم ملي لازم است كه دست به دست هم در جهت حفظ و حمايت از آنها گام برداريم در اين زمينه ابتدا بايد به روشهاي حفاظتي احتياطي مبادرت ورزيد . مخلوط گونه ها و روش بهره برداري از اهميت اساسي برخوردار هستند . يك جنگل سالم و نيرومند ، در مقابل دشمنان خود بهتر مقاومت مي نمايد فلذا اقدامات ويژه معمول در اين جنگل نيز تاثير جالب توجهي دارند . نكته مهم تر آن كه بايد در جهت حفظ منابع طبيعي در بين روستائيان فرهنگ سازي گردد . به هر حال برخي از راههاي حفاظت و حمايت از جنگلها به شرح زير مي باشد :

 

1- حفاظت از جنگل در مقابل اعمال زيان آور انسان :

انسان وسايل يا روشهاي مختلفي براي تخريب يا تضعيف يك جنگل در اختيار دارد . آتش سوزي يكي از اين روشها بشمار مي رود . روش ديگر قطع پايه هاي شاخه زا ، قطع درختان جهت مصرف چوب ، تجهيزاتي كه گردشگران از آنها در جنگلها استفاده مي نمايند كه در اين زمينه بايد به آنها آموزشهاي مناسب داده شود .

 

2- حفاظت از جنگل در مقابل آتش :

آتش خطرناك ترين دشمن جنگل مي باشد . يك آتش سوزي محدود نيز همواره خسارات قابل ملاحظه اي را موجب مي گردد . بطوريكه ممكن است حتي تخريب نهايي و كلي از آن ناشي گردد . متاسفانه سطوح آتش سوزي از سالي به سال ديگر در حال افزايش است و بر عكس سطوح سبز از سالي به سال ديگر كاهش مي يابد . علل آتش سوزي را به طور كامل مشكل مي توان تعين كرد ، ولي انسان تقريباٌ همواره بطور مستقيم يا غير مستقيم از قبيل بي احتياطي ( هيزم شكن ها ، استعمال كننده هاي دخانيات ، توريستها ، چوپانها و غيره ) در ايجاد اين آتش سوزي ها نقش دارد .

 

3- حفاظت از جنگل در مقابل جانوران :

الف ) حفاظت در برابر حشرات :

حشرات متعددي به درختان حمله مي كنند اين حملات ممكن است درختان را معيوب يا ضعيف ساخته و يا حتي از زندگي ساقط نمايند .

 

ب ) حفاظت در مقابل جانوران شكاري :

خرگوش پرخور و پرزاد ولد از زيان آورترين جانوران شكاري بشمار مي رود . اين جانور تقريباٌ كليه جست ها ، نهالهاي بذري يا نهالهاي وارده را از بين مي برد . گوزن و شوكا شاخه هاي جوان را گاهي تا ارتفاع قابل ملاحظه اي مي خورند .

 

ج ) حفاظت از جنگل در مقابل چراي حيوانات اهلي :

چراي بي رويه همواره مضر است . بطور كلي هر دامي در جستجوي علف و همچنين شاخه ها هاي جوان چوبي مي باشد . بنابراين خسارت وارده بويژه در توده هايي كه در مرحله زاد آوري يا تجديد جواني بسر مي برند بسيار خطرناك است . علاوه بر آن پايكوبي زياد دامها خاك را بنحوي فشرده و سفت مي سازد كه خاك نيروي جذب آب باران را از دست مي دهد .

 

4 ) حفاظت از جنگل در مقابل گياهان :

الف ) حفاظت در مقابل رقابت زيستي :

از اين رقابت به عنوان (( مبارزه براي زيستن )) نيز ياد مي شود . كه در بين درختان حكفرما است . رقابت زيستي به يك انتخاب طبيعي منجر مي گردد كه ممكن است با انتظارات مالك متناسب نباشد . در نتيجه هدف از آزاد كردن نهالها ، عمليات پاك كردن و برش ، هرس  و .... هدايت انتخاب طبيعي به سمت دلخواه ما است .

 

ب ) حفاظت در مقابل گياهان انگلي يا زيان آور :

گياهاني چون پيچ امين الدوله و شقايق پيچ بشكل مارپيچ به دور تركه هاي جوان پيچيده و لايه زاينده را خفه مي سازند و در نتيجه تركه هاي به شكل منگنه معيوب مي گردند . تورم تنه در بعضي از بلوط هاي دانه زا  نيز از پديده بالا ناشي مي گردد . مبارزه با گياهان بالا رونده بسيار آسان بوده و فقط كافي است كه آنها را قبل از ظهور عيوب مربوطه قطع كرد .

 

ج ) حفاظت در مقابل قارچهاي انگلي :

قارچهاي متعددي تنه ، شاخه ، برگ و ريشه هاي درختان را مورد حمله قرار مي دهند . حمله آنها ممكن است كليه يا قسمتي از چوب را معيوب ساخته و به مرگ يا ضعف درختان منجر گردد

انواع آتش سوزی جنگل و راههای مبارزه با آن :

آتش سوزی سطحی :
این نوع آتش سوزی در اثر آتش گرفتن پوشش مرده گیاهان و نهالهای کوچکی به وجود می آید که می تواند به انواع آتش سوزی های دیگر تبدیل شود و سطح وسیعی از جنگل را نابود نماید. سرعت توسعه حریق های سطحی غالباً زیاد است. آتش سوزی سطحی به درختان نیز صدمه زده، اگر حرارت زیاد باشد آنها را از بین می برد.

در این نوع آتش سوزی خاک حالت اسفنجی خود را از دست می دهد .

راههای مبارزه با آتش سوزی سطحی

در این صورت باید از دو طرف ((دو پهلو)) به مانند یک گاز انبر هجوم برد و کم کم به سمت جلو پیشروی کرد تا کار خاموش کردن بهتر انجام شود. این نوع برخورد باعث می شود که افراد از حرارت زیاد و دود خفه کننده ای که از روبرو خارج می شود در امان بمانند . اما اگر شدت آتش سوزی به حد و اندازه ای است که با این روشها نمی توانند آن را خاموش کنند باید با ایجاد ((آتش بر )) از پیشرفت آتش سوزی جلوگیری کرد.

آتش سوزی تاجی ((معمولی))

این نوع آتش سوزی در قسمت بالا و انتهای درختان ((تاج درخت)) به وجود می آید و بیشتر درختان سوزنی برگ را نابود می کند،تاج درختان سوزنی برگ مانند کاجها مواد صمغی دارد و این مواد آتش دوست هستند.آتش سوزی تاجی((تاجیک))بر اثر وزش باد از قسمت تاج یک درخت به درختان کناری آن سرایت می کند . به همین علت سرعت آنه زیاد است و آتش در مدت زمان کوتاهی ، بسیاری از جنگل را فرا می گیرد.

راههای مبارزه با آتش سوزی تاجی((معمولی))

در شرایطی که آتش در قسمت بالایی درختان اتفاق افتاده است باید تعدادی از درختان دور و اطراف منطقه آتش گرفته را قطع کنید .به این ترتیب از پیشروی آتش به درختان دیگر جلوگیری می شود ، اگر در شرایطی بودید که نمی توانستید چنین کاری را انجام دهید باید از آتش بر کمک بگیرید یعنی باید در قسمت جلو آتش چند ردیف از درختان را قطع کنید تا آتش پیش نرود این کار باعث می شود که فاصله ای بین محل آتش سوزی و محل کناری آن ایجاد و آتش خاموش شود .از آنجا که سرعت پیشروی آتش سوزی تاجی بسیار زیاد است ، باید جنگل هایی را که با درختان سوزنی برگ دارند به قسمت های کوچک تقسیم کرد. سپس هر یک از قسمت ها را به وسیله خطوط آتش بر از یکدیگر جدا ساخت. ام اگر آتش بر از نوع درختان پهن برگ است ، باید درخت هایی که در سمت آتش قرار دارند ، قطع شوند تا بین محل آتش سوزی و قسمت های دیگر جنگل ، فاصله ای بوجود بیاید.

 

آتش سوزی تنه ای

نام این نوع آتش سوزی نشان می دهد که آتش به تنه ی درختان آسیب می رساند.

درختان جوان و همچنین درختانی که بر اثر بیماری یا کهنسالی وسط تنه ی آنها پوسیده و توخالی شده است ، طعمه ی این نوع آتش سوزی می شوند.

آتش سوزی تنه ای بر اثر شدت آتش سوزی های سطحی و تاجی بوجود می آید.

گاهی اوقات نیز به علت روشن کردن آتش در پای درختان و یا صاعقه ایجاد می شود.

آتش سوزی ریشه ای

آتش سوزی ریشه ای همان آتش سوزی زیر زمینی است و در جنگل هایی که در زیر خاک آنها موادی مانند ذغال سنگ وجود دارد، پدید می آید.

در نتیجه ریشه ی درختان بر اثر گرمای زیاد آسیب می بیند و از بین می رود. این نوع آتش سوزی بدون شعله و فقط با گرما است.

چگونه با انواع آتش سوزی مبارزه کنیم((روش مبارزه احتیاطی))

مبارزه یاحتیاطی یعنی به کار بستن روشهایی برای ((پیشگیری)). از آتش سوزی در جنگل احتیاطهای لازم نقش مهمی در مبارزه با آتش سوزی دارند.

این احتیاط ها با دو هدف انجام می شود:

1-   کم شدم خطر های آتش سوزی

2-   رعایت پیش بینی حفاظتی و قانونی مانند برخورد قانونی با افرادی که درداخل یا اطراف جنگل آتش می افروزند و ممنوع کردن استفاده از دخانیات در جنگل .

راههای پیشگیری از آتش سوزی در جنگل

برخی از راههای پیشگیری از آتش سوزی در جنگل عبارتند از:

1-   آگاه سازی مردم از خطرها و نتیجه های آتش سوزی در جنگل به کمک تابلوهای هشدار دهنده ، پخش برنامه های آموزشی از رادیو و تلویزیون .

2-   مکان استفاده یعمومی از آب: استفده ی عمومی از آب برای خاموش کردن آتش روش مناسبی است بنابراین در حالتی که منابع محلی امکانات استفاده از آب را فراهم می سازند با روش های زیر می توان آنها را به کار برد.                                                                                                                                                      

  الف) استفاده از کامیون هایی که مخزن های آبی و پمپ های آبی دارند.

  ب) استفاده از تلمبه های پیشتی

    3- امکان دخالت سریع رساندن تجهیزات و وسیله های لازم به محل حتی پس از نیم ساعت از                                                       شروع آتش سوزی ، آمادگی خوبی به حساب می آید. به طور کلی متوقف کردن آتش در شروع آن سریعتر است اما پس از گسترش آتش سوزی دیگر کنترل آن امکان پذیر نخواهد بود.

 

 

نکته های مهم در پیشگیری از آتش سوزی در جنگل:

انجام دادن این کارها از آتش سوزی در جنگل جلوگیری می کند پس لازم است این توصیه ها را جدی بگیرید.

1-   ززمانی که هوا گرم و سطح جنگل پوشیده از برگهای خشک است از روشن کردن آتش خودداری کنیم.

2-   با دیدن کوچکترین دود یا آتش در جنگل سعی کنیم آن را خاموش کنیم. یا به نزدیکترین واحد منابع طبیعی ، نیروی انتظامی ، جهاد کشاورزی ، حفاظت محیط زیست و دیگر نهادهای دولتی اطلاع دهیم.

3-   از کشیدن سیگار در جنگل پرهیز کنیم اما اگر مجبور به کشیدن سیگار هستیم ، کبریت نیم سوخته یا ته سیگار باقی مانده را خاموش کنیم.

4-   بعد از روشن کردن آتش برای تهیه چای و گرم کردن غذا اطراف آن محل را از هرگونه خار و برگ خشک کاملا پاک کنیم ، همچنین خاموش کردن آتش قبل از ترک جنگل الزامی است.

5-   خوب است به غیر از ریختن مواد سوختنی مانند کاغذ و زباله از انداختن موادی مانند شیشه و بطری در کنار درختان جنگل خودداری کنیم یا آنها را در زیر خاک پنهان سازیم. زیرا همانگونه که گفتیم این مواد مانند ذره بین عمل می کنند و نور خورشید را به روی قسمت های مختلف درختان می تابانند.

6-    به کودکان بیاموزیم که درخت موجود زنده است و نباید شاخه های آن را بشکنیم یا زیر آن آتش روشن کنیم و پوست آن را زخمی نکنیم و همچنین در منطقه های جنگلی با کبریت بازی نکنیم.

آتش را با آتش خاموش کنیم

دانش > فناوری  - گسترش آتش‌سوزی‌های جنگلی در سراسر جهان، پژوهشگران را به فکر روش‌های جدید مقابله با آتش‌سوزی انداخته است. به‌نظر می رسد راه‌اندازی آتش‌سوزی‌های کنترل‌شده در بازه‌های زمانی چند ساله، بهترین روش پیش رو باشد.

مجید جویا: در حالی که مناطق جنگلی در بخش‌های گرم‌تر نیمکره شمالی به انتهای فصل آتش می‌رسند و نقاط قرینه آنها در جنوب خط استوا خود را برای شرایط بدتر از این آماده می‌کنند، دانشمندان دوباره به راه‌های مقابله با آتش‌سوزی جنگل‌ها فکر می‌کنند، آتش‌سوزی‌هایی که به نظر می‌رسد هر بار هم شدید‌تر و هم به تعداد بیشتری اتفاق می‌افتند. در حالی که با افزایش دمای هوا برف کمتری در زمستان‌ها در کوه‌ها جمع می‌شود، چوب‌های جنگل در بسیاری از نواحی به دلیل کم‌آبی، خشک‌تر می‌شوند که این مسئله بیشتر از همیشه به آسیب‌پذیرتر شدن آنها در مقابل آتش منجر می‌شود.

به گزارش اکونومیست، مرگ‌بارترین آتش‌سوزی در تاریخ معاصر استرالیا که در سال جاری نوار وسیعی از چشم‌اندازهای شمال شرق شهر ملبورن را درنوردید و بیشتر از 200 نفر را به کام مرگ فرستاد، مسئولان محلی را واداشت که سیاست دیرینه این کشور را در اجازه دادن به افراد محلی برای ماندن در خانه‌های خود و تلاش برای جلوگیری از سرایت آتش به خانه خود به چالش بکشند. هم‌زمان، اشتباهاتی هم که در مراحل ابتدایی مقابله با آتش‌سوزی بزرگ کوه‌های مشرف به لس‌آنجلس در ماه آگوست / مرداد اتفاق افتاد، منجر به بدترین آتش‌سوزی بزرگ ایالات متحده در طول تاریخ خود شد. در هر دو مورد، یک جریان هوای گرم و خشک که بعد از چندین سال خشکسالی رخ داده بود، این آتش‌سوزی‌ها را آغاز کرد.

 

یک آتش‌سوزی جنگلی برای آتش زدن و سوزاندن، نیاز به گرما، سوخت و اکسیژن دارد. ترکیب اینها با هم منجر به یک واکنش زنجیره‌ای شیمیایی می‌شوند. در این به اصطلاح «چهارضلعی آتش»، گرما پیوندهای شیمیایی زنجیره‌های هیدروکربنی سوخت را می‌شکند. اکسیژن هوا هم با اتم‌های کربن و هیدروژن ترکیب می‌شود تا گرمای بیشتری را تولید کند و این گرما به‌نوبه خود سوخت بیشتری را متلاشی می‌کند.

ولی اگر یکی از این مولفه‌های اصلی را حذف کنید، یا آتش نمی‌تواند چیز جدیدی را مشتعل کند و یا به‌وسیله خودش خاموش خواهد شد. در آتش‌سوزی‌های جنگلی، کار زیادی نمی‌توان برای حذف مستقیم منابع اکسیژن مورد نیاز برای آتش انجام داد. بنابراین مهار آتش عمدتا به حذف یکی از دو عامل گرما و سوخت بستگی دارد، در غیر این صورت واکنش‌های زنجیره‌ای آتش ادامه خواهند یافت و همه چیز در شعله‌ها خواهد سوخت.

ریختن آب بر روی شعله‌ها هوشمندانه‌تر از چیزی است که در نگاه اول به ذهن می‌رسد، زیرا آب هم سطوح گرما و هم اکسیژن را قطع می‌کند. هم‌چنین آب به بخار تبدیل می‌شود و بخار می‌تواند با تکیه به گرمای نهان تبخیر، حرارت زیادی را از آتش خارج کند و منجر به سرد شدن دود آتش شود، در نتیجه از انتشار آتش به جاهای دیگر جلوگیری می‌شود.

امتیاز دیگر ایجاد بخار آب، خفه کردن شعله‌ها توسط رقیق‌سازی مقادیر اکسیژن موجود در هوای اطراف است. در دمای 500 درجه سانتی‌گراد، بخار آب 400 برابر حجم آب هم‌وزن خود را اشغال می‌کند. در این فرایند آتش به دلیل نرسیدن اکسیژن خاموش می‌شود.

در مقابل، انداختن مواد خشک و هالوژنه که سرعت واکنش شیمیایی آتش را کم می‌کنند (ترکیباتی مثل فلورین، کلرین، برمین یا یدین) بر روی شعله‌های آتش از طریق تانکرهای هوا به طور مستقیم باعث قطع شدن ادامه فرایند اکسایش در شعله‌ها می‌شود؛ امری که از طریق جابجایی هیدروژن و اکسیژن‌های بسیار فعال (رادیکال‌های این مواد) با گونه‌های هالوژنه و با فعالیت کمتر انجام می‌گیرد. این مواد باعث شکستن واکنش‌های زنجیره‌ای می‌شوند و نهایتا آتش را از بین می‌برند. از دیگر سو، قطع راه‌های رسیدن سوخت به آتش (توسط انداختن و خرد کردن درخت‌ها، حفر کانال در مسیر آتش و انجام آتش‌سوزی‌های کنترل شده به منظور حذف سوخت مورد نیاز برای آتش) نیز می‌تواند به متوقف کردن آتش و جلوگیری از پیشرفت آن کمک کند.

به رغم این‌که عامل انسانی مسئول 98 درصد از آتش‌سوزی‌های جنگل‌ها است، درصد خیلی کمی از آنها از طریق حریق‌های عمدی شروع می‌شوند. معمولا یک حریق بزرگ به دلیل ترکیبی از دمای بالای هوا، رطوبت پایین و بادهای خشکی که به هنگام عبور از تنگه‌ها و دره‌ها بر سرعت و توان آنها افزوده می‌شود و خطوط انتقال نیرو را قطع می‌کنند، اتفاق می‌افتند. سپس همه این موارد همراه با جرقه‌ای از یک کابل الکتریکی در حال جرقه زدن باعث آتش گرفتن علفزار‌های نیمه خشک آماده اشتعال و بلوط‌های کوتاه جنگلی می‌شوند.

بخش عظیمی از آتش‌سوزی‌های جنگلی در مناطقی اتفاق می‌افتد که یا نزدیک به جاده‌هاست و یا در جاهایی که پیشرفت‌های خانه‌سازی به نفوذ انسان‌ها به اعماق طبیعت منجر شده است. یک ارتباط تنگاتنگ بین تراکم جمعیت و تعداد آتش‌سوزی‌های گزارش شده در این مناطق وجود دارد. منطقه‌ای با متوسط جمعیت 45 نفر در هر کیلومتر مربع، برای زدن جرقه یک آتش‌سوزی بزرگ ایده‌آل است. هرقدر افراد یک منطقه کمتر باشند، فعالیت بشری کمتری وجود خواهد داشت که سبب آتش‌سوزی شود؛ خواه به طور تصادفی و ناخواسته و خواه عمدی؛ اما از سوی دیگر، هرچه جمعیت بیشتر باشد، طبیعت کمتری برای سوختن وجود خواهد داشت.

از سوی دیگر، شهرنشین شدن حالتی را در ذهن آدمی تداعی می‌کند که منجر به انکار امکان وقوع آتش‌سوزی می‌شود؛ اما وقتی اتفاق بیفتد منجر به احساس ناامنی می‌شود و در نتیجه‌اش، شهروندان به دنبال راه‌حلی می‌گردند تا اطمینان حاصل کند که این اتفاق هرگز رخ ندهد.

طنز ماجرا این است که سرویس جنگل‌های ایالات متحده نتوانسته کاری از پیش ببرد. Smokey Bear که در سال 1944 / 1323 برای آموزش عامه مردم درباره خطرات آتش‌سوزی در جنگل‌ها خلق شد و از منع هر گونه آتش‌سوزی حمایت می‌کند، نهادی است که در طول جنگ جهانی دوم یک خدمت حیاتی انجام داد، و آن زمانی بود که افراد خیلی کمی در دسترس بودند که به جای جنگیدن با دشمن به مبارزه با آتش بپردازند. در حقیقت، نیروهای ارتش ژاپن چندین بار تلاش کردند تا جنگل‌های نزدیک به سواحل ایالت اورگان را به آتش بکشند تا نیروی انسانی امریکایی‌ها برای مبارزه با آن صرف شود و همچنین با نابودی منابع الوار مورد نیاز برای مصارف جنگی، ترس و وحشت عمومی ایجاد کنند.

متاسفانه رویکرد اسموکی‌بیر می‌تواند به خسارت بیشتر نیز منجر شود. زیرا در بسیاری از موارد این رویکرد عدم سوزاندن باعث انباشتن مقادیر خطرناکی از سوخت بر روی دامنه های کوه می‌شد و زمانی که آتش به این مناطق می‌رسید، تخریب بیشتری نسبت به موارد دیگر به بار می‌آورد.

کوه های پشت خانه بسیاری از شهروندان لس‌آنجلس نزدیک به 40 سال بود که نسوخته بود. قرن‌ها پیش از این، افراد محلی در حدود هر ده سال؛ دامنه‌ها را به آتش می‌کشیدند تا تنوع زیستی محل سکونت آنها حفظ شود و به شکارهای بهتر کمک شود. بعدها ساکنان اسپانیایی و مکزیکی این تجربه معقول را ادامه دادند. نیازی به گفتن نیست که سال‌ها است که هیچ کس این کار را انجام نداده است.

بسیاری از گونه‌های بومی گیاهان در کالیفرنیا همچون بلوط کوتاه خاردار باعث گسترده شدن آتش می‌شوند. این درختچه نوعا مثالی از یک نوع دائمی آتش‌زنه است. زمانی که آتشی وجود داشته باشد، بذرهای مقاوم این گیاه توسط دودهای ناشی از آتش از سطح زمین بلند می‌شوند و بوسیله باد پراکنده می‌شوند. به همین ترتیب، درخت‌های غول‌پیکر کاج سرخ چوب ساحلی کالیفرنیا به این آتش‌ها وابسته‌اند تا زمین را از گیاهان پاک سازی کنند و زمینه را برای رقابتی جدید بین گونه‌های گیاهی آماده کنند و بستر مناسبی را برای رشد مجدد گیاهان مهیا سازند.

یک دیدگاه نوین این است که توقف کامل آتش‌سوزی‌ها نظم طبیعی همه چیز را به هم می‌ریزد. به ویژه این که این کار طبیعت را از سهم خود از گونه‌های سازگاری که به‌طور موفقیت‌آمیزی با گرما و دود سازش یافته‌اند، محروم ساخته است، همچنین متاسفانه شرایط را برای دیدن یک طبیعت کاملا سوخته که ناشی از یک آتش‌سوزی بزرگ جنگلی است مهیا می‌سازد. آتش‌سوزی‌های کنترل شده در دامنه‌ها، ابزاری مفید برای به برگرداندن یک اکوسیستم به حالت بومی خودش است، به علاوه این‌که می‌توان به این ترتیب آتش‌سوزی‌های بزرگ را نیز مهار کرد.

با این حال، قانون هوای پاک (جدای از احتمال بالقوه تخریب اموال در اثر از کنترل خارج شدن یک چنین آتشی، و همچنین شکایت‌ها در مورد دود و نابودی مناظر طبیعی) تلاش‌ها را به منظور استفاده از آتش به عنوان یک ابزار کنترل و ترمیم طبیعت سخت کرده است. این گزینه که اجازه داده شود مخازن سوخت در دامنه کوه‌ها هم‌چنان انباشته‌تر شوند تا به سطوح خطرناک‌تری برسند نیز به سختی قابل توجیه است. متاسفانه تاکنون حتی بحثی راجع به زمان، مکان و نحوه بهینه استفاده از فناوری برای سوختن مناظر جنگلی به شیوه‌ای کنترل شده نیز شروع نشده است.

راههای پیشگیری از آتش سوزی جنگلها
”پیشگیری بهتر از در مان“ نه تنها ضرب المثل درستی در بهداست و درمان است بلکه در سایر بخشهای زند گی فردی و اجتماعی کارگشاست بدون تردید دراین موضوع نیز پیشگیری مهمتر و مطلوبتر از مقابله با آتش سوزی است به نظر میرسد ماهییت فعالیتهای پیشگیری نرم افزاری بعکس در بحث مقابله نوع اقدامات غالبا سخت افزاریست.به همین دلیل در پیشگیری نیازمند دقت وظرافت واتخاذ تدابیری هستیم برای تفهیم اهمییت مسئله وتغییر در رفتار جامعه.تغییر در رفتار جامعه نیز حاصل ومستلزم تغییر در نگرش جامعه است ودر یک سلسله ارتباط منطقی تغییر در نگرش نیز مستلزم تغییر در دانش است بنابراین در بحث پیشگیری بطور کلی در حوزه علوم انسانی در اولین گام با سه مقوله“ دانش“ ”نگرش“ ”رفتار“ مواجه هستیم ناگفته پیداست بزه کاری ها، کجروی ها،جرم وجنایات و...ومجموعه ی رفتارهای منفی معلول فقدان دانش و نگرش مثبت است موضوع پیشگیری از آتش سوزی جنگلها نیز از این قاعده مستثنی نیست حتی اگر عمدی وآگاهانه ویا سیاسی وامنیتی باشد. تحول در دانش وبینش ورفتار نه تنها در علوم اجتماعی و تربیتی بلکه در احکام ومعارف اسلامی مورد تاکید قرار گرفته است کما اینکه خداوند سبحان در صوره رعد آیه 11 میفرماید ”خداوند سرنوشت هیچ قومی تغییر نمی دهد مگر آن قوم سرنوشت خود را تغییر دهند“
البته کارفرهنگی- آموزشی پر هزینه وزمانبراست واز آن مهمتر متاثر از شرایط سیاسی- اقتصادی است به قول معروف شکم گرسنه خدا را نمی شناسد وقتی مردم سوخت کافی نداشته باشند چوب جنگل می برند وقتی در آمد کافی ندارند از جنگل زمین می سازند ویا برای تامین امنییت جنگل را از بین میبرند لذا همه ی بخشهای جامعه در ارتباطی سیستماتیک بر همدیگر اثر می گذارند وااینجاست که کار پیشگیری از آتش سوزی جنگلها مشکل می شود بااین حال وبا توجه به نکاتی که اشاره شد راهکارهای زیر پیشنهاد می گردد:
1-تشکیل سمینارها و جشنواره هاو اجتماعات و... در مقاطع مختلف زمانی با شرکت اشخاص با نفوذ مناطق روستایی (بویژه مناطق هدف)
2-انجام تحقیقات کاربردی به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز
3- تهیه وتدوین مواد خواندنی و آموزشی،لوح های فشرده،عکس وپوستربر اساس نتایج سمینارها و تحقیقات انجام شده با محتوا و پیام های آموزشی در خصوص اهمییت وفواید و ضرورت حفظ ونگهداری از جنگلها
4-اجرای آموزشهای رسمی و غیررسمی به منظور انتقال یافته ها وپیامهای آموزشی در صورت امکان در قالب آموزشهای رسمی وزارت آموزش وپرورش و نهضت سواد آموزی و توسط NGO ها و افراد علاقه مند
5-انتقال پیامها بوسیله رسانه های جمعی مانند رادیو و تلویزیون،مطبوعات و...
6-تشکیل کانونهای جنگلبانی در سطوح مرکز،استان،شهرستان،بخش و روستا با عضویت اشخاص حقوقی و حقیقی واجد شرایط(در مرکز وزرای جهاد کشاورزی،کشور،اموزش وپرورش ،رییس سازمان جنگلها و مراتع،رییس کمسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی،در استان: استاندار،رییس سازمان جهاد کشاورزی، رییس سازمان آموزش و پرورش، رییس منابع طبیعی،2نفر از نمایندگان استان،در شهرستان:فرماندار،رییس جهاد کشاورزی،رییس آموزش و پرورش رییس منابع طبیعی،نماینده شهرستان در مجلس،دربخش:بخشدار،رییس شورای بخش،رییس منطقه آموزش و پرورش،امام جمعه مرکز بخش،در روستا:اعضای شورای روستا،رییس هر کدام از مقاطع تحصیلی روستا،امام جماعت روستا اجرایی کانونهای جنگلبانی.
8-ارزیابی از عملکردها در پایان هر سال وباز خورد در فرایند اجرایی
7-تهییه اساسنامه و شرح وظایف و دستورالعمل های اجرایی کانونهای جنگلبانی.
نقش NGOها ومردم -
آنچه تحت عنوان کانون های جنگلبانی پیشنهاد گردید ویا تاریچه و ساختار سازمانی سازمان جنگلها و مراتع کشور بیان شد با این فرضیات بود که دولت و سازمانهای رسمی بر اساس قانون و مقررات ووظایف سازمانی خود عمل می کنند اما آنچه رخ داده است واکنون شاهد این تراژدی غم انگیز هستیم سوء مدیریت وعدم انجام اقامات قانونی و اساسی است
اینجاست که نقش سازمان های غیر رسمی یا همان NGO ها والبته با مشارکت مردم بعنوان یک ضرورت برای پیشگیری و مقابله با آتش سوزی جنگلها مطرح می گردد
شاید بزرگترین مزیت سازمانهای مردمی وغیر دولتی را بتوان در 2مورد خلاصه کرد اول: انگیزه و علاقه دوم: آزادی از قید وبند های بروکراسی اداری
با یک تعریف ساده می توان گفت : سازمانهای غیر رسمی سازمان هایی هسنتند متشکل از تعدادی افراد که با اسنفاده از منابع انسانی و مادی موجود فارغ از ساختار و وظایف مدون اداری بصورت آژاد و داوطلبانه وبا علاقه و انگیزه برای تحقق اهداف مشترک خود فعالیت می کنند
لذا موء لفه های انگیزه،علاقه مندی،هدفهای مشترک،وعدم محدودیت اداری و آزادی عمل (درصورت امکان) موفقیت این سازمانهارا به اثبات رسانده است کما اینکه این سمینار واقدامات مداوم برخی از NGO های مریوان و ضعف عملکرد دستگا های موجود دلیلی بر این واقعیت است
بنابراین با اصلاح بند 6 که به شکلی بروکراتیک برای تشکیلات رسمی پیشنهاد شده بود وانطباق آن با شرایط وماهیت سازمانهای غیر رسمی ، بقیه راهکارها را می توان دردستور کار اینگونه سازمانها قرار داد
بنابراین تشکیلات مردمی نیز میتواند تحت عنوان کانون ویا هر عنوان دیگری در بخش پیشگیری با هماهنگی وسازماندهی وبکار گیری امکانات مادی و انسانی وبخصوص از طریق مشارکت مردم، راهکارهای فوق را دنبال نماید.
فصل سوم – راههای مقابله با آتش سوزی جنگلها-
همانگونه گفته شد بدلیل اهمییت و اولویت پیشگیری نسبت به درمان در بحث مقابله صرفا با مجموعه ای از اقدامات عملیاتی برای مهار آتش سوزی سروکار داریم لذا با پرهیز از اطاله کلام راه کارهای زیر توصیه میگردد:
1- تشکیل ستاد بحران-
این ستاد با عضویت اعضاء کانونهای جنگلبانی که در بحث پیشگیری اشاره شد وشهردار و رییس آتش نشانی شهرستان بصورت دائمی وبصورت ویژه در فصول گرما تشکیل میگردد بدیهی است شرح وظایف ،دستورالعمل و برنامه عملیاتی از ملزومات ستاد بحران است که ظرف مدت یک هفته از زمان تشکیل ستاد تهیه و تدوین خواهد شد.
2- مدیریت بحران -
ستاد بحران زمانی کار ساز است که با مدیریت بحران اداره شود وگرنه شاهد وضع موجود خواهیم بود مدیریت بحران علاوه بر اجرای وظایف مدیریت شامل: برنامه ریزی،هماهنگی،سازماندهی،بکارگیری بهینه منابع و امکانات ،نظارت وکنترل و ارزیابی، باید واجد شرایط ویژه ای مانند قدرت ،قاطعییت، سرعت عمل ،تاثیر گذاری و...باشد
3-تشکیل گروهای عملیاتی-
گروهها وتیمهای عملیاتی سربازان وکماندو هایی هستند برای اجرای عملیات مهار آتش سوزی .لذا انتخاب آنها با رعایت شرایت فیزیکی و روانی بسیار موء ثراست انگیزه و تعهد و اعتقاد و...که از ویژگیهای سازمانهای مردمی بود از مهمترین شرایط این گروهاست

4- آموزشهای تخصصی
در عصر دانش و تکنولوژی برای انجام امور ساده نیز مهارت و تخصص مورد نیاز است لذا برای مهار آتش که پر خطر وزیان آور است آموزشهای ویژه از ضروریات است.
5-تامین امکانات مالی،تدارکاتی،ماشین آلات و نکنولوژی-
بدیهی است عملیات مهار آتش نیازمند امکانات ویژه است دستگاهای دولتی ذیربط بر اساس ماموریت ورسالت سازمانی اعتبارات و امکانات نسبی در اختییار دارند ضمن قبول عدم کفایت آنها وضرورت تامین امکانات واعتبارات مورد نیاز استفاده بهینه از امکانات موجود صورت نگرفته است
6-رابط های مناطق روستایی-
گرچه آحاد مردم با احساس مسولیت رابطین روستایی هستند اما برای کانالیزه کردن جریان اطلاع رسانی در هرروستا یک نفر داوطلب وفعال وعلاقه مند بعنوان رابط تعیین میگردد تا بطور مستمر با ستاد بحران در ارتباط و اطلاع رسانی باشد
7-تعامل وارتباط و هماهنگی ستاد بحران با مردم مناطق روستایی از طریق تشکیل سمینار،مراسم های مختلف ،جلسات عمومی و... و جلب نظرو حمایت عملی و مادی ومعنوی و همه جانبه آنان در زمان وقوع آتش سوزی .
?how are wildfires battled
Wildland firefighters are faced with the difficult task of containing the sprawling blazes while withstanding intense heat, poor visibility and perils of the wilderness. A combined effort of agencies within the Department of Agriculture and the Department of the Interior includes thousands of full-time firefighters and volunteers, a fleet of engines, planes and helicopters and an array of technology ranging from infrared imaging to shovels.
نتیجه گیری:
1- بحران زیست محیطی مهمترین معضل جهانی ومنطه ای و محلی است.
2- آـتش سوزی جنگبها یکی از مهمترین مشکلات محیط زیست است.
3-مبارزه با آتش سوزی جنگلها را می توان به دو بخش پیشگیری ومقابله تقسیم کرد که بخش پیشگیری مقدم بر مقابله است.
4- تحقیقا وبر اساس شواهد موجود دستگاهای دولتی به وظایف خود در قبال آتش سوزی جنگلها عمل نکرده اند.
5-برای پیشگیری و مقاله با آتش سوزی جنگلها باید بطور تشکیلاتی کانونهای جنگلبانی (جنگلداری)و ستاد بحران را با مشارکت بخشهای دولتی و مردمی تشکیل داد.
6-NGO ها و مردم بدلیل انگیزه ، احساس مسولیت،فعا لیتهای داوطلبانه و آگاهانه و... در پیشگیری و مقابله با آتش سوزی جنگلها نقش بهتر وبیشتری داشته اند ولازم است با سازماندهی و برنامه ریزی بیش از پیش اقدام نمایند.

 

 

                                                                                                   

کنترل آتش سرخ در جنگل

اگر چه در فصل گرما و خشک شدن بدنه درختان و وسعت جنگل اخبار زیادی مبنی بر گسترش آتش سوزی در جنگلها در گوشه و کنار جهان شنیده می شود اما طبیعت تنها عامل 5 درصد این آتش سوزی ها است و کارشناسان معتقداند که عوامل انسانی عامل 95 درصد دیگر این آتش سوزیهاست.در میان عوامل تخریب کننده جنگل ها ، آتش سوزی یکی از مهمترین و خطرناکترین عواملی به شمار می رود که سالانه 10 هکتار از جنگلهای کشور را به کام خود می کشد. بررسی ها نشان می دهد سالانه بیش از 1000 فقره آتش سوزی در سطح جنگلهای کشور رخ می دهد که در مجموع 10 درصد این آتش سوزی ها در عرصه ی جنگل های شمال مشاهده می شود . از میان رفتن گونه های نادر حیات وحش ، ایجاد زمینه های فرسایش خاک ، شیوع آفات و امراض گیاهی در منطق سوخته شده و آلودگی شدید هوا ، تنها بخشی از خسارات دیگر ناشی از آتش سوزی در جنگل هاست که معمولا محاسبه نمی شود.

بحران در جنگل

با توجه به وسعت کشور و تنوع آب و هوایی حاکم بر آن ، فصل بحران در جنگل و مراتع کشور شامل فصل آتش سوزی در جنگل ها و مراتع شمالی کشور در فصل آتش سوزی در نواحی مرکزی ، جنوب و جنوب غربی کشور است.

فصل آتش سوزی در شمال کشور از آغاز فصل خزان یا از زمانی که بادهای گرم مدیترانه ای از شمال غرب کشور می وزند و سبب کاهش رطوبت و افزایش درجه حرارت محیط می شوند شروع و تا باریدن باران و برف زمستانه ادامه خواهد داشت. برس های سازمان حفاظت از جنگل و مراتع نشان می دهند فصل بحران در شمال کشور حدودا از اواسط مهر ماه شروع و تا اواسط مهر ماه ادامه خواهد داشت.در این زمان میزان رطوبت نسبی هوای جنگل های شمال کشور از سمت غرب به شرق کاهش می یابد که این به معنی کاهش رطوبت هوا از استان گیلان به سمت استانهای مازندران و گلستان است. بنابراین در استان گلستان علاوه بر وجود این زمان بحرانی ، در فصول بهار و تابستان نیز امکان بروز آتش سوزی وجود خواهد داشت. در نواحی مرکزی غرب ، جنوب و جنوب غربی کشور نیز با افزایش درجه حرارت و کاهش رطوبت نسبی و خشکی و پوشش گیاهی ، یعنی از اواخر فروردین تا اواخر آبان بیشتر احتمال وقوع حریق وجودذ خواهد داشت.

علل بروز آتش سوزی

علل بروز آتش سوزی در هر گونه از جهان با سایر مناطق متفاوت و مخصوص به خود است اما نکته قابل توجه آن است که انسانها در اکثر آتش سوزی ها سهیم هستند.در آتش سوزی های طبیعی گاهی بر اثر آتش سوزی گیاهان خشک بوسیله صاعقه ، بخش عظیمی از جنگل و مرتع دچار حریق می شوند . خود سوزی جنگل ها که در اثر وزش بادهای گرم و ایجاد پدیده ای خاص در طبیعت رخ می دهد و آتش سوزی هایی که به علت وجود اجسامی مانند ، ته لیوان ، استکان یا بطری های شکسته ایجاد می شوند ، از جمله عوامل آتش سوزی ها در جنگل ها هستند.

آتش سوزی های غیر طبیعی به دو دسته عمدی و غیر عمدی تقسیم می شوند .متاسفانه در بعضی موارد شاهد آتش سوزی های عمدی هستیم که عملا توسط بعضی از افراد برای دستیابی به اهدافشان صورت می پذیرد. تبدیل اراضی جنگلی و مرتعی به زمینهای کشاورزی با هدف تصاحب زمین های منابع طبیعی و

 اراضی جنگلی و مرتعی به منظور تهیه علوفه ی بیشتر برای چرای دام از جمله این موارد است. در آتش سوزی های غیر عمدی که در اثر بی توجهی و سهل انگاری صورت می گیرد می توان به پرتاب سیگار یا کبریت روشن در مسیر جاده ها ، آتش زدن سر شاخه ها و بقایای محصولات کشاورزی در مزارع مجاور جنگل ها یا در اثر عملیات عمرانی با مواد منفجره اشاره کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مبارزه کردن با آتش سوزی و راههای از آن

الف)پیشگیری: برای پیشگیری آتش سوزی جنگل می توان کارهای زیر را انجام داد:

v   عملیات جنگل داری- مانند تلف کردن ، هرس کردن درختان

v   سرکشی و مراقبت مداوم – به وجود آوردن آتش بر یا حریق شکن

v   آگاه کردن مردم از خطرها و نتیجه های آتش سوزی جنگل- مانند پخش برنامه از رادیو و تلویزیون

ب) مبارزه: خاموش کردن آتش سوزی های جنگل باید از راه درست و با سرعت زیاد انجام شود. آتش سوزی های جنگل را قبل از آن که زیاد شود ، می توان با کمک آب خاموش کرد . در جاهاییکه آب در دسترس نیست خاک بهترین وسیله ی خاموش کردن می باشد. اگر آب یا خاک در دسترس نباشد می توان به وسیله ی آتش کوبهای چوبی و یا شاخ و برگ درختان ، آتش را خاموش کرد تا از گسترش و زیاد شدن آن جلوگیری شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مهار آتش

راههای مختلفی برای مهار آتش وجود دارد که در هر منطقه بر اساس امکانات و تجهیزات قابل اعمال است. استفاده از آب یکی از روشهای اطفای حریق است.. آب در صورت فرائانی و قابل دسترس بودن آسان و بهترین راه و سریعترین راه و ابزار است که می تواند در اطفای حریق به کار رود ، آب با ایجاد برودت در محیط در حقیقت یکی از 3 عنصر اصلی ایجاد حریق یعنی درجه ی حرارت حذف و به این ترتیب ادامه ی آتش سوزی را غیر ممکن می کند ، تامین آب در مناطق می تواند با توجه به شرایط منطقه به وسیله یتانکرهای آتش نشانی ، استفاده از پمپ های فشار شلنگ ، استفاده از پمپ های کوچک پشتی و حتی استفاده از سطل و دیگر ظروف انجام گیرد. در استفاده از آب به عامل اطفای حریق حاشیه منطقه آتش گرفته را مورد حمله قرار می دهند و بتدریج از حاشیه به مرکز آتش پیشروی می کنند تا نهایتاً به خاموشی آتش منجر می شود.از آنجایی که تامین آب در مناطق مشکل عمده است ، به ویژه در منطقی که شرایط نامساعدی از نظر دسترسی به آب دارند باید تجهیزاتی به کار برده شود تا حداکثر بهره دهی با حداقل مصرف آب حاصل شود. در این روش باید به گونه ای عمل شود که اول آب به صورت بارانی پخش شود و ثانیاً خروج شود تا در هر لحظه که نیاز نیست ، آب بیهوده مصرف نشود و اصولا در مناطق با توجه به این که آب کافی همیشه در دسترس نیست باید به این مساله توجه داشت. که آب به عنوان فاکتور کاهش دهنده ی درجه حرارت، نهایتاً برای حذف یکی از فاکتورهای عامل حریق به کار گرفته شود و از این فرصت جهت اجرای دیگر عملیات اطفای حریق بهره گیری شود. مهار آتش سوزی زمانی می تواند تضمین شود که اقدامات کنترلی دیگر از قبیل انتقال مواد سوختنی از مسیر آتش ، دسترسی به مواد زد آتش یا پاشیدن شن در مسیر حرکت آتش به کار گرفته شود .بررسی ها نشان می دهد، ماسه و خاک همچون آب با حرکتی کند تر و ملایم تر همان نقش آب را در سرد کردن آتش و کاهش درجه حرارت ایفا می کند . ماسه و خاک باید به گونه ای موزون و یکنواخت به نحوه ا ی به سمت آتش پرتاب شود که لایه ای نازک را روی آتش ایجاد کند و این عمل باید همچون آب از حاشیه و پایه آتش آغاز و به مرکز گسترش یابد.پرتاب یکنواخت، سریع و متوالی و بدون فاصله از عوامل موثر در کاهش درجه حرارت و نهایتاً خاموش کردن آتش است. پاشیدن ماسه روی سر شاخه های آتش گرفته در مناطق پوشیده از درختچه  می تواند به عنوان ابزار مناسب در کنترل آتش عمل کرده و در اطفای حریق بوسیله ی ماسه به هیچ عنوان نباید مطمئن شد که کپه های آتش در زیر ماسه کاملاً بی خطر هستند.آتش ممکن است برای زمان طولانی در زیر خاک به صورت غیر فعال بماند و آتش چوبهای بزرگ به ذغال تبدیل می شود که یادتان باشد بعد از تثبیت آتش سوزی روی آتش را تا حد امکان کنار زده و برای خاموشی کاملاً کپه های آتش تا مرز اطمینان اقدام شود.

مدیریت مبارزه با آتش

تحقیقات محققان سازمان حفاظت از جنگلها و مراتع نشان داده است آتش در غیاب یکی از سه عامل هوا ، حرارت و سوخت نمی تواند وجود داشته باشد ، مدیریت مطلوب آنست که بتوانیم فوراً تصمیم بگیریم چگونه می شود سریعترین زمان ممکن و با موثرترین روش یکی از این سه عامل را جابجا کرد.

یا اثرات آن را کاهش داد. مرحله بعد مشخص کردن نوع ابزار مورد استفاده و روش مبارزه در شرایط خاص محیطی است . بر این اساس ، متوقف کردن آتش سوزی بر مراحل کنترل آتش ، حذف عوامل آتش گیر و جستجو و تفتیش منطقه پس از آتش سوزی متکی است. باید این سه مرحله پشت سر هم به گونه ای اجرا شود که به محض پایان یافتن مرحله اول در یک منطقه مراحل بعدی شروع شود تا ضمن پیشروی به سمت مرکز آتش مناطق پشت سر گذاشته شده هیچگونه خطری را در پی نداشته باشند . اجرای تمام روشهای مدیریت اتش در مناطق طبیعی نیازمند تجهیزات، نیروهای آموزش دیده، و مدیریت کارآموز است، متاسفانه با وجود اینکه سالانه شاهد تعداد زیادی آتش سوزی در جنگلهای کشور هستیم ، هنوز تجهیزات کافی به منظور اقدام موثر و سریع در این خصوص مهیا نیست. امیدوارم با تامین مقدمات لازم در این زمینه به زودی به سیستم های اطفای حریق روز دنیا مجهز شده و شاهد نابودی منابع طبیعی کشورمان نباشیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فایده ی جنگل

1-       از چوب درختان جنگلی ، درب ، پنجره ،کمد خانه و هزاران وسیله ی دیگر نیز ساخته می شود.

2-       درختان جنگلی با ذخیره و نگهداری آب و برف و باران ، چشمه ها و آبشارها را بوجود می آورند.

3-      درختان جنگلی با ریشه های خود خاک را محکم نگه می دارند در نتیجه از جابجایی و فرسایش خاک جلوگیری می کنند.

4-      درختان جنگلی به وسیله یبرگهای خود ، گاز کربنیک را از هوای اطراف خود جذب می کنند و سپس اکسیژن آزاد می کنند در نتیجه به هوا سازی و پاک سازی آنت کمک می کنند.

5-      جنگل ها علاوه بر بوجود آوردن کار برای کارگران و روستائیان در فصل بیکاری ، محل با صفایی برای تفریح و استراحت انسان است.

6-      از درختان جنگلی می توان موادی مانند الکل ، دارو ، مواد رنگرزی و هزاران ماده ی شیمیایی تهیه کرد که در صنعت و پزشکی مورد استفاده قرار می گیرد.

 

 

 

 

 

 

 

دلیل از بین رفتن جنگل ها

جنگل ها به 7 دلیل از بین می روند:

1-  چرای دام:  در کشور ما بدلیل وجود دامهای سنتی و در آمد نسبتاً مناسب آن، اهالی جنگل دام های خود را در جنگل ها رها می کنند. دام ها با خوردن نهال های جوان ، سرشاخه ها و برگهای درختان جنگلی آسیبهای جبران ناپذیری به جنگلها وارد می کنند.

2-  تبدیل کردن جنگل به زمین کشاورزی: امروزه با رشد جمعیت نیاز به مواد غذایی بیشتر شده است. این مسئله باعث گردیده است برخی از روستائیان برای بدست آوردن تولیدات کشاورزی و درآمد بیشتر ، جنگلها را به زمینهای کشاورزی تبدیل می کنند. اگر چه ممکن است خراب شدن جنگلها به روش بالا برای کشاورزان و روستائیان منفعت داشته باشد، ولی پس از گذشت مدتی، حاصلخیزی خاک از بین می رود و مواد غذایی آن کم می گردد. در نتیجه این زمین ها غیر قابل استفاده می گردند و کشاورزان برای بدست آوردن زمین مجبور می شوند دوباره جنگلهای دیگری را تخریب کنند.

3- قطع و بهره برداری بی رویه جنگل یا  درخت: افزایش جمعیت باعث بالا رفتن مقدار مصرف چوب می شود به این دلیل هر روزه قسمتهای زیادی از جنگل ایران عزیزمان نابود می شود. قطع درختان جنگل معمولاً بدون رعایت کردن اصول فنی و علمی انجام می شود و در بیشتر مواقع نیز چوب این درختان برای تهیه هیزم و ذغال به کار می روند .این مسئله ضررهای زیادی را به جنگل های کشورمان وارد می کند.

4- کت زدن و سرشاخه بری: دامداران جنگل نشین ، هر ساله برای تولید علوفه بیشتر در کف جنگل ، تعداد زیادی از درختان را قطع می کنند. این کار برای آن است که نور خورشید به مقدار بیشتری به کف جنگل بتابد. این افراد برای کت زدن یعنی برش حلقه وار پوست درختان جنگل ، باعث خشکیدن آنها می شوند ، همچنین دامداران با بریدن سرشاخه های درختان جنگل برای دامها موجب بد شکل شدن اندام درختان می شوند به طوری که پس از مدتی با چنگالی شدن درختان ارزش اقتصادی و صنعتی آنها از دست می رود.

5- آفت و بیماری: آفت ها و بیماریهای گیاهی یکی دیگر از عاملهای خراب کننده جنگل به حساب می آید قطع بی اندازه درختان جنگل به وسیله ی انسانها و باقی گذاشتن قسمت هایی از شاخ و برگ و تنه درختان سبب گسترش این آفت ها و بیماریهای گیاهی در جنگل می شوند.

6- زیاد شدن روستاهای کناره ای و داخل جنگل:افزایش جمعیت و درنتیجه زیاد شدن روستاها در جنگل ، یکی از عاملهای مهم تخریب کننده جنگلهای کشورمان به حساب می آید.

همانطور که می دانیم ، زندگی جنگل نشینان و روستاهای کناره ای جنگل ، به جنگل وابسته است. از زمانهای گذشته تاکنون آنها برای ساختن لوازم چوبی منزل و نیز تهیه هیزم مرتباً درختان را قطع می کرده اند.

البته تا چند سال پیش که جمعیت کشورمان کم بود و درختان نیز با وسایل دستی قطع می شد، ضرر آن خیلی کم بود ولی در حال حاضر با زیاد شدن جمعیت و به کار بردن اره موتوری برای قطع درختان میزان نابودی جنگل ها بسیار بیشتر شده است.

7-آتش سوزی: آتش سوزی در جنگل باعث نابودی نهال ها و درختان می شود همچنین به ارزشمند ترین قسمت چوبی درختان یعنی تنه درختان آسیب می رساند و آنها را در مقابل هجوم عاملهای مختلف بخصوص آفت ها و بیماریهای گیاهی ضعیف و بی دفاع می کند. بیشتر آتش سوزی در جنگل در اثر خاموش نکردن سیگار رهگذران به وجود می آید ، همچنین باقی مانده ی آتش که مردم برای تولید گرما و تولید خوراک در جنگل روشن می کنند ، باعث آتش سوزی می شود ، بعضی آتش سوزی ها ممکن است به وسیله چوپانان و دامداران و روستائیان کناره ای جنگل بوجود آید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به چهار روش می توان از خراب شدن جنگلها جلوگیری کرد:

1-            خارج کردن دام ها از جنگل:همانطور که گفتیم، دامداران دامهای خود را در داخل جنگل رها می کنند. این کار یکی از دلایل اصلی خراب شدن جنگل است. زیرا دام ها با خوردن و نیز لگد کوب کردن نهال ها رشد طبیعی درختان را دچار اشکال می سازند ، برای جلوگیری از تخریب جنگل باید دامداران در خارج از جنگل و مکان هایی مناسب علوفه کاری کنند، و ساکن شوند، تا علوفه مورد نیاز دامهای خود را از این راه تهیه کنند و دامها وارد جنگل نشوند.

2-           جنگل کاری با درختان زود رشد:  با آنکه کشور ما از نظر وسعت جنگل ها محدود است ، اما در بسیاری از نقاط می توان جنگل کاری کرد و با استفاده از درختان مناسب ، جنگل های مصنوعی به وجود آورد. با کاشت درختهایی که زود رشد هستند ،از طریق کاشتن درختهای زود رشد می توان جنگل های مخروبه را بازسازی و آباد کرد.بعضی از درختهایی که مناسب این کار هستند عبارتند از: انواع سوزنی برگها (( کاج و سرو)) و انواع صنوبر ، با مقایسه جنگل های طبیعی کشور تولید چوب این درختها خیلی زیاد است.

3-          اجرای طرح جنگلداری:طرح های جنگل داری به استفاده صحیح و بهتر از جنگلها کمک می کند .با اجرا کردن این طرح ها به دلیل کاشتن نهالها ی درختان در منطقه هایی که بهره برداری صورت گرفته است ، از تخریب و نابودی جنگل ها جلوگیری می شود. همچنین با اجرای طرح های جنگل داری به دلیل انجام کارهای جانبی مانند ایجاد جاده ، ارتباط آبادیها به یکدیگر و شهرهای اطراف برقرار می شود و وضع اجتماعی و اقتصادی روستائیان را بهبود می بخشد.       

 

هوالقادر

                 چو پرسند پرسندگان از هنر                             نشاید که پاسخ دهی از کهر

                 گوهر بی هنر ناپسند است و خوار                       مرا این داستان زد یکی هوشیار

                 توانا بود هر که دانا بود                                    زدانش دل پیر برنا بود

 

                                                                                                    ((فردوسی))

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روش تحقیق:

روش تحقیق بیشتر به صورت کتابخانه ای بوده است چون منابع میدانی کم بوده است.

 

روش جمع آوری و گرد آوری تحقیق:

اطلاعات تحقیق در مورد شناخت راههای مقابله با آتش سوزی و تخریب جنگل با استفاده از روش غیر مستقیم ، استفاده از کتب و روزنامه و مشاهده غیر مستقیم و مصاحبه ، جمع آوری و گردآوری و تدوین گردید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تجزیه و تحلیل:

من از تمام کسانی که مرا در این تحقیق همراهی کردند تشکر می کنم و از آنها سپاسگزارم و امیدوارم باز هم مرا همراهی کنند.

جنگل چیست؟

یک پدیده ی الهی و خلقت خداوند که باید از آن درست استفاده کنیم.

جنگل چه فوایدی دارد؟

هوا را پاکیزه نگه می دارد – از بهمن جلوگیری می کند – از زلزله جلوگیری می کند – از جاری شدن سیل جلوگیری می کند .

آتش سوزی ها در جنگل چگونه صورت می گیرند؟

با بی توجهی بعضی از انسانها مخصوصاً جوانان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتایج تحقیق:

ما از این تحقیق نتیجه می گیریم که باید در نگهداری جنگل این هدیه ی بزرگ الهی کوشا باشیم و از این طلای سبز الهی خوب استفاده کنیم تا نسل ای آینده نیز از این نعمت الهی بهره مند شوند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیشنهادات تحقیق:

من به این نتیجه رسیده ام و پیشنهاد من این است که اگر درختی قطع شد سریعاً دو نهال جای این درخت کاشته شود و جنگلبانان را افزایش دهند و حقوق آنان را بطور کامل بپردازند تا بخوبی از قاچاق چوب جلوگیری کنند . در جنگل و راههای ان توالت ، سطل زباله و نمک زمستانی بگذارند و در روز طبیعت یعنی سیزدهم فروردین به مردمی که برای گردش آمده اند پلاستیک زباله دهند.

به امید آن روزها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و ماخذ

عنوان=شناخت و مبارزه با انواع آتش سوزی درجنگل

تالیف و گرد آوری= مهندس اسماعیل حسن نایبی

ناشر= دفتر برنامه ریزی برنامه های ترویجی

زمان چاپ= 1382

تعداد= 10000 جلد

عنوان= تخریب جنگل و راههای جلوگیری از آن

نویسنده= مهندس فرزام یزدانی

نوبت چاپ و زمان= چاپ اول – زمستان 1374

تعداد= 10000 جلد

روزنامه ی جام جم

تاریخ نشر 1388 – تاریخ 25/8/88- صفحه ی 13- شماره ی 113

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



تاريخ : یکشنبه دوم آبان 1389 | 10:19 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]

 

 

این دریاچه در شمال غربی ایران بین دو استان آذربایجان غربی و شرقی قرار دارد و این دریاچه دارای 102 جزیره است و نام تاریخی این چیچست است ، در این دریاچه چندین نوع از حیوانات دوزیست ، پستاندار ، پرنده ، ماهی و حتی سخت پوستان وجود دارد. وسعت این دریاچه 51/786 کیلومتر مربع است و شورترین دریاچه در ایران است و چرا این دریاچه در حال خشک شدن است و غیره را در این تحقیق می خوانید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1

ضرورت و اهمیت تحقیق

 

 


v   علاقمند بودم که در مورد این دریاچه اطلاعات بیشتری کسب کنم.

v   از دوران ابتدایی در مورد این دریاچه مطالبی هر چند گذرا می دانستم اما می خواستم کاملاً درباره ی این دریاچه و مشخصات و ویژگیها و محیط جغرافیایی و زیست شناسی آن مطالبی فرا گیرم.

v   همچنین برای کتابخانه روستای گرجی محله و دانش آموزان عزیز این روستا آن را هدیه کنم.

v   دوست داشتم که اطلاعاتی راجع به محیط زیست این دریاچه زیبا را به اطلاع دانش آموزان برسانم.

 

 

 

 

 

 

 

 

اهداف تحقیق

2

 

 


هدف کلی تحقیق: آشنایی با دریاچه ارومیه

اهداف جزیی تحقیق:

Ø    آشنایی با محیط جغرافیایی و مشخصات دریاچه ارومیه وموقعیت آن.

Ø    شناخت رودهایی که به دریاچه ارومیه می ریزند.

Ø    آگاهی میزان نمک محلول در آب این دریاچه.

Ø    دانستن در مورد تاثیر بعضی از عوامل در خشک شدن این دریاچه.

Ø    کسب اطلاعات بیشتر در مورد درباره آسیب هایی که این دریاچه می بیند.

Ø    شناخت هر چه زیاد این دریاچه در جذب گردشگران

Ø    آگاهی بیشتر در مورد حمایت سازمان ملل متحد درباره دریاچه ارومیه.

Ø    آشنایی با آثار خشکسالی فصلی این دریاچه.

 

 

 

 

سوالات ویژه ی تحقیق

3

 

 

 


1)     ویژگی های دریاچه ارومیه چیست؟

2)     آیا هیچ جانور یا جانداری در این دریاچه در حال زیست است؟

3)     آیا دریاچه ارومیه می میرد؟

4)     آیا واقعاً این دریاچه شورترین دریاچه ایران است؟

5)     آیا دریاچه ارومیه محکوم به مرگ است؟

6)     علت خشک شدن این دریاچه چیست؟

7)     آیا می توان دریاچه ارومیه را نجات داد؟

8)     چرا آب دریاچه (دریاچه ارومیه) شور است؟

9)     آیا رود هایی به این دریاچه می ریزند؟

 

 

 

 

 

4

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاریخچه دریاچه ارومیه ارومیهارومیه

5

 

 

 


نام کهن این دریاچه چیچَست بوده است. این واژه واژه ایست از اوستایی و پارسی باستان و تلفظ آن چَئِچَستَ بوده است. دریاچه چیچست در اسطوره‌های ایرانی نقشی بنیادین دارد. عرصه بسیاری از رویدادهای مهم زندگی کیخسرو، کرانه این دریاچه بوده است. دژ بهمن که کیخسرو در نبردی غول آسا و سهمگین آن را می گشاید و از چنگ دیوان بدر می‌‌آورد در نزدیکی همین دریاچه بوده و بسیاری از اسطوره‌های دیگر. نام ارومیه نامیست که آشوریان به آن داده اند. اور در زبان آشوری به معنای شهر است (همان واژه‌ای که در نام اورشلیم (شهر آشتی) هم وجود دارد) و میه به معنای آب است (همریشه با مآء عربی). پس اورمیه یا ارومیه بمعنی شهر آب است. در دوران پهلوی به مناسبت پادشاهی رضاشاه پهلوی، به این دریاچه نام رضائیه داده شد. دریاچه ارومیه یکی از زیستگاه های طبیعی مهم در منطقه آذربایجان که در عین حال برای ورزش های آبی همانند شنا ، قایقرانی و اسکی روی آب نیز مناسب می باشد در آستانه ی خشک شدن است. این دریاچه که به سواحل زیبا و آب شور و شفا بخش خود گردشگران بسیاری در فصول مختلف علی الخصوص در تابستان به سوی خود جلب می نماید از نظر داشتن مینرال های مختلف یکی از کمیاب ترین منابع طبیعی بوده و متاسفانه با تهدیدی بسیار جدی روبه روست.

 

 

موقعیت دریاچه ارومیه

6

 

 


دریاچه ارومیه

حوزه آبریز

۵۱٬۸۷۶ کیلومتر مربع

نام باستانی

چیچَست

تعداد جزیره

۱۰۲

استان‌های ساحلی

آذربایجان شرقی   
آذربایجان غربی

 

دریاچه ارومیه در شمال غربی ایران و در منطقهٔ آذربایجان واقع شده‌است. این دریاچه طبق آخرین تقسیمات کشوری، بین دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی تقسیم شده‌است. دریاچهٔ ارومیه، بزرگ‌ترین دریاچهٔ داخلی ایران و دومین دریاچهٔ آب‌شور دنیا است. آب این دریاچه بسیار شور بوده و عمدتاً از رودخانه‌های زرینه‌رود، سیمینه‌رود، گدار، باراندوز، شهرچای، نازلو و زولا تغذیه می‌شود.

7

حوضهٔ آبریز دریاچه ارومیه، ۵۱٬۸۷۶ کیلومتر مربع است که پیرامون ۳٪ مساحت کل کشور ایران را دربر می‌گیرد. این حوضه با داشتن دشت‌هایی مانند دشت تبریز، ارومیه، مراغه، مهاباد، میاندوآب، نقده، سلماس، پیرانشهر، آذرشهر و اشنویه، یکی از کانون‌های ارزشمند فعالیت کشاورزی و دامداری در ایران به‌شمار می‌رود.

دریاچه ارومیه بزرگ‌ترین آبگیر دایمی آسیای غربی است که در شمال غرب فلات ایران قرار گرفته‌است. پارک ملی دریاچه ارومیه پس از مرداب انزلی، از جالب‌ترین و نغزترین زیستگاه‌های طبیعی جانوران در ایران به‌شمار می‌رود. این دریاچه در حال حاضر ۲۷ گونه پستاندار، ۲۱۲ گونه پرنده، ۴۱ گونه خزنده، ۷ گونه دوزیست و ۲۶ گونه ماهی حیات وحش این دریاچه را تشکیل داده‌است.

آب دریاچهٔ ارومیه بسیار شور و میزان نمک محلول در آن دو برابر اقیانوس‌ها است. به این دلیل، هیچ ماهی و نرم‌تنی به جز گونه‌هایی از سخت‌پوستان در آن زندگی نمی‌کنند و آب آن هیچ‌وقت یخ نمی‌زند. شناکنندگان نیز می‌توانند بر روی آب آن شناور بمانند.

آب دریاچهٔ ارومیه از دستهٔ آب‌های کلروره سدیک می‌باشد و گل دریاچهٔ ارومیه خمیری سیاه‌رنگ و جزو گل‌های کلروره‌است که دارای خاصیت درمانی برای بیماری‌هایی چون رماتیسم و آرتروز و بیماری‌های زنانه‌است.

دریاچهٔ ارومیه دارای ۱۰۲ جزیره‌است که همهٔ آن‌ها از سوی سازمان یونسکو به عنوان اندوخته طبیعی جهان به ثبت رسیده‌است. جزیره اِشک، زیستگاه پرندگان زیبای کوچگ،ر از جمله مرغ آتش و تنجه و نیز گوزن زرد ایرانی است. برای گشت و گذار در دریاچه و جزیره‌های آن می‌توان از دو کشتی سهند و نوح، یا قایق‌های گوناگون در بندر گلمانخانه بهره گرفت.

 

8

آثار خشکسالی هنوز در دریاچه ارومیه باقی است.

 

 

 


به گفته مدیر عامل شرکت سهامی آب منطقه ای آذربایجان غربی ، آثار خشکسالی چند سال گذشته هنوز در دریای ارومیه باقی مانده است، خشکسالی باعث پایین آمدن آب دریاچه ی ارومیه تا حدود چهار متر بود که در پی بارشهای مساعد در یکی دو سال گذشته آب این دریاچه قدری بالا آمده است ، محمد حسن محقق در گفتگو با ایرنا افزود جبران کاهش آب دریاچه ارومیه نیازمند زمان است و باید چند سال دیگر پرآبی را پشت سر بگذاریم تا وضعیت آب این دریاچه بهبود یابد .کاهش آب دریاچه خسارات متعددی چون بالا رفتن غلظت بیش از حد دریاچه و به خطر افتادن زندگی آرتمیا تنها موجود زنده آبهای شور دریاچه ارومیه و مرگ ومیر پرندگان مهاجر و حیوانات وحشی موجود در جزایر آن شوره زار شدن زمینهای اطراف و دیگر آسیبهای زیست محیطی و اجتماعی را در پی داشته است.

9

بنا به گفته مدیر عامل شرکت سهامی آب منطقه ای آذربایجان غربی ارتفاع آب دریاچه ارومیه در زمان حاضر در مقایسه با سال 81 حدود 20 سانتیمتر افزایش یافته و در مقایسه با سال 82 ، 10 سانتیمترکاهش دارد هم اکنون  ارتفاع دریاچه ارومیه 1273 متر و سانتیمتر 63 از سطح آبهای آزاد است که این ارتفاع در شهریور ماه پارسال 1273 متر  73  سانتیمتر بوده است دریاچه ارومیه در وضعیت طبیعی خود قبل از بحران خشکسالی ها از سطح دریای آزاد 1287 متر ارتفاع داشته است آذربایجان غربی امسال با متوسط بارندگی 415 میلیمتر بیش از بارش میانگین را داشته و بر اساس پیش بینی ها در نیمه دوم سال نیز روزهای پر بارانی خواهد داشت.دریاچه ارومیه به عنوان بزرگترین آبگیر دائمی آسیای غربی مهمترین حوضه آبریز آذربایجان غربی است که آب 65 درصد از رودخانه های

موجود استان به آن می ریزد.

این دریاچه با 140 کیلومتر طول و 58 کیلومتر عرض در پهن ترین قسمت آن دارای 51 هزار و 250 کیلومتر مربع مساحت کلی حوضه آبریز است که 22 هزار و 20 کیلومتر مربع آن در بخش آذربایجان غربی واقع شده است. حجمکلی آب دریاچه ارومیه بین 25 تا 36 میلیارد متر مکعب برآورد می شود.

دریاچه ارومیه به دلیل موقعیت خاص خود و اهمیت زیست محیطی آن از سال 1346 به عنوان منطقه حفاظت شده انتخاب و در سال 1354 به پارک ملی تبدیل شده است .این دریاچه به عنوان یکی از نادرترین اندوختگاههای بیوسفری ایران و جهان در محدوده ناحیه جغرافیای زیستی در نظر گرفته شده و به ثبت جهانی نیز رسیده است. وجود دو محیط اکوسیستم متفاوت آبی و خاکی از ویژگیهای مهم پارک ملی دریاچه ارومیه محسوب می شود.

محیط خاکی با جزایر 102 گانه دریاچه ارومیه از نظر حیات گیاهی و جانوری و جاذبه های طبیعی دادای ارزش بسیار هستند.

10

آرتمیا تنها موجود زنده تک سلولی و سخت پوست دریاچه ارومیه که با عنوان آرتمیای دنیاست که مورد تغذیه ها میان پرندگان آبزی و کنار آبزی و ماهیان قرار می گیرد . دریاچه ارومیه از زمانهای قدیم دارای اهمیت بوده و به طوری که در اوستا به نام چه ئچست در کتاب نزمه القلوب حمدالله مستوفی به نام چیچیست و در شاهنامه باعنوان خنجست و در زمان حکومت آشوریها با نام ریمایا و از قول استرابون با عنوان پائوتا نامگذاری و ثبت شده است.

11

   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موقعیت دریاچه ارومیه

 

 


دریاچه ارومیه در شمال غربی ایران و در منطقهٔ آذربایجان واقع شده‌است. این دریاچه طبق آخرین تقسیمات کشوری، بین دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی تقسیم شده‌است. دریاچهٔ ارومیه، بزرگ‌ترین دریاچهٔ داخلی ایران و دومین دریاچهٔ آب‌شور دنیا است. آب این دریاچه بسیار شور بوده و عمدتاً از رودخانه‌های زرینه‌رود، سیمینه‌رود، گدار، باراندوز، شهرچای، نازلو و زولا تغذیه می‌شود.

حوضهٔ آبریز دریاچه ارومیه، ۵۱٬۸۷۶ کیلومتر مربع است که پیرامون ۳٪ مساحت کل کشور ایران را دربر می‌گیرد. این حوضه با داشتن دشت‌هایی مانند دشت تبریز، ارومیه، مراغه، مهاباد، میاندوآب، نقده، سلماس، پیرانشهر، آذرشهر و اشنویه، یکی از کانون‌های ارزشمند فعالیت کشاورزی و دامداری در ایران به‌شمار می‌رود.

 

 

 

 

 

 

آرتمیا در معرض خطر

12

 

 

 

 


13

آرتمیا در معرض خطرآرتمیا تخم باارزشی دارد. پرورش دهندگان میگو طی روشی این تخمها را هچ می کنند (باز می کنند) و وقتی نوزاد بیرون آید برای مزارع پرورش میگو استفاده می کنند، چرا که میگو باید غذای جنبنده مصرف کند. از این رو تخم یا سیست آرتمیا در سطح دنیا دارای ارزش جهانی است و هر کیلو ۸۰ تا ۹۰ دلار ارزش دارد. سازمان شیلات مطالعات ارزیابی ذخایر شیلات را به وسیله یک متخصص از دانشگاه بلژیک انجام داد که به دلیل جمع آوری اشتباه آمار و اطلاعات ، داده های ارائه شده برای ارزیابی مطالعات ذخایر این دریاچه نادرست انجام شد. در این سال بررسی ها نشان می داد که تولید آرتمیا ۱۰ هزار تن در سال در دریاچه ارومیه انجام می شود بنابراین اگر ۲ هزار تن برداشت شود هیچ آسیبی به منابع و ذخایر آرتمیا وارد نمی شود. بر همین اساس در دهه قبل مجوز بهره برداری آرتمیا برای هر سال ۲ هزار تن صادر شد ، در صورتی که در همان دوره ، کارشناسان برداشتی بیش از ۵۰ تن را در سال تخمین نمی زدند. در این ارتباط تعدادی شرکت ، قراردادی برای برداشت سیست از دریاچه ارومیه بسته بودند که به مدت ۳ سال تخم آرتمیا را از دریاچه ارومیه برداشت کنند. این شرکتها سال اول ۹۸ تن و سال دوم ۱۰۱ تن برداشت کردند و سال سوم به دلیل مشاهده کاهش شدید تخم آرتمیا جلوی برداشت این شرکتها گرفته شد. در قرارداد شیلات با محیط زیست آمده بود که در صورت تهدید ذخایر دریاچه جلوی برداشت این منابع گرفته خواهد شد اما در قرارداد شرکتها این موضوع ذکر نشده بود ، این موضوع سبب شد شرکتها به دلیل

14

توقف کار در سال سوم ادعای ضرر و زیان کنند که هنوز این پرونده وجود دارد. هم اکنون آرتمیا بهره برداری نمی شود و به دلیل افزایش غلظت شوری این دریاچه از ۱۸۵ گرم در لیتر به ۳۰۰ گرم در لیتر توان بقای این جاندار بشدت کاهش یافته است.کارشناس مسوول تالاب های سازمان حفاظت محیط زیست معتقد است سیست های موجود تخم های رسوب یافته سالهای گذشته است که چون شوری آب بسیار بالا رفته ، وزن مخصوص این تخمها کاهش یافته است و به سطح آب می آیند. مهندس مسعود باقرزاده کریمی می افزاید: اگرچه باید بیشتر بررسی شود اما حدس کارشناسان بر این است که زایندگی آرتمیا در حال نزدیک شدن به نقطه صفر است ، چون تخمها به یک بیست و پنجم سالهای گذشته رسیده است و هم اکنون سیست ها هم بسختی پیدا می شوند و این یک هشدار جدی برای اکوسیستم دریاچه ارومیه است.وی ادامه می دهد: وقتی هیچ موجودی نتواند در یک دریاچه حیات داشته باشد، دریاچه رو به مرگ نزدیک می شود و افزایش غلظت شوری تنها استفاده معدنی را افزایش می دهد و استفاده های اکولوژیکی را نابود می کند. وی تاکید کرد: با وجود این که هم اکنون احیای حقابه دریاچه ارومیه در دستور کار شورای عالی آب قرار دارد، همسو کردن برنامه ها و سیاست های دستگاه های مرتبط با احیای اکوسیستم دریاچه ارومیه امری سخت و زمان بر است و اگر در این معمای پیچیده نقش مردم و بهره برداری بی رویه از منابع زیرزمینی و گسترش بی رویه اراضی کشاورزی و آلاینده های صنعتی و خانگی را اضافه کنیم ، ماتریسی چند بعدی خواهیم داشت.کارشناس مسوول تالاب های سازمان حفاظت محیط زیست هم

15

 

عوامل طبیعی و هم انسانی را در شرایط کنونی پارک ملی دریاچه ارومیه موثر دانست و افزود: کنترل و تنظیم جریان های سطحی به دلیل برخی فعالیت های انسانی مانند سدسازی منجر به استفاده و بهره برداری از آب شده و به دلیل جلوگیری از ورود سیلاب ها به دریاچه حجم آب دریاچه ارومیه کاهش یافته است.کریمی افزود: استفاده بی رویه از آبهای زیرزمینی برای توسعه باغات اطراف دریاچه ارومیه نیز بر وضعیت اکوسیستم پارک ملی دریاچه ارومیه موثر بوده است.وی ادامه داد: خشک شدن ۱۲۰هزار هکتار از عرصه های جنوبی ، شرق و نقاط پست دریاچه و تبدیل آن به شوره زار زنگ هشدار برای این منطقه را که یکی از نادرترین ذخیره گاه های بیوسفی جهان است ، به صدا درآورده است. پارک ملی دریاچه ارومیه در شرایط بحرانی پارک ملی دریاچه ارومیه در میان ۲ استان آذربایجان غربی و شرقی و در میان حوزه آبریز ۳ استان آذربایجان غربی ، آذربایجان شرقی و کردستان قرار دارد. دریاچه ارومیه بزرگترین آبگیر آسیای غربی است و از دوران دوم زمین شناسی قدمت دارد و از نظر زمین شناسی گودالی است که بر اثر چین خوردگی به وجود آمده است. ویژگی های آرتمیا ویژگی فنوتیپی نظیر ارزش غذایی یکی از ویژگی های منحصر به فرد این جاندار است که از فصلی به فصلی و از سالی به سالی متفاوت است.قطر سیست ، سرعت رشد و مقاومت در دمای بالا می تواند کارایی فعالیت تولید در مراکز تکثیر میگو و ماهی را که این سیست ها استفاده می کنند ، افزایش دهد.برای یک پرورش دهنده ، آسانی قابلیت دسترسی به غذا برای تولید ثبات ضروری است و استفاده از غذاهای طبیعی در یک واحد تولیدی تجاری قابل اعتماد نبوده و با خطر

16

زیادی همراه است.مقرون به صرفه بودن غذا از نظر تولیدکننده نیز اهمیت دارد به عنوان مثال اثرات قیمت غذا بر قیمت تمام شده لارو میگو زمانی که می خواهیم قیمت لارو کاهش یابد ضروری است که کل هزینه های تولید از جمله غذا کنترل شود.آرتمیا تنها موجود زنده دریاچه ارومیه از خانواده سخت پوستان است که می تواند در آب غلیظ و شور زندگی و از جلبک های موجود دریاچه تغذیه کند.این جاندار شاخص ترین موجود زنده دریاچه است که غذای اصلی پرندگان را تشکیل می دهد و بیشترین منبع غذایی برای ماهیان خاویاری است. این جاندار تک سلولی با شرایط آب شور دریاچه ارومیه سازگاری پیدا کرده است و می تواند هم زنده زایی و هم تخم گذاری کند.در شرایطی که استرس محیطی نباشد این جاندار زنده زایی و در غیر این صورت تخم ریزی می کند. ارتفاع آن از سطح دریای آزاد ۱۲۷۸ متر و بلندترین منطقه آن رززا ، ۱۶۰۰ متر ارتفاع دارد. طول دریاچه ۱۳۰ تا ۱۴۰ کیلومتر است و عرض آن در پهن ترین قسمت ۵۸ کیلومتر و در کم عرض ترین قسمت در شمال غربی ۱۵ کیلومتر است.این پارک دو محیط آبی و خشکی و حدود ۱۰۲ جزیره کوچک و بزرگ دارد، جزیره کبودان ، اسپیر و اشک به صورت صخره ای از مهمترین جزیره های این پارک هستند. این جزیره ها در جنوب دریاچه به سبب زاد و ولد پرندگان مختلفی مانند فلامینگو و پلیکان و جانورانی مانند گوزن و قوچ و میش اهمیت زیادی دارند. محیط دریاچه ارومیه ۴۶۳ کیلومتر و حوزه آبریز ۱۴ رودخانه دائمی و فصلی است.شورای بین المللی هماهنگی انسان و کره مسکون پارک ملی دریاچه ارومیه را با داشتن ذخیره گاه های طبیعی به عنوان یک منطقه بی نظیر در ایران و

17

جهان شناخته است.دریاچه ارومیه به عنوان بزرگترین پهنه آبی فلات ایران در تلطیف آب و هوا ، تامین رطوبت لازم برای رشد و نمو گیاهان و تعادل آبهای زیرزمینی نقش حیاتی دارد. به دلیل پسرفت آب در سالهای اخیر ، ۵ قطعه از جزایر این دریاچه مانند جزیره اسلامی به خشکی وصل شده اند که در تاریخ حیات دریاچه ارومیه سابقه نداشته است.عرصه طبیعی جزایر دریاچه ارومیه به صورت تپه ماهور و با پوشش گیاهی استپی محل زاد و ولد انواع پرندگان و جانوران وحشی است.در سرشماری هایی که همه ساله در پارک ملی دریاچه ارومیه انجام می گیرد ، مشخص شده که این زیستگاه کم نظیر محل زیست تابستان گذرانی و زمستان گذرانی ۱۸۰ گونه و نوع از پرندگان آبزی و کنارآبزی است که این وسعت تنوع زیستی در یک محدوده در جهان کم نظیر است.انواع پلیکان ، غازهای خاکستری ، درناها ، اردکهای سرسفید و مرمری و انواع حواصیل از ساکنان مهم پارک ملی دریاچه ارومیه هستند و سالانه دهها گونه پرنده نیز از زیستگاه های این پارک به عنوان زیستگاه های میانبند استفاده می کنند. هم اکنون سواحل کم عمق دریاچه ارومیه با انباشت بلورهای نمک روبه روست ، به طوری که سفیدی آن از دوردست ها نیز دیده می شود. انباشت نمک در برخی از نقاط به حدی است که توده های بزرگی از نمک از میان آنها سر برآورده و به تپه های بزرگ و کوچک تبدیل شده اند. شوری بیش از حد آب پارک ملی دریاچه ارومیه ، زندگی پرندگان را در این دریاچه به خطر انداخته ، به طوری که هر ساله از تعداد پرندگانی که به این دریاچه مهاجرت می کنند کاسته شده و این پرندگان گرفتار بلورهای نمک شده و قادر به پرواز نمی شوند.

18

 کاهش ارتفاع آب پارک ملی دریاچه ارومیه همچنین باعث شده پنج جزیره از جزایر ۹ گانه این دریاچه به خشکی متصل شوند. با اتصال این جزایر به خشکی ادامه زیست و زادآوری برخی از پرندگان نادر از جمله پلیکان و فلامینگو به مخاطره افتاده است.شوری بیش از حد آب دریاچه ارومیه بر زندگی آرتمیا ، تنها موجود زنده این دریاچه نیز تاثیر گذاشته و شرایط زیست آن را مختل کرده است.بر اثر شوری بیش از حد آب ، تعداد تخم آرتمیا از ۵تا ۳۰ عدد در هر لیتر آب دریاچه ، به یک تخم کاهش یافته است.بررسی ها نشان می دهد کاهش نزولات آسمانی و خشکسالی ، تغییر الگوی کشت و استفاده از کشتهای پرآب بر ، بالارفتن دمای هوا و افزایش میزان تبخیر و مهار آبهای سطحی استان بدون توجه به حقابه محیط زیست از مهمترین عوامل کاهش آب دریاچه ارومیه است.پارک ملی دریاچه ارومیه یکی از ۵۹ ذخیره گاه طبیعی محیط زیست جهان است که به دلیل طبیعت مناسب برای زیست دائمی و موقت انواع پرندگان کمیاب و نادر جهان و زیبایی های طبیعی سواحل و جزایر آن از سوی یونسکو به عنوان یک ذخیره گاه بیوسفری در جهان شناخته شده است.این دریاچه با زیبایی های طبیعی خود یکی از بزرگترین معادن املاح جهان به شمار می رود که نزدیک به ۸ میلیارد مترمکعب انواع نمکها را در خود جای داده است.نجات پارک ملی دریاچه ارومیه از وضعیت بحرانی نیاز به یک عزم ملی و فرااستانی دارد زیرا حل مشکل تنها به گفته مسوولان استان در آذربایجان غربی امکان پذیر نیست و به مشارکت استانهای آذربایجان غربی ، شرقی ، کردستان و نیز عزم دستگاه هایی چون وزارت نیرو ، وزارت جهاد کشاورزی و سازمان حفاظت محیط زیست نیاز دارد.  

آب سد حسنلو به کمک تالابهای دریاچه ارومیه می آید

 

 


دریچه سد مخزنی حسنلو گشوده می‌شود.

مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی گفت: به دستور استاندار آذربایجان غربی دریچه سد مخزنی حسنلو به روی تالاب‌های آذربایجان غربی گشوده می‌شود.

19

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی صبا به نقل از خبرگزاری فارس،  مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی پیش از ظهر امروز در جمع خبرنگاران اظهار داشت: به منظور احیا و جلوگیری از تخریب تالاب‌های بین‌المللی واقع در حوزه اکولوژیک پارک ملی دریاچه ارومیه حداقل 50 میلیون مترمکعب آب پشت سد مخزنی حسنلو به چهار تالاب شورگل، سیران گلی، یادگارلو و سلدوز به صورت تدریجی تخلیه می‌شود.
وی اضافه کرد: تخلیه آب پشت سدهای استان برای سومین بار است که طی سه سال گذشته به تالاب‌ها اختصاص می‌یابد.
مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی تصریح کرد: در وضعیت خشکسالی تالاب‌ها بیشترین خسارات را از کم آبی در منطقه متحمل می‌شوند.
کلانتری حفظ و احیای تالاب‌ها را یک ضرورت اکولوژیکی برای استان دانست و افزود: تالاب‌ها اکوسیستم‌های زنده‌ای هستند که دارای کارکدهای فراوانی از جمله تغذیه آب‌های زیرزمینی، تلطیف هوا، کنترل سیلاب‌ها، پذیرش پساب‌های کشاورزی، حفظ ذخایر ژنتیک گیاهی و جانوری، زیستگاه

20

 مهم پرندگان آبزی و کنار آبزی، گردشگری طبیعی و حفظ چشم‌انداز طبیعت استان دارند.
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان بیان داشت: استان آذربایجان غربی با داشتن 30 تالاب که پنج تالاب آن بین‌المللی و ثبت شده در کنوانسیون رامسر هستند در بین استان‌های غیرساحلی با داشتن 604 هزار هکتار عرصه تالابی مقام نخست کشور را دارد.
وی عنوان داشت: موضوع احیای تالاب‌ها امروزه در استان آذربایجان غربی به وسیله تشکل‌های زیست‌ محیطی مردمی نیز انجام می‌گیرد به طوریکه در طی سال‌های 86 و 87 قهرمان تالاب کشور از استان آذربایجان غربی و از بخش مردمی انتخاب شدند.
کلانتری خاطرنشان کرد: اداره کل حفاظت محیط زیست استان براساس قانون متولی حفظ و احیای تالاب‌ها است و تاکنون اقدامات شایان ذکری در راستای احیای باقیمانده تالاب حسنلو، ایجاد تالاب سلدوز، لایروبی کانال‌های آبرسانی به تالاب، ایجاد دایک، نصب تابلوهای معرفی تالاب، تعیین حد و حدود، تهیه نقشه و همچنین بالا بردن ارتقای سطح حفاظتی آنها انجام داده و از هرگونه تخریب و یا تصرفی به آنها که به صورت قانونی در اختیار دولت قرار دارند ممانعت به عمل می‌آورد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ویژگی های آرتمیا

 

 


آرتمياي درياچه اروميه که تنها موجود زنده درياچه است مي تواند در آب غليظ و شور اين درياچه زندگي و از جلبک هاي موجود درياچه تغذيه کندآرتميا مشخص ترين موجود زنده درياچه اروميه است که غذاي اصلي پرندگاني مانند فلامينگو را تشکيل ميدهد و بيشترين منبع غذايي براي ماهيان خاوياري است. این جاندار تک سلولی با شرایط آب شور دریاچه ارومیه سازگاری پیدا کرده استو هم می تواند زنده زایی و هم تخم گذاری کند. البته در شرایطی که استرس محیطی نباشد این جاندار زنده زایی می کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پارک ملی دریاچه ارومیه درشرایط بحرانی

 

21

 

 

 


22

پارك ملي درياچه اروميه بين استانهاي آذربايجان شرقي و آذربايجان غربي و در موقعيت جغرافيايي 37 تا 30/38 عرض شمالي و 45 تا 46 طول شرقي واقع شده است. مساحت پارك 464056 است .اين درياچه جمعا داراي 102 جزيره بزرگ و كوچك به مساحت 33486 هكتار است .
پوشش گياهي: سرو كوهي , پسته وحشي , داغداغان ,‌زالزالك ,‌ بادام كوهي ,‌شيرخشت ,‌ديو آلبالو, گندميان ,‌فرفيون ,‌آويشن ,‌درمنه ,‌علف شور, ‌كاكوتي ,‌زنبق,‌يولاف ,‌شنگ و‌ شقايق.
پستانداران : قوچ و ميش ارمني و گوزن زرد ايراني .
پرندگان: فلامينگو, پليكان ,‌ ‌كاكايي و تنجه .
خزندگان : انواع مارهاي سمي و نيمه سمي, مارمولك و آفتاب پرست .
نام جزایر
نام ۱۰۲ جزیره دریاچه ارومیه بدین شرح است:
آرزو، اشک، اسپیر، کبودان، شاهی (اسلامی)، اسپیرو، اسپیرک، آذین، مهر، مهران، مهرداد، برزو، برز، سیاوش، سیاه‌تپه، تنجه، تنجک، بن‌اشک، اشک‌سر، اشکو، چاک‌تپه، دی، ماغ، میدان، چشمه‌کنار، میانه، سامانی، آذر، سنگان، سنگو، تک، جوزار، جوین، جودره، سپید، بستور، زیرآبه، بهرام، گرز، اردشیر، ناهید، پنهان، شاهین، کنارک، زرتپه، خرسک، امید، گریوک، گرده، گیو، کَلسنگ، گلگون، آرام، پناه، کریوه، ناویان، زاغ، مشکین، سهران، پیشوا، کام، کامه، سروش، سرخ، شبدیز، ناخدا، کوچک‌تپه، توس، برزین، آرش، آتش، سیاه سنگ، کرکس، شورتپه، ناوی، نهفت، شوش‌تپه، ایران‌نژاد، شمشیران، مهدیس، کاکایی بالا، کاکایی میانه، کاکایی پایین، تخت، تختان، مرکید، کاوه، مهوار، نادید، کمان، زرکمان، زرکنک، نهان، برد، بردین، بردک، تیر، تشبال، سریجه، بن، کفچه‌نوک.
در شمال غربی ایران پهناورترین دریاچه داخلی کشور محسوب میشود.این دریاچه دارای ۱۳۰ کیلومتر طول و در پهن ترین نقطه ۴۰ کیلومتر عرض و۴۶۳۰۰۰۰ هکتار مسحت است. عمیق ترین نقطه دریاچه ۱۵ متر وعمق میانگین ان ۵ متر می باشد.
دریاچه ارومیه با مینگین بارندگی سالانه ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیمتر و درجه حرارت متغیر از ۱۷ـ تا ۳۶ درجه سانتیگراد از سطح ازاد ۱۲۷۴ متر ارتفاع دارد.
اب دریاچه غلظت بسیار دارد که در نقاط مختلف و فصول گوناگون میزان املاحش متغیر و بطور متوسط حدود ۳۰۰ گرم در لیتر است.
در سال ۱۳۴۶ جزیره کبودان(قویون داغی) از طرف سازمان حفاظت محیط زیست حفاظت شده اعلام گشت.در سال ۱۳۵۴ بود که این جزیره ئ سایر جزایر موجود در اینمنطقه بجز جزیره اسلامی(شاهی)منطقه حفاظت شده دریاچه ارومیه اعلام و بعدا به پارک ملی تبدیل شد.
در پارک ۳۲۰۰ هکتاری جزیره کبودان که غیر مسکونی و زیستگاه انواع پستانداران وحشی مثل موش صحرایی ـ قوچ و میش و پلنگ است.
سیمای جزیره کبودان استپی و بخش هایی از این جزیره نیمه جنگلی بیشتر پسته وحشی همراه با

23

 


درختچه های دیگر از جمله بادام وحشی ـ ارس کوهی ـ بادام کوهی ـ خوشک و گوجه وحشی و گیاهان گوناگونی چون دم اسبی ـ مرغ علف گوسفندی و جو وحشی از جمله گیاهان و درختان این جزیره است.
پرواز دسته جمعی فلامینگوها ـ پلیکان ها ـ تنجه ها و کاکایی ها در دریاچه ارومیه مناظر بدیعی در بهار و تابستان پدید می اورد

ندای مرگ دریاچه ارومیه طنین‌انداز شد

جام جم آنلاین: دریاچه ارومیه دومین دریاچه آب شور جهان با 4 هزار و810 کیلومتر مربع مساحت یکی از نادرترین ذخیره‌گاههای زیستی ایران و جهان و دارای 102 جزیره کوچک و بزرگ است.

 این دریاچه به همراه جزایر درونی آن از سوی سازمان یونسکو به عنوان ذخیره‌گاه طبیعی به ثبت جهانی رسیده است که متاسفانه روند نزولی سطح آب این دریاچه در سال‌های اخیر کارشناسان و دوستداران محیط زیست را نگران کرده و هشدار کارشناسان را در رابطه با وضعیت این زیست‌بوم ارزشمند آذربایجان‌غربی درپی داشته است.

24

به گزارش ایسنا، کاهش 6 متری عمق آب و قرار گرفتن سطح آب 2 متر پایین‌تر از تراز اکولوژیک دریاچه، شوره‌زار شدن سطح وسیعی از دریاچه، پیوستن جزایر 9 گانه به خشکی که زیست و زادآوری موجودات زنده بویژه پرندگان را با تهدید مواجه کرده و کاهش تعداد آرتمیا به عنوان تنها موجود آبزی پارک ملی دریاچه ارومیه در پی افزایش شوری آب زنگ خطر نابودی این دریاچه را به عنوان یک ثروت طبیعی برای کشور و استان آذربایجان‌غربی برای مسؤولان و کارشناسان امر به صدا درآورده است.

حوضه آبریز دریاچه ارومیه یکی از 6 حوزه آبریز اصلی کشور محسوب می‌شود

دکتر شاهرخ حکیم‌خانی، عضو هیأت علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه در این خصوص به ایسنا گفت: حوضه آبریز دریاچه ارومیه با مساحتی نزدیک به 52 هزار کیلومتر مربع بین استانهای آذربایجان‌غربی و آذربایجان‌شرقی قرار گرفته که 85 درصد سهم آب ورودی به دریاچه در این حوضه آبریز از رودخانه‌های آذربایجان‌غربی تامین می‌شود.

وی کاهش عمق آب دریاچه ارومیه را متاثر از دو عامل اقلیمی و انسانی عنوان کرد و گفت: کاهش قابل ملاحظه میزان بارندگی در سال‌های اخیر و وابستگی مستقیم بارش با حجم روان آب ورودی به دریاچه، نقش تاثیرگذاری در پایین رفتن سطح آب دریاچه داشته است.

وی افزایش دما و تبخیر سطح دریاچه را یکی دیگر از عوامل اقلیمی تاثیرگذار در این مسأله عنوان و اظهار کرد: افزایش دما و تبخیر در حوضه آبخیز دریاچه ارومیه می‌تواند از پدیده گرم شدن کره زمین درسال‌های اخیر متاثر باشد که البته این امر نیاز به تحقیق و مطالعه دارد.

این عضو هیأت علمی دانشگاه ارومیه در ادامه بیان کرد: احداث سد و توسعه بی‌رویه کشاورزی در بالادست حوضه آبخیز دریاچه ارومیه یکی از عوامل انسانی است که در حال حاضر نزدیک به40 سد و بند احداث و یا در دست اجراست که حجم قابل توجهی از آبهای برداشتی به مصرف

25

 


کشاورزی می‌رسد و این در صورتی است که حداکثر راندمان آبیاری کشاورزی 34 درصد است و این یعنی 66 درصد آب برداشتی از رودخانه‌ها و چاه‌ها که به مصرف بخش کشاورزی می‌رسد هدر رفته و تبخیر می‌شود.

حکیم‌خانی با اشاره به غیرقابل کنترل بودن عوامل اقلیمی گفت: باید طرح و برنامه‌هایی برای عدم احداث سدهای جدید، مدیریت صحیح آب و رهاسازی بخشی از آب پشت سدها به عنوان حقآبه محیط زیست تهیه و اجرا شود.

وی اصلاح شیوه‌های آبیاری به منظور برداشت بهینه از منابع آبی و تغییر الگوی کشت را به عنوان راهکارهایی که در درازمدت می‌تواند در کاهش سرعت پایین رفتن عمق آب دریاچه دریاچه موثر باشد پیشنهاد و اظهار کرد: بهره‌برداری بی‌رویه از مراتع حوزه آبخیز دریاچه ارومیه که سبب کاهش درصد پوشش گیاهی، افزایش تعداد و شدت سیل، فرسایش خاک و افزایش اثرات خشکسالی می‌شود از دیگر معضلات حوضه آبخیز دریاچه ارومیه است که سبب از دست رفتن منابع آبی می‌شود که باید با اجرای اصولی طرح‌های آبخیزداری جهت حفظ و اصلاح منابع آین حوضه آبخیز اقدام کرد.

حفر هزاران حلقه چاه عمیق و نیمه‌عمیق جهت تامین آب مورد نیاز کشاورزی در اطراف دریاچه ارومیه عامل تخلیه منابع آب زیرزمینی اطراف دریاچه ارومیه است

دکتر ناصر آق، رییس پژوهشکده آرتمیا و جانوران آبزی دانشگاه ارومیه نیز به ایسنا گفت: دریاچه

26

 


 ارومیه در حال حاضر شرایط بحرانی را طی می‌کند که بخش عمده‌ای از این امر نیز طبیعی است و کاهش نزولات جوی منجر به کاهش آب دریاچه شده است و حفر چاه‌ها نیز سبب شده تا بارندگی‌ها جایگزین منابع آبهای زیرزمینی شود و حجم روان‌آب ورودی به دریاچه کاهش یابد.

وی افزود: مهمترین عامل انسانی موثر در کاهش عمق آب دریاچه ارومیه استفاده بی‌رویه و غیراصولی آبیاری کشاورزی از منابع آبی است که سالانه بخش عمده‌ای از منابع آب حوضه آبریز دریاچه ارومیه را هدر می‌دهد.

وی گفت: پژوهشکده آرتمیا هشدارهای لازم را در رابطه با وضعیت بحرانی و رو به نابودی دریاچه ارومیه را به مسؤولان داده که اگر سریعا راهکارهای مناسب برای رفع این بحران عملی نشود تبعات آن منجر به یک فاجعه زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی خواهد شد.

وی با اشاره به تبعات خشک شدن دریاچه ارومیه گفت: تغییر کلی در آب و هوا، تحت‌الشعاع قرار گرفتن تنوع‌زیستی، پیشروی نمک به سوی مزارع کشاورزی که سبب ایجاد شوره زارهای وسیع شده و در وهله اول کشاورزی منطقه را تحت تاثیر قرار می‌دهد و در ادامه مردم ساکن روستاهای اطراف دریاچه مجبور به مهاجرت خواهند بود که همین امر معضل بیکاری را دامن می‌زند.

آق اظهار کرد: دریاچه ارومیه زیستگاه یک گونه منحصر به فرد از آرتمیا و دومین زیستگاه بزرگ آرتمیا در جهان است که تا سال 76 تولید آرتمیا در دریاچه بسیار بالا و سالانه ارزشی معادل 10 میلیارد دلار داشت که از سال 77 با آغاز بحران خشکسالی تولید این این آبزی سخت پوست سال

27

 


به سال کمتر شد و هم‌اکنون نسبت به بهترین زمان نزدیک به 100 برابر تعداد آرتمیا در دریاچه ارومیه کاهش یافته است که ادامه شرایط بحرانی دریاچه می‌تواند آرتمیا را همراه با خود دریاچه ازبین ببرد.

وی برنجات دریاچه ارومیه در حداقل زمان تاکید و تصریح کرد: در این راستا اول و دوم دی ماه سال جاری همایش بین‌المللی بررسی بحران و احیای دریاچه ارومیه توسط دانشگاه ارومیه و با همکاری سازمان محیط زیست در ارومیه برگزار می‌شود که از متخصصین کشورهای اروپایی، امریکایی و آسیایی جهت همکفری و کمک در یافتن راهکار علمی دعوت خواهد.

150 هزار هکتار از وسعت آبی دریاچه ارومیه کاملا به شوره زار تبدیل شده است

مهندس حمید رعناقد، معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست آذربایجان غربی نیز در این خصوص گفت: حداکثر تراز آبی دریاچه ارومیه در سال 74 یکهزار و 278 متر بود که متاسفانه از سال 76 که پدیده خشکسالی سطح استان را فراگرفت و پارک ملی دریاچه ارومیه نیز از این موضوع متاثر شده و بسیاری از ویژگی‌های خود را از دست داده است.

28

وی گفت: مقایسه میزان حداکثر و حداقل تراز آب نشان می دهد که پارک ملی دریاچه ارومیه با افت ارتفاعی به میزان 6 متر روبه رو شده و وسعت زیادی از سطح آبی دریاچه ارومیه به شوره زار تبدیل شده است.

وی اظهار داشت: پارک ملی دریاچه ارومیه با تمام زیبایی‌های خود به یک بحران زیست‌محیطی تبدیل شده که در صورت ادامه این روند، دریاچه ارومیه بحرانی جدی برای ساکنین و کشاورزی منطقه خواهد بود.

رعناقد وجود پرندگانی همچون فلامینگو و پلیکان سفید را یکی از ویژگی های تنوع زیستی در دریاچه ارومیه عنوان و اضافه کرد: این پرندگان در جزایر 9 گانه پارک ملی دریاچه ارومیه جوجه‌آوری دارند و با توجه به روند خشکسالی در 10 سال اخیر و تغییرات اکولوژیک در سطح جزایر 9گانه که از طریق خشک شدن اطراف جزایر و به هم پیوستن آنها صورت گرفته تعداد جمعیت تخمگذار این پرندگان بسیار کاهش یافته و این امر نشان دهنده تاثیر معنی‌دار خشکسالی بر پرندگان ساکن پارک ملی دریاچه ارومیه است.

براساس بررسی‌های کارشناسی 67 درصد عوامل تاثیرگذار در وضعیت فعلی دریاچه ارومیه عوامل اقلیمی است

مهندس محمدباقر داریانی، معاون عمرانی استاندار آذربایجان غربی نیز به ایسنا گفت: در سالهای اخیر به علت کاهش بارندگی ها سطح آب دریاچه ارومیه کاهش یافته و پهنه های وسیعی از شوره‌زار ایجاد شده که این شوره‌زارها در معرض فرسایش قرار دارند و امروز این دریاچه با مشکلات عدیده‌ای مواجه است.

وی گفت: حدقل تراز اکولوژیکی دریاچه ارومیه یکهزار و 274 متر است که در حال حاضر تراز

29

 


 دریاچه در سطح یکهزار و 272 متر قرار دارد و 2 متر کمتر از حداقل تراز اکولوژیک است.

وی اظهار داشت: با توجه به سطح دریاچه که حدود 5 هزار کیلومتر مربع است، هر متر عمق دریاچه دارای حجم آب نزدیک به 5 میلیارد متر مکعب می‌باشد که برای تامین حداقل نیاز اکولوژیک دریاچه 10 میلیارد متر مکعب آب نیاز است.

داریانی میزان متوسط جریان ورودی به دریاچه ارومیه را سالانه 5 میلیارد و 300 میلیون متر مکعب عنوان و اظهار کرد: میزان تبخیر سطحی دریاچه سالانه 5 میلیارد مترمکعب است.

وی اظهار داشت: میزان آب مصرفی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه 4 میلیارد و 700 میلیون متر مکعب است که 94 درصد آن در بخش کشاورزی مصرف می‌شود.

داریانی اظهار داشت: برای حل این مشکل نیاز به برنامه‌های متنوع، جامع و فراگیری داریم تا با یک رویکرد مشارکتی مدیریت پایدار منابع آب و کاربری اراضی کشاورزی تامین شود.

وی گفت: با توجه به نقش 33 درصدی عوامل انسانی و توسعه‌ای در کاهش میزان آب دریاچه ارومیه فقط در این حد می‌توان برای بهبود وضعیت دریاچه اقدام کرد و تاثیرگذار بود.

داریانی اضافه کرد: بالا بردن راندمان آبیاری، تغییر الگوی کشت و گرایش به سمت گونه‌های با نیاز آبی محدود، تغییر و اصلاح مدیریت بهره‌برداری از منابع آب که با احداث شبکه‌های آبیاری مدرن و تحت فشار می‌تواند برای استفاده بهینه از منابع آب حوضه آبریز دریاچه ارومیه پاسخگو باشد.

30

سند مدیریت جامع دریاچه ارومیه تدوین شد

دکتر قریشی، هماهنگ‌کننده طرح حفاظت از تالابهای ایران نیز در این خصوص به ایسنا گفت: طرح حفاظت از تالابها، طرحی مشترک بین جمهوری اسلامی ایران و صندوق تسهیلات جهانی محیط زیست (GEF) است که از سال 2006 میلادی اقدامات اجرای آن آغاز شده است.

وی گفت: برنامه جامع مدیریت دریاچه ارومیه حاصل بالغ بر یکسال و نیم زمان و بیش از 350 نفر روز کار مشترک فرابخشی در سطح حوضه آبریز دریاچه ارومیه و با مشارکت جوامع محلی بوده است که اولین کارگاه برنامه‌ریزی مدیریت دریاچه ارومیه با همکاری مشاورین بین‌المللی طرح حفاظت از تالابهای ایران 14 و 15 تیرماه سال 86 و با حضور کارشناسانی از ادارات کل حفاظت محیط زیست، استانداری‌ها، سازمان‌های جهاد کشاورزی و آب منطقه‌ای، گردشگری و میراث فرهنگی، شیلات، منابع طبیعی و سازمان‌های مردم نهاد و سایر ارگان‌های مربوطه استان‌های آذربایجان شرقی و غربی در ارومیه برگزار شد.

وی اظهار کرد: ویرایش دوم این برنامه در کارگاه دوم برنامه‌ریزی مدیریت دریاچه ارومیه 26و27 آبان‌ماه سال 86 در تبریز برگزار شد و مورد بحث و تبادل نظر ذینفعان و کارشناسان مدعو قرار گرفت و براساس نظرات این افراد اصلاح گردید. در خرداد ماه سال 1387 موافقتنامه حفاظت و مدیریت پایدار دریاچه ارومیه به همراه ساختار و شرح خدمات کمیته ملی و شورای منطقه‌ای مدیریت پایدار دریاچه ارومیه و آخرین نسخه از برنامه مدیریت دریاچه ارومیه توسط این دفتر تهیه و پس از تائید سازمان محیط زیست به وزرای نیرو، جهادکشاورزی، کشور و استانداری‌های

31

 


 آذربایجان غربی، شرقی و کردستان ارسال شد.

قریشی گفت: این موافقتنامه در چهارمین جلسه کمیته راهبری طرح نیز مطرح و باتوجه به ارتباط مستقیم موضوع این برنامه مدیریتی در کمیته تخصصی شورای عالی آب نیز مطرح و ضمن تصویب جزئیات فنی آن در جلسات کارشناسی مطرح و طی یک جلسه مشترک کارشناسی با نمایندگان اعضای اصلی شورایعالی آب و همچنین نمایندگان استانهای آذربایجان غربی و شرقی نهایی شد.

گفتنی است این سند 24 و 25 مهر ماه سال جاری طی مراسمی توسط استانداران استان‌های آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، کردستان و وزرای نیرو و جهادکشاورزی و رییس سازمان حفاظت محیط زیست کشور امضا می‌شود.

امید است تدوین و امضای سند راهبردی مدیریت پارک ملی دریاچه ارومیه، برگزاری همایش‌های علمی و بحث‌های کارشناسی بتواند در نجات این تالاب ارزشمند کشور موثر واقع شود و دریاچه ارومیه که از نظر اقتصادی، حمل و نقل، بهره‌برداری از املاح، غنای تنوع‌زیستی، تعدیل اقلیم و گردشگری از اهمیت بسیاری در استان برخوردار است از وضعیت بحرانی فعلی خارج شود، چرا که دریاچه ارومیه به همراه رودخانه‌ها و دشت‌های اطراف آن جزئی از ثروت طبیعی استان است و هرگونه اقدامی برای نجات آن دارای توجیه فنی و اقتصادی است.

 

 

32

آیا دریاچه ارومیه محکوم به نابودی است

 

 


حل بحران دریاچه ارومیه به اجرای قانون و ارزیابی زیست محیطی و شرایط آب و هوایی و ادامه بارندگی در منطقه بستگی دارد .

با حاکم شدن شرایط خشک سالی و کاهش شدید نزولات آسمانی در سال های اخیر و احداث چندین سد بر روی رودخانه های پر آب به دریاچه موجب پایین آمدن سطح آب دریاچه ارومیه به میزان چهارمتر شده است که این امر سبب افزایش غلظت نمک آب دریاچه از 180 گرم در لیتر به 270 گرم در لیتر شده است.

افزلیش غلظت نمک موجود در آب رودخانه موجب مرگ تعداد زیادی از پرندگان شده و زندگی آرتمیا مهمترین منبع تغذیه پرندگان مهاجر به ویژه فلامینگو را مختل کرده است .در حالیکه در سالهای قبل شمار پرندگان مهاجر و از جمله فلامینگو و پلیکان ها در سواحل و جزایر دریاچه ارومیه به 20 تا 25000 قطعه می رسید.

تبخیر شدید و دخالتهای انسانی در هدایت آبهای حاصل از بارذندگی در رودخانه های منتهی به دریاچه در حوزه های آبی دیگر مقدمات لازم برای بروز فاجعه زیست محیطی بزرگی را فراهم خواهد کرد.

بر اثر کاهش سطح آب دریاچه قسمت های زیادی از بستر دریاچه خشک و به باتلاقهای وسیعی تبدیل شده است.

بدیهی است تصور سیمای منطقه بدون حضور دریاچه ی زیبای ارومیه کویر هور و لجنزارهای اقلیمی و آب و هوایی و تعادل آب های سطحی منطقه و همچنین جاذبه های طبیعی و توریستی و علاوه بر این در بند اقتصادی آن به دلایل وجود آرتمیا و ارز آوری و اشتغالزایی درز منطقه جا دارد که توجه ویژه ای به مسایل زیست محیطی این اکوسیستم منحصر به فرد در جهان معطوف گردد.

مع الوصف با برنامه ریزی های چند ساله اخیر بهره برداری آرتمیا از دریاچه ارومیه نتوانسته نقش لازم را در تولید درآمدارزی مناسب برای کشور و اشتغالزایی موثر برای منطقه ایفا نماید و نظام           بهره برداری فعالی به هیچ وجه انتظارات لازم را برای حفظ ارزش های طبیعی و انسانی دریاچه برآورده نمی سازد.

دریاچه ارومیه به عنوان ذخیره گاه بیوسفری جهان دارای ارزش بسیار زیادی است که متاسفانه در سالهای اخیر در اثر پدیده  طبیعی خشکسالی و عدم جریان آب در رودخانه های منتهی به آن خصوصاً در               قسمت های پست ونواحی اطراف جنوب و شرق دریاچه پسروی بسیار زیادی داشته که اگر این روند ادامه پیدا کند بحران جدی حیات آن را تهدید می کند.

علاوه بر عدم جریان آب به دریاچه ، تبخیر شدید باعث شده که از حجم کلی آب به میزان زیادی کاسته شود و غلظت املاح نمک آن به 370 گرم در لیتر برسد که این بر روی زیست مندان این دریاچه از جمله ، آرتمیا ، جلبک و خیل عظیم پرندگان بومی و مهاجر که دریاچه ارومیه را به عنوان یکی از اصلی ترین زیستگاههای خود برگزیده اند تاثیر منفی می گذارد.

به طور کلی علل کاهش آب دریاچه ارومیه را می توان پدیده طبیعی خشکسالی و کمی نزولات جوی ، افزایش مصارف آب به صور گوناگون برای بخش کشاورزی و کاهش قابل توجه آب ورودی به دریاچه، احداث شبکه های وسیع زهکشی در دشت های اطراف دریاچه ، احداث سدهای متعدد بر روی رودخانه ها جهت مهار آبها برای مصارف کشاورزی و قطع کامل جریان آب رودخانه ها به دریاچه در طی دو سال اخیر که تغییرات شدید اکولوژیکی را در اکثر مناطق و مخصوصاً در پارک ملی دریاچه ارومیه و اکثر تالابهای وابسته به آن به وجود آورده است ذکر کرد.

سازمان محیط زیست در حفظ و نگهداری پارک بین المللی دریاچه ارومیه و تالابها و منطقه حفاظت شده بر عهده دارد و اگر این دریاچه در حد مطلوب حفظ و نگهداری شود به دلایلی که وجود دارد اهمیت دریاچه از نظر بعد اقتصادی به مراتب بیشتر از کشاورزی منطقه خواهد بود به همین دلیل است که سازمان محیط زیست می خواهد این دریاچه به صورت مطلوب حفظ شود.

در حال حاضر حیات وحش و پوشش گیاهی و همچنین حیات خود دریاچه در معرض نابودی است و کاهش چشمگیر تخمگذاری و زاد و ولد انواع مختلف زیندگان دریاچه و جزایر آن مانند پلیکان و فلامینگو که از پرندگان حمایت شده هستند و از طرف دیگر مرگ و میر آنها به دلیل خشک شدن تالابها در دو سال اخیر جمعیت این پرندگان را به طور ملموس کاهش داده است . به طوریکه در سال جاری فقط 25 پلیکان تخمگذاری کرده است که این تعداد در سال های گذشته به حدود 200 تا 300 قطعه می رسید.

یک چهارم تالابهای آب شیرین بین المللی ثبت شده در استان آذربایجان غربی است که وجود این تالابها در اطراف دریاچه اهمیت آن را چند برابر کرده است که در حال حاضر همه آنها خشک شده ، در صورتیکه در سال های گذشته گونه های مختلفی از پرندگان نادر حمایت شده برای زمستان گذرانی و تابستان گذرانی به این تالاب مهاجرت می کردند که در حال حاضر به منطقه خشک و بیابانی تبدیل شده است واکنون هیچکدام از زیست مندانی که در این تالاب بودند وجود ندارند.

در صورتیکه روند خشک سالی و کاهش آب دریاچه در سالهای آتی نیز ادامه پیدا کند دریاچه لاجوردی ارومیه به منطقه ای باتلاقی و لجنزار تبدیل خواهد شد که تاثیرات منفی و نامطلوبی به جای خواهد داشت و هرچقدر از وسعت سطح دریاچه کاسته گردد به همان میزان از تلطیف هوای منطقه و محیط اطراف آن کم خواهد شد و با ازبین رفتن اکوسیستم های موجود گونه های ژنتیک فلور منطقه در معرض نابودی قرار خواهند گرفت .با تشکیل کویرهای نمکی ،مزارع و باغات اطراف و مجاور دریاچه در اثر پیشروی خاک شور توسط عواملی چون باد و باران در معرض تهدید جدی قرار خواهد گرفت.

با خشک شدن دریاچه ارومیه ذخیره گاهی بزرگ از پیکره بیوسفر حذف خواهد شد که مسلماً تبعات جهانی را در وضعیت کشور در پی خواهد داشت و همچنین مهمترین مرکز تفرجگاهی و گردشگری استان در معرض نابودی قرار خواهد گرفت.

به گفته کارشناسان محیط زیست استان آذربایجان غربی ، همانگونه که بخش کشاورزی به آب نیاز دارد رودخانه و دریاچه ارومیه نیز برای ادامه حیات به آن نیازمند است و در این آب سهیم می باشد و      محیط زیست و دریاچه به عنوان یکی از حق آبگیران حوضه آب دریاچه نباید از برنامه های سازمان آب حذف شود.

بنا به نظر کارشناسان کشاورزی ، با بهینه کردن روشهای آبیاری در بخش کشاورزی می توان از هدر رفتن آب جلوگیری کرد زیرا روش های غلط آبیاری مقدار زیادی از آب به هنگام انتقال آب به زمین های زراعی ، به علت نبودن کانالهای آب رسانی مناسب و همچنین در سطح زمین آب بخار شده و یا در زمین فرو می رودو مقدار خیلی کمی از آن جذب گیاهان می شود و همچنین نوع کشت محصولات متناسب با مقدار آب منطقه بوده و محصولاتی در این مناطق کشت شود که به آب کمتری نیاز داشته باشد.

سازمان محیط زیست استان برای مقابله با بحران دریاچه ارومیه طرح هایی تحت عنوان احیای تالابها ارائه کرده که یکی از این طرح ها احداث تالاب دست ساز مقدور می باشد که به منظور هدر نرفتن آب ، آب های خروجی سد حسنلو نقده به این تالاب انتقال داده می شود و در حال حاضر تالابی که در حد مطلوب است تالاب سلدوز می باشد.

وتالابهای دیگر مانند گبی بابا علی ، یادگارلو و.... که خشک شده اند باید احیا شوند و برای این منظور تنها راه حل جریان یافتن دوباره آب در رودخانه هاست.

تالابهای جنوب استان آذربایجان غربی همیشه زیستگاه مناسبی برای زمستان گذرانی گونه های مختلف پرندگان نظیر اردک ، چنگر ،تنجه ، کامایی و خصوصاً قوهای مهاجر است.

هر چند که این تالاب به عنوان زیست گاه دائمی پرندگان در حفظ اکوسیستم منطقه تاثیر زیادی دلرند.اما در سالهای اخیر به سب خشکسالی و کاهش بارندگی ، این تالابها مکان مناسبی برای مهاجرت و              زمستان گذرانی گونه های مختلف پرندگان بوده است.محمد صادق مرجانی مدیر کل محیط زیست آذربایجان غربی حل بحران دریاچه ارومیه را منوط به اجرای قانون و ارزیابی های زیستی و شرایط آب و هوایی و ادامه بارندگی ها در منطقه ذکر کرد و گفت : با سرد شدن هوا و تبدیل نمک اشباع شده به بلورهای نمک در دریاچه و حاشیه آن و همچنین بارندگی ها ی اخیر در منطقه و سطح دریاچه موجب کاهش میزان شوری دریاچه شده و در حال حاظر وضعیت عمومی زیستمندان و پرندگان بهبود یافته است.

وی با بیان اهمیت ارائه گزارش ارزیابی های زیست محیطی برای کلیه  طرح های بزرگ اظظهار داشت: بر اساس تبصره 82 قانون برنامه سوم توسعه دوم و ماده 105 قانون در صورت نداشتن گزارش ارزیابی ، اعتبارات این طرح ها از طرف سازمان مدیریت و برنامه ریزی تامین نخواهد شد.

مدیر کل محیط زیست استان تصریح کرد: این طرح ها موظف به تامین آب بیولوژیکی رودخانه و دریاچه هستند و امید با اجرای قانون و ارزیابی های زیست محیطی بحران دریاچه ارومیه حل شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دریاچه ارومیه آسیب دیده است

 


 

دستگاه‌های دولتی در مورد میزان آلودگی اختلاف نظر دارند اختلاف ‌نظر دستگاه‌های دولتی در مورد میزان آلودگی اکوسیستم دریاچه اورمیه وضع مطلوبی ندارد. هرچند برخی مسئولان دولتی با لحنی توجیه‌گرانه، مشکلات این دریاچه را کم ‌اهمیت‌تر از آن چیزی می‌دانند که کارشناسان مستقل بیان می‌کنند. بحث در مورد سهم کارخانه «کاوه سودا» در آلودگی دریاچه ، یک نمونه مهم از این اختلاف‌ نظر است. پساب‌های این کارخانه آلوده به آمونیاک و آرسنیک است. سازمان محیط‌زیست به این کارخانه تذکر داد که حوضچه‌های خود را از محوطه دریاچه خارج کند ولی مالکان این کارخانه، این تذکر را چندان جدی نگرفته‌اند.

شاید مسئولان محیط‌ زیست چندان جدی تذکر نداده‌اند که چنین وضعی پیش آمده است. دریاچه اورمیه از شرق و غرب در معرض تهدیدهای زیست‌محیطی است. سخنان رئیس اداره محیط ‌زیست آذربایجان شرقی می‌تواند خیلی از واقعیت‌های پشت‌پرده را نشان دهد. بیوک رئیسی چندی پیش در پاسخ به اعتراض کشاورزان بومی منطقه که از آلودگی‌های کارخانه «س‌.ک‌.مراغه» گلایه داشتند گفت : «با انتقال پساب این کارخانه به حاشیه دریاچه اورمیه ، آثار سوء‌ فعالیت این کارخانه بر محیط ‌زیست به کمترین حد ممکن رسیده است.» فرماندار مراغه، یکی از حامیان آلاینده‌های غربی دریاچه اورمیه است.

او معتقد است با انتقال پساب کارخانه‌های آلاینده از طریق لوله به دریاچه اورمیه، می‌توان مشکل آلودگی خاک‌های کشاورزی منطقه را حل کرد. بهلول نعمتی حامی احداث لوله‌ای است که آلاینده‌ها را از فاصله 25 کیلومتری به دریاچه اورمیه منتقل می‌کند. یکی از کارخانه‌های منطقه روزی 8هزار متر م عب آب سد علویان را به پساب‌های خطرناک تبدیل می‌کند تا آمونیاک و نمک به دریاچه اورمیه تزریق شود. آقای فرماندار معتقد است انتقال این حجم عظیم آلاینده‌ها به دریاچه اورمیه در مقابل اشتغال 300 نفر در یک کارخانه بسیار بی‌اهمیت است.چندی پیش نمونه آبهای مناطقی در شمال غرب مشکین شهر و اهر در آذربایجان شرقی به آزمایشگاه دانشگاه تبریز برده شده و نتایج آزمایش‌ها نگران‌ کننده است. مشاهده مواد شیمیایی و نمونه‌های سرطانی، این احتمال را تقویت می‌کند که دریاچه اورمیه نیز به موادی از این جنس آلوده باشد. کارشناسان محیط‌زیست معتقدند شوره زاری دریاچه خطرناک‌تر از آلودگی شیمیایی است.

کم آبی و خشک شدن دریاچه اورمیه و گسترش هولناک توده‌های نمک در زمینهای کشاورزی حاشیه دریاچه و همین طور نیاز 3 میلیارد متر م عبی آب دریاچه مسئله‌ای است که ذهن بسیاری از کارشناسان و علاقمندان به این اکوسیستم بی نظیر را به خود درگیر کرده است و به عقیده این کارشناسان، موضوع خشک شدن دریاچه، مهمتر از هر حادثه دیگری دراین منطقه به نظرمیرسد.

محاسبه ی برخی از خبرگزاری ها با مسئولین امر در ارتباط با محیط زیست دریاچه اورمیه 

به گزارش ایرنا، دریاچه اورمیه، دومین دریاچه شور جهان به وسعت حدود پنج هزار کیلومتر مربع در شمال غرب ایران و ما بین استان ه ی آذربایجان غربی و شرقی و درحوزه آبخیزی به مساحت پنجاه هزار کیلومتر مربع واقع شده است.  
این دریاچه که به وسیله تعدادی تالاب اقماری لب شور و شیرین احاطه شده، بزرگترین پارک ملی ایران بوده که در فهرست کنوانسیون رامسر نیز به ثبت رسیده است.
متاسفانه در دهه اخیر به دلیل کاهش شدید ورودی آب و در نتیجه افزایش شوری ، این دریاچه د شرایطی بحرانی قرار گرفته و این مساله و مشکلات دیگر نظیر آلودگی، تخریب سرزمین و غیره، تنوع زیستی با اهمیت بین المللی دریاچهاورمیه و نیز سایر منافعی که از آن عاید جوامع می شود را تهدید می کند.

مهدی ضرغامی، عضو هیات علمی دانشکده عمران دانشگاه تبریز در این خصوص با تاکید بر بحرانی بودن شرایط دریاچه اورمیه گفت: 35 درصد کمبود آب دریاچه اورمیه به دلیل سدسازی های بی رویه در مسیر رودخانه های منتهی به آن می باشد.
وی افزود: میزان آب ورودی به دریاچه اورمیه سالانه هفت میلیارد متر م عب است ولی بیشتر آن توسط استان ه ی آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و کردستان مصرف و به این دریاچه نمی رسد.
وی ادامه داد : اعلام نظر قطعی در خصوص این که سد سازی در اطراف این دریاچه صحیح بوده یا نادرست، کار بسیاری دشواری است و نیاز به مطالعات جامع علمی دارد و آنچه واضح و مبرهن می باشد این است که ما باید مصرف آب رامدیریت کنیم.
ضرغامی همچنین با اشاره به تاثیرات منفی ساخت میانگذر بر روی دریاچه اورمیه گفت: این سازه موجب تغییر غلظت نمک در دو طرف پل شده و زندگی آبزی ارزشمند آن یعنی آرتیمیا را به خطر انداخته است.
وی تغییرات اقلیمی را اصلی ترین عامل خشک شدن دریاچه عنوان کرد و گفت :  گرچه کنترل تغییرات اقلیمی تا حدودی از دسترس ما خارج است و لی می توان با مدیریت صحیح، میزان خسارات را به حداقل رساند.
استاد دانشگاه تبریزخاطرنشان کرد: نهاد های اداری مرتبط با آب بایستی هماهنگی بیشتری با هم داشته و ارتباط خود را با دانشگاهها حفظ و در تصمیم گیری های خود، به مسایل اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی به صورت توام توجه کنند.
پروفسور علی اکبر رسولی ، استاد زمین شناسی دانشگاه تبریز نیز در این خصوص با استناد به نتایج پژوهش هایی که از منظر اقلیم و کاربرد فناوری های سنجش از راه دور  GIS,در دانشگاه تبریز انجام شده گفت: تغییرات تراز آب دریاچه اورمیه و همچنین تغییرات ورودی آب به آن از سال 1344 تاکنون منفی بوده و بیلان آب دریاچه اورمیه در حال کاهش است.
وی، با تاکید بر بحرانی بودن وضعیت دریاچه اورمیه از نظر زیست محیطی خاطر نشان کرد: محیط زیست دریاچه اورمیه برای آرتیمیا و سایر جانداران این زیست بوم، درحال تخریب بوده و حداقل سه تا چهار میلیارد متر م عب آب نیاز است تا این دریاچه به حالت عادی برگردد.
رسولی همچنین به کاهش پوشش گیاهی این دریاچه د سالهای اخیر اشاره کرده و گفت: میزان بارش نیز به صورت معنی داری در منطقه در حال کاهش است.
وی مناطق جنوب شرق و شرق دریاچه اورمیه را بیشتر از دیگر مناطق آن در معرض تهدید دانست و ادامه داد: این مناطق به دلیل شرایط مورفولوژی و میزان زیاد رسوبات در خطرند.
وی تاکید کرد: بحرانی که ما امروز با آن مواجه هستیم بحران مدیریتی بوده و دلیل بروز آن نیز آن است که متاسفانه مسوولان ما به محیط زیست مسوولانه نمی نگردند و این مهم چالش های بزرگی را به وجود آورده است.
استاد دانشگاه تبریز خاطر نشان کرد : برگزاری جلسات متعدد و فعالیت های نرم افزاری مشکلات دریاچه اورمیه را حل نمی کند و مسوولان باید با تصمیم گیری صحیح وارد عرصه عمل شوند.
وی راهکارهایی نیز برای خروج از بحران ارایه کرد و گفت: برای جلوگیری از کوچک شدن و تخریب بیش از حد دریاچه اورمیه ابتدا باید بحران مدیریتی را حل کرده و سپس با تدابیری مانند انتقال آب از دریاها یا رودخانه های دیگر تا حدودی مشکلات را رفع کرد.
رسولی خاطر نشان کرد : با انتقال آب از رود ارس یا دریای خزر البته با رعایت شرایط اکولوژیکی و به شرط عدم برهم زنی تعادل زیست محیطی و هم چنین کاهش سدسازی در مسیر رودخانه های منتهی به آن می توان تا حدودی از خشک شدن این دریاچه مهم و با ارزش جلوگیری کرد.
وی همچنین تاکید کرد: طرح بارور سازی در کشور ما موفق نبوده ونمی توان به این روش امید بست.
مدیر عامل آب منطقه ای آذربایجان شرقی ، طرح انتقال آب از دریای خزر برای جبران کسری آب دریاچه اورمیه را یک رویا دانست و گفت : بارورسازی ابرها راه میانبر برای نجات این دریاچه است.
ارسلان هاشمی یادآور شد : نزدیکترین راه برای تامین آب مورد نیاز استفاده از فناوری بارور سازی ابرها است که در دور سوم سفر هیات دولت به آذربایجان شرقی نیز به تصویب رسید.
وی با اشاره به بومی شدن این تکنولوژی و استفاده از متخصصان منطقه در اجرای آن ادامه داد: باید با این مساله با آرامش برخورد و راهکارها و پیشنهادات را برای بومی کردن اجرای طرح مشخص و استخراج کنیم.
علی نجفی ، نماینده طرح حفاظت از تالاب های ایران در آذربایجان شرقی نیز در این ارتباط گفت: با توجه به تهدیدهای پیش روی دریاچه اورمیه سازمان حفاظت محیط زیست با همکاری و پشتیبانی فنی و مالی تسهیلات جهانی محیط زیست و دفتر برنامه عمران ملل متحد پروژه ای برای تدوین و عملیاتی سازی یک برنامه مدیریتی جامع برای دریاچه اورمیه و چند تالاب مهم دیگر درقالب طرح بین الملل حفاظت از تالاب های ایران تعریف نموده است.
وی اظهار امیدواری کرد در قالب این طرح و تهیه برنامه های نرم افزاری سازمان های مربوطه بتوانند تا حدودی جلوی تخریب این دریاچه را بگیرند.
کارشناسان اتفاق نظر دارند که شرایط دریاچه اورمیه بحرانی تر از آن است که مسوولان با برگزاری جلسات مختلف و تهیه نرم افزار بتوانند کاری برای حفاظت از آن انجام دهد و آن چه نیاز امروز این دریاچه است تدبیر مسوولانه و عملیاتی ساخت تدابیر اتخاذ شده است.

 

گزارشی از یک گردهمایی بی فایده و عدم توجه دولت به مسئله زیست محیطی دریاچه ی اورمیه

دریاچه اورمیه به ‌دلیل شرایط جغرافیایی و توپوگرافیکی خاص خود به‌همراه رودخانه‌ها، دشت‌ها، مرغزارها، جزئی از ثروت طبیعی ایران به حساب می‌آید که در محدوده‌ای به‌ نام پارک ملی دریاچه اورمیه به‌ وسعت ۴٬۸۱۰ هکتار واقع گردیده و به اصطلاح تحت حمایت قرار دارد. به‌دلیل چاره‌اندیشی برای مقابله با کاهش سطح آب و افزایش میزان نمک آن این دریاچه د سال‌های اخیر، گردهمایی‌ در روزهای شانزدهم و هفدهم نوامبر در تبریز برگزار گردید. در این گردهمائی که کارشناسانی از استان‌های آذربایجان غربی و شرقی در آن شرکت جسته بودند، معلوم گردید که شرایط نامناسب دریاچه اورمیه بارها و بارها به‌گوش مقامات ذیربط در تهران رسانده شده‌است، ولی هیچ اقدامی در این راستا صورت نپذیرفته‌است. در این گردهمایی همچنین توجه همگان به وجود سیصد میلی گرم نمک در هر لیتر آب دریاچه که افزایشی قابل توجه می‌باشد، جلب گردیده و اعلام گردید که علت افزایش میزان نمک آب دریاچه کاهش آب رودخانه‌های حوضهٔ آن بوده و در صورت عدم اتخاذ تدبیری مؤثر آب دریاچه خشک شده و مردم منطقه از این امر متضرر خواهند شد.

گفته می‌شود که کارشناسان شرکت کننده در این گردهمایی بر این امر هم‌داستان بودند که مقصر اصلی خطر خشکی دریاچه اورمیه، دولت است که نسبت به برخی مسایل استان آ ربایجان غربی بی‌تفاوت رفتار می‌نماید. برخی کارشناسان بر این عقیده اند که دریاچه اورمیه به‌ دلیل تنوع بیولوژیکی خود از طرف یونسکو به‌عنوان پارک ملی و محیط بیوسفر قبول شده‌است، ولی به‌دلیل بی‌تفاوتی دولت، با خطر خشک ‌شدن روبه‌رو شده‌است.

دکتر بهروز دهزاد در گفتگو با خبرگزاری محیط زیست ایران گفت: مطالعاتی که در 5 سال گذشته در خصوص سند راهبردی انجام شد، یک سری بایدها و نبایدها را مشخص کرد؛ مثلاً کدام صنایع نزدیک دریاچه اورمیه باشد و کدام ها نباشد و یکسری بایدها و نبایدهای دیگر. اما این مطالعات 5 سال گذشته صورت گرفته است و باید دوباره روی آنها بررسی صورت گیرد.
وی افزود: مثلاً تنها موجود زنده دریاچه اورمیه به نام " آرتیمیا" به دلیل اینکه منحصر به فرد بوده و تنها این گونه از آرتیمیا در کل دنیا در دریاچه اورمیه زندگی می کند بسیار با ارزش است و نیاز به مراقبت و نگهداری دارد. این گونه آرتیمیا که در دریاچه اورمیه زندگی می کند از دیگر گونه های آرتیمیا بزرگتر است و برای موجودات غیر آّبزی و آبزی بسیار مفید است.
دهزاد گفت: متاسفانه برای تهیه ماهی های آکواریوم این موجود زنده را صید و خشک می کنند و همچنین برای تغذیه آبزیان گران قیمت مثل ماهی هایی که از آنها خاویار گرفته می شود مورد استفاده قرار می گیرد.
این کارشناس محیط زیست ادامه داد: با برداشت و صید غیر ضروری و نامطلوب از این موجود زنده و فروش غیر مجاز آن حیات این موجود در خطر است. هر کیلو آرتیمیا در بازار بسیار گران قیمت بوده و 40 دلار معامله می شود. همین امر باعث افزایش صید این موجود زنده باارزش و منحصر به فرد شده است.
دهزاد در پایان گفت: دریاچه اورمیه دوسوم ارزش اکولوژیکی خود را به دلیل خشک شدن و از دست دادن ذخایر آرتیمیا از دست داده است.



تاريخ : یکشنبه دوم آبان 1389 | 10:16 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]
 

زبان نقش مهمی در ایجاد ارتباط بین انسان ها دارد.زبان باعث می شود افکار و تجربیّات یک ملّت و یک قوم را از نسلی به نسل دیگر منتقل کند.در روی کره ی زمین مردم با

زبان های مختلف صحبت می کنند.در کنار زبان های اصلی زبان های مادری نیز وجود دارند.در ایران علاوه بر زبان فارسی زبان های مختلف مانندترکی،کردی،لری،گیلکی،تالشی ، طبری( مازندرانی) زبان خراسانی،اصفهانی ، یزدی ، و غیره مردم به آن تکلم می کنند.از جمله این زبان ها ، زبان مازندرانی است که در مازندران از غرب به شرق گویش آن متفاوت است.حتی در بابل ،قائم شهر ، ساری و بهشهر نوع تکلم آنها متفاوت و گوناگون می باشد.در این رابطه تحقیقی صورت گرفت.مطالبی هر چند کلی و گذرا به زبون مازندرانی انجام گردیده که با خواندن آن می توان اطلاعات لازم را به دست آورد.همچنین آوردن اشعار و واژه های مختلف در تحقیق بیان شده که می توان باعث کسب اطلاعات بیشتر برای مشتاقان زبان مازندرانی باشد.

مقدمه:

چنان که بیشتر گفته شد زبان مازندرانی با وجود گوناگونی ها دارای یک دستور زبان و رسم الخط مشترک و یکنواخت می باشد ؛ دستور زبان مازندرانی دارای محدودیتی است که این گونه حدود در دیگر زبان ها و گویش ها کمتر است.با توجه به همین محدودیّت دستور زبان است که به سادگی آن پی می بریم و گویی به گفته مسیو استبرو گوز میدیس ( اصل یونان مقیم قائم شهر « شاهی سابق » و همسایه ی ما ) راحت تر و ساده تر اززبان گفتاری و نوشتاری مازندرانی وجود ندارد و اگر برای جهانی کردن آن با اسپرانتو به مسابقه بپردازیم برگ برنده در دست ما خواخد بود.چون شیرینی زبان گفتاری و نوشتاری زبان مازندرانی و دیگر خصوصیات محدود ساده و خوب آن بویژه در باره ی فراگیری سریع این زبان سخن یاوه نگفته ایم و به همین جهت است که مهاجران مناطق دیگر به مازندران و همسایگان  و مهاجران مازندرانی به دیگر مناطق ایران زود زود این زبان را

می آموزند و بدان خوء می گیرند و عشق می ورزند و اشعار محلی آن را در دل زمزمه می کنند.

 

ضرورت و اهمیّت تحقیق:

 

به زبان مازندرانی علاقه داشتم

بیشتر در باره ی زبان مازندرانی بدانم

زبان مادری و پدری من است

بچّه های دیگر را از انجام این تحقیق آگاه کنم

چون زبان اکثر مردم ایران است

داخل محیط مازندران زندگی می کنم

برای کتاب خانه ی مدرسه روستای گرجی محلّه که از تاریخچه ی زبان مازندرانی مطلع شوند.

جمع آوری اطلاعات برای زبان مازندرانی 

 

اهداف تحقیق:

هدف کلی تحقیق:

آشنایی با واژه های زبان مازندرانی

هدف جزئی تحقیق:

آشنایی: با زبان مازندرانی و ارتباط آن با دیگر زبان ها

شناخت: زبان مازندرانی و دیگر اقوام و زبان ها

آگاهی : در مورد گویش های مازندرانی و گرگانی

دانستن: زبان مازندرانی در مراسم و آداب رسوم مردم مازندران

کسب اطلاعات بیشتر: درباره اشعار در نوروز خوانی ها و چهار شنبه سوری............

شناخت: سرود های مازندرانی

آگاهی : درباره اشعار نیما و بهار در زبان های مازندرانی

آشنایی : درباره لغت نامه های زبان مازندرانی

سؤالات ویژه ی تحقیق

1 – ارتباط زبان مازندرانی با دیگر زبان ها چگونه است؟

2 – آیا زبان مازندرانی دارای تقسیم بندی می باشد؟

3 – گویش گرگانی چه نوع گویشی ایت؟

4 – آیا زبان مازندران دارای تاریخچه است؟

5 – مراسم و آداب و رسوم مردم مازندران چگونه است؟

6 – چه چیزهایی باعث توسعه و گسترش زبان مازندرانی می شود؟

7 – آیا در زبان مازندرانی سرو ده ها و شعر ها و نوروز خوانی وجود دارد؟

8 – آیا زبان مازندرانی دارای واژه ها و لغت های ویژه ای است؟

ادبیات مازندرانی:

ادبیات مازندرانی: زبان های مازندرانی ( طبری قدیم) دارای ادبیات قابل توجهی بوده است که می دانیم که کتاب مرزبان نامه به زبان طبری نوشته شده بود و از آن به زبان پارسی دری برگردان شد.ابن اسفندیار دیوان شعری را به زبان طبری به نام نیکی نامه بازگو می کند و آن را به اسپهبد مرزبان ابن شروین نویسنده مرزبان نامه نسبت می دهد.در قابوس نامه نیز دو بیت به زبان طبری از نویسنده ثبت است.ابن اسفندیار از برخی از شاعران این سرزمین که به زبان طبری شعر می گفته اندیاد کرده است و نمونه ای از سرود های ایشان را آورده است و تاریخ « رویان » اولیاء الله آملی نیز ابیاتی از شاعران مازندرانی به زبان طبری ضبط شده است.مجموعه ای از دو بیتی های طبری که به امیری سرشناس و به شاعری موسوم به امیر ( پازوری) منسوب است در مازندران وجود داشته که ( بر نهار و درن) شرق شناس روسی نسخه ی آنها را به دست آورده و زیر عنوان ( کنز الاسرار ) درسن پطرزبورگ ( یا – سن پطر بوغ ) با برگردان ترجمه فارسی چاپ کرده است.

 

زبان مازندرانی و ارتباط آن با دیگر زبان ها:

 زبان مازندرانی و گویش های آن که اکنون در شمال ایران و جنوب دریای مازندران رایج است و زبان های گیلکی و تالشی و گویش های آن دو همزیستی و آمیختگی دارد جزء گروه زبان های دسته غربی ایران به شمار می آید.

برخی معتقدند که قرار دادن این لهجه ها ( ی اطراف دریای مازندران ) در دسته واحدی امروزه چندان معمول نیست که سخن سنجیده به شمار نمی آید.زبان مازندرانی ضمن تأثیر پذیری از زبان های حوزه مازندران و شمال ایران خود نیز تأثیر دهی فراوان در زبان ها ی یاد شده دارد.حضور واژگان مازندرانی در زبان گفتار گیلک ها تالشی ها آشکار است و حتی می توان گفت که این تأثیرپذیری زبانی به تناسب مساوی قرار دارد مثلأ گویش لاهیجانی را گویش آمیخته با زبان گیلکی و مازندرانی می دانند و نیز دیگر شهرستان های مشترک مرزی دو استان گیلان و مازندران و شهر ها و روستا های نزدیک این شهرستان ها ی مرزی از زبان و فرهنگ و تمدن مردم شهرستان مرزی استان همسایه تأثیر پذیری و تأثیر دهی داشته و دارند.ارتباط و فرهنگ مازندرانی با گیلانی به اندازه ای است که حتی مازندرانیان خود را به گیلک یا گیل زبان خود را گیلکی می نامند و گروهی از ایشان در خاور مازندران خود را تات و زبان را تاتی می خوانند و شاید به همین پندار است که دیگر مردم ایران این دو استان را یکی می دانند.زبان مازندرانی طبق قانون گریم برسیهای و پژوهشگران ضمن وابسنگی به دسته زبان های غربی ایران از خانواده زبان های آریایی به شمار می آیند که علاوه بر آن سر منشأ پیدایش آن را اطراف دریای شمال ایران جلگه های میان روسیه و آسیای مرکزی دانسته اند.خصوصیات زبان مازندرانی مانند دیگر زبان های ایرانی به ویژه ( دسته غربی ) است.باید گفت که از نظر صورتهای گوناگون زبانی مانند تلفظ دستور مذکر،مؤنث و صرف اسامی نسبت به گونه های زبانی دسته غربی از سادگی بیشتری برخوردار است وبا همه سادگی و گوناگونی خود نیز شکل خاص تری را شامل می شود.از شباهت ساختاری زبان مازندرانی و گویش های آن که خود از شاخه های زبان فارسی است و با زبان ها و گویش های دیگر ایرانی و زبان های دیگر آریایی هم خوانی دارد.گفتیم در ادامه آن باید گفت که این شباهت ها تنها ویژه ی زبان مازندرانی نیست بلکه همه ی این زبان ها دارای چنین ویژگی هایی

می باشند.چنانچه که در سال 1786 که یکی از مهمترین سنوات تاریخ زبان شناسی است یک نفر انگلیسی به نام سر ویلیام جونز مقاله ای در محضر انجمن سلطنتی آسیایی در کلکته قرائت نمود و نشان داد که سنکریت زبان قدیم هند یونانی ( کلکتی ) و گرمانی دارای شباهت های ساختاری شگفت انگیزی هستند.او نتیجه گیری کرد که آن شباهت ها به قدری بارزند که گویی همه ی آن زبان ها باید در یک منبع مشترک سرچشمه گرفته باشند.

کشفیات سر ویلیام جونز تحلیل علما را برانگیخت و زبان شناسی تاریخی موضوع پژوهش یکصد سال بعد قرار گرفت.

دسته های زبان مازندرانی:

در مورد دسته ها و گونه های زبان مازندرانی که در واقع زیر مجموعه گروه زبان ها و لهجه های حوزه ی کناره ی دریای مازندران است صاحبان آرا و عقاید سخنان متفاوت و گاه متشابه ابراز داشته اند به هر پند از زبان مازندرانی را می توان به سه دسته و گونه عمده : غربی ، مرکزی و شرقی تقسیم کرد.

دسته غربی شامل : زبان گویش مردم شهرستان های : رامسر ، تنکابن ، چالوس ، نوشهر، علمده ، محمود آباد و فریدون کنار و ........ است.

دسته مرکزی زبان و گویش زبان های مردم شهرستان های : نور ، کجور ، آمل ، فریدون کنار محمود آباد ، بابلسر،بابل ، قائمشهر شاهی سابق ، علی آباد اسبق ساری ،بهشهر،نکاء و سواد کوه و ........ است.

در دسته ی شرقی شامل گویش  و زبان های مردم شهرستان های : گرگان ،علی آباد ،رامیان،بندرگز،بندر ترکمن،آزادشهر( شاپاسند سابق) گنبد کاووس، ترکمن صحرا و ..... است.ضمن پیش چشم داشتن دسته بندی یاد شده باید افزود که زبان مازندرانی مانند هر زبان و گویش دیگر یک ماده واحدو یکپارچه نیست و خود به بخش ها و گونه های دیگر تقسیم می گردد.به هر حال به علت عدم توجه به زبان و فرهنگ مازندرانی قوم مازندرانی که دارای یک زبان معیار نشد دچار گوناگونی فراوان گویش گردید.زبان مازندران با توجه به گوناگونی و توجه یاد شده مجددأ به دسته های دیگری چون گویش شهری ، روستایی ، ساحل نشینی ، جنگل نشین ، برنکار،بینجکر ورزی،بقّال ،نعل بند ،سفالگر،رویگر،نجّار،حلبی ساز،جارو بند ،حصیر باف،نانوا،بنّا،ماهی گیر،گالش،نمد باف،پارچه باف و ..... تقسیم می گردد. چون هر یک اصناف و گروه های یاد شده دارای گویش اصلاحات و فرهنگ مربوط به خود دارند به گونه ای که دیگر اصناف مردم از فرهنگ تمدن یکدیگر کمتر آگاهی دارد.

البته عوامل گوناگونی در فراوانی گویش های مازندرانی دخیل است که در میان آن می توان عوامل برونی و درونی چون مسائل سیاسی و تاریخ و هجوم فرنگ های دیگر عدم همت اهل ادب محلی در حفظ و اشاعه ی میراث ها و ارزش های فرهنگی چون دستور نویسی فرهنگ واژه نویسی آن را نام برد.

گوناگونی گویش های مازندرانی به اندازه ای است که این تفاوت از محله ای به محله ی دیگر در شهر ها و روستایی دیگر آشکار است.این فرق ها از خاور به باخته یا برعکس رفته رفته روی به افزونی

می گذارد.

گرچه زبان مازندرانی با توجه به گوناگونی و تحول پیشرفته نسبت به صورت پیشین خود بسیار ساده تر شده است اما با وجود سادگی زبان از هر حیث نمی توان ارتباط آن را به هر نوع چه از جهت تحول صوتی یا تحول لغوی و معنایی جهات دیگر با صورت های پیشین از نظر دور داشت . مثلا در زبان مازندرانی واژه هایی می یابیم که با توجه به تحولاتی که یافته اند باز ارتباط نمودار آشکار خود را بیان می کنند .

 به عنوان نمونه می بینیم که واژه وگ = وک که به معنی قورباغه است وقورباغه پیوسته در هر جای مازندران چه باغ چه کوه چه دشت صحرا به آواز خوانی مشغول است .

با اصل معنی خود که گفتن و آواز و نوا است هم خوانی دارد و این اشتیاق نمایانگر صوت خوبی نیز از این ارتبط می باشد و نیز کتن یا دکتن یا واژه فارسی کهن که کپ می باشد ارتباط و ریشه واژه گانی و و صوری آشکاری دارد و نیز ده ها واژه دیگر مازندرانی .

زبان مازندرانی از زبان رسمی کشور چون زبان پارسی دوره هخامنشی و پهلوی اشکانی و آنگاه در دوره ساسانی از زمان پهلوی نو ( پارسیک ) تاثیر پذیرفته و با همه ی آنها آمیختگی کامل یافته است .

 اکنون به علت عدم دسترسی به متون آثار سنگ نپشه ها و آثاری از این دست از زبان های بسیار دور نمی توان به طور دقیق به بررسی محققانه پیرامون تاریخ زبان مازندرانی پرداخته و حدود حیاط و مرگ صورت های نخستین این زبان و ارتباط تاثیر پذیری آن را با زبان های کهن ایرانی سنجیده و با دیدگاه های گسترده مورد بررسی و ارزیابی قرار دهید و علاوه بر آن از طریق مطالعات گوناگون زبان شناسی به دریافته های لازم دست یابیم .

متاسفانه به مناطق تعیین شده تا کنون که آن گونه که شایسته و معقول است توسط باستان شناسان حفاری های لازم صورت نگرفته و جزء اندکی از پژوهش های مستشرتان آثار کهن چندانی بدست نیامده است .

پژوهشگران درباره ی ارتباط زبان مازندرانی با هریک از زبان های یاد شده سخنان شبیه به یکدیگر گفتن که آنان معتقدن که زبان مازندرانی مانند دیگر زبان های مناطق ایران یعنی دسته های غربی و شرقی همخوانی نسبت بسیار نزدیکی با زبان پهلوی دارد و این ارتباط را  از ریشه واژه گانی زبان فارسی دانسته اند . و برخی دیگر از بزرگان بر این باورند که زبان مازندرانی خود نیز از انواع زبان فارسی دری (نو ) که آن هم از بهترین زبان ها و لهجه های ایرانی می باشد و این زبان طی سال های متمادی از وضع اصلی و ابتدایی خود بدر آمده و دچار دگرگونی ها و تحولات بسیار شده است که دارای تغییرات بسیاری از جمله در زبان گفتاری و نوشتاری گردید .

به هر پندار از اوایل قرن پنجم نخستین ولایتی که لهجه دری در آن رواج یافت گرگان ، قومس و ری بود

در گرگان لهجه ای متقارب با لهجه طبری و در توس لهجه ای بین لهجه خراسانی و گرگانی وجود داشته است که هنوز هم دنباله ی آن در این ناحیه موجود و متداول است . البته تاثیر زبان و گویش دری را می توان در زبان گفتاری امروز مازندرانی که شامل دنبا له ی هر دو گویش طبری و گرگانی قدیم است به روشنی دریافت .

تردیدی نیست که اگر روزی فرهنگ مشترک یعنی استخراج واژه ها و معانی مشترک زبان ها و گویش های ایرانی بپردازیم ضمن آن که به خدمتی عظیم فرهنگی دست زده ایم ارتباط  واژه ها چه از لحاظ تحولات صوتی و چه از لحاظ تحولات لغوی مهندسی ----- و دستوری زبان ها را نیز ---- اینک برای نشان دادن ارتباط واژگان مازندرانی ، دیگر گویش ها و زبان های ایرانی و آمریکایی به دو مورد نمونه می پردازیم .

اسا به معنای اکنون ، حالا ، اینک . لری : ایس و اوس . بهبهانی : -----

 

زبان مازندرانی و دیگر اقوام زبان ها

همان طور که زبان مازندرانی از دیگر زبان ها تاثیر پذیری دارد خود نیز در زبان ها و فرهنگ های دیگر اثر گذاشته است مهاجرت مازندرانیان به دیگر مناطق ایران و جهان بیانگر این ادعاست چنان که گروهی از مازندرانیان از فیروز کوه در زمان امیر تیمور به خواسته ی وی در سده پانزده میلادی به افغانستان کوچ کرده اند و این قوم فرهنگ زبان مازندرانی را در محیط زیست خود حفظ کرده و رواج داده اند

این قوم فیروز کوهی اکنون در منطقه مسیر رود مرغاب در شرق و شمال شرقی قله ی نو زندگی می کنند و جمعیت آنان پیش از نود هزار نفر می باشد .

زبان گفتاری فیروز کوهیان ضمن ارتباط کامل با زبان مازندرانی طی عوامل برونی و درونی و اوضاع سیاسی و اجتماعی دارای تحولات فراوانی نیز شده است .

متاسفانه از اوضاع و احوال این قوم مهاجر در افغانستان آگاهی اندکی است و بررسی مطالعه پیرامون آن نیاز به پژوهش گسترده دارد .

علاوه بر قوم یاد شده اقوام و گروه هایی دیگر شبیه به آن در دیگر نقاط ایران پیدا شده اند که در تاثیر پذیری و تاثیر دهی فرهنگ سهیم اند

گویش گرگانی :

همانگونه که در بخش دسته های زبان مازندران یاد کرده ایم نوع سوم از زبان های مازندرانی که شرق مازندران شامل می شود به گویش های منطقه گرگان و دشت مشهور است و خود گویش های منطقه ی گرگان و دشت و نیز به سه گونه زبان گفتاری و نوشتاری تقسیم می گردد .

گویش مخصوص زبان ترکی به نام گویش طائقه گریلی (گرائیلی ) است که در منطقه ی رامیان رایج است این گویش ضمن تاثیر پذیری از گویش های رایج در منطقه تاثیر دهی دارد .

گویش ترکمن که مخصوص طوایف مهاجر ترکمن است . ترکمن ها در گویش (زبان) فرهنگ و ادبیات و آداب مکتوب و آیین مستقلی هستند که در منطقه ی گرگان و دشت و در شهرستان گرگان ، گنبد کاووس ، ترکمن صحرا ، آزاد شهر و شاه پسند سابق بندر ترکمن و ..... پراکنده اند

ترکمن ها پیرامون هزار سال پیش از آسیای مرکزی بدنبال جنگ و غارت و خونریزی به این ناحیه کوچ کرده نام خود را بدان دادند (ترکمنستان) .

ترکمنستان به طوایف بزرگ و کوچک تقسیم می شوند که همه ی قبایل جزو قبایل بزرگ لیموت گرگان جعفر بای و نیز آقای باتی می باشند .

ترکمن ها طوایف نژادی --- و طوایف با هم آمیخته و پیوندی را قول می گویند .

گویش گرگانی : حدودالعالم که قدیمی ترین مدرک درباره ی زبان گرگانی ----- (استر آبادی ) را آورده است همچنین می نویسد ایشان به دو زبان سخن می گویند .

یکی به استرآبادی و دیگر پارلی به گرگان و صاحب برهان قاطع در شرح واژه ی لوتر ------ می نویسد که لوتر همان زبان زرگری است که گفتگویی مخصوص میان درکس می باشد به گونه ای که دیگران از درک آن عاجزند و مقدسی در احسن التقاسیم فی معرفه الا قالیم  زبان گرگان را با قومش نزدیکی دیگر نداشته و علاوه بر آن زبان طبری و نیز به آن نزدیک دانسته جز اینکه در آن یعنی زبان طبری شتاب زدگی است .

البته اشتباه بیشتر زبان گرگانی به طبری در همان دوره ی مقدسی می باشد و چون نسبت بر زبان قدیمی تر طبری جدایی و تفاوت بسیاری داشته است .

گویش گرگانی در قرن هشتم و نهم معروف به گویش های خاص و ------ معروف گردید .

این گویش ها هم اکنون از میان رفته و هزار البته که گویش گرگانی امروزی و گویش های قبل از --- با صورت های گوناگون گویش های مازندرانی از نخستین صورت ها تا کنون ارتباط نزدیکی کامل دارد و حتی می توان واژه های مشترک بسیاری را یافت .

نوروز خوانی – چهارشنبه سوری – عید نوروز – جشن ---- ، مراسم تیر ماه سیزده – آیین سنتی 26 عید ماه – مراسم برف چال یا چاه برف – شب یلدا – مراسم ماه محرم – مراسم عید غدیر – مراسم التماس باران یا باران خواهی – مراسم آفتاب خواهی گرفتن ماه و خورشید – گهواره بندی – دندان سری – مراسم ازدواج .

 

نورز خوانی :

 نوروز خوانان معمولا پانزده روز قبل از آمدن عید نوروز به داخل روستا ها می آیند و با خواند اشعار در مدح امامان ترانه های محلی طلیعه سال نو را به آنان مژده می دهند . نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می خواند یک نفر ساز می زند نفر دیگه که به آن کوله کش یا بارکش می گویند به خانه های مردم می رود و می خوادند باد بهارون بیمو – نوروز--- بیمو – مژده دهید به دوستان – گل به گلستون اومد – بهار آمد  بهار آمد خوش آمد علی با ذولفقار آمد نوروزتان نوروز دیگر شما را سال نو باشد مبارک . صاحب خانه هم با دادن پول و شیرینی و گردو و تخم مرغ و نخود کشمش از آنان پذیرایی می کند .

چهارشنبه سوری

از مراسم به جا مانده در ایران زمین چهارشنبه سوری است که در پایان هر سال برگزار می شود . صبح روز چهارشنبه آش هفت ترشی درست می کنند . آشی که هفت نوع ترشی مانند آب نارنج ، آب لیمو ، آب عنار ، سرکه ، گوجه سبز و آب ازگیل در آن میریزند و بعد از آماده شدن بین همسایه ها پخش می کنند غروب روز با آرزوی شادی و خوش برای خود و خانواده خود از روی آتیش می پرند و آنها ------------------

جشن نوروز ماه

مردم مازندران در اواسط مرداد ماه جشنی به نام نوروز ماه دارند وقتی که اولین محصول برنج زود رسید بعد از جمع آوری و درو با همان برنج غذا درست می کنند و در خاج از روستا جشن پایان کار می گیرند این مراسم درست مانند سیزده به در است و اعتقاد دارند که این روز حتما باید بیرون از روستا به سر برده و در واقع این چنین یک نوع سپاسگذاری به درگاه خداوند است .

زبان مازندرانی ( مازندانی ، مازنی ، مازندکی ) همان زبان طبری نام از زبان های ایرانی و یکی از شاخه های زبان های ایرانی شمال غربی است این زبان در استانهای شمال ایران و بعضی از شهرستان های هم مرز با استانهای شمال که امروزه دیگز جزء این استانها نیستند مانند شهرستان فیروزکوه و بویژه در سرزمین طبرستان قدیم توسط مردمان مازندرانی رواج دارد و بر اساس آمار سال 1993 میلادی 3-4 میلیون نفر آن را به عنوان زبان بومی تکلم می کردند و زبان شناسان معتقدند که دارای تفاوت های با فارسی است .

         تاریخ زبان

تا سده 5 هـ . ق والیان طبرستان زبان مازندرانی را با خط پهلوی می نگاشتند و دو کتیبه به به خط پهلوی در ---- واقع در دو دانگه ساری و گنبد لاجیم سواد کوه به دست آمده ---- است که به تازگی چند نسخه خطی از بزرگان ادبیات تا زبان طبری در قرنهای نخستین پس از اسلام دارای ادبیات گسترده ای بوده است . مقدسی می نویسد که زبان طبرستان به زبان ولایت --------- نزدیک است جز آنکه در آن ------ است و « ها » در آن زیاد به کار می برند

روش تحقیق

روش جمع آوری و گرد آوری اطلاعات

 

روش تحقیق :

روش تحقیق در مورد پژوهش واژه نامه زبان مازندرانی به صورت کتابخانه انجام گرفت .

روش جمع آوری و گرد آوری اطلاعات :

جمع آوری اطلاعات تحقیق در مورد واژه نامه زبان مازندرانی با استفاده از روش غیر مستقیم و بهره گیری از کتاب و پایان نامه دانشجویی و سایت اینترنتی و روش مستقیم مصاحبه با شاعران مازندرانی و صاحب نظران در رشته ادبیات گردآوری و تدوین گردید .

تجزیه و تحلیل

ارتباط زبان مازندرانی با دیگر زبان ها چگونه است ؟

زبان مازندرانی نیز مانند زبان های غربی کشور و گیلان فرهنگ مشترکی دارند و ساختار و گویش های آن ها برگرفته از شاخه های فارسی و زبان آریایی است .

 

آیا زبان مازندرانی دارای تقسیم بندی می باشد ؟

هر بعد از زبان مازندرانی را می توان به سه دسته یعنی گویش (غربی ) و گویش (مرکزی ) و گویش (شرقی ) تقسیم کرد .

 

گویش گرگان چه نوع گویش است ؟

همان گونه که در بخش دسته های زبان مازندران یاد کرده ایم نوع سوم از دسته های زبان مازندرانی که شرق مازندران را شامل می شود که به گویش های منطقه ی گرگان و دشت گویش گرگانی گویند .

 

 

آیا زبان مازندرانی دارای تاریخچه است ؟

بله زبان مازندرانی دارای تاریخچه است . تا سده 5 هـ .ق والیان طبرستان زبان مازندرانی را با خط پهلوی می نگاشتند و سکه می زدند .

 

مراسم و آداب و رسوم مردم مازندران چگونه است ؟

مردمان مازندران آداب و رسوم دارند و از مراسم آن ها می توان ( نوروزخوانی ، چهارشنبه سوری ، عید نوروز ، شب یلدا ، داندان سری ، مراسم محرم ) را نام برد .

 

چه چیزی باعث توسعه و گسترش زبان مازندرانی می شود ؟

مردم مازندران این زبان را در گویش ها ی صحبت های خود بیشتر به کار ببرند و مادران و پدران مازندرانی این زبان را نسل به نسل ادامه می دهند .

 

آیادر زبان مازندرانی سروده های ، شعرها و نوروزخوانی وجود دارد ؟

بله شاعران و موسیقی زنان مازندرانی در جشن ها در مناسبت های نوروز در شب یلدا و دیگر مراسمات اجرا می کنند و مردم مازندران شعرهای خود را می سرایند و مردم لذت می برند .

 

آیا زبان مازندرانی دارای لغات ویژه ای است ؟

بله ، زبان مازندرانی دارای لغات ویژه ای است که زبان مردم مازندرانی با آن سرو کار دارند و این لغات مازندرانی در کتاب های مازندران و کتاب های گیلی نوشته شده است و زبان مازندرانی با این کتاب زیبا و شیوا شده است .

 

 

 

نتایج تحقیق

آنچه رابطه با این تحقیق یعنی واژه نامه های مازندرانی نتایجی بدست آمد اینکه زبان مازندرانی دارای تاریخچه و گویش ها و لهجه های خاصی می باشد و همچنین در هر قسمت مازندران برای مثال در غرب و مرکز و شرق مازندرانی گویش ها متفاوت است . زبان مازندرانی به گروه های غرب مازندران ، گروه های شرق مازندران مانند گرگانی تقسیم می شود که با گفتار شیرینی صحبت می کنند . همچنین دارای خصوصیات متفاوت و گوناگونی است از جمله : رسم الخط آن در رابطه با شعر و فرهنگ و تاریخ که در میان مردم استان مازندران رسوخ کرده و حائز اهمیت می باشد . این زبان نیز در گروه های مهاجر به مازندران نیز رواج دارد . و از یک ناحیه به ناحیه دیگر در تلفظو بیان  و صحبت به صورت گوناگون می باشد و دارای واژه گان مخصوص به خود است .

 

پیشنهادات تحقیق

پیشنهاد می کنم که مردم مازندران در صحبت ها ، محاوره ها و گفتگو های خود به زبان مازندرانی به عنوان یکی از زبان های مادری اهمیت دهند و آن را فراموش نکنند . زیرا در جهان روزانه کلمات و لحجات خاص روز به روز از بین می روند و ما به عنوان یک مازندرانی در مناسبات اجتماعی وکلیه ی مراحل فرهنگی از این زبان پویا و شیوا و شیرین استفاده کرده و باعث اهمیت بیشتر آن شویم . در شعرها و مراسم ها و گویش ها و آوازها و موسیقی ها در سطح مدارس و شهرها و فرهنگ سراها به زبان مازندرانی برنامه ای ترتیب دهیم و به امید پویایی بیشتر این زبان شیرین و شیوا .

 



تاريخ : یکشنبه دوم آبان 1389 | 10:11 | نویسنده : وهب صیامی | [ ]
« تاریخچه »

دانشگاه علوم پزشکی مازندران در سال 1365 با توسعه آموزشگاه عالی مامایی ساری که در سال 1354 به عنوان اولین مرکز آموزشی شروع به کار خود پایان نهاده شد،این آموزشگاه در یال 1367 به دانشکده پرستاری مامایی نسییه ساری ارتقاء یافته در طی این سال ها دانشکده پزشکی بابل در سال 64 دانشکده پزشکی ساری در سال 67 و دانشکده پزشکی گرگان در سال 71 تأسیس شد.با متنزع شدن استان گلستان در سال 76 و استقلال دانشگاه علوم پزشکی بابل در سال 70 داشکده پزشکی مازندران تأسیس شد.در سال حاضر این دانشگاه با پذیرش 2162 نفر دانشجو در     رشته های پزشکی ،داروسازی ، بهداشت ، پیرا پزشکی و پرستاری مامایی در مقاطع تحصیلی متعدد با بهره مندی از 206 عضو هیئت علمی رسالت آموزشی خویش را به نحو مطلوبی دنبال نموده است.

دانشگاه با جمعیتی بالغ بر دو میلیون و پانصد هزار نفر و بخش عظیمی از مسافران در ایام تعطیل خدمات ارائه می دهد.این دانشگاه شامل 7 معاون،معاونت پژوهشی،درمان،پشتیبانی ،دانشجوی فرهنگی ، غذا و دارو و بهداشتی و در قالب 19 بیمارستان ،15 شبکه ی بهداشتی درمانی،236 مرکز بهداشتی درمانی روستایی و شهری فعال 35 پایگاه بهداشتی ،1006 خانه بهداشت روستایی فعال ، 29 مرکز بهداشتی درمانی شبانه روزی و تهسیلات زایمان ، خدمات لازم را به مردم ارائه می دهد.

 

 

 

 

 

انتخاب سازمان و اهداف و وظایف آن

اهداف:    

- پرورش  استفاده از طریق آموزش و پژوهش علمی و ترویج علوم پزشکی پیراپزشکی به منظور کمک و تأمین نیروی انسانی متخصص مورد نیاز کشور.

- ایجاد امکانات تحقیقی و پژوهشی به منظور شناخت عوامل بالقوه در جهت افزایش توان علمی در رابطه با مسائل بهداشتی

- گسترش و تعمیم امکانات بهداشتی و درمانی در سطح جامعه از طریق سازمان ها و موسسات درمانی و مراکز بهداشتی

 وظایف:

- آموزش دانشجویان در رشته های مختبف علوم پزشکی و پیرا پزشکی و توسعه و تعمیم آموزشی پزشکی

- انجام تحقیقات علمی و بالینی در رشته های مختلف علوم پزشکی و پیرا پزشکی بر حسب نیازهای بهداشتی ، درمانی و اجتماعی

- برقراری روابط دانشگاهی و مبادله استاد و دانشجو با دانشگاه های داخل یا خارج از کشور از طریق قراردادهای فرهنگی

 - تشکیل سمینارها و کنفرانس های علمی و آموزشی

 - ترجمه و تألیف کتب و نشریات در زمینه های مختلف علوم پزشکی

نظارت و کوشش در اجرای دقیق سیاست کلی وزارت به منظور تأمین بهداشت عمومی و ارتقاء و سطح آن از طریق کاربرد برنامه های بهداشتی به ویژه در زمینه:بهداشت محیط و مبارزه با بیماری ها ،بهداشت خانواده و مدارس ،بهداشت کار شاغلین با تأکید بر الویت ها مراقبت بهداشت اولیه خصوصأ مادران و کودکان.

- هدایت و ارشاد مسئولین برنامه ریزی در تهیه طرح ها و برنامه های واحد های تابع و تلفیق و هماهنگ کردن برنامه ها با عنایت بر الویت ها.

- نظارت بر انجام مطالعات و بررسی های جمعیتی و تجزیه آمارهای استخراجی در ارتباط با طرح ها و برنامه های بهداشتی درمانی ، به منظور آگاهی از کیفیت و کمیت فعالیت ها در زمینه بهداشتی و درمانی.

- نظارت بر اجرای دقیق ضوابط مربوط به نگهداری ، مصرف ،مخدر ، خوراکی ها ، آشامیدنی ، بهداشتی ، فرآورده های دارویی ، تجهیزات و ملزومات ، مواد مصرفی پزشکی و توانبخشی

- نمایندگی قانونی دانشگاه در قبال اشخاص حقیقی و حقوقی و شرکت در کلیه مراجع قانونی با حق انتخاب وکیل.

وظایف واحدهای مرکزی:

شورای دانشگاه

v   تعیین ضوابط و شرایط گزینش دانشجویان در دانشگاه با رعایت مقررات مربوط.

v   ایجاد خواهش های توسعه و گسترش سطح آموزش با توجه به نیاز جامعه و امکانات کشور.

v   تعیین خط مشی ها در زمینه پیشرفت و اصلاح امور

v   بررسی و تصویب طرح ها و پیشنهادها که موجب ترقی واصلاح امور دانشگاه می شود.

  هیئت ممیزه

ü    تصدیق صلاحیت مدرسان رسمی و قرار دادی دانشگاه

ü   رسیدگی به مدارک و تصویب صلاحیت تدریس استادان غیر دانشگاهی که برای تدریس دعوت شده اند.

ü    رسیدگی به اظهار نظر داولبان ورود به خدمت در مراتب استادیاری و دانش یاری

      ریاست دانشگاه

Ø    نظارت بر اجرای خط مشی های تعیین شده در قالب سیاست های علمی ، آموزشی ، پژوهشی.

Ø    نظارت بر فعالیت های آموزشی،فرهنگی ، درمانی ، اداری ، مالی ، عمرانی و خدمات دانشگاهی.

Ø    برقراری هماهنگی بین واحدهای مختلف دانشگاه و شبکه های بهداشت و درمان شهرستان

Ø     نظارت بر نحوه استفاده از بودجه تخصیص یافته دانشگاه

Ø    تهیه و ارائه گزارش مربوط به روند فعالیت ها و پیشرفت های دانشگاه به مراجع ذیصلاح.

    دفتر ریاست دانشگاه و روابط عمومی

•      تهیه اعلامیه و بروشورهای مختلف در رابطه با مسائل دانشگاه

•      تهیه و تنظیم صورتجلسات شورا ها و کمیته هایی که در محدوده تشکیلات حوزه ریاست دانشگاه تشکیل می گردد.

•      بررسی و تنظیم نظرات و آراء عمومی  در رابطه با نحوه فعالیت دانشگاه به منظور آنها به رئیس دانشگاه.

•      آگاه ساختن مردم از پیشرفت ها و نتایج برنامه ها و فعالیت های دانشگاهی از طریق رسانه های جمعی و تشکیل جلسات و سخنرانیها.

•      نظارت و پیگیری امور که از سوی دانشگاه ابلاغ گردیده است.

   حراست

v  شرح حفاظت فیزیکی(با مدیریت دستگاه اجرایی)

v  آموزش و توجیه کارکنان در خصوص مراقبت های حفاظتی از تاسیسات و اماکن

v  طبقه بندی تاسیسات بمنظور تامین حفاظت لازم از آنها.

v  کنترل تردد کارکنان و مراجعین در تاسیسات و اماکن مربوطه.

v  نظارت بر تشکیل کلیه جلسات و گردهمائی ها و تامین حفاظت آنها

v  شرح وظایف حفاظت از اسناد.

v  تشکیل بایگانی محرمانه.

v  ورود کارت شناسایی تردد برای کارکنان.

v  نظارت و هماهنگی بر فعالیتهای حراست اسناد سازمان های وابسته.

v  نظارت بر حسن انجام مراقبت های حفاظتی در امر گردش اسناد طبقه بندی شده.

v  ایجاد دبیرخانه محرمانه به منظور دریافت ، ثبت و صدور نامه ها، کشف رمز ، اخذ تلگراف.

    گزینش

ü   اجرای دستورالعملها و بخش نامه های هیئت علمی گزینش و هیئت مرکزی مربوطه.

ü   بررسی و تعیین صلاحیت عقیدتی ، سیاسی و اخلاقی.

ü   رسیدگی به شکایت شاکیان که توسط هیئت سلبق مردود شده اند.

ü   مراجعه و مشاوره و تبادل نظر با هیئت مرکز در مدار پیش بینی نشده.

ü   انجام سایر امور محوله از طرف هیئت مرکزی .

ü   پیشگیری و جلوگیری از نفوذ عناصر اخلالگر و فرصت طلب نفوذی.

   نمایندگی دانشگاه تهران

Ø   انجام کلیه امور دانشگاه تهران به منظور سرعت بخشیدن به کارهای دانشگاه در رابطه با سازمان ها و وزارتخانه ها

Ø   پاسخگویی به سوالات و تقاضای مراجعه کنندگان در رابطه با مسائل آموزشی و پژوهشی و اداری دانشگاه

Ø   انجام خرید مایحتاج دانشگاه و صدور ترخیص کالاهایی که در گمرک تهران وارد گردیده اند.

Ø   انجام امور اتباع بیگانه ای که به نحوی از انحا در رابطه با دانشگاه می باشد.

Ø   ایفای نقش رابطه با دانشگاه با اشخاص حقیقی و حقوقی در تهران.

   اداره ارزشیابی و رسیدگی به شکایات

v  گزارش نارسایی ها و اشکالات احتمالی به ریاست دانشگاه.

v  دریافت شکایات کارکنان و ارائه آن به مراجع ذیربط.

v  نظارت بر حسن ارزشیابی و محفوظ داشتن دستورالعمل ها و ضوابط ابلاغی از طرف سازمان امور اداری و استخدامی کشور.

v  ارتباط مستمربا واحد ارزشیابی سازمان امور اداری و استخدامی کشور به منظور هماهنگی در نحوه ی اجرای برنامه ها ی معاونت دانشجویی و فرهنگی .

v  شرکت در کمیته ها ، کنفرانس ها ، کمیسیون ها.

v  ایجاد هماهنگی بین فعالیت های واحد های تابعه.

v  اتخاذ تصمیم در مورد مسائل انظباطی دانشجویان.

v  نظارت بر اجرای خدمات دانشجویی و فعالیت ها ی فوق برنامه.

 

 مدیریت امور دانشجویی

ü    نظارت بر حسن اجرای فعالیت های ادارات تابعه.

ü    رعایت مصوبات انظباطی دانشجویان.

ü    تهیه و تدارک بر پخت غذای دانشجویان با توجه به آمار غذایی آنها.

ü    ایجاد هماهنگی در اجرای امور رستورانها از قبیل نحوه فروش بلیط ، بهداشت سلف سرویس ها.

ü    اجرای خطی مشی های تعیین شده در امور دانشجویی.

ü    مدیریت امور فرهنگی و فوق برنامه و تربیت بدنی.

ü    برقراری گردهمایی جهت مراسم های مذهبی ، اجتماعی.

ü    تشکیل و برپایی کلاسهای هنری ، خط ، نقاشی به منظور افزایش قابلیت ها.

ü    انجام برنامه های فوق برنامه بریا دانشجویان و کارکنان دانشگاه.

ü    نظارت بر تشکیل و برپایی کلاس های فنی ، هنری .

ü    نظارت بر استفاده از تسهیلات ورزشی و آموزشی ، علمی و نظری

 

آشنایی با برنامه کار روزانه مدیر و کارکنان سازمان

برنامه ریزی یکی از اساسی ترین ارکان مدیریت بوده و در وافع ارائه راهکارها در جهت نحوه سیر فعالیت های سازمان در آیند. تعاریف بسیاری توسط اندیشمندان از برنامه و برنامه ریزی شده است  و به طور کلی می توان برنامه را اینگونه تعریف کرد مجموعه اقداماتی است که شامل پیش بینی تعیین و تجزیه اهداف و تشخیص راهکارهای اساسی در برخورد با فرصت ها و تهدید های احتمالی و تغییرات و دگرگونی های محیطی همسو و غیر همسو در جهت کاهش ریسک و به حداکثر رساندن درجه اطمینان ، برای کسب موفقیت در کوتاهترین زمان ممکن می باشد.

در این سازمان (دانشگاه علوم پزشکی مازندران) ساعت ورود کارکنان به سازمان ساعت 7:15 و ساعت خروج آنها از سازمان راس ساعت 14:15 می باشد.

در این سازمان مرخصی به چند نوع است:

v   مرخصی استعلاجی که خود به دونوع مب باشد::1- مرخصی به علت بیماری که 4 ماه در سال (حداکثر) 2-